تک بیتی های ملک‌الشعرا بهار با بیش از 50 شعر عاشقانه پر احساس

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه تک بیتی های ملک‌الشعرا بهار را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. محمّدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعرا و متخلص به «بهار»، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامه‌نگار، تاریخ‌نگار و سیاست‌مدار معاصر ایرانی بود. ناتل خانلری وی را آخرین ادیب بزرگ ایران می‌نامد.

روزانه سری جدید 116

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

اقسام سخن چهار باشد همه جا

فخر است ‌و مدیح‌ است ‌و نسیب ‌است و هجا

از فخر و نسیب و مدح من بردی سود

وقت است که از هجا نشانمت بجا

از خصم کشیدن به وفا جور و جفا

برهان نزاکت است و دستور صفا

در کشور ما اصل نزاکت این است

واویلا وامصیبتا وا اسفا

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

آزادی ماست اصل آبادی ما

این است نتیجهٔ خدادادی ما

آزاد بزی ولی نگر تا نشود

آزادی تو رهزن آزادی ما

مخلوق جهان به گرگ مانند درست

با قادر عاجزند و بر عاجز چست

سستند به گیرودار چون باشی سخت

سختند به کارزار چون باشی سست

از دامن کوه لاله ناگه برجست

گلگون‌رخی و تیشهٔ سبزی در دست

با فرق سر دریده گویی فرهاد

از خاک برون آمد و بر سنگ نشست

بر دامن دشت بنگر آن نرگس مست

چشمی به ره و سبزه‌ عصایی در دست

گویی مجنون به انتظار لیلی

از گور برون آمد و بر سبزه نشست

ستار غیور ارجمندیت بجاست

قانون‌طلبی و حق‌پسندیت بجاست

از صدمت پا منال و کوتاهی گام

خوشبخت نشین که سربلندیت بجاست

پرهیز از خود که جای پرهیز اینجاست

وز کس مطلب چیز که هر چیز اینجاست

تا چند پی راز خدا می گردی

راز دل خود جو که خدا نیز اینجاست

مطلب مشابه: تک بیتی و دوبیتی های بابا طاهر (50 شعر کوتاه ناب احساسی و عاشقانه)

مطلب مشابه: تک بیت های خیام شامل زیباترین اشعار (100 شعر تک بیتی عاشقانه)

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

اشعار کوتاه عاشقانه ملک الشعرا بهار

تا بُخل و حسادت به‌ جهان راهبر است

آزاده ذلیل و راستگو در خطر است

خون تو مدرسا هدر گشت بلی

خونی که شبی گذشت بر وی هدر است

هان ای وکلا فضل خدا یار شماست

آسایش ما به حس بیدار شماست

در کار بکوشید خدا را کامروز

چشم و دل و گوش خلق در کار شماست

امروز نه کس ‌ز عشق آگه چو من است

کز شکّر عشقم‌ همه‌ شیرین ‌سخن‌ است

در هر مژهٔ من به ره خسرو عشق

نیروی هزار تیشهٔ کوهکن است

آیین جهان طبل جفا کوفتن است

خایسک بلا بر سر ما کوفتن است

این کشتن و این کشته شدن مردان راست

کانجا که زنست رقص و پا کوفتن است

من برگ گلم باغ شبستان من است

وآن‌ بلبل خوش‌ لهجه غزلخوان من‌ است

نوباوهٔ شب که شبنمش می‌خوانند

هر صبح به نیم‌ بوسه مهمان من است

خوش باش که گیتی نه برای من و توست

وین کار برون ز ماجرای من و توست

در خلقت عالم نبود مقصودی

قصدی هم اگر بود ورای من و توست

ادوارد براون فاضل ایران‌دوست

کش فکر نکو،قول نکو، فعل نکوست

از مردم انگلیس بر مردم پارس

گر مرحمتی بود همین تنها اوست

ارباب که صنعت وجاهت فن اوست

خون فقرا تمام بر گردن اوست

طاوس بهشت است به صورت لیکن

ابلیس نهفته زیر پیراهن اوست

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست

ز انگور بگیر خون و ده در رگ و پوست

عشق من و تو قصهٔ مشت است و درفش

جور تو و دل صحبت سنگ است و سبوست

مطلب مشابه: شعر تک بیتی عاشقانه و غمگین + عکس نوشته های اشعار تک بیتی رمانتیک

مطلب مشابه: شاه بیت های سعدی { 100 شعر تک بیتی، اشعار بلند و کوتاه احساسی سعدی }

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

در ماتمت ای‌ ملک‌، ملک خون بگریست

وز سوز تو در افق فلک خون بگریست

تا خاک‌نشین شدی تو ای گنج کمال

زین‌ غصه سماک‌ بر سمک خون بگریست

این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیست

وین چشم که پر خون‌ تر از او پیدا نیست

دانی ز چه آن شکسته وین خونین است

زان حسن که افزون‌تر از او پیدا نیست

افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست

فریاد، که فریادرسی پیدا نیست

بس لابه نمودیم و کس آواز نداد

پیداست که در خانه کسی پیدا نیست

چون خطه طوس را پس پشت بهشت

در خطهٔ بجنورد دل این بیت نوشت

پیداست که حالتش چه خواهد بودن

بیچاره که از جهنم آید به بهشت

تا حجهٔ دین محمد از خاک برفت

از خاک خروش ما بر افلاک برفت

تاریخ وفاتش این چنین است که: وی

پاک آمد و پاک زیست هم پاک برفت

چون آینه نورخیز گشتی‌، احسنت

چون اره به خلق تیز گشتی احسنت

در کفش ادیبان جهان کردی پای

غوره نشده مویز گشتی‌، احسنت

زین مردم دل‌سیاه‌، رخ دارم زرد

بیدردی خلق دردم افزود به‌ درد

جز خوردن‌ خون‌ دگر چه‌ می‌ شاید کرد

خون‌ باید خورد و باز خون‌ باید خورد

امشب ز فراق دوست خوابم نبرد

هم دل به سوی شمع و کتابم نبرد

از بس که دو دیده آب حسرت بارد

بیدار نشسته‌ام که آبم نبرد

چشمت به سیه‌بختی من ایما کرد

زلف تو به قتلم آستین بالا کرد

بنوشت خطت به خون من لایحه‌ای

خال سیهت لایحه را امضا کرد

مطلب مشابه: تک بیتی سعدی؛ مجموعه اشعار کوتاه تک بیتی عاشقانه و با معنی سعدی

مطلب مشابه: تک بیتی عارف قزوینی؛ مجموعه اشعار کوتاه تک بیتی عاشقانه این شاعر

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسد

هنگام خمود رعد و برق‌ تو رسد

جامی که شکسته‌ای به پای تو خلد

تیغی که فکنده‌ای به فرق تو رسد

ماه رمضان و روزه جانا طی شد

ایام دف و چنگ و رباب و نی شد

آید رمضان باز و همی خواهد رفت

وین عمر ندانیم کی آمد کی شد

خشخاش و عسل بهم برآمیخته‌اند

جزوی ز گلاب اندرو ریخته‌اند

پس در ورق زرد گلشن بیخته‌اند

وانگاه به شاخ سروش آویخته‌اند

گر زیر فلک فکر من آزاد نبود

در حنجره‌ام این‌ همه فریاد نبود

مسعود گر اندیشهٔ آزاد نداشت

از قلعهٔ نای خلق را یاد نبود

ای مرکزیان گر گل و ریحان خواهید

ور بلبل سرمست غزلخوان خواهید

یا مرکز ملک را به بجنورد کشید

یا آنکه بهار را به تهران خواهید

شد نیمی عمر در خرافات هدر

وندر حیرت گذشت یک نیم دگر

و امروز به چنگ لا الهیم اندر

ز الله مگر به مرگ یابیم خبر

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

گر مانده و ناتوان و گر خسته و زار

ما وز طلبش دست کشیدن‌، زنهار

افتان خیزان رسیم تا منزل دوست

پرسان پرسان رویم تا خیمهٔ یار

ای بسته چو فندق به سرانگشت‌، نگار

رویت چو چراغ و طرّه‌ات چون شب تار

از مدرسه و کتاب گشتم بیزار

ای ترک پسر دختر انگور بیار

با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار

گفتا ز چراغ زهد ناید انوار

کس شهد ندیده است در کان نمک

کس میوه نچیده است از شاخ چنار

ای زورآور که خون ما خورده پریر

وی بسته فرو قماط ما با زنجیر

امروز تو کاملی و ما رشدپذیر

فردا باشد که ما جوانیم و تو پیر

زاغی می گفت اگر بمیرد شهباز

من جای کنم بدست شاهان از ناز

بلبل بشنید و گفت کای بندهٔ آز

رو لاف مزن با وزغ و موش بساز

ای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌باز

با جهد شما سیم و زر آورد فراز

چون حب زری ازو نمودید نیاز

ناگاه میانتان جدا کرد چو گاز

مطلب مشابه: تک بیتی عاشقانه مولانا؛ اشعار عارفانه و احساسی مولانا برای پروفایل و کپشن

مطلب مشابه: تک بیتی خواجوی کرمانی؛ اشعار کوتاه عاشقانه با معنی قشنگ

تک بیتی و دو بیتی های جذاب ملک الشعرا بهار

چون از در تسلیم نشد یار، عزیز

در چنگ رضا گشت گرفتار، عزیز

خورد آن گل‌ تازه چوب و شد نفی به‌خوار

زین کار عزیز خوار شد خوار عزیز

آمد رمضان و خلق رفتند ز هوش

شد میکده‌ها قفل و زبان‌ها خاموش

تا نشنود الغیاث می‌خواران را

مینای عرق پنبه نهادست به گوش

مطلب مشابه: اشعار تک بیتی برای کپشن و گلچین شعر کوتاه عاشقانه از شاعران معروف

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.