شعر شماره ۱۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید …
شعر شماره ۱۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سهراب سپهری تحت تأثیر فرهنگ و فلسفههای شرقی، به ویژه بودیسم و تصوف، قرار دارد. این تأثیرات در اشعار او مشهود است و به عمق مفاهیم او افزوده است. همچنین شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ لب ها می لرزند شب می تپد جنگل نفس می کشد را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۳
در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید
و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن
بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است
درخشش میوه درخشان
تر
وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید
دورترین آب
ریزش خود را به راهم فشاند
پنهان ترین سنگ
سایه اش رابه پایم ریخت
و من شاخه نزدیک
از آب گذشتم از سایه به در رفتم
رفتم غرورم ر بر ستیغ عقاب شکستم
و اینک در خمیدگی فروتنی به پای تو مانده ام
خم شو شاخه نزدیک
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ چترها را باید بست زیر باران باید رفت …
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض
تفسیر این شعر

این شعر به احساسات عمیق و پیچیدهای اشاره دارد که شاعر در آن به توصیف تجربیات خود از عشق، انتظار و پذیرش میپردازد. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. چیدن میوه: شاعر در ابتدا به باغی اشاره میکند که در آن میوهها را میچیده است. این میوهها نماد آرزوها و خواستههای او هستند.
2. پروا نکردن از شاخه نزدیک: او از کسی میخواهد که به او توجه کند و نگران او نباشد، زیرا او در حال تجربه احساسات عمیقی است.
3. بیتابی و عطش آشنایی: شاعر بیان میکند که احساس بیتابی و شور و شوق او ناشی از عطش برای آشنایی و ارتباط با دیگران است، نه فقط برای چیدن میوهها.
4. وسوسه چیدن و فراموشی: او به این نکته اشاره میکند که وسوسه چیدن میوهها باعث شده که او فراموش کند که دستش در حال پوسیدگی است، یعنی ممکن است در پی خواستههایش، چیزهای مهمتری را از دست بدهد.
5. دورترین آب و ریزش خود: شاعر به دورترین آب اشاره میکند که به او نزدیک شده و او را تحت تأثیر قرار داده است. این میتواند به معنای احساسات عمیق و دوری باشد که بر زندگی او تأثیر گذاشته است.
6. سایه پنهانترین سنگ: سایهای که به پای او ریخته میشود، نماد مشکلات و چالشهایی است که در زندگیاش وجود دارد.
7. غرور و فروتنی: شاعر از شکستن غرور خود بر ستیغ عقاب صحبت میکند، یعنی او به نقطهای رسیده است که باید از غرور خود دست بکشد و به فروتنی برسد.
8. درخواست خم شدن: در پایان، شاعر از کسی میخواهد که خم شود و به او توجه کند. این درخواست نشاندهندهی نیاز او به محبت و نزدیکی است.
این شعر در کل به مبارزه با احساسات عمیق، نیاز به ارتباط و عشق، و پذیرش ضعفها و فروتنی در برابر دیگران اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، تجربیات درونی خود را به تصویر میکشد.
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ این وجودی که در نور ادراک …
مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










