انشا در مورد گردش علمی (12 انشا جدید برای پایه های مختلف تحصیلی)

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه چندین انشا در مورد گردش علمی را برای شما دوستان قرار دادهایم. این انشاها شامل روایت علمی و توصیفی و شامل تمامی پایههای میشوند. در ادانه با سایت روزانه بمانید.
فهرست انشا در مورد گردش علمی
انشان علمی مخصوص کلاس پنجم
مقدمه: گردش علمی برای دروسی مانند علوم و جغرافی موجب بهتر شدن یادگیری شده و دانش آموزان می توانند از نزدیک بسیاری از رویدادهای علمی را ببینند و از نزدیک بیاموزند. گردش علمی علاوه بر عملکردی کردن درس و تدریس فرصت با هم بودن را به دانش آموزان می دهد و می توانند آیین سفر رفتن را بیاموزند و با دوستان همراه شوند.
بدنه: قرار بود هفته بعد به یکی از کوه های اطراف شهر برویم و هم دوران زمین شناسی را ببینیم و از طرفی سنگ هایی را که در حوالی ریخته شده جمع کرده و با کمک معلم علوم بررسی کنیم. هر کدام از بچه ها سنگ های فراوانی را پیدا کردند و با خود به مدرسه آوردند. سنگ هایی با شکل های مختلف و پهن و ضخیم و رنگهای دوست داشتنی که از دور می درخشیدند.
وقتی به هر سنگ که دقت می کردم که چه نقش و نگاری دارند و چه شکلی، انگار رویشان نقاشی کرده اند. بعضی خرد می شدند و گروهی هم سخت بودند. کوه های اطراف هم گاهی ریخته بودند و زمانی هم سخت و محکم بودند و صدا در هنگام حرف زدن می پیچید. روز خوبی بود و با دوستان خود حرف زدیم و نکته برداری کردیم. در بین راه معلم از ما خواست که همه آنچه را که دیدیم در برگی بنویسیم و به عنوان گزارش به معلم تحویل دهند. معلم جغرافیا هم خواست عکس کوه را نقاشی کنند و توضیحات لازم را بنویسند.
نتیجه گیری: آموزش تئوری و عملی در کنار هم بسیار خوب و مفید بوده و دانش آموز سطح سوادش بالا رفته و می تواند آموخته های خود را نهادینه و همیشگی نماید. آموزش عملکردی بهترین شیوه یادگیری است که در آن معلم و دانش آموز با هم در تعامل خواهند بود.
انشا گردش علمی و اهمیتهای آن

مقدمه: گردش علمی یک روش نوین برای آموزش است که منجر به بهتر شدن کیفیت آموزش شده و دانش آموز می تواند آموخته های خود را در زندگی به کار ببرد.شاید بهترین و عالی ترین روش در مدارس درگیر کردن دانش آموزان با موضوع از نزدیک است.
بدنه: زندگی هم مانند یک گردش علمی است که روزهایش با آموزش است. چه بسیار روزهایی که هیچ معلمی غیر روزگار نبود و در کلاس درس زندگی همه چیز را آموزش داد. روزهایی که در سخت ترین درس ها را داشتیم؛ خوب یاد گرفتیم که مقاومت کنیم و نهراسیم. گردش علمی در مدارس به عنوان اردوهای یک روزه هم در نظر گرفته می شوند و دانش آموزان با گروه هم سالان یک روز خوب و خوش را سپری می کنند و می توانند مسافرت گروهی را تجربه کنند و اعتماد به نفسشان بالا برود.
روزی که قرار بود برای دیدن یک موزه به تهران برویم، چه قدر ذوق و شوق داشتم و دلم می خواست زود برسیم و من همه چیز را از نزدیک ببینم. روز موعود از راه رسید و همه حرکت کردیم و به موزه رسیدیم. اجازه عکس گرفتن نداشتیم، ولی همه چیز را خوب نگاه کردم و یاد داشت برداری کردم. موزه مردم شناسی و تاریخ بود . بعد از موزه به یک پارک رفتیم و همراه بچه ها ناهار خوردیم و کلی بازی کردیم و با خاطره خوش باز گشتیم و هنوز که هنوز است مهرش و یادش جاوید است.
گردش علمی یک تجربه خوب و موفقی است که در ان افراد می توانند یک روز جدید را در کنار دوستان و معلم تجربه کنند و بتوانند خود و برنامه های کلاس و درس را مدیریت کنند. گردش علمی یک فرصت خوب برای شناخت هم سالان بوده و دانش آموز می تواند در فعالیت های گروهی نقش خود را به خوبی ایفا کند. یعنی مسئولیت پذیر شود و از خود و بقیه مراقبت کند و برای بهبود شرایط سفر تلاش کند.
گردش علمی گاهی از کلاس درس هم مفیدتر و جذاب تر بوده و دانش آموزان مشتاق به رفتن به چنین مسافرت هایی هستند. افزایش تعامل، روحیه همکاری، بالارفتن عزت نفس و احساس ارزشمندی در کودکان زنده می شود و هر بار که گردشی ترتیب داده شود، دانش آموزان حاضر خواهند شد.
نتیجه گیری: دانش آموزان را در روبه روی موضوع قرار دهیم و بخواهیم که دست به تلاش و کشف و کار بزنند تا سطح یادگیریشان بالا رود. هرچه قدر بیشتر در طبیعت و محیط خارج از مدرسه قرار گیرند، یادگیری بهتر خواهد بود.
مطلب مشابه: انشا با موضوع آزاد + چند انشاء زیبا توصیفی با موضوع پیشنهادی و مختلف
مطلب مشابه: انشا در مورد زندگی + 6 انشا در مورد اهداف زندگی و موفقیت در زندگی
موضوع انشا گردش علمی
گردش علمی، سفری است به دنیای شگفتیها و ناشناختهها. سفری که در آن، با چشم خود شاهد زیباییها و عجایب خلقت میشویم و با گوش جان، به صدای طبیعت گوش میسپاریم. در این سفر، کتابهای درسی جان میگیرند و آموختههایمان رنگ واقعیت به خود میگیرند.
در گردشهای علمی، ما از کلاس درس خارج شده و به محیطهای واقعی مانند موزهها، آزمایشگاهها، کارخانهها و یا حتی طبیعت بکر میرویم. در این مکانها، با پدیدههای علمی از نزدیک آشنا میشویم و با انجام آزمایشها و فعالیتهای عملی، مفاهیم علمی را بهتر درک میکنیم.
برای مثال، در یک گردش علمی به یک موزه تاریخ طبیعی، میتوانیم فسیلهای باستانی را از نزدیک ببینیم و با نحوه شکلگیری زمین و تکامل موجودات زنده آشنا شویم. در یک کارخانه، میتوانیم فرآیند تولید یک محصول را از نزدیک مشاهده کنیم و با اصول مهندسی و فناوری آشنا شویم. یا در یک سفر به طبیعت، میتوانیم انواع گیاهان و جانوران را شناسایی کنیم و با چرخههای طبیعی آشنا شویم.
در این گردش، علاوه بر افزایش دانش، به ما مهارتهای دیگری نیز آموزش میدهند. برای مثال، ما یاد میگیریم که چگونه به کار گروهی بپردازیم، چگونه سوال بپرسیم و چگونه به دنبال پاسخ باشیم. همچنین، این سفرها به ما کمک میکنند تا تفکر انتقادی خود را تقویت کنیم و مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنیم.
یکی از مهمترین مزایای گردشهای علمی، ایجاد انگیزه در دانشآموزان برای یادگیری است. زمانی که دانشآموزان مفاهیم علمی را در عمل مشاهده میکنند، علاقه بیشتری به یادگیری پیدا میکنند و بهتر میتوانند مطالب را به خاطر بسپارند.
در نهایت، میتوان گفت که گردشهای علمی، ابزاری بسیار موثر برای آموزش و یادگیری هستند. این سفرها، به دانشآموزان کمک میکنند تا دنیای اطراف خود را بهتر بشناسند و برای آیندهای بهتر آماده شوند.
انشای زیبا گردش علمی مناسب همه پایه ها

مقدمه:
گردش علمی راهی عالی برای کمک به ما برای افزایش دانش و کسب تجربه عملی فراتر از دیوارهای کلاس درس است. یکی از بزرگترین مزیت های سفرهای علمی برای کودکان، فرصتی برای آشنایی با فرهنگ ها، آداب و رسوم و سنت های مختلف است.
بدنه:
در سفرهای علمی بچهها میتوانند مناظر، صداها، بوها و طعمهای جدید را کشف کنند که میتواند یک تجربه یادگیری هیجانانگیز باشد و به آنها کمک کند تا با محیط اطراف بیشتر آشنا شوند. علاوه بر این، گردش های علمی مزایای اجتماعی را برای ما فراهم می کند، زیرا ارتباط ما با همکلاسی ها، معلمان و حتی غریبه ها بیشتر می شود.
گردش علمی می تواند حس ماجراجویی و کنجکاوی را در ما ایجاد کند تا درباره دنیای اطراف خود بیشتر بدانیم. به طور کلی، گردش های علمی روشی مؤثر برای تقویت آموزش و یادگیری مادامالعمر است.
من همیشه مشتاق رفتن به گردش علمی هستم و مکان های مورد علاقه من پارک های تفریحی، باغ وحش ها و پارک های حیات وحش است. پارکهای تفریحی بهشتی برای بچهها است که میتوانند از بازیهای مختلف لذت ببرند.
باغ وحش یکی دیگر از موارد مورد علاقه من است چون خاطرات به یاد ماندنی را برای من به نمایش می گذارد تا حیوانات، پرندگان و ماهی های عجیب و غریب و حیوانات اهلی را تماشا کنم. پارک های حیات وحش پر از سرگرمی و ماجراجویی را برای من فراهم می کند که در آن آنها می توانم حیوانات وحشی را در زیستگاه طبیعی خود ببینم و در مورد آنها بیاموزم.
نتیجه:
بازدید از این مکان های علمی برای من خیلی جالب است چون فرصتی میدهد تا با دنیای بیرون کلاس درس خود آشنا شوم و چیزهای جدید بیاموزم که روزی می توانند برای من در زندگی مفید باشند.
مطلب مشابه: انشا بهترین روز زندگی من؛ 4 انشا درباره روز های خوب زندگی پایه های مختلف
مطلب مشابه: انشا در مورد خانه + 5 انشا زیبای کوتاه و بلند ادبی با موضوع خانه
انشا توصیفی درباره گردش علمی
مقدمه:
گردش علمی فرصتی را برای دانش آموزان فراهم می کند تا روش های عملی و تجربی را بیشتر بیاموزند. این کار تنها راه عالی برای دانش آموزان برای آشنا شدن با محیط نیست بلکه به آنها اجازه می دهد تا مهارت های مهم زندگی مانند استقلال، تصمیم گیری و کار گروهی را بیاموزند.
بدنه:
علاوه بر این، گردش علمی می تواند خلاقیت، تخیل و مهارت های مختلف را در دانش آموزان برانگیزد. بنابراین، برای مدارس ضروری است که به دانش آموزان خود فرصت هایی برای کشف دنیای واقعی، افزایش تجربه یادگیری خود از طریق گردش علمی آموزشی بدهند.
گشت و گذار علمی با معلم یک راه عالی برای دانش آموزان برای یادگیری خارج از کلاس است. آنها نه تنها علم را در عمل تجربه می کنند بلکه از معلمی که علاقه زیادی به او دارند یاد می گیرند. این نوع یادگیری عملی میتواند بسیار جذاب باشد زیرا دانشآموزان میتوانند ببینند که نظریه علمی چگونه عملی میشود.
علاوه بر این گردش علمی فرصتی ارزشمند برای پرسیدن سؤالات و درک عمیق تر از مفاهیم پیچیده فراهم می کند. شرکت در سفرهای علمی با معلم می تواند یک تجربه فراموش نشدنی باشد که یک حس کنجکاوی مادام العمر را برای علم ایجاد می کند.
من سفر علمی را بسیار دوست دارم زیرا فرصتی است برای یادگیری و کشف جنبه های مختلف علم. من از مراکز تحقیقاتی، آزمایشگاهها و کارخانه های مختلف بازدید کردم و از نزدیک شاهد کار متخصصان در زمینههای مختلف بودم.
نتیجه:
این گشت و گذار برای من بسیار آموزنده بود و من در مورد چگونگی انجام تحقیقات علمی و تأثیر آن بر زندگی روزمره ما اطلاعاتی کسب کردم. دیدن پیشرفتهای مختلف برای مهم خیلی جالب بود چون باعث شد از نقش مهمی که علم در جهان ما ایفا میکند باخبر شوم. به طور کلی، گردش علمی یک تجربه منحصر به فرد و عالی بود که دانش علمی من را بیشتر کرد.
انشا گزارش گردش علمی نگارش پنجم

مقدمه : گردش و بازدید علمی یکی از روش های فعال تدریس و شیو ه ای مناسب برای یادگیری ـ یاددهی است, که گاهی برای مطالعه جامعه در خارج از کلاس, آزمایشگاه یا کتابخانه با توجه به هدف های معین آموزشی, از سوی معلم و دانش آموزان طراحی و تنظیم می شود.
بدنه : گردش علمی این فرصت را در اختیار دانشآموزان میگذارد که از طریق مشاهده طبیعت، وقایع، فعالیتها، اشیاء و مردم تجربه علمی به دست آوردند و با مشاهده مستقیم تفاوتها یا مشابهتها، آشنایی بیشتری با محیط اجتماعی به دست آوردند و مفاهیمی را که در کلاس مورد بحث قرار میگیرد بهتر در ذهن خود بپرورانند.
در برخی موارد میتوان از گردش علمی برای جمعآوری اطلاعات لازم برای انجام دادن یک آزمایش یا یک پروژه، بهره گرفت مثلاً اگر هدف درس شناختن کانیهای دارای ارزش اقتصادی باشد، میتوان دانشآموزان را به چند معدن برد تا کانیهای مختلف را جمعآوری کنند و آنها را در کلاس بعد از آزمایشهای لازم بشناسند.
نتیجه گیری : بطور کلی گردش علمی میتواند دیدار از یک شهر، موزه، کارخانه،کارگاه صنعتی، جنگل، پایانه مسافربری، فرودگاه، راهآهن، نمایشگاه، مزرعه و جاهای دیگر باشد. از محیط مدرسه یا از سایر مؤسسات آموزشی نیز میتوان تجارب دست اول به دست آورد. بنابراین لازم نیست که گردش علمی حتماً دیدار از نقاط دوردست باشد. بلکه مشاهده محیط اطراف دانشآموزان که امکان کسب تجارب آموزشی را فراهم کند نیز میتواند گردش علمی محسوب شود.
مطلب مشابه: انشا در مورد شانس + 5 انشا زیبای کوتاه ساده و طنز در مورد بخت و اقبال
مطلب مشابه: انشا در مورد آینده + 7 انشا در مورد زندگی آینده و موفقیت ها
انشا گردش علمی مخصوص پایه دوازدهم
بازدید علمی، مشاهده و آزمایشی است که در خارج از کلاس انجام می گیرد، چون دانش آموزان بیشتر براساس علاقه و تحریک حس کنجکاوی آن ها صورت می گیرد پس گردش علمی که این اصل را به نحو مطلوبی به اجرا می گذارد، یکی از روش های فعال تدریس در رشته های علوم تجربی
می باشد .
با انجام بازدید علمی،فراگیران با مشاهده ی ابزار یا طبیعت و لمس بی واسطه ی پدیده ها، بخشی از حقایق علمی را به طور عمیق درک می نمایند.
مكان بازديد:
ایستگاه هواشناسی (سینوپتیک شهرستان دره شهر)
اهداف:
-1-آموزش بازدید علمی به عنوان یکی از روش های تدریس
-2-اجرای یک برنامه ی آموزش علمی در یک سازمان ( طبیعت )، مثلا آشنایی با ابزار مورد استفاده در هواشناسی
-3- تدریس در خارج از کلاس درس ،جهت کسب انرژی مثبت، ایجاد شادابی و طراوت، تقویت روح و روان، تنوع درتدریس و …
شرح عمليات:
موارد زیر به عنوان نکات ضروری برای یک بازدید علمی قبلا در کلاس درس آموزش داده شد و
ضرورت اجرای آن ها قبل از حرکت مورد تاکید قرار گرفت.
1-هدف از بازدید علمی
2-اهمیت بازدید علمی در تعمیق یادگیری
3-مراحل کسب مجوز و هماهنگی های لازم
4-لزوم مراقبت های ویژه و دایمی از دانش آموزان در طی بازدید علمی
5-تهیه گزارش از بازدید علمی
شرح بازدید علمی
در مورخه 15/8/ 95 با یک دستگاه مینی بوس عازم ایستگاه هواشناسی سینوپتیک شهرستان دره شهر شدیم . ،
پس از طی حدود سه کیلومتر از محل دبیرستان تا ایستگاه سینوپتیک که در یک کیلومتری جاده دره شهر به پلدختر قراردارد رسیدیم.
وبا همکاری مهندس نوری کارشناس ارشد اداره کل هواشناسی استان که در محل حضور د اشت ضمن معرفی ایستگاه های هواشناسی به تشریح ابعاد ونحوه اندازه گیری عناصر هواشناسی پرداختیم و وبا نحوه محاسبه دمای دماسنج خشک ومرطوب ، از دانش آموزان خواسته شد با توجه به جدول موجود در کتاب درسی مقدار رطوبت نسبی منطقه را محاسبه نمایند .سپس به تشریح دمای حداکثر وحداقل شبانه روز شهرستان پرداختیم ودر عین حال باتوجه با بادنمای ایستگاه به سمت وسرعت باد منطقه پرداختیم که چون در این ساعت جوی آرم بر منطقه حاکم بود ناچارا از تشت تبخیر و انواع دما سنج در اعماق مختلف خاک بازدید نموده وهمچنین به وضعیت آفتاب نگار و باران سنج های دیجیتالی و استوانه ای موجود و نحوه محاسبه فشار از دستگاه فشار نگار وفشار سنج های موجود در ایستگاه اشاره نمودیم .
در پایان هم بانحوه مخابره وتکمیل فرم های لحظه ای هواشناسی آشنا شدیم
در پایان بازدید علمی دانش آموزان ضمن گرفتن عکس یادگاری و گرفتن عکس وفیلم از ابزار موجوددر ایستگاه جهت ارائه گزارش ، در ساعت ده صبح با وسیله نقلیه موجود به دبیرستان برگشتیم
در پایان جا دارد از مهندس مسعود نوری ومهندس خدادادی رییس اداره هواشناسی دره شهر که نهایت همکاری را با ما داشتند تقدیر وتشکر نمایم .
همچنین از مدیریت ومعاونین آموزشی و پرورشی دبیرستان شهید مطهری که مقدمات این بازدید را فراهم نمودند نهایت تقدیر وتشکر به عمل می آوریم .
انشا گردش علمی درباره مزایای سفر

روح ما انسان ها در اثر روزمرگی و یکنواختی زندگی دچار نا آرامی شده و راکد بودن و یک جا ماندن باعث بروز بیماری های مختلف روحی و روانی به خصوص افسردگی و مشکلات عصبی فراوانی می شود.
با وجود پیشرفت و مدرنیته شدن دنیایی که در آن زندگی می کنیم یعنی دنیای صنعت و پیشرفت های صنعتی، اما تنها کمیت زندگی های ما بهبود یافته و کیفیت زندگی مان به شدت نزول پیدا کرده است.
اکثر افراد جامعه پر از خستگی های روحی و جسمی هستند و یکی از راه های بهبود این شرایط و درمان بیماری های عصبی سفر کردن است. به خصوص اگر بتوان در طول سفر، خانواده و اقوام را دور هم جمع کرد زیرا جمعی کوچک با ارتباطات قوی و شاد تاثیر عالی در روحیه دارد و فشار های عصبی و افسردگی و خستگی ها را از تن بیرون می برد.
سفر کردن علاوه بر درمان بیماری های روان و آرامش تن و اعصاب انسان، زمینه تجربه های متفاوتی را برای ما فراهم می کند و بسیاری از استعدادها و نقاط قوت و ضعف ما در طول مسافرت برای ما آشکار می شود.
قسمت مهمی از تربیت بچه ها در خانواده های کوچک و کم جمعیت امروزی می تواند در سفر کردن صورت گیرد چرا که بسیاری از خصوصیات زشت و ناپسند و میزان تحمل و صبر افراد در مسافرت مشخص می شود و سفر ما را در جهت رشد شخصیت مان هدایت می کند.
در سفر کردن با بسیاری از مسائل از جمله آداب و سنن قوم های مختلف و تاریخ و فرهنگ مناطق گوناگون آشنا می شویم.
بیرون آمدن از چهار دیواری کوچک خانه های خود و قدم گذاشتن در دنیایی بسیار وسیع تر و گسترده تر از یک خانه دنیایی از تجربه و عبرت آموزی است که همه ما باید گاه به گاه از آن بهره مند شویم.
جاده شمال با آسمان آبی و ابرهای پراکنده سفید و با باران های گاه و بی گاهش , عطر و بوی دلنشین و هوای دلپذیرش , به یک خاطره خوب در ذهن هر مسافری که به شمال سفر میکند تبدیل شده است.
یکی از سفرهای زندگی من که هم ناملایمات و هم خوشی های زیادی در پی داشت, سفر به شمال کشور یعنی گیلان بود که یکی از خاطرات خوب زندگی من را رقم زد.
در سفر ما به شمال باران نم نم می بارید و بوی خاک تازه تر شده , همه جا را فراگرفته بود. درخت ها بر جاده های پر پیچ و خم شمال مانند چتری سایه انداخته بودند و صدای پرنده ها از گوشه و کنار به گوش می رسید.
اما متاسفانه ترافیک هم از شهرهای دیگر به همراه بقیه مسافران بار بسته بود و به اینجا آمده بود و باز هم تلفات و آسیب ها به چشم می خورد و لحظات تلخی را به وجود می آورد.
اما با این حال گذر کردیم و به مناطق دیدنی گیلان رفتیم تا از مناطق زیبای دیگر هم دیدن کنیم.
به امام زاده ابراهیم رفتیم و برای گذشتگان طلب آمرزش و رحمت کردیم.
به قلعه رودخان رفتیم و از آن همه پله های طولانی و بلند عبور کردیم و به بالای کوه رسیدیم و از میراث فرهنگی اصیل گیلان دیدن کردیم.
تابلوی زیبای قلعه را خریدیم تا برای همیشه لحظات خوب و شیرین و طبیعت زیبای قلعه رودخان را به خاطر بسپریم.
سفر ما ادامه داشت . از مغازه های شهر گیلان که دارای سوغاتی های این شهر نظیر شیرینی فومن و نان زرین و کوکی های خوشمزه و غذاهای محلی خوشمزه دیدین کردیم و مقداری برای خود و خانواده خود به رسم یادبود خریداری کردیم.
همراه با خانواده به رستوران محلی رفتیم . در منوی آن رستوران مرغ ترش , ترش تره , ماهی شکم پر، باقالی قاتوق و میرزاقاسمی وجود داشت که ما مرغ ترش را انتخاب کردیم و بسیار خوشمزه بود.
مطلب مشابه: انشا در مورد شادی + 4 انشا ادبی برای پایه تحصیلی دبیرستان و دبستان
مطلب مشابه: انشا در مورد مدرسه + 10 انشا جدید با موضوع مدرسه رفتن به صورت ادبی و طولانی
انشا علمی درباره سفر
مقدمه: بیشتر آدم ها به مسافرت علاقه خیلی زیادی دارند چون معتقدند حال آنها تغییر می کند. این که مسافرت حال روحی و جسمی انسان را خوب می کند و تغییر می دهد بله درست است من هم جزء دسته ای آدم ها هستم که به مسافرت علاقه بسیار زیادی دارم
متن انشا: مسافرت از نظر من موضوع بسیار خوب و زیبایی برای نوشتن است من عاشق مسافرت هستم اما نه هر مسافرتی آدم های زیادی کنارم بوده اند که فقط به مسافرت علاقه مند هستند ولی جا و مکان آن هیچ فرقی برای آنها ندارد اما برای من مسافرت رفتن به شهرهای تاریخی و دیدن جاهایی که تاریخ را برایم زنده می کنند هست موزه هایی که ارزش صدبار رفتن را دارند موزه هایی همچون خانه مشروطه و موزه مردم شناسی اولین سفری که پیشنهاد آن را به خانواده ام دادم در عید نوروز سفر به تبریز و رفتن به موزه و مقبرالشعرا بود من علاقه زیادی به تاریخ و شعر دارم و اگر جایی را ببینم که به تاریخ وصل است من حتما به آن جا می روم غرق شدن در کتاب های تاریخی حس و حال خوبی به من میدهد خانواده ام قبول کردند که به تبریز سفر کنیم و به جاهای گشتنی آن برویم مقصد اول ما موزه آذربایجان مقابل مقبرالشعرای شهریار بود وقتی داخل حیاط موزه شدم دوربین عکاسیم را برداشتم و از هر لحظه ای که برای من لذت بخش بود و حس خوبی به من می داد عکس می گرفتم حیاط موزه پر بود از آلاچیق هایی که درونش اشیاهای تاریخی می فروختند کیف و کفش ها و قاب های زیبای عکس داخل موزه که دیدم چشمانم درشت تر شد و دهانم باز تر این همه زیبایی ، واقعا زیبا بود دوست داشتم همه جای موزه را ببینم یک اورگ قدیمی در آن جا دیدم و عکس گرفتم کاسه ها و مجسمه هایی ک مظهر زیبایی تمام بودند برایم . چه چیز هایی که در موزه بودند و زیبایی آنها را هر چقدر از زبان آدمی بشنویم بیشتر باور نمی کنیم بلکه درک زیبایی این آثار فقط با چشم ممکن است زمان زیادی را درون موزه به سر بردیم وقت رفتن بود اما دل کندن از موزه برایم سخت بود کمی اما از خانواده ام خواهش کردم تا سفر های بعدی نیز موزه را در نظر بگیریم بعد از موزه به سمت مقبره الشعرا رفتیم و از کتاب های شاعر بزرگ و عزیز شهریار دیدن کردیم صفایی خاص داشت مقبره الشعرا از همه جای مقبره که دیدن کردیم به سمت ارومیه راه افتادیم دریاچه ارومیه یادم است آخرین باری که به دریاچه ارومیه رفته بودیم و سوار قایق شدیم و کلی خوش گذشت زمانی بود که من هنوز دوران ابتدایی را به سر می بردم و بعد از مدت ها رفتن به دریاچه ارومیه برایم بیشتر جذاب بود رسیدیم به ارومیه و هرچند سوالی بود در ذهن و حس و دنیای خودم که در کدام دریاچه باید سوار قایقی شوم و خوشحالیم را ابراز کنم رسیدم به ارومیه اما دیگر دریاچه ای مثل قبل در آن جاری نبود.
نتیجه: مسافرت حال آدم را خوب می کند آدم ها نظر ها و تصمیم هایشان همیشه با یکدیگر متفاوت بوده و هیچوقت انتظار نمی رود نظرات ما انسان ها شبیه یک دیگر باشد چرا که این زیبایی ها حاصل تفاوت های افکار آدمی است.
انشا علمی درباره سفر به کربلا

مقدمه: اگر سفر به کربلا بخصوص در روزهای قبل اربعین قسمت شما هم شده باشد میدانید که در این سفر کوتاه به اندازه یک عمر خاطره و حس و حال خوب و عجیب برای گفتن دارید . انشای امروز من درباره یک خاطره کوتاه در سفر اربعین در حرم امام علی (ع) است.
متن انشا: یکی از تفریحات من موقع رفتن به زیارت، نشستن یک گوشه و نگاه کردن به جزئیات اطراف است، ریز شدن در افراد و اتفاقات. آن روز هم در حرم امام علی علیه السلام در نجف نشسته بودم
دمِ ورودی خانمها و داشتم به زائرانی که از کشور های مختلف با لباس محلی و رنگ پوست و زبان ها و لهجه های مختلف نگاه میکردم . توی فکر بودم که یکهو صدایی ازم پرسید: عراقی؟
گفتم لا، ایرانیه! خانمی پاکستانی بود که سر صحبت را با من باز کرد. با انگلیسی دست و پا شکسته جوابش را میدادم. او اما انگلیسی را با لهجه خودش به خوبی حرف میزد؛ طوریکه من هم بفهمم.
شروع کرد همان سوالهای همیشگی را پرسیدن: از خانواده و سن و سال و ازدواج و این حرفها. همسن و سال من بود، لیسانس ادبیات از یک دانشگاه خوب کشورش داشت و چندسالی بود ازدواج کرده بود.
از من پرسید شهرش و دانشگاهش را میشناسم؟ گفتم بله! اسمشان را شنیدهام و توی نقشه جایشان را بلدم. خوشحال شد، شاید هم به ادامه گفتگو امیدوار شد.
گفت با برادرش و تعداد دیگری از فامیلشان رفتهاند ایران، زیارت امام رضا علیهالسلام، بعد بارشان را جمع و جور کردهاند آمدهاند عراق که به زیارت اربعین برسند. گفت همسرش بخاطر کارش نتوانسته بیاید و او مجبور شده با فامیل بیاید.
برادرش او را چون باردار بوده، به کربلا نبرده و او ناچار در نجف مانده است. حسرت عجیبی داشت، به سختی از این میگفت که چطور از کربلا رفتن باز مانده. بهش گفتم واقعاً پیاده روی توی راه و زیارت و رفت و آمد توی کربلا برای تو خوب نیست و برادرت کار درستی کرده.
اما راضی نمیشد و میگفت برای خودش متأسف است. ازش پرسیدم دلتنگ همسرش شده؟ گفت: نه! وقتی در حرم «مولای کائنات» است، همه قلب و احساسش برای اوست.
فکر میکرد همه کسانی که روزی به زیارت «مولای کائنات» آمدهاند، بخشی از وجودشان در حرم جا مانده و دیگر آن آدم قبلی نیستند. گفت فکر میکند همه حقیقت دنیا، حقیقت محض، همینجا توی نجف و حرم «مولای کائنات» است و همه چیزهای دیگر، تصویر و توهماند.
دوست داشت تا همیشه همانجا نزد حقیقت محض بماند… ام کلثوم همینطور گفت و گفت، اما من نمیشنیدم. رفته بودم توی فکر همه تصویرها و توهمهایی که گرفتارشان شدهام.
زل زده بودم به چشمهاش و رفته بودم توی فکر. از آن منبریها بود که بغض میکرد؛ اما گریه، نه. مینشست و اشک پامنبریهاش را نگاه میکرد. بعد از نماز دعایش کردم که هر سال این زیارت قسمتش بشود، آهی کشید و گفت: «اگر خیلی خوش شانس باشم، اگر خیلی خوش شانس باشم.»
این جمله آخر را طوری گفت که من یاد همه آرزوهای بعید خودم افتادم. برای او این راه طولانی از پاکستان تا کربلا خیلی بعید بود، خیلی سخت، خیلی دور!










