شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض

شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سهراب سپهری، شاعر و نقاش معاصر ایرانی، به خاطر ویژگی‌های خاص اشعارش شناخته شده است. این ویژگی‌ها نه تنها او را از دیگر شاعران متمایز می‌کند، بلکه تأثیر عمیقی بر ادبیات معاصر ایران گذاشته است. همچنین شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ چترها را باید بست زیر باران باید رفت … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض

شعر شماره ۱۱

ابری نیست

بادی نیست

می نشینم لب حوض

گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل ، آب.

پاکی خوشه زیست

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک : لای گل های حیاط

نور در کاسه مس ، چه نوازش ها می ریزد

نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

روزنی دارد دیوار زمان ، که از آن ، چهره من پیداست

چیزهایی هست ، که نمی دانم

می دانم ، سبزه ای را بکنم خواهم مرد

می روم بالا تا اوج ، من پرواز بال و پرم

راه می بینم در ظلمت ، من پرواز فانوسم

من پرواز نورم و شن

و پر از دار و درخت

پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج

پرم از سایه برگی در آب

چه درونم تنهاست

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ این وجودی که در نور ادراک …

مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و سادگی به توصیف لحظات آرام و دل‌نشین زندگی می‌پردازد. شاعر در اینجا احساساتی عمیق و تصاویری زیبا از طبیعت و زندگی روزمره را به تصویر می‌کشد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. آرامش و سکوت: شاعر از نبود ابر و باد صحبت می‌کند و این نشان‌دهنده آرامش و سکوت است. او در کنار حوض نشسته و به ماهی‌ها نگاه می‌کند. این تصویر نشان‌دهنده لحظه‌ای از آرامش و تماشای زیبایی‌های طبیعت است.

2. پاکی و سادگی: مادر شاعر در حال چیدن ریحان است و این تصویر به سادگی و پاکی زندگی اشاره دارد. نان، ریحان و پنیر نیز نماد خوراکی‌های ساده و خوشمزه‌ای هستند که در کنار آسمان آبی بدون ابر قرار دارند.

3. امید و رستگاری: شاعر به رستگاری نزدیک اشاره می‌کند که در میان گل‌های حیاط وجود دارد. این نشان‌دهنده امید و زیبایی‌هایی است که در زندگی وجود دارد.

4. نور و زندگی: نور در کاسه مس، نماد زندگی و نوازش‌های آن است. شاعر از نردبانی صحبت می‌کند که صبح را به زمین می‌آورد، یعنی روز جدیدی آغاز می‌شود.

5. پنهان بودن احساسات: شاعر به لبخندهایی که پشت هر چیز پنهان است اشاره می‌کند. او می‌گوید که دیوار زمان یک روزنی دارد که از آن چهره او پیداست؛ یعنی او در تلاش است تا خود را بشناسد.

6. سوالات زندگی: شاعر به چیزهایی اشاره می‌کند که نمی‌داند، اما می‌داند که اگر سبزه‌ای را بکند، ممکن است بمیرد. این نشان‌دهنده اهمیت زندگی و ارتباط با طبیعت است.

7. پرواز و آزادی: شاعر خود را به پرواز تشبیه می‌کند، او احساس آزادی و توانایی در اوج را دارد. او می‌بیند که راهی در ظلمت وجود دارد و خود را مانند فانوسی می‌بیند که نور را منتشر می‌کند.

8. تنهایی: در پایان، شاعر به تنهایی درون خود اشاره می‌کند، حتی با وجود همه زیبایی‌ها و احساسات مثبتی که دارد.

به طور کلی، این شعر به توصیف لحظات ساده و زیبای زندگی، امید، عشق به طبیعت و همچنین تنهایی‌های انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا احساسات عمیق خود را منتقل می‌کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم

مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رنگی کنار شب بی حرف مرده است

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.