غزل شماره ۳۷ از غزلیات شهریار؛ یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد …
غزل شماره ۳۷ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. برخی از اشعار شهریار به مسائل اجتماعی و سیاسی زمانهاش پرداخته و انتقادات اجتماعی را به شکل هنرمندانهای بیان کرده است. این ویژگی باعث میشود که آثار او به عنوان بخشی از تاریخ ادبیات معاصر ایران مورد توجه قرار گیرند. همچنین غزل شماره ۳۸ از غزلیات شهریار؛ مه من هنوز عشقت دل من فگار دارد … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۷
یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد
چشمم به چشمش افتاد اما نبود چشمی
کز برق آن شرر در ارکان من بیفتد
یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست
دردانهام ز چشم گریان من بیفتد
ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد
دور فلک فکنده در چاهم و عجب نیست
ماهش به دور آه و افغان من بیفتد
از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد
من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد
دست خیال یازد شب در کمند مهتاب
رستم اگر به چاه زندان من بیفتد
خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۶ از غزلیات شهریار؛ شنیدهام که به شاهان عشق بخشی تاج …
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۵ از غزلیات شهریار؛ نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
تفسیر این شعر

این شعر از شهریار یکی از بزرگترین شاعران فارسیزبان، است و در آن شاعر احساسات عمیق و درد ناشی از عشق را بیان میکند. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: ای خدا، نگذار که جانان من (محبوبم) از پا بیفتد. اگر درد و رنجی هست، کاش بر من بیفتد.
• شاعر میگوید که نمیخواهد محبوبش دچار مشکل شود و دوست دارد خود او رنج را تحمل کند.
2. بیت دوم: من اگر از پا بیفتم، درمان درد من فقط اوست. درد این است که او از پا بیفتد و نتوانم درمانش کنم.
• شاعر به این نکته اشاره میکند که تنها کسی که میتواند او را درمان کند، محبوبش است و این برایش بسیار دردناک است.
3. بیت سوم: چشمم به چشم او افتاد، اما هیچ چشمی نیست که از برق نگاهش به من بیفتد.
• شاعر به زیبایی نگاه محبوب اشاره میکند و میگوید که این نگاه چنان برقآساست که هیچ کس نمیتواند آن را فراموش کند.
4. بیت چهارم: من یک عمر گریه کردهام و ای آسمان، روا نیست که دردانهام (محبوبم) از چشم من بیفتد.
• شاعر به مدت طولانی غمگین بوده و نمیخواهد محبوبش از او دور شود.
5. بیت پنجم: ماه من (محبوبم) به خاطر ظلمی که به من کرده، میترسم که به درد عشق و جدایی دچار شود.
• شاعر میگوید که محبوبش به خاطر رفتارهای نادرست خود ممکن است دچار رنج عشق شود.
6. بیت ششم: دنیا مرا در چاهی انداخته و عجیب نیست اگر محبوبم به خاطر آه و ناله من دور شود.
• شاعر احساس میکند که در مشکلات غرق شده و ممکن است محبوبش از او دور شود.
7. بیت هفتم: من به گوهر مرادم (آرزویم) امیدوارم و این اشک نیست که در دامان من بیفتد.
• شاعر به امیدی اشاره میکند که دارد و نمیخواهد اشکها بر او غلبه کنند.
8. بیت هشتم: من دیگر امیدی به سامان (آرامش) ندارم و نمیدانم دنیا چه فکری درباره آرامش من دارد.
• شاعر احساس میکند که هیچ امیدی به بهبود وضعیت خود ندارد.
9. بیت نهم: دست خیال من در شب به کمند مهتاب است و اگر رستم (شخصیتی قهرمان) به چاه زندان بیفتد، چه کار کنم؟
• شاعر به خیالات خود اشاره میکند و میگوید حتی قهرمانان هم ممکن است در مشکلات گرفتار شوند.
10. بیت دهم: شهریار (خودش) دیوانه خواهد شد اگر آن پری (محبوب) به دستش بیفتد.
• شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر محبوبش را بدست آورد، ممکن است دیوانه خوشحالی شود.
در کل، این شعر نشاندهنده احساسات عمیق عاشقانه، درد جدایی و آرزوی وصال است. شاعر با زبانی زیبا و احساسی، عواطف خود را بیان کرده و نشان میدهد که عشق چگونه میتواند انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۴ از غزلیات شهریار؛ گاهی گر از ملال محبت بخوانمت
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۳ از غزلیات شهریار؛ دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت










