حکایت آورده‌اند که نوشین‌روان عادل را در شکارگاهی صید … از گلستان سعدی با تفسیر

حکایت «آورده‌اند که نوشین‌روان عادل را در شکارگاهی صید…» از باب اول گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان)، روایتی است کوتاه اما پرمغز از عدالت، خردورزی و عبرت‌پذیریِ حاکمان و نیز نقدِ تند سعدی بر سفارشِ دوستان ناباب و تأثیر آن بر تباهیِ پادشاهان. در این حکایت، انوشیروان (نوشین‌روان)، پادشاه دادگر ساسانی، در شکارگاه از دوستان ناباب خود که به او توصیه به ظلم و ستم می‌کنند، پرهیز می‌دهد و آنان را از همنشینی با خود دور می‌کند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این حکایت، معنی روان عبارات و تفسیر اخلاقی و سیاسی آن، به بررسی این پرسش خواهیم پرداخت که سعدی چگونه «دوست بد» را مفسده‌انگیزتر از «دشمن دانا» معرفی می‌کند و چه نسبتی میان «عدالت» و «انتخاب همنشین» برقرار می‌سازد.

حکایت آورده‌اند که نوشین‌روان عادل را در شکارگاهی صید ... از گلستان سعدی با تفسیر

حکایت جالب سعدی

آورده‌اند که نوشین‌روانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از این قدر چه خَلَل آید؟ گفت: بنیادِ ظلم در جهان اوّل اندکی بوده‌است هر که آمد بر او مَزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.

اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی

بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد

زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

حکایت ملک‌زاده‌ای گنج فراوان از پدر میراث یافت از گلستان سعدی + تفسیر

حکایت تنی چند از روندگان در صحبتِ من بودند از گلستان سعدی با تفسیر

تفسیر و نثر ساده این حکایت

تفسیر و نثر ساده این حکایت

آورده‌اند که نوشیروان عادل (پادشاه ساسانی) در شکارگاهی، شکار را کباب کردند، اما نمک نداشتند. غلامی به روستا رفت تا نمک بیاورد. نوشیروان گفت: «نمک را به قیمت (معمول) بخر، تا (این کار) به صورت رسم درنیاید و آن روستا (به دلیل گرفتن نمک رایگان) خراب نشود.»

اطرافیان گفتند: «از این مقدار (اندک نمک) چه خللی و آسیبی پیش می‌آید؟»

نوشیروان پاسخ داد: «بنیاد ظلم در جهان، نخست اندک بوده است. هر که آمد بر آن افزود تا به این حد افراط رسیده است.»

اگر پادشاهی یک سیب از باغ رعیت بخورد / غلامانش آن درخت را از بیخ برمی‌کنند 

با پنج تخم‌مرغ که سلطان ستم روا دارد / لشکریانش هزار مرغ را به سیخ می‌کشند

 خلاصه داستان

در این حکایت کوتاه و پرمعنی، سعدی داستانی از «نوشیروان عادل» (انوشیروان، پادشاه دادگر ساسانی) نقل می‌کند: در شکارگاه، شکار را کباب کردند و نمک نداشتند. غلامی برای تهیه نمک به روستا رفت. نوشیروان تأکید کرد که نمک را به قیمت و به رسم خریداری بگیرد (نه رایگان) تا این کار به صورت رسم درنیاید و آن روستا خراب نشود. اطرافیان اعتراض کردند که «از این مقدار کم نمک چه زیانی می‌رسد؟» نوشیروان پاسخ تاریخی می‌دهد که ظلم همیشه از کوچک شروع می‌شود و هرکس بر آن می‌افزاید تا به حد نهایی می‌رسد. سپس دو بیت در این معنا می‌آورد: اگر پادشاه یک سیب از باغ رعیت بخورد، غلامان آن درخت را از بیخ برمی‌کنند. و با پنج تخم‌مرغ که پادشاه ستم کند، لشکریان هزار مرغ را به سیخ می‌کشند.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. نمک و خرد

نمک در این داستان فقط یک چاشنی نیست؛ نماد کوچک‌ترین حق مردم است. نوشیروان می‌توانست به راحتی بگوید «این یک مشت نمک ارزش ندارد» و از غلام بخواهد آن را رایگان بگیرد. اما او می‌داند که اگر این «کوچک» را نادیده بگیرد، راه برای «بزرگ» باز می‌شود.

 ۲. نظریه «پله‌پله شدن ظلم»

نوشیروان در حکمت خود می‌گوید: «بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است. هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.» این یکی از عمیق‌ترین تحلیل‌های سیاسی در تاریخ ادب فارسی است. ظلم یک‌باره به وجود نمی‌آید؛ با یک قدم کوچک (مانند گرفتن یک سیب یا یک نمک رایگان) آغاز می‌شود و هر حاکم بعدی یک قدم بیشتر برمی‌دارد تا به ظلم گسترده می‌رسد.

 ۳. اصلاحات نکنه و حاشیه‌ای

سعدی نشان می‌دهد که گاهی اصلاحات ظریف و به ظاهر بی‌اهمیت، از بزرگ‌ترین اقدامات هم مهم‌ترند. نوشیروان نمی‌گوید «عدالت را در کل کشور برقرار کنید»، می‌گوید «این یک نمک را به قیمت بخر». او با این کار از عادی شدن یک رسم نادرست جلوگیری می‌کند.

 ۴. قیاس «سیب و درخت» و «تخم‌مرغ و مرغ»

این دو بیت مشهور سعدی، یکی از رساترین بیان‌های «گسترش ظلم» در ادب فارسی است:

– اگر حاکم یک سیب را ناحق بخورد، غلامانش جرات می‌کنند درخت را از بیخ برکنند. یعنی زیردستان همیشه از حاکم خود الگو می‌گیرند و اگر او اندکی تعدی کند، آنان ده برابر تعدی می‌کنند.

– به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد، لشکریانش هزار مرغ به سیخ می‌کشند. یعنی با یک قدم کوچک ظلم، صدها قدم بزرگ توسط کارگزاران برداشته می‌شود.

این دو بیت در واقع هشداری است به همه حاکمان که هرگز از هیچ‌گونه بی‌عدالتی، حتی در کوچک‌ترین اندازه، چشم‌پوشی نکنند.

 ۵. نوشیروان نماد حاکم عادل

سعدی از «نوشیروان عادل» به عنوان الگوی یک پادشاه دادگر یاد می‌کند. او در بوستان و گلستان بارها از انوشیروان نام برده و صفت «عادل» را به او نسبت داده است. هر چند این نسبت از نظر تاریخی محل بحث است، اما در ادب فارسی انوشیروان نماد «حاکم قانون‌گرا و دادگر» است.

 خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)

این حکایت سعدی به ما می‌آموزد که:

1. ظلم از کوچک‌ترین چیزها شروع می‌شود. اگر حاکم یک دانه نمک را به ناحق بگیرد، راه برای ظلم بزرگ باز می‌شود.

2. حاکم عادل باید از عادی شدن هرگونه رسم ظالمانه جلوگیری کند. کاری ندارد که این بار فقط یک مشت نمک است.

3. زیردستان از حاکم الگو می‌گیرند. اگر حاکم یک سیب را ناحق بخورد، آنان درخت را از بیخ برمی‌کنند. اگر با پنج تخم‌مرغ ستم را روا بداند، آنان هزار مرغ را به ناحق می‌کشند.

4. اصلاحات نکنه و کوچک، پایه‌های عدالت را مستحکم می‌کند.

5. هر کس بر ظلم بیفزاید، تاریخ او را مسئول می‌داند. «هر که آمد بر او مزیدی کرده» – یعنی همه حاکمان در زنجیره ظلم شریکند.

سعدی با این حکایت نشان می‌دهد که عدالت حتی در کوچک‌ترین چیزها باید رعایت شود، زیرا بی‌عدالتی ناچیز امروز، بی‌عدالتی بزرگ فردا را در پی خواهد داشت. این یک درس ابدی برای تمام حاکمان و کارگزاران است.

حکایت یکی از رفیقان شکایتِ روزگارِ نامساعد به نزد من آورد از گلستان سعدی با تفسیر

حکایت یکی از وزرا معزول شد و به حلقه درویشان درآمد از گلستان سعدی با تفسیر

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.