غزل شماره ۱۳ از دیوان شمس مولانا (ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما)

غزل شماره ۱۳ از دیوان شمس مولانا را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. زبان غزلیات مولانا زیبا و شاعرانه است. او با استفاده از تشبیهات، استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق خود را به تصویر می‌کشد و این امر باعث جذابیت خاص اشعارش می‌شود.

غزل شماره ۱۳ از دیوان شمس مولانا (ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما)

غزل شماره ۱۳

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

ای گل ز اصل شکری تو با شکر لایق‌تری

شکر خوش و گل هم خوش و از هر دو شیرین‌تر وفا

رخ بر رخ شکر بنه لذت بگیر و بو بده

در دولت شکر بجه از تلخی جور فنا

اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر

از گل برآ بر دل گذر‌، آن از کجا این از کجا‌؟

با خار بودی همنشین چون عقل با جانی قرین

بر آسمان رو از زمین منزل به منزل تا لقا

در سرّ خلقان می‌روی در راه پنهان می‌روی

بستان به بستان می‌روی آن جا که خیزد نقش‌ها

ای گل تو مرغ نادری برعکس مرغان می‌پری

کامد پیامت زان سری پرها بنه بی‌پر بیا

ای گل تو این‌ها دیده‌ای زان بر جهان خندیده‌ای

زان جامه‌ها بِدریده‌ای ای کربز لعلین قبا

گل‌های پار از آسمان نعره‌زنان در گلستان

کای هر که خواهد نردبان تا جان سپارد در بلا

هین از ترشح زین طبق بگذر تو بی‌ره چون عرق

از شیشهٔ گلاب‌گر چون روح از آن جام سما

ای مقبل و میمون شما با چهرهٔ گلگون شما

بودیم ما همچون شما ما روح گشتیم الصلا

از گلشکر مقصود ما لطف حق‌ست و بود ما

ای بود ما آهن‌صفت وی لطف حق آهن‌ربا

آهن خَرَد آیینه‌گر بر وی نهد زخم شرر

ما را نمی‌خواهد مگر خواهم شما را بی‌شما

هان ای دل‌ِ مشکین‌سخن پایان ندارد این سخن

با کس نیارم گفت من آن‌ها که می‌گویی مرا

ای شمس تبریزی بگو سر‌ّ شهان شاه‌خو

بی حرف و صوت و رنگ و بو بی‌شمس کی تابد ضیا

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۲ از دیوان شمس مولانا (ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما)

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۱ از دیوان شمس مولانا؛ ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از مولانا، شاعر بزرگ ایرانی، در مورد عشق، زیبایی، و معنای زندگی است. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. بیت اول: ای باد بی‌قرار، به گل بگو که ما پیامی داریم. بگو که ای گل، چرا از باغ جدا شدی؟

   • توضیح: شاعر از باد می‌خواهد که پیغام او را به گل برساند و از او بپرسد چرا از مکان زیبا و آرامش‌بخش خود جدا شده است.

2. بیت دوم: ای گل، تو از اصل شیرینی، اما با شکر مقایسه می‌شوی. شکر و گل هر دو خوشمزه‌اند، اما وفا از هر دو شیرین‌تر است.

   • توضیح: شاعر می‌گوید که گل خود به تنهایی شیرین است، اما وفاداری و صداقت ارزش بیشتری دارد.

3. بیت سوم: صورتت را به شکر نزدیک کن و از آن لذت ببر و بوی خوبش را استشمام کن.

   • توضیح: شاعر به گل می‌گوید که از زیبایی و خوشبویی اطرافش لذت ببرد.

4. بیت چهارم: حالا که تو گل شیرینی هستی و دل‌گرم کننده‌ای، باید بدانی که هر چیز جای خودش را دارد.

   • توضیح: شاعر به گل می‌گوید که او در جایگاه خاصی قرار دارد و باید به آن افتخار کند.

5. بیت پنجم: تو با خارها هم‌نشین بوده‌ای، مانند عقل که با جان همراه است. حالا باید به آسمان بروی و به دیدار معشوقت برسی.

   • توضیح: شاعر به گل می‌گوید که او باید از وضعیت سخت خود رهایی یابد و به سوی هدف‌های بالاتر برود.

6. بیت ششم: تو در دل مردم می‌روی و در راه‌های پنهان حرکت می‌کنی. به باغ‌ها برو و جایی را پیدا کن که نقش‌ها در آنجا زنده می‌شوند.

   • توضیح: شاعر از گل می‌خواهد که به جستجوی زیبایی‌ها و معانی عمیق زندگی بپردازد.

7. بیت هفتم: ای گل، تو پرنده‌ای نادر هستی که متفاوت از دیگران پرواز می‌کنی. پیام تو از جایی آمده که باید پرهایت را کنار بگذاری.

   • توضیح: شاعر به گل می‌گوید که او خاص است و باید خود را از قید و بندها آزاد کند.

8. بیت هشتم: تو چیزهای زیادی دیده‌ای و بر جهان خندیده‌ای. از لباس‌های دنیوی خود رها شده‌ای.

   • توضیح: شاعر به گل اشاره می‌کند که او فراتر از ظواهر دنیوی رفته است.

9. بیت نهم: گل‌های زیبای آسمانی در باغ نعره می‌زنند و هر کس بخواهد باید جانش را فدای عشق کند.

   • توضیح: عشق و زیبایی ارزش فداکاری را دارند.

10. بیت دهم: ای گل، از این دنیا عبور کن و مانند عرق بر روی شیشه گلاب باش.

    • توضیح: شاعر می‌خواهد که گل از دنیا فراتر برود و به معنای عمیق‌تری دست یابد.

11. بیت یازدهم: ای زیبا روی با چهره گلگونت، ما هم مانند تو بودیم و اکنون روحانی شده‌ایم.

    • توضیح: شاعر بیان می‌کند که او نیز زمانی مانند گل بوده و اکنون به مقام بالاتری رسیده است.

12. بیت دوازدهم: هدف ما از گل شیرین، لطف خداوند است و ما آهنی هستیم که جذب محبت او می‌شویم.

    • توضیح: شاعر می‌گوید که همه چیز برای رسیدن به لطف خداوند است.

13. بیت سیزدهم: آهنی که آینه‌دار است زخم‌هایش را نشان می‌دهد، اما ما فقط شما را می‌خواهیم.

    • توضیح: شاعر می‌گوید که عشق واقعی نیازمند توجه و محبت است.

14. بیت چهاردهم: ای دلِ خوش سخن، این داستان پایان ندارد. من با هیچ کس نمی‌توانم صحبت کنم جز آن‌هایی که تو درباره‌شان می‌گویی.

    • توضیح: شاعر احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و می‌گوید فقط با افرادی که در قلبش هستند، ارتباط برقرار می‌کند.

15. بیت پانزدهم: ای شمس تبریزی، راز شاهان را بگو. بدون کلام و صدا، بدون رنگ و بو، بدون تو نور نمی‌تابد.

    • توضیح: شاعر از شمس تبریزی خواسته تا رازهای عمیق زندگی را برایش روشن کند.

در کل، این شعر بیانگر جستجو برای زیبایی، عشق، وفاداری و معنا در زندگی است. مولانا با استفاده از تصاویری زیبا و استعاره‌ها، احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و زیبایی بیان کرده است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۰ از دیوان شمس مولانا؛ مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

مطلب مشابه: غزل شماره ۹ از دیوان شمس مولانا؛ من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.