غزل شماره ۳۴ از غزلیات سعدی؛ دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت

غزل شماره ۳۴ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. سعدی در برخی از غزلیات خود به نقد اجتماعی و سیاسی نیز پرداخته است. او با نگاهی تیزبینانه به مشکلات اجتماعی زمان خود، به نقد رفتارهای ناپسند می‌پردازد و تلاش می‌کند تا جامعه را به سمت اصلاح سوق دهد. همچنین غزل شماره ۳۵ از غزلیات سعدی؛ دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۴ از غزلیات سعدی؛ دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت

غزل شماره ۳۴

دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت

نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت

به خدا که پرده از روی چو آتشت برافکن

که به اتفاق بینی دل عالمی سپندت

نه چمن شکوفه‌ای رست چو روی دلستانت

نه صبا صنوبری یافت چو قامت بلندت

گرت آرزوی آنست که خون خلق ریزی

چه کند که شیر گردن ننهد چو گوسفندت

تو امیر ملک حسنی به حقیقت ای دریغا

اگر التفات بودی به فقیر مستمندت

نه تو را بگفتم ای دل که سر وفا ندارد؟

به طمع ز دست رفتی و به پای درفکندت

تو نه مرد عشق بودی خود از این حساب سعدی

که نه قوت گریزست و نه طاقت گزندت

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۳ از غزلیات سعدی؛ کهن شود همه‌کس را به روزگار ارادت

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۲ از غزلیات سعدی؛ معلمت همه شوخی و دلبری آموخت

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی احساسات عاشقانه و پیچیدگی‌های عشق را بیان می‌کند. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. بیت اول: شاعر می‌گوید که اگر کسی در دام عشق تو بیفتد، هرگز نمی‌تواند از چنگال تو فرار کند. او دیگر امیدی ندارد که از این بند رها شود.

2. بیت دوم: شاعر به محبوبش می‌گوید که اگر پردهٔ صورتش را کنار بزند و زیبایی‌اش را نشان دهد، همهٔ دل‌ها (عاشقان) به سوی او جذب خواهند شد.

3. بیت سوم: او می‌گوید که هیچ گل و شکوفه‌ای به زیبایی صورت محبوبش نمی‌رسد و هیچ نسیمی (صبا) به لطافت قامت او نیست.

4. بیت چهارم: اگر محبوب بخواهد خون دل عاشقان را بریزد، چه می‌تواند کرد؟ زیرا شیر (قوی) هرگز سرش را به زیر نمی‌آورد و مانند گوسفند تسلیم نمی‌شود.

5. بیت پنجم: شاعر به محبوبش می‌گوید که تو حقیقتاً امیر زیبایی‌ها هستی، اما ای کاش به فقیران و نیازمندان توجه کنی.

6. بیت ششم: شاعر به دل خود می‌گوید که آیا وفاداری در عشق وجود ندارد؟ تو به طمع رسیدن به محبوب، از دست رفتی و در دام افتادی.

7. بیت هفتم: شاعر به خود یادآوری می‌کند که تو مرد عشق نبودی، زیرا نه توان فرار از آن را داری و نه قدرت تحمل درد و رنج ناشی از عشق را.

به طور کلی، این شعر در مورد عشق و وابستگی عمیق به محبوب است و نشان‌دهندهٔ زیبایی‌ها و چالش‌های عشق انسانی است. سعدی با زبانی ساده و تصویری، احساسات عمیق عاشقانه را به تصویر کشیده است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۱ از غزلیات سعدی؛ چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۰ از غزلیات سعدی؛ هر که خصم اندر او کمند انداخت به مراد ویش بباید ساخت

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.