غزل شماره ۷۵ از غزلیات حافظ؛ خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی چیزی نیست …
غزل شماره ۷۵ از غزلیات حافظ را در روزانه قرار دادهایم. غزلیات حافظ به موضوعاتی چون عشق الهی و عشق زمینی پرداخته و این دو را به شکلی هنرمندانه در هم آمیخته است. این موضوعات برای بسیاری از خوانندگان جذاب و قابل تأمل هستند. همچنین غزل شماره ۷۶ از غزلیات حافظ؛ جُز آسْتان تواَم در جَهان، پَناهی نیست … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۵
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی چیزی نیست
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی چیزی نیست
جان درازیِ تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوَک مژگانِ تو، بی چیزی نیست
مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق
ای دل این ناله و افغان تو، بی چیزی نیست
دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت
ای گل این چاکِ گریبانِ تو، بی چیزی نیست
دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بی چیزی نیست
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات حافظ؛ حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات حافظ؛ روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ شیرازی، به بیان احساسات عمیق عشق و زیبایی میپردازد. در ادامه، متن شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بند اول:
شاعر میگوید که خواب و خیال زیبای چشمان معشوق (نرگس فتّان) بیمعنا نیست. او به زیبایی و جذابیت چشمهای معشوق اشاره میکند و میگوید که این خوابها و آرزوها به خاطر زیبایی او وجود دارند.
2. بند دوم:
در این بند، شاعر به لبهای معشوق اشاره میکند که مانند شیر شیرین هستند. او میگوید که این شیرینی، به مانند شکر در نمکدان (مقداری از شکر) است و بیمعنا نیست. یعنی لبهای او باعث ایجاد احساسات عمیق و شیرینی در دل او میشود.
3. بند سوم:
شاعر آرزو میکند که عمر معشوق طولانی باشد و میگوید که در کمان مژگان او (چشمهای زیبا) چیزی نهفته است. اینجا به قدرت و زیبایی چشمان معشوق اشاره دارد که میتواند دلها را تسخیر کند.
4. بند چهارم:
شاعر به غم و اندوه فراق (جدایی) اشاره میکند و میگوید که ناله و فریاد دل او ناشی از این درد است. اینجا نشاندهندهی رنجی است که از دوری معشوق به دل او میافتد.
5. بند پنجم:
در این بند، شاعر از بادی که از سر کوی معشوق گذشته صحبت میکند و به چاک گریبان او اشاره دارد. او میگوید که این زیبایی و لطافت، بیمعنا نیست و نشاندهندهی عشق و زیبایی معشوق است.
6. بند ششم:
شاعر در آخر میگوید که درد عشق اگرچه از چشمها پنهان است، اما این اشکها و دیدهی گریان او بیمعنا نیست. یعنی حتی اگر کسی نتواند درد عشق را ببیند، احساسات عمیق او قابل درک است.
جمعبندی
شعر حافظ درباره عشق، زیبایی و دردهای ناشی از آن است. او با استفاده از تصاویری زیبا و عمیق، احساسات انسانی را بیان میکند و ما را به تفکر درباره ارزشهای واقعی زندگی دعوت میکند. این شعر نشاندهندهی قدرت عشق و تأثیر عمیق آن بر روح انسان است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۲ از غزلیات حافظ؛ راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۱ از غزلیات حافظ؛ زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










