شعر پست‌مدرن چیست؟ تعریف به صورت ساده و انواع این شعر

شعر پست‌مدرن چیست؟ تعریف به صورت ساده و انواع این شعر

یکی از مهم‌ترین جریان‌های شعری که جهان را تحت تاثیر قرار داد، جریان شعر پست مدرن است. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی کامل بر این جریان شعری داشته باشیم. پس حتما در ادامه همراه ما باشید.

شعر پست مدرن به زبان ساده

شعر پست‌مدرن یک جریان ادبی است که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی شکل گرفت و به عنوان واکنشی به جریان‌های مدرنیستی در ادبیات و هنر شناخته می‌شود. این شعر دارای چندین ویژگی برجسته است که می‌توان آن‌ها را به شرح زیر توضیح داد:

بازی با زبان و معنا:

شعر پست‌مدرن به شدت با زبان بازی می‌کند. این شعر از تکنیک‌هایی مانند پارودی، تقلید، و ترکیب ژانرها استفاده می‌کند تا معانی را به چالش بکشد یا آن‌ها را بازتعریف کند. استفاده از زبان عامیانه، گفتار روزمره، و حتی زبان‌های مختلف در یک اثر واحد، معمول است.

تکثر و تنوع:

این شعر به جای ارائه یک دیدگاه واحد یا حقیقت مطلق، به تکثرگرایی و تنوع در نگرش‌ها و روایت‌ها می‌پردازد. هر شعر ممکن است چندین معنا داشته باشد و خواننده را به تفسیرهای مختلف دعوت کند.

شکستن ساختارهای سنتی:

شعر پست‌مدرن اغلب ساختارهای سنتی شعر مانند وزن، قافیه، و استفاده از تصاویر کلاسیک را نادیده می‌گیرد یا به چالش می‌کشد. این شعر ممکن است به صورت پروژه‌های متنی، شعر بصری یا حتی به شکل کولاژ از متن‌ها و تصاویر ظاهر شود.

ایرونی و تراژی‌کمدی:

ایرونی و تراژی‌کمدی از ابزارهای مهم در شعر پست‌مدرن هستند. این شعر اغلب با لحنی طنزآمیز یا سرخوشانه به موضوعات جدی و عمیق می‌پردازد و به نقد اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد.

توجه به بینامتنیت:

شعر پست‌مدرن اغلب از طریق بینامتنیت (Intertextuality) کار می‌کند، یعنی به دیگر آثار ادبی، هنری، یا فرهنگی اشاره می‌کند تا لایه‌های جدیدی از معنا ایجاد کند. این می‌تواند شامل نقل قول‌ها، ارجاعات به اساطیر، فیلم‌ها، موسیقی، و غیره باشد.

تمرکز بر خودآگاهی متنی:

شعر پست‌مدرن اغلب به خودآگاهی متنی می‌پردازد و به خواننده یادآوری می‌کند که این فقط یک شعر است و نه چیزی بیشتر. این می‌تواند شامل خودارجاعی، بازی با انتظارات خواننده، و حتی توضیحات درونی درباره فرآیند نوشتن شعر باشد.

شعر پست‌مدرن نه تنها در ادبیات که در هنرهای دیگر مانند نقاشی، موسیقی، و فیلم نیز تأثیر عمیقی گذاشته است. نویسندگان و شاعرانی مانند جان اشبری، توماس پینچان، و رابرت کرالی در انگلیسی‌زبان و نویسندگانی مانند ایتالو کالوینو در ایتالیایی از نمونه‌های برجسته این جریان هستند.

مطلب مشابه: وزن شعر چیست؟ انواع وزن شعر، اهمیت آن و نمونه وزن های مختلف

شعر پسانوگرا در ایران

شعر پسانوگرا در ایران

شعر پسانوگرا در ایران تحت تأثیر شعر پسانوگرا رایج در کشورهای غربی ایجاد شد. رضا براهنی از نخستین شاعرانی است که با انتشار اشعار پسانوگرا این سبک شعر را در ایران رواج داد. بعد از براهنی برخی شاعران جوان که شمار آن‌ها در آغاز این جریان، قابل توجه است به این سبک شعر گرایش نشان دادند.

شعر پسانوگرا و جریان‌های منشعب از آن نظیر انواع شعرهای دیداری با توجه به نمونه‌های بدوی آن در شجره‌نویسی‌ها و کتب ادعیه و نیاز روزآمد دورهٔ اینترنت و وسایل ارتباطی دیجیتالی دنیای مجازی و نمونه‌های غربی آن در شعر نو فرانسه، قابلیت پذیرش بیشتری یافت و نمونه‌های پایان‌نامه‌های دانشگاهی بر آن صحهٔ بیشتر گذاشت.

از جریان‌های تاثیرپذیرفته از شعر پست مدرن، می‌توان به دو جریان شعر آزاد زبانگرا و غزل پست مدرن اشاره کرد.

غزل در شعر پست مدرن

یکی از عناصری که در غزل‌های پست مدرن به چشم می‌خورد «شکست روایت» است، یعنی دیگر ساختار خطّی و روایی بر غزل حکمفرما نیست. در غزل کلاسیک واحد شعر، مصرع یا بیت است، امّا در غزل پست مدرن شبیه جریانهای پیش از خود یعنی غزل فرم، غزل مینی مال و غزل -داستان کلّ غزل واحد است.

مسئلهٔ «مرگ مؤلّف» با آن که بیشتر به دید ما به اثر برمی‌گردد و در متن نیاز به رویکردی خاص ندارد، امّا در «غزل پست مدرن» روی آن بسیار کار شده‌است.

نمونه شعر پست مدرن

جبر می‌کرد تا پیاده شوم

توی یک ایستگاه نامعلوم

ترس دارم از این شب مشکوک

مثل بچه از امتحان علوم

ترس دارد به خواب می‌چسبد

تا به فردای پوچ شک بکند

شاید آن چشم‌های بی‌روشن!

به شب لعنتی کمک بکند

موشی از پشت تخت می‌گذرد

در تنم گریه‌ای‌ست جرواجر

موس بر روی میز می‌لغزد

عکس خورشید توی کامپیوتر

امتحان از تو دادن و کردن

بر لبم مزه‌ی شکست و عرق

بر کتابی که نیست خم شده‌ام

توی تاریکی شب مطلق

آرزوی پلنگ‌های جوان

می‌دود از گذشته در تختم

مثل یک موش مرده غم دارم

مثل یک موش مرده خوشبختم

باید از خواب‌ها پیاده شدم

زندگی ایستگاه مشکوکی‌ست

همه‌ی شب، مچاله زیر پتو

هق و هق عروسکی کوکی‌ست

سید مهدی موسوی

شهر شلوغی که خودت را گم کنی تویش

شهری که هی زیر دماغت می زند بویش

خاموش، ته سیگارها افتاده هر سویش

دارد نگاهت می کند چشمان ترسویش

دیگر چرا غم می خوری؟ حالا که تهرانی

بر پشت بام خوابگاهم، ساعتِ ۸ است

پیراهن و شلوار خیسم داخل طشت است

دنیایم از چیزی لزج انگار آغشته ست

چیزی که در من به زمان حال برگشته ست

هی فاطمه! از اینکه اینجایی پشیمانی؟

پشت طناب رخت ها با برج میلادم

مثل زنی که خواستی، بغضم ولی شادم!

یک روسری بی خیال رفته بر بادم

رو شد تمام دست، با برگی که افتادم

پاییز هم خوب است با شب های بارانی

از بندهای شهر «تو» خود را می آویزم

چسبیده به یک گوشه ی دنیا همه چیزم

چسبیده ام به واقعاً «تو» با همه چیزم!

دلتنگی ام را توی آغوش «تو» می ریزم

دیگر نباید «تو!» مرا با شک بترسانی

یک مشت بغض و خاطره با عشق در جنگ است

تنهایی ام با غربت تهران هماهنگ است

نه! برنمی گردم به شهری که پر از سنگ است

هرچند مشهد هم دلش مثل دلم تنگ است

اما چه باید کرد با این شهر سیمانی؟

فاطمه اختصاری

مطلب مشابه: تخلص در شعر چیست؟ اهمیت و تاثیر آن و نمونه های شعر

نمونه شعر پست مدرن

در آروزی صدی شدن دور می شدم

مثل پلنگ ماده کردی کمین و بعد

باران به شیشه می زد و دیوانه تر شدیم…

هرجای زمین و آسمان جفت می شدیم

مثل دو پرنده ی بی سرزمین و بعد…

حامد ابراهیم پور

آن روز یادم است _ زن دست های تو

بدجور مرد دست های مرا کرد نا امید

هی نبض دست های من آن روز می نشست

هی پلک چشم های من آن روز می پرید

یادم نرفته است که در قاب عکس حوض

پوشیده بود عکس تو را پیراهن سپید

یادم نرفته است که لب های قرمزت

خون

چکه

چکه

چکه

شد از چاقویم چکید!

حامد ابراهیم پور

به بالشت سر ِ خود را فرو کنی تا صبح

ولی نخوابی و کابوس ها ولت نکنند

به خود بپیچی از این فکرهای آشفته

که قرص های غم انگیز، عاقلت نکنند

که خاطرات به مغزت/ هجوم آوردند

میان مردمی اما چقدر بیگانه!

صدای مشت، به دیوار مشت کوبیدن

صدای ریختن ِ آجر آجر ِ خانه

جلو نشاندن ِ سرباز روی صفحه ی مرگ

به شک می‌افتی از این بازی ِ غلط کرده

که چشم های کسی از جلوت رد می شد

که خاطرات به مغزت هجوم آورده

کمین کنی وسط گلّه با لباس سیاه

کمین کنم که نبینند هیچ چیزم را!

بگیرم از وسط جمعیت لباسی سبز

فرو کنم به تنش پنجه های تیزم را

به زور جِر بدهم خواب های خوبی را

که دیده است برای ِ جهان ِ بعد از این

به چشم های تو با التماس زل زده است

به زور هل بدهم از بلندی اش پایین

بیافتد و همه ی زندگیم را ببرد

به آتشی که تو کبریت می زدی با شک

جنون بگیرم و دیوارها خراب شوند

بیافتم از وسط ِ اعتقادها به درک!

فرار می کنم از شب به غار ِ تنهاییم

به حسّ ِ گریه که در زوزه هام پنهان است

به اشتباه که کردیم و کرده شد ما را

به گرگ قصّه که از زندگی پشیمان است

مطلب مشابه: سبک عراقی در شعر چیست؟ تاریخچه و پیداش این سبک و نمونه اشعار

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.