غزل شماره ۵۷ از غزلیات سعدی؛ هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست …
غزل شماره ۵۷ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. سعدی در برخی از غزلیات خود به نقد اجتماعی و سیاسی نیز پرداخته است. او با نگاهی تیزبینانه به مشکلات اجتماعی زمان خود، به نقد رفتارهای ناپسند میپردازد و تلاش میکند تا جامعه را به سمت اصلاح سوق دهد. همچنین غزل شماره ۵۸ از غزلیات سعدی؛ اتفاقم به سر کوی کسی افتادهست … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۷
هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست
الحان بلبل از نفس دوستان توست
چون خضر دید آن لب جانبخش دلفریب
گفتا که آب چشمهٔ حیوان دهان توست
یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان
بودش یقین که ملک ملاحت از آن توست
هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری
در دل نیافت راه که آنجا مکان توست
هرگز نشان ز چشمهٔ کوثر شنیدهای
کاو را نشانی از دهن بینشان توست
از رشک آفتاب جمالت بر آسمان
هر ماه ماه دیدم چون ابروان توست
این باد روحپرور از انفاس صبحدم
گویی مگر ز طرهٔ عنبرفشان توست
صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر
بینم که دست من چو کمر در میان توست
گفتند میهمانی عشاق میکنی
سعدی به بوسهای ز لبت میهمان توست
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از غزلیات سعدی؛ ای کآب زندگانی من در دهان توست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات سعدی؛ مجنون عشق را دگر امروز حالت است …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، سعدی، است و به توصیف زیباییها و جذابیتهای معشوق میپردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. نسیم گل و الحان بلبل: شاعر میگوید که هر صبح، نسیم خوشبو از باغ تو میآید و آواز بلبلها از نفس دوستان توست. یعنی زیبایی و خوشبویی تو باعث شادی و سرزندگی در دنیا میشود.
2. خضر و لب جانبخش: خضر (شخصیتی در ادبیات که به جوانی و زندگی جاودان مرتبط است) وقتی لبهای دلفریب تو را میبیند، میگوید که آب چشمهٔ حیات در دهان توست. این نشاندهندهٔ قدرت زندگیبخش عشق و زیبایی توست.
3. یوسف و بندگی: یوسف (شخصیتی معروف در داستانهای عاشقانه) خود را به خدمت تو درآورده است زیرا یقین دارد که زیبایی و ملاحت (دلربایی) از آن توست.
4. شاهدان و دلبری: هر کسی که در نظر میآید و به دلبری مشغول است، نمیتواند به اندازهٔ تو در دلها جا بگیرد. یعنی هیچ کس به زیبایی و جذابیت تو نمیرسد.
5. چشمهٔ کوثر: شاعر از چشمهٔ کوثر (منبع آب زلال در بهشت) صحبت میکند و میگوید که هیچ نشانی از آن وجود ندارد، مگر اینکه از دهان تو باشد. یعنی تو منبع تمام خوبیها و زیباییها هستی.
6. رشک آفتاب: آفتاب به خاطر زیبایی تو حسرت میخورد و هر ماهی که میبینم، مانند ابروهای توست. این نشاندهندهٔ زیبایی فوقالعادهٔ معشوق است.
7. باد روحپرور: باد صبحگاهی که روح را تازه میکند، انگار از طرهٔ موی خوشبو و عطرآگین تو میآید. یعنی وجود تو باعث شادابی و طراوت است.
8. صد پیرهن قبا: شاعر میگوید اگر بتواند، صد لباس زیبا (پیرهن قبا) برای خود میدوزد تا اگر دستش به کمر تو برسد، خوشحالیاش را نشان دهد.
9. میهمانی عشاق: دیگران گفتهاند که تو میهمان عشاق را دعوت میکنی، و سعدی با بوسهای از لبهای تو خود را مهمان تو میداند. یعنی عشق و محبت تو برای او بسیار ارزشمند است.
در کل، این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و عشق شاعر به او را با تصاویری زیبا و دلنشین بیان کرده است. سعدی با استفاده از استعارهها و تشبیهات عمیق، احساسات عاشقانهاش را به تصویر کشیده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از غزلیات سعدی؛ سرو چمن پیش اعتدال تو پست است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات سعدی؛ دیدارِ تو حلِّ مشکلات است صبر از تو خلافِ ممکنات است …










