غزل شماره ۵۹ از غزلیات سعدی؛ آن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهست …
غزل شماره ۵۹ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. سعدی با آثارش تأثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایرانی گذاشته است. اشعار او در طول تاریخ منبع الهام برای شاعران بعدی بوده و در بسیاری از محافل ادبی مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. همچنین غزل شماره ۶۰ از غزلیات سعدی؛ شب فراق که داند که تا سحر چندست … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۹
آن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهست
یا ملک در صورت مردم به گفتار آمدهست
آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار
باز میبینم که در عالم پدیدار آمدهست
عود میسوزند یا گل میدمد در بوستان
دوستان یا کاروان مشک تاتار آمدهست
تا مرا با نقش رویش آشنایی اوفتاد
هر چه میبینم به چشمم نقش دیوار آمدهست
ساربانا یک نظر در روی آن زیبا نگار
گر به جانی میدهد اینک خریدار آمدهست
من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند
خاصه این ساعت که گفتی گل به بازار آمدهست
گر تو انکار نظر در آفرینش میکنی
من همیگویم که چشم از بهر این کار آمدهست
وه که گر من بازبینم روی یار خویش را
مردهای بینی که با دنیا دگر بار آمدهست
آن چه بر من میرود در بندت ای آرام جان
با کسی گویم که در بندی گرفتار آمدهست
نی که مینالد همی در مجلس آزادگان
زان همی نالد که بر وی زخم بسیار آمدهست
تا نپنداری که بعد از چشم خواب آلود تو
تا برفتی خوابم اندر چشم بیدار آمدهست
سعدیا گر همتی داری منال از جور یار
تا جهان بودهست جور یار بر یار آمدهست
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۸ از غزلیات سعدی؛ اتفاقم به سر کوی کسی افتادهست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۷ از غزلیات سعدی؛ هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست …
تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی و با زبان شاعرانه به موضوع عشق و زیبایی میپردازد. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
بیت اول:
شاعر میگوید که آیا این معشوق من، مانند سروهای زیبا در باغ است که با رفتار دلنشینش به نظر میرسد، یا اینکه او یک موجود فرشتهگون است که در بین مردم ظاهر شده؟
بیت دوم:
شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند که مدتها پنهان بوده و حالا دوباره در عالم دیده میشود.
بیت سوم:
در اینجا شاعر به بوی خوش گلها و عودهایی که در باغ میسوزند اشاره میکند و میگوید که دوستان یا کاروانی از مشک (عطر) به اینجا آمدهاند.
بیت چهارم:
شاعر بیان میکند که وقتی با چهره معشوق آشنا شدم، هر چیزی که میبینم، برایم مانند دیواری است که مانع دیدن اوست.
بیت پنجم:
شاعر از زیبایی معشوق صحبت میکند و میگوید که اگر فقط یک نگاه به او بیندازم، جانم را به او میفروشم.
بیت ششم:
شاعر تصمیم میگیرد دیگر در خانه ننشیند و اسیر درد و غم نباشد، به ویژه زمانی که گفته شده گل (زیبایی) به بازار آمده است.
بیت هفتم:
اگر تو وجود خداوند را انکار کنی، من هم میگویم که چشمها برای دیدن زیبایی خلق شدهاند.
بیت هشتم:
شاعر میگوید اگر دوباره چهره محبوبش را ببیند، گویی دوباره متولد شده است.
بیت نهم:
شاعر بیان میکند که همه احساساتی که در بند عشق محبوب دارد، به کسی میگوید که خود نیز در بند گرفتار است.
بیت دهم:
شاعر به کسی اشاره میکند که در مجلس آزادگان ناله میکند، زیرا بر او زخمهای زیادی وارد شده است.
بیت یازدهم:
او از خواب آلودگی طرف مقابل صحبت میکند و میگوید وقتی تو رفتی، خواب من نیز از چشمم رفته است.
بیت دوازدهم:
سعدی در پایان میگوید اگر همتی داری، از ظلم معشوق ناله نکن؛ زیرا از آغاز دنیا، ظلم معشوق بر عاشق وجود داشته است.
به طور کلی، این شعر به زیباییهای عشق و احساسات عمیق انسانی پرداخته و نشاندهنده درد و لذتهای ناشی از عشق است. سعدی با زبانی دلنشین و استعارههای زیبا، عمق احساسات خود را بیان کرده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از غزلیات سعدی؛ ای کآب زندگانی من در دهان توست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات سعدی؛ مجنون عشق را دگر امروز حالت است …










