دوبیتی های معروف [ مجموعه اشعار دوبیتی زیبا از 5 شاعر بزرگ ]

شاعران ایرانی در کل طول تاریخ با دقت بالا و هنری سرشار شعر گفته‌اند و این اشعار در دل تاریخ ثبت شده است. ما امروز در سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم دوبیتی های معروف از شاعران بزرگ ایرانی را برای شما دوستان قرار دهیم. پس اگر به دنیای شعر و شاعری علاقه دارید، در ادامه با روزانه همراه شوید.

روزانه سری جدید 97

شعرهای دوبیتی زیبا از مولانا

ای آنکه مرا بستهٔ صد دام کنی

گوئی که برو در شب و پیغام کنی

گر من بروم تو با که آرام کنی

همنام من ای دوست کرا نام کنی

ای آنکه مرا دهر زبان میدانی

ور زانکه ببندند دهان میدانی

ور جان و دلم نهان شود زیر زمین

شاد است روانم که روان میدانی

ای آنکه نظر به طعنه می‌اندازی

بشناس دمی تو بازی از جان بازی

ای جان غریب در جهان می‌سازی

روزی دو فتاد مرغزی بارازی

ای ابر که تو جهان خورشیدانی

کاری مقلوب می‌کنی نادانی

از ظلم تو بر ماست جهان ظلمانی

بس گریه نصیب ماست تا گریانی

آن دل که شد او قابل انوار خدا

پر باشد جان او ز اسرار خدا

زنهار تن مرا چو تنها مشمر

کو جمله نمک شد به نمک‌زار خدا

مطلب مشابه: اشعار غمگین مولانا ( بیش از 30 شعر احساسی غم انگیز از مولانا )

شعرهای دوبیتی زیبا از مولانا

آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا

وان نقش تو از آب منی نیست بیا

در خشم مکن تو خویشتن را پنهان

کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا

آن کس که ترا نقش کند او تنها

تنها نگذاردت میان سودا

در خانه تصویر تو یعنی دل تو

بر رویاند دو صد حریف زیبا

آن لعل سخن که جان دهد مرجان را

بی‌رنگ چه رنگ بخشد او مر جان را

مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را

بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را

آن وقت که بحر کل شود ذات مرا

روشن گردد جمال ذرات مرا

زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق

یک وقت شود جمله اوقات مرا

دوبیتی های معروف حافظ شیرازی

گر همچو من افتادهٔ این دام شوی

ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و مست و عالَم‌سوزیم

با ما منشین اگر نه بدنام شوی

ای کاش که بخت، سازگاری کردی

با جور زمانه یار، یاری کردی

از دست جوانی‌ام چو بِرْبود عنان

پیری چو رکاب، پایداری کردی

قسّام بهشت و دوزخ آن عقده‌گشای

ما را نگذارد که درآییم ز پای

تا کی بوَد این گرگ ربایی، بنمای

سرپنجهٔ دشمن افکن ای شیر خدای

با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی

کنجی و فراغتی و یک شیشهٔ می

چون گرم شود ز باده ما را رگ و پی

منّت نبریم یک جو از حاتم طی

آن جام طرب شکار بر دستم نه

وان ساغر چون نگار بر دستم نه

آن می که چو زنجیر بپیچد بر خود

دیوانه شدم بیار بر دستم نه

مطلب مشابه: دو بیتی های حافظ شیرازی [ 40 شعر دو بیتی ناب عاشقانه و احساسی حافظ ]

دوبیتی های معروف حافظ شیرازی

گفتی که تو را شوم مدار اندیشه

دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه

کو صبر و چه دل، کآنچه دلش می‌خوانند

یک قطرهٔ خون است و هزار اندیشه

ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده

یاقوت لبت درّ عدَن پرورده

همچون لب خود مدام جان می‌پرور

زان راح که روحیست به تن پرورده

دوبیتی های کوتاه از سعدی شیرازی

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

وآگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آن‌ که روی لیلی دیده‌ست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را

عشاق به درگهت اسیرند بیا

بدخویی تو بر تو نگیرند بیا

هر جور و جفا که کرده‌ای معذوری

زآن پیش که عذرت نپذیرند بیا

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

صاحب‌نظران تشنه و وصل تو سراب

مانند تو آدمی در آباد و خراب

باشد که در آیینه توان دید و در آب

چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت

درمانش تحمل است و سر پیش انداخت

یا ترک گل لعل همی باید گفت

یا با الم خار همی باید ساخت

دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت

چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت

پروانهٔ مستمند را شمع نسوخت

آن سوخت که شمع را چنین می‌افروخت

مطلب مشابه: غزلیات سعدی استاد سخن { 20 شعر عاشقانه و غزلیات سعدی شیرازی }

دوبیتی های کوتاه از سعدی شیرازی

روزی گفتی شبی کنم دلشادت

وز بند غمان خود کنم آزادت

دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت

وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟

صد بار بگفتم به غلامان درت

تا آینه دیگر نگذارند برت

ترسم که ببینی رخ همچون قمرت

کس باز نیاید دگر اندر نظرت

اشعار دو بیتی از خیام

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

هر یک چندی یکی برآید که منم

با نعمت و با سیم و زر آید که منم

چون کارک او نظام گیرد روزی

ناگه اجل از کمین برآید که منم

یک چند به کودکی به استاد شدیم

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

یک روز ز بند عالم آزاد نیم

یک دمزدن از وجود خود شاد نیم

شاگردی روزگار کردم بسیار

در کار جهان هنوز استاد نیم

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

فردا که نیامده‌ست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

ای دیده اگر کور نئی گور ببین

وین عالم پر فتنه و پر شور ببین

شاهان و سران و سروران زیر گلند

روهای چو مه در دهن مور ببین

برخیز و مخور غم جهان گذران

بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

نوبت بتو خود نیامدی از دگران

مطلب مشابه: تک بیت های خیام شامل زیباترین اشعار (100 شعر تک بیتی عاشقانه)

اشعار دو بیتی از خیام

چون حاصل آدمی در این شورستان

جز خوردن غصه نیست تا کندن جان

خرم دل آنکه زین جهان زود برفت

و آسوده کسی که خود نیامد به جهان

رفتم که در این منزلِ بیداد بُدَن

در دست نخواهد به جز از باد بُدَن

آن را باید به مرگِ من شاد بُدَن

کز دستِ اجل تواند آزاد بُدَن

اشعار کوتاه رودکی

در رهگذر باد چراغی که توراست

ترسم که: بمیرد از فراغی که توراست

بوی جگر سوخته عالم بگرفت

گر نشنیدی، زهی دماغی که توراست!

با آن که دلم از غم هجرت خون است

شادی به غم توام ز غم افزون است

اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب!

هجرانش چنین است، وصالش چون است؟

جایی که گذرگاه دل محزونست

آن جا دو هزار نیزه بالا خونست

لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند

مجنون داند که حال مجنون چونست

دل خسته و بستهٔ مسلسل مویی‌ست

خون گشته و کشتهٔ بت هندویی‌ست

سودی ندهد نصیحتت، ای واعظ

ای خانه‌خراب طرفه یک پهلویی‌ست

تقدیر، که بر کشتنت آزرم نداشت

بر حسن و جوانیت دل نرم نداشت

اندر عجبم زجان ستان کز چو تویی

جان بستد و از جمال تو شرم نداشت

چشمم ز غمت، به هر عقیقی که بسفت

بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت

رازی، که دلم ز جان همی داشت نهفت

اشکم به زبان حال با خلق بگفت

مطلب مشابه: گلچین اشعار رودکی در قالب قصاید و قطعات عاشقانه از این شاعر

اشعار کوتاه رودکی

بنلاد تو شد تربیت خواجه و لیک

بنلاد تو سست همچو بنیاد تو باد

بی روی تو خورشید جهان‌سوز مباد

هم بی تو چراغ عالم افروز مباد

با وصل تو کس چو من بد آموز مباد

روزی که تو را نبینم آن روز مباد

زلفش بکشی شب دراز اندازد

ور بگشایی چنگل باز اندازد

ور پیچ و خمش ز یک دگر بگشایند

دامن دامن مشک طراز اندازد

چون روز علم زند به نامت ماند

چون یک شبه شد ماه به جامت ماند

تقدیر به عزم تیز گامت ماند

روزی به عطا دادن عامت ماند

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.