انشا با موضوع رودخانه + چند موضوع انشا زیبا در مورد رودخانه و گذر رود برای پایه تحصیلی

انشا با موضوع رودخانه

چند انشای زیبای ادبی در مورد رودخانه، گذر رودخانه و از سرگذشت رودخانه برای پایه تحصیلی هشتم، نهم و دهم آماده کرده ایم.

موضوع انشا : خاطره روزی که در کنار رودخانه سپری کرده اید (مناسب برای همه ی پایه تحصیلی)

مقدمه : به نام خالق تمام زیبایی های عالم.

انشا درباره گذر رودخانه پایه نهم

یکی از زیبایی های آفرینش، رودخانه است. رودخانه ای که با گذر آن از میان کوه های سر به فلک کشیده، صحنه را تماشایی تر می کند. در سفری که به کوهستان داشتم با زیبایی های طبیعت آشنا شدم. آرامش بخش ترین آنها رودخانه ای بود پر جنب و جوش. با کوله باری از انرژی از دل کوه گذر می کرد و در دل خود میهمانانی داشت از ماهی های رنگین.

کنار رودخانه که رسیدم پاهایم را در آب رودخانه گذاشتم. چه قدر سرد و لذت بخش! مشغول آب تنی بودم که ماهی های قرمز رودخانه اطرافم حلقه زدند. چه صحنه زیبایی شده بود. ماهی ها به تکه نانی که از جیبم درون آب افتاده بود هجوم آورده بودند. خنده ام گرفت! از آب بیرون آمدم و کنار رودخانه مشغول تماشا شدم.

به این فکر می کردم که رودخانه با هر بار گذر سریعش زلال تر و شفاف تر میشد برعکس مرداب که ساکن و بی حرکت است و هیچ لذتی هم نمی برد. آدم ها هم هر چقدر دلشان به زلالی رودخانه باشد و از هر بدی و زشتی بگذرد، زلال و شفاف خواهند شد.

نزدیک غروب بود. دل آسمان پر شده بود. گویی بارانی در راه داشت. آری. کم کم شروع به بارش کرد. قطره های درشت باران خود را در دل رودخانه جای میدادند تا اینکه دلش را بزرگ و بزرگتر کردند و او را روانه ی دریا…

نتیجه گیری : گذر سریع رودخانه از میان کوه ها همچون گذر سریع و بی درنگ زمان است. زمانی که بدون معطلی می گذرد و باید از تک تک لحظاتش بهترین استفاده ها را کنیم تا دلمان به زلالی رود شود.


موضوع انشا : یک داستان تخیلی در مورد یک رودخانه بنویسید.

انشا داستان در مورد رودخانه

در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که بسیار تنها بود.

او هیچ دوستی نداشت.

رودخانه یادش نمی آمد که چرا به کسی یا چیزی اجازه نمی دهد تا داخلش شنا کنند.

او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی داد ماهی ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.

به خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود.

یک روز، یک دختر کوچولو به طرف رودخانه آمد.

او کاسه ی کوچکی به دست داشت که یک ماهی کوچولوی طلایی در آن شنا می کرد.

دختر کوچولو می خواست با پدر و مادرش از این روستا به شهر برود

و نمی توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد.

بنابراین تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند.

دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.

ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمی کرد.

ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند

اما رودخانه به او محل نمی گذاشت و به او می گفت:”از من دور شو.”

ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بود و به این آسانی ها تسلیم نمی شد.

او دوباره سعی کرد و سعی کرد، به این سمت و آن سمت شنا کرد و از آب به بیرون پرید.

بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت.

کمی بعد، رودخانه که بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد.

آن ها دوستان خوبی برای هم شدند.

رودخانه تمام شب را فکر می کرد که داشتن دوست چقدر خوب است

و چقدر او را از تنهایی بیرون می آورد.

او از خودش پرسید که چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.

صبح روز بعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد.

رودخانه به یاد آورد که او بسیار قلقلکی بوده و نمی توانست اجازه بدهد کسی به او نزدیک شود.

اما حالا دوست داشت که ماهی در کنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بود و او را از تنهایی در می آورد.

حالا دیگر رودخانه می خواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.


انشا با موضوع رودخانه

موضوع انشا : رودخانه و گذر رودخانه و زیبایی های آن را توصیف کنید (مناسب برای پایه تحصیلی : ابتدایی و راهنمایی)

یکی از زیبایی های خلق خداوند ، آب و صدای جوش و خروش آن می باشد .

آبی که به صورت باران بر زمین نازل شده و گاه همچون رودی زیبا بر روی زمین جاری می شود .

این آب زلال و پر جنب و جوش در مسیر خود گیاهان و درختان را آبیاری کرده و همه جا را سر سبز می کند .

گیاهان و درختان پژمرده نیز پس از دیدن رودخانه به وجد آمده و با تغذیه از آبی گوارا دوباره شاداب و سرزنده می شوند .

اما تنها این نیست .

وقتی آب رودخانه در جریان است پس از برخورد به تکه سنگ ها ، گیاهان و شن ها ، صدایی آرامش بخش و دلنشین تولید می کند .

این صدا بی شک یکی از زیباترین صداهایی است که شنیده ایم .

علاوه بر آن رودخانه می تواند درس های بسیاری به ما بدهد .

زیرا پس از برخورد با موانع و سنگ های ریز و درشت بسیار همچنان جاریست و به مسیر خود ادامه می دهد .

کم نمیاورد ، مسیر خود را تغییر نمی دهد ، همیشه در حال جنبش است و نمی ایستد .

رودخانه در برخی جاها نیز از خود گذشتگی نشان می دهد .

در بعضی جاها به جوی های کوچکتر تقسیم می شود تا گیاهان و جوانه های بیشتر را آبیاری کند و به آنها زندگی ببخشد .

به راستی که رودخانه مهربان و مفید است .

نتیجه گیری :  با دیدن آن می توانیم از ته دل بگوییم خدایا شکر به خاطر تمامی زیبایی ها و نعمت های فراوان .


انشا ادبی درباره گذر رودخانه

رود جاری از شگفتی های جهان است که مانند همه معجزه های خلقت آن قدر آن را دیده ایم که به بودن آن عادت کرده ایم، شاید ساعت ها کنار رود بنشینیم و با دوستان و خانواده تفریح کنیم، از آب آن بنوشیم و وسایل خود را در آن بشوییم اما بسیاری از ما حتی لحظاتی کوتاه به گذر رود و سرنوشت آن و حرف هایی که رود برای ما دارد گوش نمی دهیم.

من اما گاهی به حرف های رود گوش می دهم که بسیار ملایم و نجوا گونه در گوشم آهنگ می نوازد و اسرار خلقت و کائنات را فاش می کند.

شنیده ام که می گوید آدمک جان! من و تو بسیار به هم شبیهیم اگرچه عمر من طولانی و عمر تو در یک چشم به هم زدن به پایان می رسد اما من بیشتر از تو گذر عمرم را حس می کنم و تو بیشتر از من در بی خبری به سر می بری!

آدمک جان! عمر تو نیز همچون من که با شتاب و بی وقفه عبور می کنم می گذرد. ابتدای من را کودکی ات بدان و جاری شدنم را دوران رشد خود فرض کن.

همانند من که در طول مسیر به سنگلاخ های زیادی می رسم تو نیز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم خواهی کرد.

همانند من که گاهی از گل آلود شدن آبم توسط دیگران دلگیر می شوم تو نیز از حرف های آن ها آزرده خواهی شد.

همانند من تو نیز روزهای آفتابی، بارانی و طوفانی خواهی داشت، گاهی متلاطم و پرخروش، گاهی آرام و با طمانینه.

همانند من که در گذر خود با حیوانات، درختان، آدم ها و رودهای دیگری آشنا می شوم تو نیز در طول مسیر زندگی ات با آدم های زیادی برخورد می کنی و تجربه های زیادی به دست می آوری.

و در نهایت همانند رودهای کوچک و بزرگ، آدم ها نیز ممکن است در کودکی، جوانی یا سالمندی به پایان زندگی خود برسند، اما برای یک رود آن چه در این گذر پر فراز و نشیب اهمیت دارد آن است که در انتهای مسیر به دریای آبی بی کران ملحق شود و از نوازش های آن بهره مند.

بی شک تو نیز دیر یا زود به دریا خواهی رسید اما در طول مسیر مراقب باش که زیبایی های طبیعت تو را اسیر نکند که حرکتت کند و عزمت لرزان خواهد شد.

همچون رود جاری باش و همواره به این فکر کن که کجای مسیر زندگی هستی و هرگز از رفتن باز نایست.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید