شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ این وجودی که در نور ادراک …

شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه قرار داده‌ایم. ویژگی‌های اشعار سهراب سپهری باعث شده است که او یکی از شاعران برجسته و تاثیرگذار در ادبیات معاصر ایران باشد و آثارش همچنان در دل‌ها و ذهن‌های خوانندگان جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. همچنین شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ این وجودی که در نور ادراک ...

شعر شماره ۱۰

این وجودی که در نور ادراک

مثل یک خواب رعنا نشسته

روی پلک تماشا

واژه هایی تر و تازه می پاشد.

چشم هایش

نفی تقویم سبز حیات است.

صورتش مثل یک تکه تعطیل عهد دبستان سپید است.

سال ها این سجود طراوت

مثل خوشبختی ثابت

روی زانوی آدینه ها می نشست.

صبح ها مادر من برای گل زرد

یک سبد آب می برد،

من برای دهان تماشا

میوه کال الهام میبردم.

این تن بی شب و روز

پشت باغ سراشیب ارقام

مثل اسطوره می خفت.

فکر من از شکاف تجرد به او دست می زد.

هوش من پشت چشمان او آب می شد.

روی پیشانی مطلق او

وقت از دست می رفت.

پشت شمشاد ها کاغذ جمعه ها را

انس اندازه ها پاره می کرد.

این حراج صداقت

مثل یک شاخه تمرهندی

در میان من و تلخی شنبه ها سایه می ریخت.

یا شبیه هجومی لطیف

قلعه ترس های مرا می گرفت.

دست او مثل یک امتداد فراغت

در کنار «تکالیف» من محو می شد.

( واقعیت کجا تازه تر بود ؟

من که مجذوب یک حجم بی درد بودم

گاه در سینی فقر خانه

میوه های فروزان الهام را دیده بودم.

در نزول زبان خوشه های تکلم صدادارتر بود

در فساد گل و گوشت

نبض احساس من تند می شد.

از پریشانی اطلسی ها

روی وجدان من جذبه می ریخت.

شبنم ابتکار حیات

روی خاشاک

برق می زد.

یک نفر باید از این حضور شکیبا

با سفرهای تدریجی باغ چیزی بگوید.

یک نفر باید این حجم کم را بفهمد،

دست او را برای تپش های اطراف معنی کند،

قطره ای وقت

روی این صورت بی مخاطب بپاشد.

یک نفر باید این نقطه محض را

در مدار شعور عناصر بگرداند.

یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید.

گوش کن، یک نفر می دود روی پلک حوادث:

کودکی رو به این سمت می آید

مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و عمق احساسات انسانی می‌پردازد و در آن تصاویری از عشق، طبیعت، زمان و زندگی به تصویر کشیده شده است. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

شاعر در این شعر از وجودی خاص و زیبا صحبت می‌کند که در نور و ادراک قرار دارد. این وجود (که می‌تواند نمادی از عشق یا یک شخص خاص باشد) مانند یک خواب زیبا به نظر می‌رسد و واژه‌های تازه و زیبایی را به تماشا می‌پاشد. چشم‌های او به نوعی زمان و زندگی را نادیده می‌گیرند و صورتش یادآور دوران کودکی و تعطیلات است.

شاعر به یادآوری روزهای گذشته می‌پردازد، زمانی که مادرش برای گل‌ها آب می‌برد و او نیز با الهام از طبیعت میوه‌هایی را به تماشا می‌آورد. این تصویر نشان‌دهنده ارتباط عمیق شاعر با طبیعت و زندگی است.

شاعر همچنین به تنهایی و آرامش در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که وجود این شخص مانند یک افسانه در دل او خوابیده است. او احساس می‌کند که افکارش با این وجود پیوند خورده و زمان در حضور او متوقف شده است.

در ادامه، شاعر به چالش‌ها و تلخی‌های زندگی اشاره می‌کند و به نوعی تضاد بین شادی و غم را نشان می‌دهد. او از احساسات عمیق خود صحبت می‌کند و تلاش می‌کند تا این احساسات را درک کند.

شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باید کسی بیاید تا این احساسات را بفهمد و به آن معنا ببخشد. او از وجود یک کودک در آینده صحبت می‌کند که به سمت این احساسات و زیبایی‌ها می‌آید.

به طور کلی، این شعر به زیبایی‌های زندگی، عشق، زمان و تلاش برای درک عمیق‌تر احساسات انسانی پرداخته است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رنگی کنار شب بی حرف مرده است

مطلب مشابه: شعر شماره ۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.