معنی ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم میشود (حکایت + انشا)
معنی ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم میشود را در ادامه با توضیح مفصل برای شما اهالی قلم و ادب آماده کرده ایم. ضربالمثلها به ادبیات شفاهی و نوشتاری غنا میبخشند و میتوانند به عنوان ابزارهای سرگرمی و تفریح نیز مورد استفاده قرار گیرند.

زور من وقت غربیل کردن معلوم میشود
ضربالمثل «زور من وقت غربیل کردن معلوم میشود» به این معناست که توانایی، ادعاها و حقیقت کارایی یک فرد در زمان عمل و هنگام انجام کارهای سخت مشخص میشود. این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که شخصی ادعای زیادی دارد، اما عملکرد او در لحظه آزمایش نهایی (غربیل کردن) نشاندهنده توان واقعی اوست.
حکایت این ضرب المثل
در روزگاران قدیم مرد قلدر و پر قدرتی بود که به همه زور میگفت و هر چه را میخواست از راه زورگویی به دست میآورد. یک روز همسر او گفت: دیگر یک چارک آرد هم توی خانه نداریم. بلند شو یک گونی گندم بردار و برو به آسیابان بده تا گندمها را آرد کند. اگر امروز آرد به من نرسانی نمی توانم نان بپزم و شب توی سفره مان نان پیدا نمیشود.
مرد قلدر گفت: حالا کو تا شب. عصر که شد، گندم را به آسیاب میبرم. زن گفت: این روزها سر آسیابان شلوغ است. همه گندمهایشان را برای آسیاب کردن پیش او میبرند. باید مدتی انتظار بکشی تا نوبت آرد کردن گندم ما بشود. اگر همین الان حرکت کنی، شاید بتوانی تا عصر آرد به من برسانی.
مرد گفت: من توی صف بایستم و انتظار بکشم؟ مثل اینکه مرا نشناختهای. من بدون نوبت کارم را میکنم و هیچ کس هم جرآت ندارد حرفی بزند.
عصر که شد مرد گونی گندم را به کول گرفت و به آسیاب رفت. در آنجا عدهای از مردم با گونیهای گندم منتظر بودند تا نوبت آرد کردن گندمشان بشود. مرد قلدر بدون رعایت نوبت، گندمش را به آسیابان داد و گفت: هر چه زودتر گندم مرا آسیاب کن که باید بروم.
آسیابان که پیرمرد دنیا دیدهای بود، با زبان خوش گفت: این همه آدم منتظر نشستهاند که نوبتشان شود و گندمشان را آرد کنم. صبر کن تا نوبتت بشود.
شاگردش هم گفت: آقا جان از قدیم گفتهاند آسیاب به نوبت.
مرد قلدر با صدای بلند گفت: بی خود کردهاند که چنین حرفهایی زدهاند. من نوبت و انتظار سرم نمیشود. همین الان باید گندمم را آرد کنی.
آسیابان که حوصله دردسر نداشت گفت: باشد ولی فکر نکن که فقط تو زور داری هر کس به اندازه خودش زور دارد. حتی من پیرمرد هم زور دارم.
مرد قلدر که فکر میکرد پیرمرد قصد زورآزمایی دارد، سینه سپر کرد و برای دعوا آماده شد. اما پیرمرد گفت: هر کس زورش را یک جوری نشان میدهد. من با تو قصد دعوا ندارم. زور من وقت غربیل کردن معلوم میشود.
مرد قلدر نفهمید که پیرمرد چه میگوید. آسیابان وقتی گندم مرد قلدر را آرد کرد، کمی از آرد را به عنوان اجرتش برداشت و به جای آن مقداری سنگریزه توی گونی آرد مرد قلدر ریخت و گونی آرد را به او داد.
مرد قلدر که فکر میکرد با قلدری کارش را پیش برده، گونی آرد را بر دوش کشید و به خانه رفت. به خانه که رسید به زنش گفت: این هم آرد. دیدی که انتظار نکشیدم نوبتم شود. زن در کیسه آرد را باز کرد، کمی آرد برداشت خمیر درست کرد و با آن نان پخت، چند روز گذشت. یک روز زن مثل همیشه سر گونی آرد رفت تا کمی خمیر درست کند و نان بپزد. اما دید توی آن سنگریزه وجود دارد. دستش را توی کیسه آرد کرد و متوجه شد آردی که توی کیسه مانده پر از سنگریزه است. شوهرش را صدا کرد و گفت: با این آرد نمیتوانم خمیر درست کنم. برو غربیل را بیاور تا آردمان را غربیل کنیم و سنگریزههایش را جدا کنیم.
مرد قلدر رفت و از زیرزمین غربیل آورد. زن کیسه آرد را جلوی همسرش گذاشت و گفت: به جای بیکار نشستن این آردها را غربیل کن.
مرد مشغول غربیل کردن آرد شد. هر چه بیشتر غربیل میکرد، سنگریزههای بیشتری پیدا میشد و در پایان مقدار زیادی سنگریزه یک جا جمع شد. زنش با تعجب پرسید: این همه سنگ ریزه از کجا رفته توی آرد ما؟
مرد نگاهی به سنگریزهها کرد و یاد حرف پیرمرد آسیابان افتاد و فهمید که چه شده است و با خود گفت: آسیابان راست میگفت. هرکس میتواند زورش را یک جوری نشان بدهد. زور آسیابان موقع غربیل کردن معلوم شد.
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل تو نیکویی کن و در دجله انداز (تحلیل و معنی کامل)
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل چو فردا شود فکر فردا کنیم + حکایت و کاربرد
مفهوم
زمان مشخصکننده حقیقت ادعاها است.
انشا با موضوع این ضرب المثل
مقدمه:
همیشه کسانی هستند که در روزهای آفتابی و آرام، از قهرمانیهای خود داستانها میسازند و خود را قویترینِ میدان میدانند. اما تاریخ و تجربهی پیران به ما آموخته است که میان «حرف» تا «عمل» فرسنگها فاصله است. ضربالمثل «زور من وقت غربیل کردن معلوم میشود» دقیقاً به همین نکته اشاره دارد که عیار واقعی هر کس نه در ادعا، بلکه در لحظات سخت و نفسگیر مشخص میشود.
بدنه:
غربال کردن، در ظاهر کاری ساده به نظر میرسد؛ اما هر کس که دست به الک برده باشد، میداند که پس از مدتی، مچها خسته میشوند و کمر خم میشود. در گذشته، وقتی کسی بیش از حد از توان بدنیاش تعریف میکرد، او را پای کار میبردند و میگفتند حالا که اینقدر مدعی هستی، بسمالله! این ضربالمثل به ما میگوید که نباید فریب ظاهر پرابهت یا سخنان تند و تیز افراد را خورد.
در زندگی روزمره، بسیار با این موقعیت روبرو میشویم. دانشآموزی که تمام سال ادعای نبوغ میکند اما در شب امتحان درمانده میشود، یا ورزشکاری که پیش از مسابقه رقیب را ناچیز میشمارد ولی در میدان مسابقه توان نفس کشیدن ندارد، همگی مصداق این ضربالمثل هستند. در واقع، «غربیل کردن» همان نقطه عطف و لحظهی سرنوشتسازی است که سره را از ناسره جدا میکند. تکیه بر تواناییهای خیالی، مانند ساختن خانهای روی آب است؛ اولین موج سختی که برسد، همه چیز ویران میشود.
نتیجهگیری:
بهترین درس این مَثَل، آموختنِ تواضع و تلاشِ بیصداست. فرد خردمند میداند که به جای هیاهو و لافزنی، باید توان خود را ذخیره کند تا در «وقتِ غربیل کردن» یعنی در لحظهی امتحان و دشواری، سربلند بیرون بیاید. یادمان باشد که صدایِ عمل، همیشه بلندتر از فریادِ ادعاست.
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل کینه شتری / مفهوم کاربردی و انشا
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل از اسب فرو آید و بر خر بنشیند (داستان و کاربرد)










