غزل شماره ۷۸ از غزلیات حافظ؛ دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت …

غزل شماره ۷۸ از غزلیات حافظ را در روزانه برای شما دوستان آماده کرده‌ایم. زبان حافظ از زیبایی و ظرافت خاصی برخوردار است. او با استفاده از تشبیهات، استعاره‌ها و دیگر ابزارهای بلاغی، تصاویری زیبا و دلنشین خلق کرده که خواننده را مجذوب خود می‌کند. همچنین غزل شماره ۷۹ از غزلیات حافظ؛ کُنون که می‌دَمَد از بوستان، نَسْیمِ بِهِشْت … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۸ از غزلیات حافظ؛ دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت ...

غزل شماره ۷۸

دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت

بِشْکَسْت عَهْد، وَز غَمِِ ما، هیچ غَم نَداشت

یا رَب مَگیرَش اَرْچِه دِلِ چون کَبوتَرَم

اَفْکَنْد و کُشْت و عِزَّتِ صِیْدِ حَرَم نَداشت

بَر مَن، جَفا زِ بَخْتِ مَن آمَد وَگَرنَه یار

حاشا که رَسْمِ لُطْف و طَریقِ کَرَم نَداشت

با این هَمِه، هَر آن‌که نَه خواری کَشید اَز او

هَر جا که رَفْت، هیچ کَسَش مُحْتَرَم نَداشت

ساقی بیار بادِه و با مُحْتَسِب بِگو

اِنْکارِ ما مَکُن که چُنین جام، جَم نَداشت

هَر راهرو که رَه به حَریمِ دَرَش نَبُرْد

مِسْکین بُرید وادی و رَه دَر حَرَم نَداشت

«حافظ»! بِبَر تو گویِ فِصاحَت که مُدَّعی

هیچش هُنَر نَبود و خَبَر نیز هَم نَداشت

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات حافظ؛ بُلْبُلی، بَرگِ گُلی خوش‌رَنْگ در مِنْقار داشت …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات حافظ؛ جُز آسْتان تواَم در جَهان، پَناهی نیست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ شیرازی است و در آن احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی بیان شده است. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت:

   – شاعر می‌گوید که محبوبش (یار) جز ظلم و ستم چیزی برای او نداشت. این به معنای این است که عشق او به محبوبش، پر از درد و رنج بوده است.

2. بِشْکَسْت عَهْد، وَز غَمِ ما، هیچ غَم نَداشت:

   – او عهد و پیمانی که با او بسته بود را شکست و از غم‌های او هیچ احساسی نداشت. این نشان‌دهنده‌ی بی‌توجهی محبوب به احساسات شاعر است.

3. یا رَب مَگیرَش اَرْچِه دِلِ چون کَبوتَرَم:

   – شاعر از خداوند می‌خواهد که محبوبش را نگیرد، زیرا دل او مانند کبوتر است که به خاطر عشقش بسیار آسیب‌پذیر است.

4. اَفْکَنْد و کُشْت و عِزَّتِ صِیْدِ حَرَم نَداشت:

   – محبوب او را به زمین انداخته و کشته است و هیچ عزتی برای او باقی نگذاشته است. اینجا شاعر به احساس بی‌احترامی و ذلت اشاره می‌کند.

5. بَر مَن، جَفا زِ بَخْتِ مَن آمَد وَگَرنَه یار:

   – بدبختی و جفا بر او آمده و یار او نیز در این زمینه مقصر است. این نشان‌دهنده‌ی ناامیدی شاعر از شرایط زندگی‌اش است.

6. حاشا که رَسْمِ لُطْف و طَریقِ کَرَم نَداشت:

   – شاعر می‌گوید که هیچ نشانی از لطف و مهربانی در رفتار محبوبش وجود ندارد. اینجا به بی‌رحمی محبوب اشاره دارد.

7. با این هَمِه، هَر آن‌که نَه خواری کَشید اَز او:

   – با این حال، هر کسی که از محبوب رنج نبرده باشد، در هر جا که برود، احترام نخواهد داشت. این به این معناست که رنج کشیدن از عشق، نشانه‌ای از ارزشمندی است.

8. هَر راهرو که رَه به حَریمِ دَرَش نَبُرْد:

   – هر کسی که نتواند به حریم محبوب نزدیک شود، در واقع در مسیر عشق ناکام مانده است.

9. مِسْکین بُرید وادی و رَه دَر حَرَم نَداشت:

   – کسانی که از عشق دور می‌شوند، در واقع خود را از مسیر عشق جدا کرده‌اند و دیگر راهی به حریم محبوب ندارند.

10. «حافظ»! بِبَر تو گویِ فِصاحَت که مُدَّعی:

    ▪ حافظ از خود می‌خواهد که سخنرانی‌های زیبا و فصیحش را کنار بگذارد، زیرا کسی که ادعای هنر دارد، در واقع هنری ندارد.

11. هیچش هُنَر نَبود و خَبَر نیز هَم نَداشت:

    ▪ او می‌گوید که هیچ هنری در آن شخص وجود ندارد و همچنین هیچ خبری از هنر هم نیست.

این شعر به خوبی احساسات عاشقانه، ناامیدی، و درد ناشی از عشق را به تصویر می‌کشد و نشان‌دهنده‌ی تضاد بین امید و ناامیدی در عشق است. حافظ با استفاده از زبان زیبا و استعاره‌های عمیق، ما را به تفکر درباره‌ی عشق و رنج‌های آن دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات حافظ؛ خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی چیزی نیست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات حافظ؛ حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.