حاضر جوابی در چت با دختر عاشقانه | متن خندهدار حاضر جوابِ عاشقانه
عشق، گاهی جدیترین احساس جهان است؛ اما چه اشکالی دارد که در میانِ ناز و کرشمه، لبخندی هم هدیه دهد؟ حاضر جوابیِ عاشقانه، هنری است که در آن عشق با طنز پیوند میخورد و هر چت معمولی را به بازیای شیرین تبدیل میکند. در این بخش از سایت روزانه، مجموعهای از حاضر جوابی در چت با دختر عاشقانه و متنهای خندهدار حاضر جوابی عاشقانه را گرداو:ری کردهایم. این عبارات، بازتابی از آن لحظات بامزهای است که دلخوری به خنده تبدیل میشود و عشق، زیر پوست کلمات شیطنت میکند.

متن های عاشقانه حاضر جوابی
. او:الان حوصلهٔ حرف زدن ندارم.
تو:من هم حرف ندارم. فقط دارم نگاهت میکنم. از پشت صفحه.
او:امروز نمیخواهم کسی اذیتم کند.
تو:من اذیت نمیکنم. من فقط کنارتم. بیصدا. مثل اینترنت ضعیف.
او:به فکر خودت باش.
تو:تلاش میکنم. اما هر بار یاد تو: میافتم
او: ندارمت.
تو:من دارمت. برای دوتا کافیست.
او:دوستت ندارم.
تو:منم نه. من عاشقتم. این فرق دارد.
او:اصلاً به تو: فکر نمیکنم.
تو:عجب. من هر بار نفس میکشم، اسمت را زمزمه میکنم. شاید من مشکل دارم.
او:برو دنبال کارت.
تو:کار من، تو: هستی. پس دارم میروم دنبال خودم؟ گیج شدم.
او:تو: فقط خودت را دوست داری.
تو:اشتباه کردی. من تو: را طور دوست دارم که انگار خودم هستم. پس خودم را هم دوست دارم.
او:به درک که عاشقی.
تو:به درک که من هنوز اینجام و دارم میخندم. دوست دارم.
او:برو پی کارت.
تو:رفتم. دیدم نبودی. برگشتم.
او:اصلاً به من چه.
تو:به تو: چه؟ به من چه؟ هیچی. فقط دلم چه میکند.
او:الان حالم خوب نیست.
تو:پس بگذار من حالم را بد کنم تا با تو: هماهنگ شوم.
او:تو: برای من زیادی خوبی.
تو:نگران نباش. گاهی یک کم بد هم میشوم. مثلاً الان که بیاجازه دوستت دارم.
جملات حاضر جوابی جدید؛ متن های کوتاه ضایع کننده کوتاه و محترمانه
متن دندان شکن در جواب بی ادبی؛ جملات سنگین شاخ شکن برای افراد گستاخ

او:به من نخند.
تو:نمیخندم. دارم لبخند میزنم. فرق دارد. یکی برای مسخره است، یکی برای عشق.
او:آهان.
تو:آهان یعنی چه؟ یعنی آهی که از ته دل کشیدی برای من؟ خیلی لطف داری.
او:باشه.
تو:باشه. من هم همینطور. یعنی دوستت دارم. خلاصه کردم.
او:مرسی.
تو:خواهش میکنم. چیز دیگری؟ مثلاً یک بوسه؟ نه؟
اگر ناراحت استمیدانم عصبانی هستی. اما اجازه بده یک نفس بکشم. من بدون تو: حتی نفس کشیدن را هم بلد نیستم. حالا با عصبانیت چه کنم؟
اگر جواب نمیدهد
سه دقیقه است دارم به صفحه خیره میشوم. نه این که حوصله دارم. این که دوستت دارم.
اگر گفته برو گم شو
رفتم. گم شدم. اما هر کجا میروم، عکس تو: را میبینم. شاید نقشهات همین بود.
اگر گفته بیخیال
خیال را که نمیشود بیتو: کرد. خیال، با تو: بیگانه است. پس بیخیال یعنی چه؟ نمیفهمم.
اگر گفته درستش کن
میشود دکمهٔ برگرداندنِ ناراحتی را به من نشان دهی؟ گیر کردهام.
عکس نوشته حاضر جوابی عاشقانه
او:حواسم نیست.
تو:حواسم به تو:، پرت است. برای دوتا کافیست
او:دوست دارم؟ نه.
تو:من دارم. برای دوتا.
او:برو.
تو:رفتم. اما برگشتم. یادم افتاد تو: اینجایی
او:عشق که نه.
تو:تعارف که نه. محبت که بله.
او:خستهام.
تو:بیا خستگیات را بده به من. من قوی هستم. تا وقتی تو: باشی.
اگر قرار باشد برای هر بار که به تو: فکر میکنم یک دلار بگیرم، حالا میتو:انستم تو:ییتر را بخرم. اما نمیخرم. تو: را میخرم. نه، شوخی کردم. تو: را نمیشود خرید.
قبلاً فکر میکردم عشق یعنی پروانه. حالا میدانم عشق یعنی کسی که پیامهایت را میخواند و جواب نمیدهد، اما تو: باز هم دوستش داری. مازوخیسم عاطفی؟ نه. اسمش تو: است.
میگویند عشق کور است. اما من تو: را از فاصلهٔ سه هزار کیلومتر، بدون عینک هم میبینم. پس من کورم یا تو: روشنی؟
بهترین راه برای فراموش کردن تو:؟ هیچ راهی نیست. من نقشهکش نیستم. من عاشقم.
اگر روزی رفتی، من نمیمیرم. اما تا ابد، هر صبح، قهوه را با نام تو: میخورم و هر شب، خدا را شکر میکنم که تو: بودی. حالا برو که دلم گرفت.
اگر گفت: «چرا اینقدر دیر جواب دادی؟» بگو: «چون داشتم به این فکر میکردم چطور جوابت را بدهم که نه بیادبانه باشد، نه بیاحساس. آخر تو لیاقت بهترین جواب را داری. اما راستش… سرم خیلی شلوغ بود!»
اگر گفت: «تو اصلاً به فکر من نیستی!» بگو: «اگر به فکرت نبودم، الآن با کی دارم چت میکنم؟ با دیوار؟ نه عزیزم، فقط گاهی فکر میکنم زیادی به فکرت هستم، از بس دوستت دارم.»
اگر گفت: «نظرت در مورد من چیست؟» بگو: «نظر من؟ اینکه تو کامل نیستی، ولی برای من عالی هستی. ایراد داری، اما من عاشق ایرادهایت هستم. نظر من این است که تو را خیلی دوست دارم، حالا هر چه هستی.»
شعر طنز مخ زنی؛ مجموعه اشعار جالب و طنز عاشقانه

اگر گفت: «چرا همیشه من باید اول پیام بدهم؟» بگو: «چون تو شجاعتری. من از جواب ندادن میترسم، تو از پیام دادن نه. بذار همین قدر هم باشه که تو اول پیام میدی و من عاشقانه جواب میدم. تقسیم کار عادلانهای نیست؟»
اگر گفت: «تو به من دروغ گفتی؟» بگو: «آره، یک دروغ گفتم: گفتم دوستت دارم. اما راستش عاشقتم. ببین دروغگو چه بلایی سرم آورده. از بس دروغ گفتم، حالا عاشق شدم. خودت میدونی تقصیر کیه؟ تقصیر خودتی!»
اگر گفت: «چرا اینقدر حسودی میکنی؟» بگو: «حسودی؟ نه عزیزم، من فقط دوست ندارم کسی حتی به تو نگاه کنه. اسمش حسودیه؟ نه، اسمش عشق بینهایته. اگر دوست نداشتم، اصلاً برام مهم نبود چه کسی به تو نگاه میکنه. پس خوشحال باش که حسودم!»
اگر گفت: «تو هیچ وقت به حرف من گوش نمیدی!» بگو: «چرا، گوش میدم. حتی به صدای نفس کشیدنت هم گوش میدم. فقط گاهی حرفهای تکراری را فیلتر میکنم. مثلاً اینکه بگی دوستم نداری. این حرف را دیگر گوش نمیدم، چون دروغه.»
اگر گفت: «دوست داری بریم بیرون؟» بگو: «نه، دلم میخواد بمونیم خونه. چون بیرون که بریم، همه به تو نگاه میکنند. خونه که باشیم، فقط من به تو نگاه میکنم و تو به من. چه چیزی از این بهتر؟ خودخواهی میدونی؟ آره، به خدا خودخواهم!»
اگر گفت: «چرا اینقدر داری خودت را تعریف میکنی؟» بگو: «چون تو تعریف نمیکنی، من خودم مجبورم. اگر یک بار بگویی خوشگلی، من ۱۰۰ بار سکوت میکنم. اما تو که نمیگی. پس چاره ای نیست جز خودتعریفی. شروع کن تو، من تمام میکنم!»
اگر گفت: «تو اصلاً رمانتیک نیستی!» بگو: «من رمانتیک نیستم؟ خوب، پس این همه شعر که برایت مینویسم پس چیه؟ این همه دلتنگی پس چیه؟ من رمانتیکم، فقط در حد خودم. تو سلیقهات عالیه، چون من رو دوست داری. این خودش رمانتیک نیست؟»
اگر گفت: «چرا همیشه شوخی میکنی؟» بگو: «چون جدی که باشم، میترسی. طاقت جدی بودن من را نداری. بگذار شوخ باشم، خنده روت ببینم. بعد از خنده، جدیهایم را هم میبینی. ولی فعلاً بگذار بخندی. لبخندت بهشتیست.»
جملات رمانتیک برای چت
اگر گفت: «تو دست و دلبازی؟» بگو: «برای تو بله. برای بقیه؟ نه. پول من فقط مال تو و خودم است. بقیه هیچ. خودخواهم؟ بله. اما این خودخواهی اسمش عشق است. عاشق که باشی، نمیتوانی به بقیه هم همان قدر بدهی. انحصاری است عشق من، بپذیر.»
اگر گفت: «چرا اینقدر خاموشی؟» بگو: «چون حرفهای زیادی دارم که نمیشود در چت گفت. بعضی حرفها را باید رو در رو زد، در آغوش، با نگاه. چت جای حرفهای عمیق نیست. صبر کن تا ببینی چه حرفهایی دارم. شاید بعدش پشیمون بشی که خواستی حرف بزنم!»
اگر گفت: «تو به من شک داری؟» بگو: «شک؟ نه. اگر شک داشتم که دیگر با تو نبودم. فقط کمی مراقبم، برای اینکه دوستت دارم. مراقبت با شک فرق دارد. یکی از روی عشقه، یکی از روی بدبینی. من از روی عشقم مراقبتم. قبول میکنی؟»
اگر گفت: «چرا هیچ وقت نمیگی دوستت دارم؟» بگو: «چون گفتم یک بار، تو هم گفتی. دیگر تکرار معنی ندارد؟ نه، شوخی کردم. دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم. سه بار گفتم، به اندازه سه روز. فردا دوباره میگویم. راضی؟»
اگر گفت: «تو خیلی وابستهای!» بگو: «وابسته؟ نه عزیزم، من عاشقم. وابستگی یعنی بدون تو نمیتوانم نفس بکشم. عشق یعنی با تو بهتر نفس میکشم. من عاشقم، نه وابسته. فرقش را میدانی؟ من میتوانم بدون تو باشم، اما نمیخواهم. انتخاب میکنم، نه نیاز.»
اگر گفت: «چرا اینقدر با من صریحی؟» بگو: «چون تو لیاقت دروغ را نداری. تو راستگو میخواهی یا دروغگو؟ من راستگو هستم. راستگو بودن گاهی تلخ است، اما بهتر از دروغ شیرین. تو هم همینطور باش. صریح باش با من، من صریحم با تو.»
اگر گفت: «تو هیچ تعریفی از من نمیکنی!» بگو: «چون تعریف کردن از تو، وصف ناشدنی است. هر چه بگویم، کم است. پس ترجیح میدهم سکوت کنم. سکوت من بزرگترین تعریف است. قبول میکنی؟ قبول کن که نابغهای در قلب منی.»
اگر گفت: «دوست داری چیکار کنم؟» بگو: «همان کاری را بکن که خودت دوست داری. من تو را به خاطر خودت دوست دارم، نه به خاطر کاری که برای من میکنی. خودت باش، عزیزترین. من عاشق خود تو هستم، نه عاشق کارهای تو. فرق میکند. فهمیدی؟»
اگر گفت: «چرا اینقدر خودخواهی؟» بگو: «چون تو را خیلی دوست دارم. خودخواهی یعنی من نمیخواهم کسی به تو برسد. یعنی من میخواهم تو فقط مال من باشی. اسمش خودخواهی نیست، اسمش عشق مالکانه است. دوست داری نه؟ پس قبول کن خودخواهم.»
اگر گفت: «تو هیچ وقت ببخشیدن بلد نیستی!» بگو: «بلد نیستم؟ اگر بلد نبودم، الآن با تو بودم؟ هر روز که اشتباه میکنی، من میبخشم. نه چون ضعیفم، چون دوستت دارم. ببخشیدن از روی عشق آسان است، از روی ترس سخت. من از روی عشق میبخشم. قبول میکنی؟»
اگر گفت: «تو خیلی زود قضاوت میکنی!» بگو: «زود قضاوت میکنم چون تو را خوب میشناسم. بعد از این همه سال، دیگر نیاز به فکر کردن ندارم. یک نگاه میکنم، میفهمم چه حالی داری. این زود قضاوت کردن نیست، این شناخت عمیق است. ممنون که خودت را به من نشان دادی.»
اگر گفت: «چرا هیچ وقت برام غافلگیری نمیگیری؟» بگو: «هر روز صبح که بیدار میشوی و میبینی هنوز دوستت دارم، این بزرگترین غافلگیری نیست؟ ماندن من کنار تو، با وجود همه بدیها، خودش یک غافلگیری بزرگ است. نمیبینی؟ پس چشمهایت را باز کن.»










