غزل شماره ۳۳ از غزلیات سعدی؛ کهن شود همه‌کس را به روزگار ارادت

غزل شماره ۳۳ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. غزلیات سعدی به خاطر زبان ساده و در عین حال زیبا و روانش، همواره مورد توجه شاعران و ادیبان قرار گرفته است. او با استفاده از تشبیهات و استعاره‌های زیبا، احساسات انسانی را به شکلی دلنشین و عمیق بیان کرده است. همچنین غزل شماره ۳۴ از غزلیات سعدی؛ دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۳ از غزلیات سعدی

غزل شماره ۳۳

کهن شود همه‌کس را به روزگار ارادت

مگر مرا که همان عشقِ اولست و زیادت

گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت

کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت

مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد

که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت

شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت

گرم به گوشهٔ چشمی شکسته‌وار ببینی

فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت

بیایمت که ببینم، کدام زَهره و یارا

روم که بی‌ تو نشینم، کدام صبر و جلادت

مرا هر آینه روزی تمام‌کشته ببینی

گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت

اگر جنازهٔ سعدی به کوی دوست برآرند

زهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۲ از غزلیات سعدی؛ معلمت همه شوخی و دلبری آموخت

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۱ از غزلیات سعدی؛ چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوع عشق و ارادت به معشوق می‌پردازد. در ادامه، شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهیم:

1. عشق ماندگار: شاعر می‌گوید که همه انسان‌ها با گذر زمان کهنه و فرسوده می‌شوند، اما عشق او به معشوق همیشه تازه و زنده است. این عشق نه تنها کم نمی‌شود بلکه روز به روز بیشتر هم می‌شود.

2. عبادت درگاه معشوق: شاعر بیان می‌کند که اگر اجازه‌ای برای ورود به پیشگاه معشوق نداشته باشد، نمی‌داند کجا برود زیرا نمی‌تواند از محبت او دل بکند و در آستان او عبادت کند.

3. حساب روز قیامت: او اشاره می‌کند که اگر در روز قیامت از او حسابی نداشته باشند، چه اهمیتی دارد، زیرا او تمام دردها و لذت‌های عشق را تجربه کرده است و این تجربیات برای او از مرگ و بازگشت به زندگی مهم‌تر است.

4. انتظار عیادت: شاعر به معشوق می‌گوید که شنیده‌است او به حال ضعیفان توجه می‌کند. او خود را بیمار می‌داند و دلش خوش است به اینکه شاید معشوق به دیدن او بیاید.

5. نگاه معشوق: اگر معشوق فقط با یک نگاه به او توجه کند، او خود را بزرگ‌ترین و خوشبخت‌ترین فرد می‌داند. این نشان‌دهنده‌ی تأثیر عمیق نگاه معشوق بر شاعر است.

6. سختی جدایی: شاعر می‌گوید که اگر بخواهد بدون معشوق زندگی کند، هیچ صبر و شکیبایی برایش باقی نخواهد ماند. او نمی‌تواند دوری از معشوق را تحمل کند.

7. عشق به مرگ: شاعر بیان می‌کند که حتی اگر هر روز هم کشته شود، این عشق و ارادت او به معشوق هیچ‌گاه کم نخواهد شد و دامن قاتل (معشوق) را با دست‌های خود گرفته است.

8. مرگ و شهادت: در پایان، شاعر می‌گوید که اگر جنازه‌اش را به کوی معشوق بیاورند، این نشان‌دهنده‌ی حیات نیکو و با ارزش اوست و مرگ او را مانند شهادت می‌داند.

به طور کلی، این شعر نمایانگر عمق احساسات عاشقانه سعدی نسبت به معشوق است و نشان می‌دهد که عشق برای او از هر چیزی مهم‌تر است، حتی از زندگی و مرگ. سعدی با استفاده از تصاویر زیبا و عاطفی، عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند و ماندگار توصیف کرده است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۰ از غزلیات سعدی؛ هر که خصم اندر او کمند انداخت به مراد ویش بباید ساخت

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۹ از غزلیات سعدی؛ متناسبند و موزون حرکات دلفریبت

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.