بیوگرافی شهرام حقیقت دوست بازیگر + عکس های همسر و زندگی شخصی او

شهرام حقیقت دوست

در این بخش بیوگرافی شهرام حقیقت دوست بازیگر سینما و تلویزیون را آماده کرده ایم. اطلاعات زندگی شخصی و هنری و عکس های همسرش را هم در ادامه مشاهده می کنید.

بیوگرافی شهرام حقیقت دوست

شهرا حقیقت دوست بازیگر ایران متولد سال 1351 در شهر رشت است. او فارغ التحصیل رشته تئاتر است. نخستین بار در تئاتر پسر کارون ایفای نقش کرد که در سال 73 اجرا شد. از فیلم های او می توان به سرو زیر آب، معکوس، عطر داغ، شب چره، جاده قدیمف خداحافظ بچه و شوق پرواز اشاره کرد.

از همان دوران دانشجویی با اجراهای دانشجویی وارد عرصه هنر شد و کم کم بازی در نمایش های حرفه ای در عرصه تئاتر را تجربه کرد.

شهرام حقیقت دوست

کلاس بازیگری

او قبل از شروع تحصیل در رشته بازیگری، مدتی را در آموزشگاه حمید سمندریان بازیگری را آموخت. در آن زمان او با شهاب حسینی همکلاس بود.

شهرام حقیقت دوست

بازی در سریال خط قرمز

بازی در سریال خط قرمز در سال 1379 باعث شد که او بسیار معروف شود. او در فیلم ها و سریال های زیادی ایفای نقش کرده است که از می توان به جنایتف صبح روز هفتم، مخمصه، کلاشنیکف و … اشاره کرد.

شهرام حقیقت دوست

نخستین فیلم

نخستین فیلمی که شهرام حقیقت دوست در آن ایفای نقش کرد فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی بود.

او در حوزه تئاتر هم بسیار فعال بوده است و در نمایش های زیادی مانند مشروطه بانو، دن کامیلیوف همسایه آقا و … بازی کرده است.

شهرام حقیقت دوست

علایق و شخصیت

شهرام حقیقت دوست بسیار پر انرژی است و این انرژی را می تواند در کارهای او هم مشاهده کرد. او عاشق سفر است. بیشتر وقتش را فیلم می بیندف کتاب می خواند و تئاتر می رود. بایگری را خطرناک ترین کاری می داند که در زندگی انتخاب کرده است.

شهرام حقیقت دوست

ازدواج و همسش

او هنوز مجرد است. بارها در مورد ازدواج او شایعه سازی شده است. مدتی شایعه شد که او با خاطره اسدی ازدواج کرده است و باز هم شایعه شد که او با مهراوه شریفی نیا ازدواج کرده است که هر دو تکذیب شدند.

 

فیلم های شهرام حقیقت دوست

 

کارنامهٔ هنری فیلم‌های سینمایی

۱۳۹۶-معکوس (پولاد کیمیایی) ۱۳۹۶-سرو زیر آب (محمدعلی باشه آهنگر) ۱۳۹۶-عطر داغ (علی ابراهیمی) ۱۳۹۶-شب چره ( مهدی محمد نژادیان) ۱۳۹۵ – زیر سقف دودی (پوران درخشنده) ۱۳۹۵ – لابی (محمد پرویزی) ۱۳۹۵ – زرد (مصطفی تقی‌زاده) ۱۳۹۲ – هیلانه (شهرام مسلخی) ۱۳۹۲ – کلاشینکف (سعید سهیلی)

و…

مجموعه‌های تلویزیونی

جاده قدیم خداحافظ بچه شوق پرواز مختارنامه طلسم‌شدگان ثارالله

و…

 

جوایز

دریافت جایزه سوم بازیگری از جشنواره پانزدهم بین‌المللی تئاتر فجر برای خیابانی «ابتدا با عشق انتها از عشق» جایزه بهترین بازیگر نقش اول از دید مخاطبین-سریال خط قرمز ‌ کاندیدای تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول (جنایت) ‌ دوره۷ جشن خانه سینما-مسابقه ۱۳۸۲ کاندید لوح زرین بهترین بازیگر ‌ دوره ۴ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین‌های سال) سال ۱۳۸۳ ‌ کاندیدای بهترین بازیگر مرد برای تئاتر بیداری خانه نسوان

و…

شهرام حقیقت دوست

گفتگو با شهرام حقیقت دوست

با کدام کار به صورت جدی وارد عرصه بازیگری شدید؟

اولین کاری که جدی بود در سال های دانشجویی کار مرحوم حسین پناهی بود که در سالن اصلی تئاتر شهر آن را اجرا می کردیم، در سال ۱۳۷۶ با نام چیزی شبیه زندگی.

بین کارهایی که تاکنون در آنها بازی کرده اید کدام را نقطه عطف می دانید؟

خودم واقعا نمی توانم کارها را به این صورت مرزبندی کنم، چون این گونه مرزبندی ها را خودم ندارم، یکسری زا کارهای تئاتر و تلویزیونی و سینمایی ام است که آنها را دوست دارم، اما نقطه عطف را نمی دانم.

 

در میان کارهایی که بازی کرده اید کدام را بیشتر دوست دارید و به دلتان بیشتر از سایر نقش هایتان چسبیده است؟

کارهایی که با حسین کیانی در حوزه تئاتر کرده ام که در این سال ها حدود ۸، ۹ اجرا بوده است و در طول این اجراها خیلی چیزها یاد گرفته ام و خیلی تجربه ها کسب کرده ام، در حوزه سینما هم کارهایی که با آقای سجادی انجام داده ام.

من در طول مدتی که کارکرده ام کار خوب داشته ام، کار متوسط داشته ام اما همیشه همه کارها را با انرژی کامل انجام داده ام و کارهایی هم که بازخوردهای آنچنانی نداشته برای خودم به شخصه تجربه های خوبی بوده است.

چقدر اهل سینما رفتن و تئاتر دیدن هستید؟

تئاتر که خیلی، معمولا همه کارهای دوستانم را می بینم، چون چندین سال است به هر حال تئاتر کار می کنم و گروه ها را می شناسم و کارهای شان را می بینم و دنبال می کنم.

سینما هم می روم اما معمولا در جشنواره فیلم فجر، فیلم هایی را که در طول سال اکران می شود حدود هشتاد درصدش را می بینیم و آنهایی را هم که در جشنواره ندیده ام در طول سال وقت می کنم و در سینما می بینم.

کارگردانی بوده است که دوست داشته باشید با او همکاری کنید؟

الان آنقدر کارگردان های جوان و خوش ذوقی آمده اند که خیلی از آنها را ما نمی شناسیم و الان دیگر نمی توان گفت , که دوست دارم با فلان آدم کار کنم و من انتظارم این است که یک فیلمنامه خوب و یک گروه پرانگیزه معمولا در کنارم باشند.

من خودم آدمی هستم که خیلی انگیزه دارم برای کار و تمام توانم را می گذارم. دوست دارم آدم هایی هم که دور و برم هستند، مثل خودم باشند و علاقه دارم با این گروه های کار کنم , و اسم خاصی را نمی توانم بیاورم.

جایگاه کتاب در زندگی تان کجاست؟

معمولا کتاب می خوانم، چون اوقاتی که سر کار نیستم، اصولا آدمی نیستم که بریز و بپاش داشته باشم، معمولا خانه ام کتاب می خوانم، فیلم می بینم، به تئاتر می روم.

اگر بازیگر نمی شدید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

اگر این سوال در سه، چهار سال اول کارم از من پرسیده می شد چون هیجان کار داشتم جوابم قطعا این بود , که هیچ و من همیشه بازیگر می ماندم اما الان چون شرایط ما شرایط ویژه ای است, در کار هنری در ایران به خصوص در این دو، سه سال اخیر که شرایط به شدت برای کسانی که دارند کار می کنند،

دارد اذیت کننده می شود من الان جوابم این است که هم چنان دوست داشتم بازیگر بودم اما در شرایط بهتری در کشور.

چقدر اهل سفر کردن هستید؟

خیلی زیاد، سفر را بسیار دوست دارم، دوست دارم با آدم های جدید در ارتباط باشم، جاهای تازه را ببینم، معمولا هم هر فرصتی که پیش بیاید می روم.

در میان سفرهای مختلفی که رفته اید کجا برای شما جذاب تر بوده است؟

تقریبا همه آنها چون جایی است که فضای آن متفاوت تر است نسبت به جایی که در آن زندگی می کنی, و با آدم های جدیدی برخورد می کنی و جاهای جدید را می بینی و فرهنگ های تازه را کشف می کنی , به همین دلیل همه جا به من خوش می گذرد و جای خاصی نیست که بگویم که آن جا بیشتر به من خوش گذشته،

شاید اگر جایی با دوستانم به من بیشتر خوش گذشته و برایم جذاب تر بوده است اما این قطعا یک انتخاب دلی است و انتخاب منطقی ای نبوده است.

آشپزی خودتان چطور است؟

نه، اهل آشپزی نیستم، یا از بیرون سفارش می دهم یا غذای خانگی است که مادرم آن را پخته.

ورزش خاصی انجام می دهید؟

الان نه، چون درگیر کار می شوم و تمام وقت و زمانم گرفته می شود. معمولا خودم خانه ورزش های سبک انجام می دهم در حد نرمش و…

در فضاهای مجازی خیلی عکس از شما دیده اند که در استادیوم بوده اید، استادیوم رفتن از علاقه های تان است؟

استادیوم نه خیلی، شاید به خاطر اینکه یک دوره ای عکس های ما در استادیوم به خاطر بازی های والیبال با دوستانم در صفحه های اجتماعی دیده شد، اینگونه برداشت می شود، اتفاقا ترجیح می دهم که در خانه و شرایط ایده آل بازی ها را از تلویزیون تماشا کنم.

فوتبال را که به استادیوم تا حالا نرفته ام و نمی روم و فضای آن را نمی شناسم اما والیبال را چون با دوستان آشنایی داشتم، دوست داشتم به استادیوم بروم و فضای آن را تجربه کنم و وقتی بازی های ایران بود می رفتم و دنبال می کردم.

سرگرمی و تفریح خاصی دارید؟

سرگرمی هایم در حوزه کاری خودم است، تئاتر بروم و دوره تمرینی که دارم تئاتر کار می کنم واقعا سرگرمی من است، همچنین کتابی که می خوانم و فیلمی که می بینم و بیشتر فیلم می بینم و سرگرمی هایم همین ها هستند.

آدمی هستید که اهل هیجان و خطر باشید؟

ما اینقدر در حوزه کاری مان درگیر هیجان و خطر و استرس و… هستیم، فکر می کنم تمام ماهایی که داریم, در این شرایط کار هنری می کنیم مدام در معرض هیجان و خطر هستیم, و بیشتر از این هیجان و خطر را دوست ندارم تجربه کنم.

واقعا خطرناک ترین کار زندگی من است که دارم در این شرایط کار بازیگری انجام می دهم.

خیلی وقت ها شما را دوربین به دست دیده اند، آیا کار عکاسی هم انجام می دهید؟

من عکاسی را خیلی دوست دارم، یک زمانی سر فیلم هایی که می رفتم دوربین می بردم , و در زمانی که خودم خیلی کار نداشتم عکس های پشت صحنه می گرفتم و خیلی به عکاسی علاقه مندم، سوژه خاصی مدنظرم نیست.

بیرون می روم و سفر که می روم عکاسی از منظره می کنم یا سر کار از پشت صحنه عکس می گیرم.

بد نیست بدانید رفیق فابریک من؛ تئاتر

اولویت بازی در یکی از سه مدیوم تئاتر، سینما و تلویزیون را در درجه اول، متن پیشنهادی تعیین می کند؛ نمایشنامه خو بیا فیلمنامه خوب برای من فرقی نمی کند. اگر نمایشنامه خوبی پیشنهاد شود و دوست داشته باشم کار کنم، به راحتی فیلمی را که همزمان پیشنهاد شده اما احساس می کنمو

نمایشنامه را بیشتر دوست دارم، کنار می گذارم و به نمایش می پردازم و برعکس اگر فیلمی فیلمنامه خوبی داشته باشد، می روم سمت آن بخش.

علاقه شهرام حقیقت دوست به کار با حسین کیانی

دیگر انتخاب من به کارگردان و گروه کار برمی گردد. من سال هاست با بچه های خودمان کار می کنم، مثل حسین کیانی و دوستان دیگری که در این حوزه چند کار را تجربه کرده ایم.

این حوزه برای من همیشه یک جایی مثل خانه است، یعنی یک جایی که در آن یاد می گیرم و آرامش دارم. اینجا آدم هایی هستند که هم زبان من هستند. هم فکر من هستند.

با هم خوش می گذرانیم. فکر می کنیم. کتاب به یکدیگر معرفی می کنیم.

موسیقی های خوب گوش می کنیم و و به اشتراک می گذاریم. هم زبانیم. عرصه تئاتر برای من مانند خانواده است و اما حوزه سینما و تلویزیون خیلی برای من اینجوری نیست.

البته به این معنی نیست که آنجا را دوست نداشته باشم. اگر کار خوب باشد، می روم. بسیار هم دوست دارم و لذت می برم. تمام انرژی ام را هم می گذارم اما تئاتر برای من یک مقدار رفیق تر است، کمی بیشتر با من رفیق است. رفیق صمیمی من است.

سینما و تلویزیون هم دوستانم هستند ولی تئاتر رفیق فابریکم است.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید