زندگینامه کامبیز دیرباز؛ از شروع بازیگری تا اخراجی ها و درباره ازدواج و زندگی شخصی

زندگینامه کامبیز دیرباز؛ از شروع بازیگری تا اخراجی ها و درباره ازدواج و زندگی شخصی

کامبیز دیرباز از بازیگران خوش آتیه و معروف سینمای ایران است که با بازی در نقش مجید سوزوکی به معروفیت رسید. در این بخش از سایت ادبی و هنری و روزانه قصد داریم نگاهی کامل بر زندگی هنری و شخصی این هنرمند محبوب داشته باشیم. پس اگر به زندگی این هنرمند علاقه دارید، در ادامه با ما باشید.

فهرست موضوعات این مطلب

تولد و اوایل زندگی

کامبیز دیرباز در 12 شهریور سال 1354 در شهر تهران متولد شد. او در این شهر رشد کرده و ب مدرسه رفت. در دوران دبیرستان اولین علاقه‌ها به بازیگری در او پیدا شد. کامبیز دیرباز درباره این دوران از زندگی خود گفته است: دو سال قبل از اینکه دیپلم بگیرم احساس می کردم که باید در مورد تحصیلات دانشگاهی خودم تصمیم گیری کنم. به همین جهت دو سال آخر هنرستان برای گرفتن دیپلم رشته الکترونیک خواندم، اما علاقه ام به بازیگری سینما آن قدر زیاد شده بود که در کارهای فوق برنامه هنری هنرستان هم شروع به فعالیت کردم و شک نداشتم باید رشته بازیگری را انتخاب کنم، به این جهت کنکور دادم و قبول شدم و به دانشکده رفتم.

اولین بازی مقابل دوربین

اولین بازی مقابل دوربین

بعد از حضور در چندین تست بازیگری، کامبیز دیرباز برای بازی در فیلم دختران انتظار انتخاب شد. دختران انتظار فیلمی به کارگردانی رحمان رضایی، نویسندگی محمدهادی کریمی و تهیه‌کنندگی داریوش بابائیان و رحمان رضایی که در سال 1378 ساخته شد و در سال 1379 در سینماهای ایران به نمایش درآمد.

داستان این فیلم درباره سعید مسرور دانشجوی پزشکی است که برای پرداخت بدهی خود به سام مجبور می‌شود برای گرفتن وام ازدواج با دختر دانشجویی به نام روشنک به شکل صوری ازدواج کند. از طرفی، شراره دختر سام به سعید علاقه‌مند شده و…

مطلب مشابه: بیوگرافی شهرام حقیقت دوست بازیگر + عکس های همسر و زندگی شخصی او

مطلب مشابه: بیوگرافی هوتن شکیبا؛ از شروع بازیگر تا صداپیشگی و ازدواج و 5 فیلم برتر او

فیلم دوئل و سیمرغ بلورین

فیلم دوئل و سیمرغ بلورین

سال 1382 از مهم‌ترین سال‌های بازیگری کامبیز دیرباز بود. سالی که در فیلم دوئل به ایفای نقش پرداخت. دوئل فیلمی به کارگردانی و نویسندگی احمدرضا درویش و تهیه‌کنندگی تقی علیقلی‌زاده است که در 20 آبان 1383 بر روی پرده سینما رفت.

همچنین دوئل، نخستین فیلم سینمایی ایران بود که با صدای دالبی دیجیتال ضبط شد. دوئل یکی از گران‌ترین فیلم‌های مستقل در تاریخ سینمای ایران است. این فیلم موفق به دریافت 8 سیمرغ بلورین از بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر شد.

داستان فیلم حول یک گاوصندوق می‌چرخد. در بحبوحه جنگ عده‌ای تلاش می‌کنند از خروج یک گاو صندوق از کشور جلوگیری کنند. نقش اول فیلم، زینال، در این بین به حسن نیت آن‌ها شک کرده و سعی می‌کند گاو صندوق را از چنگ آن‌ها در بیاورد. گاو صندوق در اروند غرق می‌شود و زینال اسیر می‌شود. داستان فیلم 20 سال بعد و پس از آزادی زینال ادامه می‌یابد و در حین درگیری برای تصاحب گاوصندوق حقایقی کهنه را آشکار می‌شود.

فیلم اخراجی‌ها و آغاز معروفیت

فیلم اخراجی‌ها و آغاز معروفیت

اخراجی‌ها بدون هیچ شک و تردیدی بهترین و معروف‌ترین فیلم کامبیز دیرباز است. اخراجی‌ها فیلمی طنز-جنگی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی مسعود ده‌نمکی و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله کاسه‌ساز محصول 1385 است.

اخراجی‌ها پس از دو مستند فقر و فحشا و کدام استقلال؟! کدام پیروزی؟! نخستین فیلم داستانی ده‌نمکی است. کتاب اخراجی‌ها یک سال پس از ساخت این فیلم به چاپ رسید. این فیلم پرفروش‌ترین فیلم در سال 1386 شد.

داستان درباره مجید از اراذل جنوب تهران است که عاشق دختر پیرمرد عارفی به‌نام میرزا می‌شود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او می‌داند. مجید تصمیم می‌گیرد برای اثبات سر به راه شدنش به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او می‌شوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفت‌هایی وجود دارد اما با ضمانت میرزا و یکی دیگر از رزمنده‌ها آنها به پادگان آموزشی می‌رسند. هدف هر کدام از افراد گروه برای رفتن به جبهه به نوبه خود بامزه و با توجه به زمانی که فیلم داستان خودش را روایت می‌کند عجیب است.

سریال در چشم باد

سریال در چشم باد

یکی دیگر از کارهای بسیار مهم کامبیز دیرباز که بسیار حائر اهمیت است، سریال در چشم باد نام دارد. در چشم باد یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی مسعود جعفری جوزانی در ژانر تاریخی حماسی خانوادگی است که از 5 تیر 1388 تا 28 خرداد 1389 از شبکه یک سیما پخش شده است. این مجموعه یکی از بهترین و ماندگارترین سریال‌های تاریخ تلویزیون ایران و در زمرهٔ سریال‌های الف ویژه به‌شمار می‌رود.

در چشم باد به وقایع سیاسی و اجتماعی سه بخش از تاریخ ایران در سال‌های 1300، 1320 و 1360 در بستر زندگی فردی به نام بیژن ایرانی می‌پردازد، که بخش اول، دورهٔ قیام جنگل و آغاز زمامداری رضا شاه پهلوی، بخش دوم، جنگ جهانی دوم و بخش سوم، بعد از انقلاب 1357 و جنگ ایران و عراق را در بر می‌گیرد.

تولید این مجموعه توسط مرکز سیمافیلم انجام شده است و فیلمبرداری آن که از مهر 1382 در لوکیشنی واقع در شمال ایران آغاز شده بود، ۵ سال به طول انجامید و اواخر 1387 به پایان رسید.

مطلب مشابه: بیوگرافی تام هنکس بازیگر پر افتخار هالیوودی؛ کارنامه هنری و زندگینامه شخصی

مطلب مشابه: بیوگرافی مهدی سلطانی + 0 تا 100 زندگی شخصی و هنری و عکس های او و همسرش

سریال نابرده رنج

سریال نابرده رنج

بعد از موفقیت سریال در چشم باد، کامبیز دیرباز تصمیم گرفت باری دیگر در یک مجموعه تلویزیونی به نام نابرده رنج به ایفای نقش بپردازد. نابرده رنج یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی علیرضا بذرافشان، نویسندگی علیرضا بذرافشان، سارا خسروآبادی و تهیه‌کنندگی مجید مولایی و محمود رضایی است که از 1 تیر تا 4 مرداد 1390 از شبکه سه سیما پخش شده است. تیتراژ پایانی این مجموعه تلویزیونی با صدای احسان خواجه امیری بود.

نابرده رنج از سریال‌های موفق و پرمخاطب در زمان خود به‌شمار می‌رود که در کنار سریالی چون وضعیت سفید به عنوان یکی موفق‌ترین و بهترین سریال‌های دهه 90 از آن یاد می‌شود، این مجموعه در زمان پخش مورد توجه رسانه‌ها، منتقدان و مخاطبان واقع شد و نقدهای زیادی که اکثراً مثبت بود دربارهٔ آن صورت گرفت.

داستان این مجموعه به سال‌های دهه شصت و زمان جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد. سریال در مورد جوانی به نام اسد (با بازی کامبیز دیرباز) است که در تهران قدیم و در محله پامنار زندگی می‌کند. اسد با شخصی به نام منوچهر (سیاوش طهمورث) که فردی پولدار است و در دروازه شمرون زندگی می‌کند، آشنایی دارد. اسد به دلیل قاچاق کالا به زندان می‌افتد و در همین هنگام، پدرش فضلعلی (با بازی صدرالدین حجازی) درمی‌گذرد و پس از مرگ وی دفتر خاطرات پدر به اسد می‌رسد. اسد با خواندن این دفترچه متوجه می‌شود که در روستایی با نام سلمت آباد در نزدیکی شهر مرزی پاوه گنج خانوادگی پنهان است و به همین دلیل از زندان فرار می‌کند تا با پیدا کردن گنج کمکی برای خانواده خود انجام دهد…

زندگی شخصی و ازدواج

زندگی شخصی و ازدواج

کامبیز دیرباز در سال 1378 ازدواج کرده و دختری به نام نیاز دارد. ایشان درباره زندگی شخصی‌اش گفته است: همسرم در همان دانشکده ای که درس می خواندم در رشته ادبیات نمایشی تحصیل می کرد و الان چند سال است که ترجیح داده به عنوان معلم فعالیت کند. با وجود آنکه معلمی کار سختی است، چون به این کار علاقه دارد، صبورانه تحمل می کند.

همسرم، نه فقط کارهای مرا دنبال می کند، بلکه همیشه در انتخاب نقش نیز به من مشورت می دهد و بعد از دیده شدن کارم، یکی از منتقدان سر سخت است.

پدرم هم که مردی با سلیقه و با حوصله است فیلم هایی از اولین تئاتری که بازی کرده ام تا آخرین سریالی که در آن حضور داشته ام، را در آرشیو دارد و بارها آنها را دیده و جالب است بدانید خیلی از کارهایی را که خودم ندارم پدرم در آرشیو خود و در کنار نشریاتی که با من مصاحبه کرده اند نگهداری می کند. به وجود پدرم و همسرم که با این کارهایش به من انرژی مثبت می دهد افتخار می کنم…

خجالتی هستم

دغدغه ام انسان بودن است. خجالتی هستم. سعی می کنم در شرایطی که فشارهای اقتصادی و ترافیک و… است زود عصبانی نشوم؛ خونسردی ام را حفظ کنم و چون خانواده هفتاد میلیونی دارم که کارهای مرا دنبال می کنند سعی می کنم مثل یک پسر خلف برای خانواده باشم. در اوقات فراغت اگر در آموزشگاه بازیگری نباشم، فیلم می بینم و روزهای جمعه می خوابم.

ژانر طنز سخت است

من همیشه سعی داشته ام از تمام بازیگران ایرانی یاد بگیرم به همین دلیل فیلم های همکارانم را می بینم، اما راستش را بخواهید، در عالم بازیگری الگوی خاصی نداشته ام و هر فیلمنامه ای را که انتخاب کنم، خودش برایم الگو می شود.

البته، بازی در ژانر طنز سخت است، چون از شخصیت خود بازیگر دور است، به اضافه اینکه خنداندن تماشاگر ایرانی سخت پسند و خوش سلیقه، کار سختی است، شما اگر لطیفه های انگلیسی را در کتاب ها مرور کنید خواهید دید همه شان بی مزه است، اما خود آنها می خندند، اما ایرانی ها به هر چیزی نمی خندند.

من در یکی دو کار طنزی که داشته ام، نتیجه گرفته ام که کار طنز خیلی سخت است. به همین جهت همیشه سعی کرده ام در حیطه ای که بلد نیستم، ورود نکنم و فقط در حدی که به آن طنز موقعیت می گویند، وارد شوم و اغلب به دوستانم که کار کمدی می کنند غلطه خورده ام و حتی می توانم بگویم به آنها حسادت کرده ام که چه توانایی بالایی دارند به عنوان مثال رضا شفیعی جم در تیپ سازی کمدی خیلی توانمند است.

مطلب مشابه: بیوگرافی پارسا پیروزفر؛ درباره زندگی شخصی، ازدواج و کارهای هنری این بازیگر

مطلب مشابه: بیوگرافی میترا حجار؛ اطلاعات جالب درباره زندگی شخصی و لیست فیلم های خانم بازیگر

بازیگر باید خودش را مدیریت کند

احمدرضا درویش، که من بازیگری را از او یاد گرفته ام، همیشه به من می گفت تو باید خودت را مدیریت کنی و اینکه کجا بروی، چه لباسی بپوشی، در کجا حاضر باشی و… مثال می زد که بسیاری از رفتارها را جامعه جرم نمی داند، اما برای تو که رشته بازیگری را انتخاب کرده ای، آن رفتارها در بعضی شرایط جرم است. به طور مثال تا حالا دیده ای که یک روحانی با لباس روحانیت ترک موتورسیکلت بنشیند؟ این کار جرم نیست، اما فرد روحانی به احترام لباسی که به تن دارد، هیچ گاه این کار را انجام نمی دهد.

حرف های احمدرضا درویش، همیشه آویزه گوش من است، مراقبت کردن از خود یعنی زندگی سالم و اینکه از فرد بازیگر اخلاق بد مشاهده نشود و… همه چیز به خود بازیگر بر می گردد.

خودم را بازیگر موفقی نمی‌دانم

خودم را بازیگر موفقی نمی‌دانم

من خودم را بازیگر موفقی نمی دانم و معتقدم اگر بازیگری خودش را موفق بداند، تصورش نقطه پایان، برای اوست و به قول معروف نسخه خودش را به دست خودش پیچیده است. من فقط تلاش می کنم تا تماشاگر از کارم راضی باشد. شاید احترام گذاشتن به نظر مخاطب، یکی از دلایلی بوده که موجب شده کارم را با اشتیاق دنبال کنم. من همیشه موقع انتخاب نقش خودم را جای مخاطب می گذارم.

بارها در مطبوعات خوانده ام که همکارانم در مصاحبه هایشان گفته اند من این فیلم را برای دل خودم ساخته ام و اهمیتی به فروش آن نمی دهم. من نه فقط معنی این نوع جمله ها را نمی فهمم، بلکه چنین حرف هایی را قبول ندارم. یعنی چه که آدم برای دل خودش فیلم بسازد؟ کار ما بدون تماشاگر هیچ است.

در سینما دیر بجنبی فراموش می‌شوی

طی مدت 15 سالی که وارد زندگی حرفه ای شده ام همیشه خداوند را شاکر بوده ام که این قدر به من لطف داشته است. هر موقع به گذشته فکر می کنم با خودم به این نتیجه می رسم که اگر می شد به گذشته برگردم دقیقاً همان راهی را انتخاب می کردم که تا حالا رفته ام، زیرا از نظر زندگی کاری راهم را با عشق و آگاهی و شناختی که از استعداد و توانایی و علایق قلبی خود داشته ام، انتخاب کرده ام و از این جهت راضی هستم و خداوند را شکر می کنم.

من از بازیگری، هدف خاصی ندارم جز تجربه کردن کاراکترهای مختلف و راضی نگه داشتن مردمی که در 15 سال گذشته اجازه داده اند برای آنها کار کنم. کارها به طور مستقیم به رضایت مردم ارتباط دارد. تماشاگری که برای دیدن کار من بلیت می خرد و به سینما و تئاتر می آید، یا وقت می گذارد و پای تلویزیون می نشیند، باید از دیدن کار راضی باشد چون اگر رضایت نداشته باشد بلیت نمی خرد و به سینما نمی آید و در نتیجه تهیه کنندگان با من قرارداد نمی بندند و کم کار می شوم و وقتی کار نکنم، از یاد می روم.

همیشه حواسم هست که بازیگر هستم

من معتقدم بازیگری 80 درصدش تکنیک و 20 درصدش حس است، بنابراین در تمام مدتی که دارم بازی می کنم، باید حواسم باشد که بازیگر هستم و دارم نقشی را که به من محول شده بازی می کنم. بنابراین به محض اینکه آخرین پلان یک کاراکتر را بازی کردم، آن را یکسره از خودم دور می کنم تا درگیرش نشوم.

هر کاری که با حضور من در سینما یا تلویزیون نمایش داده می شود و مردم می بینند، بار مسئولیت مرا بیشتر می کنم خداوند این لطلف را به من داشته که دو سه تا از کارهایم در سینما و تلویزیون از جمله فیلم سینمایی «اخراجی ها(۱)» و «دوئل» و سریال «تب سرد» پربیننده بوده است. البته فقط به خاطر بازی من نبود که فیلم «اخراجی ها» فروش بالایی داشت، یا مجموعه «تب سرد» و…

کارها تیمی است و تمام چهل، پنجاه نفری که در یک پروژه زحمت می کشند، از تهیه کننده و کارگردان گرفته تا آبدارچی و مسئول تدارکات باید با هم همکاری کنند تا یک کار خوب ساخته شود.

هر کاری که در مقطع زمانی خودش پربیننده می شود مسئولیت بعدی مرا بیشتر می کند و اینکه، کار بعدی را چگونه انتخاب کنم تا کار قبلی خراب نشود شاید یکی از دلایلی که موجب شده در 15 سال گذشته سالی یک فیلم بازی کنم همین بوده.

بازیگری با فوتبال فرق دارد

بازیگری با فوتبال فرق دارد

بازیگری مثل فوتبال نیست که عمر محدودی داشته باشد، بازیگری عمری طولانی دارد و بازیگر اگر سالم زندگی کند مثل آنتونی کویین یا عزت الله انتظامی و جمشید مشایخی خودمان که هنوز در عرصه بازیگری فعالیت دارند، تا آخرین لحظات عمر می تواند کار کند. بنابراین برای بازی هیچ عجله ای ندارم و همیشه سعی داشته ام نقش هایم را درست انتخاب کنم.

من به نسبت کاراکتری که در یک فیلم یا سریال به عهده ام گذاشته شده، از روحیه یا تخیل خودم کمک می گیرم. به طور مثال، اگر نقش منفی باشد، چون نقش خیلی از شخصیت واقعی خودم دور است، سعی می کنم از تخیلم و کدهایی که فیلمنامه به من می دهد کمک بگیرم، اما اگر کاراکتر به من نزدیک باشد، ممکن است ناخودآگاه از نوع رفتارها و تکه کلام های خودم استفاده کنم.

فیلم موفق تک‌تیرانداز

فیلم موفق تک‌تیرانداز

یکی دیگر از آثار بسیار موفق کامبیز دیرباز بازی در فیلم تک تیرانداز است. تک‌تیرانداز فیلمی به کارگردانی علی غفاری و تهیه‌کنندگی ابراهیم اصغری محصول بنیاد فرهنگی روایت فتح در سال 1399 است.

این فیلم نخستین بار در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از دیدگاه ملی و بهترین جلوه‌های ویژه میدانی شد.

فیلم دربارهٔ یک تک تیرانداز ایرانی‌ به نام عبدالرسول زرین در جنگ ایران و عراق است که صدام برای سر او جایزه تعیین کرده‌است. بعثی‌های عراقی برای گرفتن جایزه، دنبال او هستند تا او را از پا دربیاورند.

صحبت‌های کامبیز دیرباز درباره این فیلم

تا قبل از این فیلم من خیلی شهید زرین را نمی‌شناختم و صرفا در حد چند خبر و مطلب در تلویزیون چیز‌هایی از ایشان دیده بودم. البته می‌دانستم که داریوش یاری مستندی درباره این شهید ساخته بود، اما هنوز پخش نشده بود و آن را ندیده بودم. زمانی که حضورم در این فیلم قطعی شد، اول از همه با پسر شهید زرین آقای دکتر زرین ارتباط برقرار کردم. ایشان هم محبت کرد هرچه اطلاعات درباره شهید وجود داشت در اختیار من گذاشت، از جمله فایل‌های صوتی محدود یا تک‌پلان ۳۰ ثانیه‌ای از پدرشان که خیلی ارزشمند بود؛ چون من ۳۰ ثانیه فرصت داشتم که قامت و فرم ایشان را ببینم.

سعی کردیم با سلاح‌های مشابه دوربین دار تمرین کنیم. وقتی اسلحه دست گرفتم، روی نوع استایل و نوع قرار گرفتن شخصیت برای تیراندازی تمرکز و تمرین کردم. چون ما بیشتر لحظه تیراندازی را می‌دیدیم و لحظه اصابت گلوله که یک پلان دیگر بود. برای همین آن‌چیز که به درد من می‌خورد، نحوه دست گرفتن اسلحه و فاصله چشم با دوربین و اندازه لگدی که اسلحه می‌زند و نوع انگشت روی ماشه گذاشتن و… بود.

درباره همه این‌ها با کارشناسان تحقیق و تمرین شد. فیلم‌های نمونه ایرانی و خارجی که صحنه‌های تیراندازی داشت را دیدم. حتی فیلم‌های شکارچیان مختلف را دیدم تا بتوانم نوع صحیح اسلحه دست گرفتن و تیراندازی را ببینم و یاد بگیرم.

سریال زخم کاری

سریال زخم کاری

همان‌طور که می‌دانید کامبیز دیرباز با بازی در سریال زخم کاری نیز بسیار دیده شد. زخم کاری یک مجموعهٔ نمایش خانگی ایرانی در ژانر درام جنایی به نویسندگی و کارگردانی محمدحسین مهدویان است که فصل اول آن بر پایهٔ رمان بیست زخم کاری نوشتهٔ محمود حسینی‌زاد و نمایشنامه مکبث نوشته ویلیام شکسپیر برای سرویس پخش فیلیمو ساخته شده است.

فصل دوم این سریال با نگاهی به نمایشنامه هملت نوشته ویلیام شکسپیر و طراحی قصه مهدویان نوشته شده است. فیلم‌برداری فصل نخست از اسفند 1399 آغاز گردید و تا تیر 1400 به‌طول انجامید.

فصل نخست زخم کاری نظرات اکثراً مثبتی از منتقدان دریافت کرد. این مجموعه با میانگین 20 میلیون دقیقه تماشا، پربیننده‌ترین مجموعه شبکه نمایش خانگی است و در بیست و یکمین دوره جشن حافظ نامزد هفت و برنده چهار جایزه از جمله جایزه بهترین مجموعه تلویزیونی و جایزه بهترین بازیگر زن درام برای آزادی‌ور شد. فصل‌های دوم و سوم این سریال با واکنش‌های ضد و نقیضی همراه شد.

سخن پایانی

بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفه‌ای کامبیز دیرباز بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این سلبریتی بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.

مطلب مشابه: بیوگرافی بابک حمیدیان؛ درباره زندگی شخصی و ازدواج و کارهای هنری این بازیگر

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.