شعر در مورد گیسوی بلند (گلچین اشعار عاشقانه درباره موهای بلند زیبا)

شعر در مورد گیسوی بلند را در سایت ادبی روزانه آماده کرده‌ایم. این اشعار بسیار زیبا و خاص را می‌توانید به عنوان کپشن و متن استوری استفاده کنید. پس اگر به دنبال چنین اشعاری هستید، با سایت ادبی روزانه همراه شوید.

شعر در مورد گیسوی بلند (گلچین اشعار عاشقانه درباره موهای بلند زیبا)

اشعار زیبای گیسوی بلند

 گیسوی تو چون شب تار، ای ماه رخ

در پیچ و خمش دل گم شده، بی‌هیچ سخن

هر تار ز مو، رشته‌ای از عشق و جنون

در دام تو افتاده دلم، ای سرو بن

گیسوی بلندت چو موج آب روان

هر موجش به دل می‌زند آتش، ناگهان

چشمم به سیاهی‌اش اسیر و گرفتار

ای یار، چه کردی تو با این قلب نوان؟

چون آبشاری ز شب ریزد گیسویت

هر تار، ستاره‌ای در آسمان رویت

با هر نسیم، دلم در رقص آید

محو شده‌ام در خم این زلف نکویت

زلف سیاهت چو شامی بی‌انتها

در هر گره‌اش، رازی از عشق و بلا

چشمم به تو و گیسوانت مانده اسیر

ای ماه، مگر تو نباشی جز رؤیا؟

ای یار، گیسوی تو چون موج دریای خروشان در شب

هر تار آن چون رشته‌ای از مخمل و ابریشم و تب

در زیر نور مهتاب، چو آبشاری سیاه و پر رمز

می‌ریزد از شانه‌ات، ای ماه، به قلبم شرر و شعله و عزم

هر پیچ و خم زلف تو، راهی‌ست به سوی سرزمین رؤیاها

در هر گره‌اش پنهان است، قصه‌ای از عشق و غم و حال و هوا

چشمم به آن گیسوی افشان، اسیر و گرفتار شده یکسره

ای کاش شبی دست کشم بر آن زلف و شوم غرق تمنا همه

وقتی که نسیم از میان موج گیسویت گذر می‌کند آرام

دلم به تپش می‌افتد، چون مرغی که ز قفس پریده ناگهان

گیسوی بلندت، ای جان، چو شب‌های پرستاره‌ی بی‌انتها

هر موجش حکایتی دارد ز عشق و ز غم و ز شور و ماجرا

چون رود سیاهی که در دشت رخسار تو جاری‌ست به زیبایی

هر تار ز مو، چون نخی از تار و پود قلب من، ای یار، به تنهایی

وقتی که تو با دست خود، زلف سیه را ز رخ خویش کنار می‌زنی

نوری ز جمالت به عالم فتد، دل را به سجود و نیاز می‌کشانی

در هر خم زلف تو، صد راز نهان است که عقلم ز فهمش شده حیران

ای ماه، بگو راز این گیسوی افشان چیست که کرده مرا این‌سان

هر شب که به خوابم تو می‌آیی و زلف تو در باد به رقص است و جنون

دستان من اما تهی، در حسرت لمس گیسوی تو، ای عشق، چه خون؟ 

مطلب مشابه: شعر زلف از شاعران معروف با مجموعه شعر عاشقانه در وصف موهای یار

مطلب مشابه: شعر موی زیبا و گلچین اشعار زیبای کوتاه و بلند در مورد موهای پریشان

اشعار زیبای گیسوی بلند

زلف تو، ای سرو روان، چون آسمانی‌ست پر از رنگ و پر از سایه و نور

هر تار آن، چون شعله‌ای رقصان در آغوش نسیمی که وزد از سوی حور

چون پرده‌ی مخمل که در باد به رقص آید و دل را بکشد سوی خیال

در هر گره‌اش، داستان عاشقی‌ست، پر از شوق و پر از حسرت و حال

وقتی که گیسویت به شانه می‌کشی، ای ماه، جهان غرق تماشا می‌شود

هر موج سیه، چون پر پروانه به سوی دل عاشق تماشا می‌رود

ای کاش که روزی به دستم برسد رشته‌ای از آن زلف پریشان و قشنگ

تا بافته‌ام در دل خود، قصه‌ی عشقی که ندارد به جهان هیچ درنگ

در زیر درختان بهار، ای صنم، گیسوی تو چون سایه‌بان عاشقان

هر تار که در باد به رقص آمده، انگار بخواند غزلی از دل و جان 

شعر چهارم:

ای یار، گیسوی تو چون جنگل سیاهی‌ست که در آن گم شده‌ام بی‌امان

هر تار، درختی‌ست که در سایه‌اش آرام گرفته‌ست دل عاشق و نالان

چون موج دریای خروشان که به ساحل بزند بی‌صدا، بی‌بهانه

زلف تو به رخسار تو افتاده و کرده‌ست مرا محو تماشای نشانه

در پیچ و خم زلف تو، ای ماه، هزاران راز عشق است که پنهان مانده

هر گره‌اش چون قفلی‌ست که کلیدش به دل عاشق دیوانه‌ست ساده

وقتی که نسیم از میان گیسوانت گذرد، عطر تو عالم را پر کند

چشمم به سیاهی زلف تو خیره، دلم از شوق به پرواز درآید بلند

ای کاش شبی دست من و زلف تو در هم گره افتد به یک لحظه‌ی ناب

تا در خم گیسوی تو گم شوم و در رؤیای تو غرق شوم تا به شهاب 

مطلب مشابه: اشعار موی زیبا (شعر کوتاه و زیبا در مورد گیسو و موی بلند، صاف و فر یار و همسر)

مطلب مشابه: شعر موی بلند + مجموعه اشعار زیبای در مورد زلف پریشیان و موی بلند

عکس نوشته اشعار زلف یار

هر موی زلف او یکی جان دارد

ما را چو سر زلف پریشان دارد

دانی که مرا غم فراوان از چیست

زانست که او ناز فراوان دارد

و ر چنین زیر خم زلف نهد دانة خال

ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد

حافظ

جانها به یاد زلف تو بر باد داده ایم

ور نیست باورت زنسیم صبا بپرس

سلمان ساوجی

از زلف پریشان تو آشفته ترم من

در کوی تو آشفته چو باد سحرم من

معینی جرنی

چون اسیر است درآن زلف سمن سای دلم

چه کند گ رنکند در شکنش جای ،دلم؟

خواجوی کرمانی

اذنم بده که زلف تو را آورم به چنگ

ای بی وفا مگر که من از شانه کمترم

ابوالقاسم لاهوتی

زلف او فتنه و خط آفت و خال است بلا

آه از آن روز که این هر سه دهد دست بهم

صائب تبریزی

من بر سر آنم که به زلف تو زنم دست

تا سنبل زلف تو چه سر داشته باشد

صائب تبریزی

گرچه زلف سرکش او سرکشی از سرگذاشت

کاکل او فتنه ها در زیر سردارد هنوز

صائب تبریزی

یک جهان دل را پریشان ساختن انصاف نیست

شانه در آن زلف خم در خم نمی باید زدن

صائب تبریزی

عکس نوشته اشعار زلف یار

شعر درباره گیسوی عشقم

تا چند در میان فکنی زلف و شانه را

دل را نمی دهیم به زلف تو زور نیست

صائب تبریزی

آنکه بهر دیگران در زلف چین می افکند

چون رسد نزدیک من چین در جبین می افکند

بابافغانی شیرازی

ای صبا در خم آن زلف چو محرم شده ای

با ادب باش که دلهای پریشان آنجا است

صائب تبریزی

ای زلف یار این قدر از ما کناره چیست

ما دل شکسته ایم و تو هم دل شکسته ای

صائب تبریزی

زلف چون حاشیه برگرد سرش می پیچید

در کتابی که بود شرح پریشانی من

صائب تبریزی

به عالمی ندهم موئی از پریشانی

که باشد از سر زلف تو یادگار مرا

میربرهان

یک دم آهسته گذر در سر زلفش ای باد

که زهر پیچ و خمش دل سردل می ریزد

صاف قاجار

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد

گناه بخت پریشان و دست کوته مااست

حافظ

بنفشه گر چه دلاویز و عنبرآمیز است

خجل شود برآن زلف همچو مشک ختن

رهی معیّری

مطلب مشابه: شعر در مورد موی فر + مجموعه اشعار و ترانه های زیبا برای پسر و دختر با موی فر موج دار

مطلب مشابه: اشعار سپید شدن مو + شعر کوتاه و بلند برای سفید شدن موها

شعر عاشقانه درباره گیسوی بلند

طرّه آشفته چنین در گذر باد مرو

که پریشانی زلف تو پریشانم کرد

صحبت لاری

بس عهد که چون زلف تو بشکستم و بستم

سلمان ساوجی

گفتم: روم که چشمت مایل به خواب ناز است

بگشود زلف و گفتا بنشین که شب دراز است

فردی شیرازی

کس نیست که افتاده آن زلف دو تا نیست

در رهگذر کیست که دامی زبلا نیست؟

حافظ

مردم ای کاش پریشانی زلفش بیند

تا نگویند پریشانی من بی سبب است

فرصت شیرازی

نمی دانم چرا گردون به کام من نمی گردد

اگر عیبم پریشانی است زلف یارهم دارد

شریف شیرازی

گر پریشان کنی آن زلف خم اندر خم را

ترسم ای دوست که آشفته کنی عالم را

اختر قشقائی

از بهر گرفتاری ما زلف میارای

ما بسته دامیم تو فکر دگری کن

هلالی جغتائی

شعر عاشقانه درباره گیسوی بلند

ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی

که با لب تو حکایت کنم زهر بابی

خواجو

داشتم خوش روزگاری با سر زلف نگاری

خوش بود خوش روزگاری داشتن با زلف یاری

آذرخشی

پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من

سیه زنجیر گیسو باز کن دیوانه اش با من

حمید نقوی

آزاد اگر باشد دلی، زلفت گرفتارش کند

ور خفته باشد فتنه ای چشم تو بیدارش کند

شریف تبریزی

نقّاش چون شمایل آن ماه می کشد

نوبت به زلف او چو رسد آه می کشد

خالص

در درازی به سر زلف تو می ماند شب

در سیاهی سر زلف تو به شب می ماند

رشید وطواط

امشب کمند زلف ترا تاب دیگری است

ای فتنه در کمین دل و هوش کیستی؟

رهی معیری

مط لب مشابه: شعر بافتن مو + اشعار عاشقانه و زیبا به همراه جملات در مورد بافتن موها

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.