غزل شماره ۱۰۷ از غزلیات صائب تبریزی | خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را
بخش از سایت «روزانه» – با هدف ارائهٔ اشعار ناب صائب تبریزی همراه با تفسیری روان و قابلدرک برای همگان. غزل شماره ۱۰۷ از غزلیات صائب تبریزی، با مطلعِ پرمغزِ «خلق خوش چون صلح میسازد گوارا جنگ را…»، یکی از غزلهای اخلاقی و اجتماعیِ این شاعرِ سبک هندی است که در آن، به نقشِ «خلق خوش» و «نرمی» در تلطیفِ سختیها و برتریِ صلح و سازش بر جنگ و ستیز پرداخته شده است. صائب در این سروده، با تمثیلِ «مومیایی» که سنگ را نرم میکند، نشان میدهد که نرمخویی و خوشخلقی، حتی سختترین دلها و شرایط را نیز گوارا و قابل تحمل میسازد. او در ادامه، با تصاویری از «مرگِ آسانتر برای فقیران»، «آینهای که زنگارش با زخمهای نادیدنی پاک میشود» و «دیوانهای که از هوا سنگ برمیدارد»، به نابرابریهای اجتماعی، رنجهای پنهان و بیاثر بودن نصیحت بر دلِ آزرده اشاره میکند. در پایان، با اشاره به «ظاهرآرایان» که از «چشم شور» در امان نیستند و «راستی» که «حیله و نیرنگ» را در هم مینوردد، به نقدِ ریاکاری و ستایشِ یکرنگی میپردازد. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تکبیتهای آن، به بررسی درونمایهٔ صلح و سازش، نابرابری اجتماعی، و نقدِ تزویر خواهیم پرداخت.

غزل شماره ۱۰۷ از صائب تبریزی
خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را
می نماید چرب نرمی مومیایی سنگ را
بر فقیران مرگ آسان تر بود از اغنیا
راحت افزون است در کندن، قبای تنگ را
خورد از بس زخم های منکر از نادیدنی
مرهم زنگار کرد آیینه من زنگ را
گریه را در پرده دل آب و تاب دیگرست
حسن دیگر هست در مینا می گلرنگ را
گفتگوی ناصحان بر دل گرانی می کند
ور نه گیرد از هوا دیوانه من سنگ را
از نواهای مخالف می کشند آزار خلق
گوشمالی نیست حاجت ساز سیر آهنگ را
ظاهرآرایان ز چشم شور ایمن نیستند
نیست از خورشید پروایی گل بی رنگ را
سحر را تأثیر نبود در عصای موسوی
راستی در هم نوردد حیله و نیرنگ را
مفت شیطانند صائب کوته اندیشان که سگ
صید خود سازد به آسانی شکار لنگ را
غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۱۰۵ از غزلیات صائب تبریزی
غزل شماره ۱۰۴ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات صائب تبریزی
تفسیر این شعر

این غزل از صائب تبریزی، یکی از پرمضمونترین، عرفانیترین و تعلیمیترین سرودههای اوست. صائب در این شعر با زبانی شورمند و سرشار از تصاویر بدیع، از خوشخلقی، از فقر و ثروت، از زخم و مرهم، از گریه و می، از ناصحان، و از راستی و نیرنگ سخن میگوید. او میگوید که خوشخلقی، جنگ را گوارا میکند و نرمی، سنگ را مومیایی میسازد. در پایان، به صائب اشاره میکند که کوتهاندیشان، مفت شیطاناند.
فضای کلی غزل
صائب در این غزل با لحنی عرفانی و تعلیمی، به چند نکته اشاره میکند:
– خوشخلقی – خوشخلقی، جنگ را گوارا میکند.
– نرمی – نرمی، سنگ را مومیایی میسازد.
– فقر و ثروت – مرگ برای فقیران آسانتر از ثروتمندان است.
– زخم و مرهم – زخمهای منکر، آیینه را زنگار میکند.
– گریه و می – گریه در پرده دل، آب و تاب دارد.
– ناصحان – گفتگوی ناصحان، بر دل گرانی میکند.
– نوای مخالف – نوای مخالف، خلق را آزار میدهد.
– ظاهرآرایان – ظاهرآرایان، از چشم شور ایمن نیستند.
– سحر و عصای موسی – سحر، در عصای موسی تأثیر ندارد.
– راستی و نیرنگ – راستی، حیله و نیرنگ را در هم مینوردد.
– کوتهاندیشان – کوتهاندیشان، مفت شیطاناند.
تفسیر بیتبهبیت
بیت اول:
«خلق خوش چون صلح میسازد گوارا جنگ را / مینماید چرب نرمی مومیایی سنگ را»
– خوشخلقی، جنگ را گوارا میکند،
– نرمی چرب (لطیف)، سنگ را مومیایی میسازد.
نکته: خوشخلقی و نرمی، سختترین چیزها را نرم و گوارا میکند.
بیت دوم:
«بر فقیران مرگ آسانتر بود از اغنیا / راحت افزون است در کندن، قبای تنگ را»
– مرگ برای فقیران آسانتر از ثروتمندان است،
– در کندن قبای تنگ، راحت بیشتری است.
نکته: فقیران به مرگ راحتتر تن میدهند، زیرا تعلقات کمتری دارند.
بیت سوم:
«خورد از بس زخمهای منکر از نادیدنی / مرهم زنگار کرد آیینه من زنگ را»
– آیینه من از بس زخمهای منکر (انکار) از نادیدنی خورد،
– مرهم زنگار کرد و زنگ را (از خود) زدود.
نکته: آیینه (دل) صائب از زخمهای انکار، زنگار گرفت و مرهم زنگار شد.
بیت چهارم:
«گریه را در پرده دل آب و تاب دیگرست / حسن دیگر هست در مینا می گلرنگ را»
– گریه در پرده دل، آب و تاب دیگری دارد،
– حسن دیگری در مینا (جام) می گلرنگ است.
نکته: گریهی درونی، اثر و جذابیت دیگری دارد و می گلرنگ، زیبایی دیگری.
بیت پنجم:
«گفتگوی ناصحان بر دل گرانی میکند / ور نه گیرد از هوا دیوانه من سنگ را»
– گفتگوی ناصحان (نصیحتکنندگان)، بر دل گرانی میکند،
– وگرنه دیوانه من از هوا (هوس) سنگ را میگیرد.
نکته: نصیحت ناصحان، بر دل سنگینی میکند و دیوانه، از هوا سنگ برمیدارد.
بیت ششم:
«از نواهای مخالف میکشند آزار خلق / گوشمالی نیست حاجت ساز سیر آهنگ را»
– خلق از نواهای مخالف، آزار میکشند،
– ساز سیر آهنگ (هماهنگ)، نیازی به گوشمالی ندارد.
نکته: نواهای ناهماهنگ، خلق را آزار میدهد و ساز هماهنگ، نیاز به تنبیه ندارد.
بیت هفتم:
«ظاهرآرایان ز چشم شور ایمن نیستند / نیست از خورشید پروایی گل بیرنگ را»
– ظاهرآرایان از چشم شور، ایمن نیستند،
– گل بیرنگ، از خورشید پروایی ندارد.
نکته: ظاهرآرایان از حسادت در امان نیستند و گل بیرنگ، از خورشید نمیهراسد.
بیت هشتم:
«سحر را تأثیر نبود در عصای موسوی / راستی در هم نوردد حیله و نیرنگ را»
– سحر در عصای موسی تأثیر ندارد،
– راستی، حیله و نیرنگ را در هم مینوردد.
نکته: سحر در برابر معجزه موسی ناتوان است و راستی، بر نیرنگ پیروز میشود.
بیت نهم (مقطع):
«مفت شیطانند صائب کوتهاندیشان که سگ / صید خود سازد به آسانی شکار لنگ را»
– ای صائب، کوتهاندیشان، مفت (رایگان) شیطاناند،
– زیرا سگ، شکار لنگ را به آسانی صید خود میسازد.
نکته: کوتهاندیشان، طعمهی آسان شیطان میشوند.
تحلیل عمیقتر
۱. خوشخلقی
صائب میگوید که خوشخلقی، جنگ را گوارا میکند. این نشان از قدرت خوشخلقی در حل مشکلات دارد.
۲. نرمی
نرمی، سنگ را مومیایی میسازد. این نشان میدهد که نرمی و لطافت، سختترین چیزها را نرم میکند.
۳. فقر و ثروت
مرگ برای فقیران آسانتر است، زیرا تعلقات کمتری دارند. این نشان از رهایی فقرا از قید دنیا دارد.
۴. زخم و مرهم
آیینه (دل) صائب از زخمهای انکار، زنگار گرفت و مرهم زنگار شد. این نشان میدهد که رنج و انکار، دل را صیقل میدهد.
۵. گریه و می
گریه در پرده دل، آب و تاب دارد و می گلرنگ، زیبایی دیگری. این نشان از تأثیر گریه و می در عرفان دارد.
۶. ناصحان
گفتگوی ناصحان، بر دل گرانی میکند. این نشان میدهد که نصیحت ناصحان، گاهی سنگین و ناخوشایند است.
۷. نوای مخالف
نواهای مخالف، خلق را آزار میدهد و ساز هماهنگ، نیاز به تنبیه ندارد. این نشان از اهمیت هماهنگی در زندگی دارد.
۸. ظاهرآرایان
ظاهرآرایان از چشم شور ایمن نیستند و گل بیرنگ، از خورشید پروایی ندارد. این نشان میدهد که ظاهرآرایی، انسان را در معرض حسادت قرار میدهد.
۹. سحر و عصای موسی
سحر در عصای موسی تأثیر ندارد و راستی، حیله و نیرنگ را در هم مینوردد. این نشان از پیروزی راستی بر نیرنگ دارد.
۱۰. کوتهاندیشان
کوتهاندیشان، مفت شیطاناند و سگ، شکار لنگ را آسان صید میکند. این نشان میدهد که کوتهاندیشان، طعمهی آسان شیطان میشوند.
غزل شماره ۱۰۲ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۱۰۱ غزلیات صائب تبریزی
غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۹۹ از غزلیات صائب تبریزی
خلاصه به زبان ساده
صائب میگوید:
خوشخلقی، جنگ را گوارا میکند و نرمی، سنگ را مومیایی میسازد.
مرگ برای فقیران آسانتر از ثروتمندان است و در کندن قبای تنگ، راحت بیشتری است.
آیینه من از زخمهای انکار، زنگار گرفت و مرهم زنگار شد.
گریه در پرده دل، آب و تاب دارد و می گلرنگ، حسن دیگری.
گفتگوی ناصحان بر دل گرانی میکند و دیوانه، از هوا سنگ برمیدارد.
خلق از نواهای مخالف آزار میکشند و ساز هماهنگ، نیاز به گوشمالی ندارد.
ظاهرآرایان از چشم شور ایمن نیستند و گل بیرنگ از خورشید پروایی ندارد.
سحر در عصای موسی تأثیر ندارد و راستی، حیله و نیرنگ را در هم مینوردد.
ای صائب، کوتهاندیشان مفت شیطاناند و سگ، شکار لنگ را آسان صید میکند.
نکته پایانی
این غزل صائب، سرود خوشخلقی، راستی و پرهیز از کوتهاندیشی است. صائب در این شعر، با زبانی شورمند و تصاویری بدیع، از خوشخلقی، از فقر و ثروت، از زخم و مرهم، از گریه و می، از ناصحان، و از راستی و نیرنگ سخن میگوید. او میگوید که خوشخلقی، جنگ را گوارا میکند و نرمی، سنگ را مومیایی میسازد. در پایان، به صائب اشاره میکند که کوتهاندیشان، مفت شیطاناند. این غزل، یکی از بهترین نمونههای شعر عرفانی و تعلیمی صائب است که در آن، خوشخلقی، راستی و پرهیز از کوتهاندیشی به زیبایی به تصویر کشیده شده است.










