غزل شماره ۶۶ از غزلیات سعدی؛ هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است …

غزل شماره ۶۶ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. غزلیات سعدی به نوعی فلسفه زندگی را نیز در خود دارند. او با بیان نکات اخلاقی و اجتماعی، به خوانندگان یادآوری می‌کند که چگونه باید در زندگی عمل کنند و به چه ارزش‌هایی پایبند باشند. همچنین غزل شماره ۶۷ از غزلیات سعدی؛ فریاد من از فراق یار است وافغان من از غم نگار است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۶ از غزلیات سعدی؛ هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است ...

غزل شماره ۶۶

هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است

عشقبازی دگر و نفس‌پرستی دگر است

نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید

یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز

گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است

گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست

خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است

آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس

آدمی خوی شود ور نه همان جانور است

شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ

بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است

من خود از عشق لبت فهم سخن می‌نکنم

هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است

ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست

خصم آنم که میان من و تیغت سپر است

من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر

بند پایی که به دست تو بود تاج سر است

دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست

ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۵ از غزلیات سعدی؛ عیب یاران و دوستان هنر است سخن دشمنان نه معتبر است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۴ از غزلیات سعدی؛ این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوع عشق و رابطه‌های انسانی می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است / عشقبازی دگر و نفس‌پرستی دگر است

   – هر کسی نمی‌تواند ادعا کند که در عشق یا فهم عمیق از آن صاحب‌نظر است. عشق یک چیز است و خودپرستی یا نفس‌پرستی چیز دیگری.

2. نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید / یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

   – فقط به این دلیل که کسی می‌تواند رنگ‌ها را ببیند (سیاه و سفید)، نمی‌توان گفت که او حقیقت را می‌فهمد. درک واقعی نیاز به بینش عمیق‌تری دارد.

3. هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز / گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است

   – کسی که نمی‌تواند درد و رنج عشق را تحمل کند، نباید به عشق نزدیک شود، زیرا مانند پروانه‌ای است که به آتش نزدیک می‌شود و می‌سوزد.

4. گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست / خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است

   – اگر من از دوست خود شکایت کنم، نشان می‌دهد که صداقت ندارم. کسی که واقعاً عاشق باشد، از حال دوستش آگاه است و نمی‌تواند شکایت کند.

5. آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس / آدمی خوی شود ور نه همان جانور است

   – اگر انسان بتواند خواسته‌های نفسانی خود را کنترل کند، انسانیتش حفظ می‌شود؛ در غیر این صورت، او به حیوانی تبدیل می‌شود.

6. شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ / بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است

   – نوشیدن شربت (محبت) از دست محبوب، چه شیرین باشد و چه تلخ، برای عاشق بسیار ارزشمند است. او که تشنه محبت است، هر نوع طعم را می‌پذیرد.

7. من خود از عشق لبت فهم سخن می‌نکنم / هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است

   – من از عشق لب‌های تو سخن نمی‌گویم، اما هر چه تلخ‌تر باشد، برای من شیرین‌تر است؛ زیرا عشق تو برایم ارزشمند است.

8. ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست / خصم آنم که میان من و تیغت سپر است

   – اگر تو با شمشیر به من حمله کنی، با تو دشمنی نخواهم داشت. دشمن واقعی من آن چیزی است که بین ما فاصله می‌اندازد.

9. من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر / بند پایی که به دست تو بود تاج سر است

   – من هرگز نمی‌خواهم از این زنجیر (عشق) رها شوم، زیرا این زنجیر به دست توست و برای من ارزشمندترین چیز است.

10. دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست / ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است

    ▪ سعدی هرگز دستش را از دامن دوست جدا نخواهد کرد، زیرا نمی‌توان گفت که مروارید (عشق) خطرناک است؛ دریا (زندگی) همیشه خطر دارد.

در کل، این شعر درباره‌ی عمق عشق و پیچیدگی‌های آن صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که عشق واقعی نیاز به فداکاری، درک عمیق و تحمل درد دارد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۳ از غزلیات سعدی؛ از هر چه می‌رود، سخن دوست خوش‌تر است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۲ از غزلیات سعدی؛ اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیده‌ست؟

دسترسی سریع

فال و سرگرمی امروز

فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.

فال امروز ماه تولدت انتخاب فقط در همین مرورگر ذخیره می‌شود.
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.