متن عاشقانه طبیعت / جملات آرامشبخش درباره طبیعت و عشق

عشق و طبیعت، دو روی یک سکهاند؛ هر دو بینهایت، هر دو بیآلایش، و هر دو، زبانِ بیزبانیِ دلاند. درختانی که در باد میرقصند، رودخانهای که بیوقفه میدود، آسمانی که هر شب با ستارههایش عاشقانهترین نقاشی را خلق میکند – همه و همه، روایتگرِ عشقیاند که در جان طبیعت جاری است. در این بخش، مجموعهای از متن عاشقانه طبیعت را گردآوری کردهایم تا با این جملات، عشق را نه در شهر، که در دلِ جنگل، کنار دریا، و زیر آسمانِ پرستاره جستجو کنیم.
فهرست موضوعات این مطلب
جملات زیبای طبیعت و عشق
در میان درختان، عشق را یاد گرفتم. وقتی دیدم درختان چگونه در طوفان به هم تکیه میدهند، فهمیدم عشق یعنی همین. یعنی در سختیها کنار هم بودن، بدون اینکه حرفی بزنیم. طبیعت، بهترین معلم عشق است.
نسیم که میوزد، یاد دستهای تو میافتم. همان نوازش آرام، همان لطافت بینظیر. طبیعت با هر نسیم، یک بوسه برای روح من میفرستد. و من در میان این همه زیبایی، فقط به تو فکر میکنم.
درختان را نگاه کن، چگونه ریشههایشان در هم گره خورده. عشق ما هم مثل ریشههای این درختان است. هر چه بیشتر میگذرد، عمیقتر و محکمتر میشود. طبیعت به ما نشان میدهد که عشق یعنی رشد با هم.
کنار رودخانه نشستهام و به جریان آب نگاه میکنم. آب میرود، اما عشق ما نمیرود. مثل کوه که میماند، مثل درخت که میایستد، مثل آسمان که همیشه بالای سر ماست. عشق ما، مثل طبیعت، جاودانه است.
آسمان را نگاه کن، آنقدر بزرگ است که تمام غمهای مرا در خود جای میدهد. اما تو کوچکتری، تو در قلب من جا میگیری. عشق یعنی جای دادن تمام وجود یک نفر در یک قلب کوچک. مثل طبیعت، بینهایت.
گلها هر روز به خورشید لبخند میزنند، من هر روز به تو. گلها برای رشد به نور نیاز دارند، من برای بودن به تو. طبیعت به من یاد داد که عشق یعنی وابستگی به منبع نور. و تو، خورشید منی.
باران که میبارد، تمام طبیعت تازه میشود. عشق تو هم همینطور است. هر بار که به من نگاه میکنی، دلم تازه میشود. مثل زمین بعد از باران، مثل برگهای تازه. تو باران زندگی منی.
در طبیعت، همه چیز به موقع خودش میرسد. گلها در بهار، میوهها در تابستان. عشق ما هم همینطور است. نه زود، نه دیر، دقیقاً به موقع. طبیعت به من یاد داد که صبر کنم، و تو آمدی. درست به موقع.
جنگل را دوست دارم، چون ساکت است، اما پر از زندگی. عشق تو هم همینطور است. ساکت، اما پر از حس. گاهی بدون حرف، فقط با بودن، تمام دنیای من را پر میکنی. مثل جنگل، بیصدا اما بینهایت.
کوهها را نگاه کن، چقدر استوارند. عشق من به تو هم مثل کوه است. محکم، استوار، تغییرناپذیر. طوفانها میآیند و میروند، اما کوه میماند. من هم میمانم، مثل کوه، برای تو.
دریا را دوست دارم، چون بینهایت است. عشق من به تو هم بینهایت است. هر چه جلوتر میروم، عمیقتر میشود. مثل دریا، هیچ انتهایی ندارد. غرق میشوم در عشق تو، و نمیخواهم نجات پیدا کنم.
نسیم شب را دوست دارم، چون یاد بوسههای تو میافتم. آرام، لطیف، پر از حس. طبیعت با هر نسیم، یک سلام از تو به من میرساند. و من در میان این همه آرامش، فقط به تو فکر میکنم.
Sometimes all the soul needs is a walk in nature
گاهی همه آن چه روح به آن نیاز دارد قدم زدن در طبیعت است
به اعماق طبیعت نگاه کن،
آنگاه است که همه چیز را بهتر درک خواهی کرد
طبیعت به آدما نیاز نداره؛
این آدما هستن که به طبیعت نیاز دارن
Nature beckons and I must listen
طبیعت مرا صدا می زند و من باید به او گوش دهم…
A walk in nature walks the soul back home
پیاده روی در طبیعت روح را به خانه بر می گرداند
متن طبیعت + جملات زیبا در مورد طبیعت و زیبایی های آن

متن کوتاه در مورد طبیعت
بگذار طبیعت مسیر خودش را طی کند…
طبیعت سرچشمه همه دانش ها است
طبیعت، بهترین درمانگره…
طوفان ها باعث می شوند درختان ریشه های عمیق تری داشته باشند…
سکوت طبیعت بسیار واقعی است…
تو را احاطه می کند و می توانی کاملا آن را احساس کنی…
رنگ ها لبخند طبیعت هستند
با گم شدن در طبیعت به پیدا کردن خودت نزدیک تر می شوی
هرچه بیشتر در سرشت طبیعت اندیشه کردم،
از خلاقیت خالق نیز بیشتر متحیر و شگفتزده شدم.
پاییز، بهار دوم است اگر که هر برگ آن را یک گل بدانیم
و اندک جایی سبز، برایِ تنفسِ ذهن
به صداهای روحانی طبیعت گوش بده و از آن ها لذت ببر…
من یک درمانگر دارم. نام او طبیعت است.
فراموش نکن که زمین از لمس کردن پاهای برهنه ات لذت می برد
و باد مشتاق بازی کردن با موهایت است
من معتقدم که یک برگ سبز، کم از سیر ستارگان ندارد…
طبیعت هر گز تکراری و خسته کننده نمی شود
این را از تغییر فصل ها می توان فهمید…
گل ها شیوه طبیعت برای سرودن شعر هستند
هر فصلی که می گذرد را زندگی کنید؛
هوا را تنفس کنید،
بنوشید،
میوه ها را مزه کنید و
خود را تسلیم اثرات زمین کنید…
طبیعت هر روز برای ما نقاشی می کشد، تصویری از زیبایی بی نهایت
راستی،
یادمان باشد
باران در طبیعت
از نزدیکی
“خـــدا”
می آید …!
متن در مورد طبیعت و جاده
دریا را بو کن
آسمان را حس کن
بگذار روحت در طبیعت به پرواز در آید
از طبیعت یاد بگیریم انعطاف پذیر باشیم و زیر مشکلات خم نشیم
به دامان طبیعت برو روی چمن های نمناک دراز بکش
و چشم هایت را ببند و فکر و ذهنت را پاک کن
از همه دغدغه های دنیایی تا روحت آب دیده و جسمت رها شود
از نگرانی ها و بی قراری های دنیایی
به یک درخت، یک گل، یک گیاه بنگر. بگذار آگاهی ات بر آن متکی باشد…
اینکه چقدر آرام است و چقدر عمیق ریشه دارد…
Be like a tree and let the dead leaves drop
همچون درخت باش و بگذار برگ های پژمرده بریزند
بهار که میشود، همه چیز شکوفا میشود. عشق تو هم مثل بهار است. هر بار که به من نگاه میکنی، دلم شکوفا میشود. گلها در بهار، من در نگاه تو. تو بهار زندگی منی.
خورشید هر روز طلوع میکند، بدون اینکه خسته شود. عشق من به تو هم همینطور است. هر روز تازه، هر روز پرانرژی. خستگی برای عشق معنی ندارد، چون عشق یعنی زندگی. تو خورشید منی.
درختان را نگاه کن، چگونه سایه میدهند بدون اینکه چیزی بخواهند. عشق تو هم همینطور است. بیچشمداشت، بیمنت. فقط بودن، فقط بخشیدن. طبیعت به من یاد داد که عشق یعنی بخشش بدون منت.
رودخانه را نگاه کن، چگونه راه خودش را پیدا میکند. عشق ما هم همینطور است. از میان همه موانع، راه خودش را پیدا میکند. هیچ چیزی نمیتواند جلوی عشق را بگیرد. مثل رودخانه، همیشه جاری.
آسمان شب را دوست دارم، چون پر از ستاره است. عشق تو هم پر از ستاره است. هر ستاره، یک خاطره قشنگ با تو. هر شب که به آسمان نگاه میکنم، تو را میبینم. در میان ستارهها، تو میدرخشی.
متن درباره طبیعت زمستان ❄؛ جملات احساسی فصل زیبا و سرد برفی

گیاهان را نگاه کن، چگونه به سمت نور رشد میکنند. من هم به سمت تو رشد میکنم. تو نور منی، تو مسیر منی. هر روز که میگذرد، بیشتر به سمت تو میروم. مثل گیاه، به سمت نور.
آرامش طبیعت را دوست دارم، آن سکوت عمیق که پر از زندگی است. عشق تو هم همینطور است. در سکوتت، تمام زندگی من جاریست. کافیست باشی، تا من آرام بگیرم. مثل طبیعت، آرام اما پر از زندگی.
ابرها را نگاه کن، چگونه شناورند. عشق من هم شناور است در هوای وجود تو. هر جا بروی، عشق من با توست. مثل ابر، سبک، آزاد، اما همیشه همراه. تو را هر جا بروی، من همراهتم.
مهتاب را دوست دارم، چون آرامشبخش است. عشق تو هم همینطور است. در تاریکترین شبها، نور تو راه را به من نشان میدهد. مثل مهتاب، در تاریکی میدرخشی. تو چراغ منی در شبهای بیستاره.
صبح که میشود، همه چیز بیدار میشود. من هم با فکر تو بیدار میشوم. مثل طبیعت که با طلوع خورشید جان میگیرد، من با فکر تو جان میگیرم. تو صبح زندگی منی.
غروب را دوست دارم، چون یادآور روزهای قشنگ با توست. هر غروب، یک خاطره. هر خاطره، یک لبخند. طبیعت با هر غروب، به من میگوید که زیبایی همیشه با توست. تو غروب قشنگ منی.
برف را دوست دارم، چون همه چیز را سفید میکند. عشق تو هم همینطور است. تمام سیاهیهای دلم را سفید میکند. مثل برف، پاک، آرام، زیبا. تو زمستانِ قشنگ زندگی منی.
متن برای عکس خودم در طبیعت
رنگینکمان را دوست دارم، چون بعد از باران میآید. عشق تو هم بعد از سختترین روزها میآید. امید میدهد، آرامش میدهد، زیبایی میدهد. تو رنگینکمان زندگی منی.
کویر را دوست دارم، چون بینهایت است. عشق من به تو هم بینهایت است. مثل کویر، وسیع، بیکران، بیپایان. هر چه بیشتر میروم، بیشتر میشود. تو کویر عشق منی.
آبشار را دوست دارم، چون پر از انرژی است. عشق تو هم همینطور است. پر از زندگی، پر از شور، پر از حس. هر بار که میبینمت، انرژی میگیرم. تو آبشار زندگی منی.
غارها را دوست دارم، چون پر از رمز و رازند. عشق تو هم پر از رمز و راز است. هر روز یک کشف تازه، هر لحظه یک شگفتی. تو غارِ رازهای قشنگ منی.
جنگل بارانی را دوست دارم، چون پر از عطر و طراوت است. عشق تو هم پر از عطر و طراوت است. هر بار که به تو فکر میکنم، دلم پر از عطر بهار میشود. تو بارانِ عطر زندگی منی.
طبیعت یعنی عشق بدون کلام. درختان یعنی ایستادگی، رودها یعنی جاری بودن، کوهها یعنی ماندگاری. عشق ما هم مثل طبیعت است. بیکلام، اما پر از معنا. همیشه جاری، همیشه ماندگار، همیشه زیبا. دوست دارم.
راستش من قبل تو به طبیعت توجهی نداشتم. ولی وقتی تو اومدی، همه چی رنگ گرفت. حالا هر جا میرم، تو رو میبینم. تو درخت شدی، تو بارون شدی، تو خود طبیعت شدی. عاشقتم.
دریا که میبینم، یاد چشات میافتم. همون عمق، همون آرامش، همون بینهایت. راستی چشات رو کدوم دریا قرض گرفته؟ هر چی فکر میکنم، هیچ دریایی به پای چشات نمیرسه. عشقم.
گاهی که بارون میباره، میرم زیرش و چشمام رو میبندم. فکر میکنم بارون، دستای توئه که داره نوازشم میکنه. راستی چه خوب میشد اگه تو بودی، جای بارون. اما باشه، بارون هم بهونهای برای فکر توئه.
درختای جنگل رو نگاه کن، چطور ریشههاشون در هم گره خورده. عشق ما هم همینطوره. هر چی بیشتر میگذره، محکمتر میشه. هیچ طوفانی نمیتونه ما رو از هم جدا کنه. چون ریشههامون یکی شده.
وقتی هوای آسمون صاف و آبیه، یاد تو میافتم. همون صافی، همون آرامش. کاش همیشه هوا اینجوری بود، کاش همیشه تو کنارم بودی. آسمون بیتو هم قشنگه، ولی با تو قشنگتره.
کوه رو نگاه کن، چقدر محکم ایستاده. عشق من به تو هم مثل کوهه. هیچ طوفانی نمیتونه بلرزونمش، هیچ موجی نمیتونه بشکنهش. من میمونم، مثل کوه، برای تو.
توی دل طبیعت که قدم میزنم، انگار دارم باهات حرف میزنم. درختا گوش میدن، پرندهها آواز میخونن، نسیم جوابم رو میده. راستی کاش تو هم بودی، تا با هم طبیعت رو تماشا میکردیم.
شب که میشه و ماه میاد بالا، یاد نگاهت میافتم. همون نگاه آروم، همون نگاه پر از مهر. ماه قشنگه، ولی به پای تو نمیرسه. تو ماه منی، هر چند که هیچ وقت غروب نمیکنی.
برگای پاییزی که میریزن، یاد خاطرات قشنگ با تو میافتم. هر برگ، یه خاطره. پاییز که میشه، دلم میگیره، اما نه برای پاییز، برای روزایی که باهات نبودم. کاش همیشه بهار بود، کاش همیشه تو بودی.
باد که میوزه، انگار داره اسم تو رو صدا میزنه. گوش میدم، میبینم راست میگه. باد اسم تو رو بلده، مثل من. راستی تو هم صدای باد رو میشناسی؟ اون داره میگه دوست دارم.
گلای باغچه رو نگاه کن، چطور به خورشید لبخند میزنن. منم به تو لبخند میزنم، هر روز، بیوقفه. تو خورشید منی، من گل توام. بیتو پژمرده میشم، با تو شکوفا.
جنگل رو دوست دارم، چون ساکته ولی پر از زندگی. عشق تو هم همینطوره. ساکت، اما پر از حس. گاهی بدون اینکه حرف بزنی، تمام دنیای من رو پر میکنی. مثل جنگل، بیصدا، بینهایت.
متن برای عکس خودم در طبیعت { جملات کپشن و استوری طبیعت }
متن در مورد طبیعت و آرامش
آفتاب که میتابه، تمام طبیعت گرم میشه. نگاه تو هم همینطوره. با یک نگاه، تمام وجودم گرم میشه. راستی چقدر خوبه که آفتاب هر روز میاد، ولی نگاه تو، هر لحظه. عشقم.
اگه روزی طبیعت زبان داشت، حتماً میگفت: عشق یعنی تو و او. چون من در طبیعت، هر جا که نگاه میکنم، عشق رو میبینم. توی درختا، توی بارون، توی نسیم. و توی تو، همهش رو یکجا.
برف که میباره، همه جا سفید میشه. دلم هم با تو سفید میشه. همه غصهها، همه ناراحتیها، با یاد تو محو میشن. مثل برف که همه چی رو میپوشونه. تو برف زندگی منی.
تا اومدی توی زندگیام، طبیعت برام معنا پیدا کرد. حالا هر جا میرم، تو رو میبینم. توی هر گل، توی هر درخت، توی هر نسیم. تو شدی تمام طبیعت وجودم. دوست دارم بینهایت.
رودخونه رو نگاه کن، چطور راه خودش رو پیدا میکنه. عشق ما هم همینطوره. از میان همه سنگها، از میان همه موانع، راهش رو پیدا میکنه. هیچ چیزی نمیتونه جلوی عشق ما رو بگیره.
غروب که میشه، آسمون نارنجی میشه. رنگش یاد تو میاندازه. همون گرما، همون زیبایی. غروب قشنگه، ولی تو از غروب قشنگتری. چون غروب تموم میشه، ولی تو هیچ وقت.
بوی خاک بعد از بارون، بوی تو رو میده. هر بار که بارون میباره، من بوی تو رو حس میکنم. راستی تو هم بوی بارون رو دوست داری؟ من که دوست دارم، چون یاد تو میاندازه.
ستارهها رو نگاه کن، چطور تو آسمون میدرخشن. تو هم مثل ستارهها میدرخشی، اما نه تو آسمون، تو قلب من. هر شب که به آسمون نگاه میکنم، تو رو میبینم. چون تو درخشانترین ستارهای.
کوه و دشت، جنگل و دریا، همهش یاد تو میاندازه. انگار طبیعت، آینه تمام نمای توست. هر جا نگاه میکنم، تو هستی. توی هر برگ، توی هر سنگ، توی هر موج. تو خود طبیعتی.
وقتی هوای ابریه و بارون نزدیکه، دلم میگیره. نه برای بارون، برای دوری تو. کاش بارون بیاد و منو خیس کنه، شاید یکم آروم بشم. ولی میدونم که فقط تو میتونی آرومم کنی. پس بیا.
درختای بلند رو نگاه کن، چطور به آسمون میرسن. عشق من به تو هم همینطوره، هر روز بلندتر میشه. داره میره بالا، تا برسه به آسمون. شاید اون بالا، تو باشی.
نسیم شب، آرومترین نوازش طبیعته. درست مثل دستای تو. هر وقت نسیم میوزه، چشمام رو میبندم و فکر میکنم تویی که داری نوازشم میکنی. چه خوب میشد اگه واقعاً تو بودی.
بهار که میاد، همه جا پر از گل میشه. دلم هم با تو پر از گل میشه. هر بار که بهت فکر میکنم، یه گل توی دلم میشکفه. تو بهار زندگی منی، همیشه سرسبز، همیشه پر از زندگی.
طبیعت با من حرف میزنه، ولی نه با کلمات، با رنگها. هر رنگی، یه احساسه. سبز یعنی امید، آبی یعنی آرامش، زرد یعنی شادی. تو همه این رنگها رو یکجا داری. تو خودت طبیعتی.
کاش میتونستم مثل یک درخت باشم، ریشه در زمین، دستها به آسمون. تا همیشه بایستم و به تو نگاه کنم. بدون اینکه خسته بشم، بدون اینکه برم. فقط بمانم، برای تو.
بارون که تموم میشه، رنگینکمان میاد. عشق ما هم همینطوره. بعد از هر سختی، یه زیبایی میاد. بعد از هر بارون، یه رنگینکمان. تو رنگینکمان زندگی منی.
وقتی به افق نگاه میکنم، جایی که آسمون به زمین میرسه، یاد تو میافتم. همون جایی که عشق به زندگی میرسه. تو افق منی، نقطه پایان و شروع همه چیز.
من عاشق طبیعتم، چون عشق رو بهم یاد داد. عاشق بارونم، چون پاکیزگی رو بهم یاد داد. عاشق درختام، چون ایستادگی رو بهم یاد داد. ولی بیشتر از همه، عاشق توام، چون همه اینها رو یکجا داری. دوست دارم.
«درختان پناهگاهاند. هرکس که بلد باشد با آنها سخن بگوید و گوش کند، حقیقت را میآموزد.»
متن انگیزشی طبیعت و جملات خاص در مورد زیبایی های بی نظیر طبیعت
متن ادبی زیبا در مورد طبیعت
«درختان پناهگاهاند. هرکس که بلد باشد با آنها سخن بگوید و گوش کند، حقیقت را میآموزد. آنها نه درس میدهند و نه نصیحت میکنند؛ فقط قانون باستانی زندگی را بیپرده نشان میدهند.»
«وقتی در طبیعت وحشی گم میشوی، یک درخت همیشه مسیر درست را به تو نشان میدهد.»
«مناظر جنگلی آرامشی باشکوه دارند که به روح نفوذ میکند، آن را شاد و متعالی میکند و پر از آرمانهای والا.»
«ستارهها مثل درختان جنگل، زندهاند و نفس میکشند. و آنها مرا تماشا میکنند.»
«زمین و آسمان، جنگلها و دشتها، دریاچهها و رودها، کوه و دریا، معلمان بزرگی هستند و چیزهایی به ما میآموزند که هرگز از کتابها یاد نمیگیریم.»
«وقت گذراندن میان درختان هرگز هدر نمیرود.»

«وقتی زیر آسمان باز یا در میان درختان قدم میزنی، جادوی طبیعت تو را در برمیگیرد و بار زندگی کمی سبکتر میشود.»
«وقتی وارد جنگل میشوی، صداهای ظریفی میشنوی، اما زیر همه آنها، سکوتی فراگیر وجود دارد.»
«همیشه از جنگل شگفتزده میشوم. باعث میشود بفهمم که فانتزی طبیعت خیلی بزرگتر از فانتزی خودم است. هنوز چیزهایی برای یادگیری دارم.»
«جنگل رویایی است که در آن خودت را پیدا میکنی و رویا جنگلی است که در آن خودت را گم میکنی!»
«بیا به جنگل، اینجا آرامش است. هیچ آرامشی مثل آرامش جنگلهای عمیق سبز نیست. در فراموشی همه دردها بخواب.»
«جنگل برای ما فقط یک منبع نیست، خودِ زندگی است. تنها جایی است که میتوانیم در آن زندگی کنیم.»
«با شناخت درختان، معنای صبر را میفهمم و با شناخت چمن، استقامت را درک میکنم.»
«مرد شریف کسی است که بذری بکارد برای درختی که شاید روزی سایهاش را به مردمی بدهد که هرگز آنها را ملاقات نکرده است.»
متن در مورد قدم زدن در جنگل؛ متن درباره آرامش و حس قدم زدن در طبیعت
متن عاشقانه طبیعت
«گاهی دلم میخواهد بوی جنگل را توصیف کنم. بوی چوب خیس، سنگ، خزه، خاک نرم، آغاز میوهها و توتها و برگها، و موی وحشی حیوانی.»
«در جنگلها چیزی بیش از آنچه در کتابها مییابی، پیدا میکنی. درختان و سنگها چیزهایی به تو میآموزند که هیچ استادی نمیتواند.»
«جنگل گاهی صدا میدهد و گاهی ساکت است: وقتی گوش میدهم ساکت است، وقتی خوابم میبرد، صدا میدهد.»
«درخت در زمین ریشه دارد؛ هرچه ریشههایش عمیقتر باشند، شاخههایش بلندتر میشوند. درخت فقط وقتی میتواند با ابرها نجوا کند که ریشههایش عمیق در زمین فرو رفته باشند. تعادل در این تناسب است. برای لمس ستارگان، ریشهها باید تا اعماق سنگها برسند.»
«آرامش طبیعت مثل نور خورشید به درختان، به تو هم جریان مییابد. بادها تازگیشان را به تو میبخشند و طوفانها انرژیشان را، در حالی که نگرانیها مثل برگهای پاییزی از تو جدا میشوند.»
«در طبیعت هیچچیز کامل نیست و در عین حال همهچیز کامل است. درختان ممکن است کج و معوج باشند، اما همچنان زیبا هستند.»
«مثل درختان باش: برگهایت را تغییر بده، اما ریشههایت را نگه دار. پس ایدههایت را عوض کن، اما به اصولت پایبند بمان.»
«اگر دانش را به درخت تشبیه کنیم، میدانیم که شاخههای جدا از هم، در ریشهها به هم متصلاند. اگر فقط به جداییها نگاه کنیم و پیوندها را نادیده بگیریم، درخت را نابود کردهایم.»
“اولین روز واقعی بهار مانند اولین باری است که پسری دست شما را می گیرد. سیلی از گرمای سوزنآور پوست شما را میبلعد و همه چیز با درخششی تازه و رنگارنگ میدرخشد و باعث میشود فراموش کنید که هر چیزی به سردی و خشن بودن زمستان همیشه وجود داشته است.”
زیبای من
به شوق تو قدم در خیابان می گذارم
درختان بهاری را تماشا می کنم و مست می شوم از بوی شکوفه و سبزه و باران
ایمان بیاوریم به بهار
به عشق، به بوسه …
ایمان بیاوریم
به انتظار آغوش های بی هوس
دنیا جهنم است برای آنهایی که ایمان نیاورده اند !
باران،
چه دلبری می کند برای بهار!
پاییز کم بود،
بهار هم عاشق شد…
تو اگر بهار را صدا کنی،
می آید!
حتی اگر دلش؛
جا مانده باشد میان برف ها…
با هم به تماشای رقص گیسوان رها در بادِ بید مجنون نشستیم،
دل های مان بی قرار بود،
بهار بود،
کنار تو همیشه بهار بود محبوب من
از وقتی آمده ای
تقویم خانه مان به هم ریخته
هر روز بهار را نشان می دهد
متن درباره سر سرسبزی بهار؛ جملات درباره طبیعت زیبای بهاری










