شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کارون چو گیسوان پریشان دختری …

شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. شعر فروغ بسیار خودمانی و صمیمی است. او از تجربیات شخصی، احساسات و دردهای خود می‌گوید که به شعرش یک حالت زندگی‌نامه‌ای و خودزندگی‌نامه‌ای می‌بخشد. این صداقت در بیان احساسات، خواننده را به شدت درگیر می‌کند. همچنین شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد

شعر شماره ۲۹

کارون چو گیسوان پریشان دختری

بر شانه های لخت زمین تاب می خورد

خورشید رفته است و نفس های داغ شب

بر سینه های پر تپش آب می خورد

دور از نگاه خیره من ساحل جنوب

افتاد مست عشق در آغوش نور ماه

شب با هزار چشم درخشان و پر زخون

سر می کشد به بستر عشاق بی گناه

نیزار خفته خامش و یک مرغ ناشناس

هر دم ز عمق تیره آن ضجه می کشد

مهتاب می دود که ببیند در این میان

مرغک میان پنجه وحشت چه می کشد

بر آبهای ساحل شط سایه های نخل

می لرزد از نسیم هوسباز نیمه شب

آوای گنگ همهمه قورباغه ها

پیچیده در سکوت پر از راز نیمه شب

در جذبه ای که حاصل زیبایی شب است

رویای دور دست تو نزدیک می شود

بوی تو موج می زند آنجا بروی آب

چشم تو می درخشد و تاریک می شود

بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق

بشکست و شد به دست تو زندان عشق من

در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار

ای شاخه شکسته ز طوفان عشق من

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز کن از سر گیسویم بند پند بس کن که نمیگیرم پند …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا به توصیف طبیعت و احساسات عاشقانه می‌پردازد و با تصاویری شاعرانه، لحظات شب و عشق را به تصویر می‌کشد. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. توصیف کارون: شاعر کارون (رودی در ایران) را به گیسوان پریشان دختری تشبیه می‌کند که بر روی زمین می‌رقصد. این تصویر نشان‌دهنده زیبایی و لطافت طبیعت است.

2. شب و گرما: او می‌گوید که خورشید رفته و شب با نفس‌های داغش بر روی آب تأثیر می‌گذارد. این توصیف احساس گرما و آرامش شب را منتقل می‌کند.

3. عشق و نور ماه: در ساحل جنوب، عشق به آرامی در آغوش نور ماه افتاده است. این نشان‌دهنده‌ی زیبایی و آرامش عشق در شب است.

4. شب و ستاره‌ها: شب با هزاران چشم درخشان (ستاره‌ها) به بستر عشاق بی‌گناه نزدیک می‌شود. این تصویر حس عاشقانه و رازآلودی را ایجاد می‌کند.

5. مرغ ناشناس: در نیزار (محل پر از نی) مرغی ناشناس در عمق تاریکی صدا می‌زند. این صدا نمادی از احساس تنهایی و جستجوی عشق است.

6. مهتاب: مهتاب (ماه) به دنبال دیدن مرغی است که در وحشت گرفتار شده است. این نشان‌دهنده‌ی تلاش برای درک احساسات دیگران است.

7. سایه نخل‌ها: سایه‌های نخل‌ها بر آب‌های ساحل شط به خاطر نسیم شب می‌لرزد. این تصویر حس لطافت و آرامش را به تصویر می‌کشد.

8. همهمه قورباغه‌ها: صدای قورباغه‌ها در سکوت شب پیچیده است. این صداها حس رازآلودی را ایجاد می‌کند.

9. جذبه زیبایی شب: زیبایی شب باعث می‌شود که رویای دوردست معشوق نزدیک‌تر شود. این نشان‌دهنده‌ی امید و اشتیاق شاعر به معشوقش است.

10. بوی معشوق: بوی معشوق بر روی آب موج می‌زند و چشم‌های او در تاریکی می‌درخشد. این تصویر عشق و زیبایی را به خوبی نشان می‌دهد.

11. دل شکسته: دل شاعر با تمام امید و اشتیاق شکسته شده و به دست معشوقش زندانی شده است. این نشان‌دهنده‌ی درد و رنج ناشی از عشق است.

12. رفتن معشوق: شاعر از رفتن معشوقش از دیار خود صحبت می‌کند و او را به عنوان “شاخه شکسته” توصیف می‌کند که از طوفان عشق او آسیب دیده است.

در کل، این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه، زیبایی‌های شب و طبیعت، و همچنین دردهای ناشی از جدایی و فقدان است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تو را می خواهم و دانم که هرگز …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ یاد بگذشته به دل ماند و دریغ …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.