شعر کوتاه درباره شهادت امام جعفر صادق (گلچین اشعار جانسوز)
شعر کوتاه درباره شهادت امام جعفر صادق علیه السلام را برای شما دوستان قرار دادهایم. جعفر بن محمد معروف به امام جعفر صادق(ع) (۸۳-۱۴۸ق) ششمین امام شیعیان دوازدهامامی بعد از پدرش امام باقر(ع) است. وی به مدت ۳۴ سال (۱۱۴ تا ۱۴۸ق) امامت شیعیان را بر عهده داشت که با خلافت پنج خلیفه آخر اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به بعد و دو خلیفه نخست عباسی سفاح و منصور دوانیقی همزمان بود. امام صادق(ع) به جهت ضعف حکومت اموی، فعالیت علمی بسیار بیشتری نسبت به دیگر امامان شیعه داشت.

اشعار کوتاه شهادت امام صادق
سلام من به مدینه، به غربت صادق
سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه، به آستان بقیع
سلام من به بقیع و کبوتران بقیع
سلام من به مزار مطهر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به تو ای ماه فاطمی بقیع
سلام من به تو ای یاس هاشمی بقیع
استاد کل هستى با جسم خسته
رفته از این جهان با دل شکسته
دردا که کشته منصور مولاى ما را
داغ صادق شرر سینهام افروخته کرد
جگری سوخته یاد از جگر سوخته کرد
جگری سوخته کز داغ بر افروخته بود
باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود
مطلب مشابه: احادیث امام جعفر صادق (ع) با بیش از 50 حدیث آموزنده زیبا

قامت خمیده، تن شده مانند شمع آب
این شاهد جنایت منصور کافر است
بر او بریز اشک که این گریه نزد حق
با گریه بر حسین، ثوابش برابر است
جسمی که آب شدا ز جفا زیر خاک رفت
در قلب آب و خاک از این داغ آذر است
خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او
قبرش کنار تربت زهرای اطهر است
عکس نوشته اشعار شهادت امام صادق
مردی غروب کرد وقتی افق شکست
خورشید دیگری جای پدر نشست
او یک امام بود هرچند بیقیام
او یک رسول بود، جبریل شاهد است
بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه
با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت
بار دیگر آشیانی در میان شعلهها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق
بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
شیعیان رهبر ما را کشتند
صادق آل عبا را کشتند
نور چشم علی و فاطمه را
وارث کرب و بلا را کشتند
کی دیده در زمانه
یک زاهدی شبانه
در لحظهی عبادت
با زور و تازیانه
با دست بسته او را
دشمن بَرَد ز خانه
الا ای لاله ی معطر، عزیز آل پیغمبر
که بهر دین و قرآنت چنین گردیدهای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد نفرین به آن کس باد که مسمومت نمود از سم
بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
صادق آلِ فاطمه، منم که خون جگر شدم
میانِ کوچههای غم، غریب و در به در شدم
خدا ببین عدو مرا به هر دمی صدا کند
دلِ غمینِ و خستهام به غصه مبتلا کند
کشد به آتش جفا، گهی حریم خانهام
تو خود بدانی ای خدا غریب این زمانهام
صادق که اساس دین از او شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا
مسموم شد از ظلم و جفای منصور
مطلب مشابه: اس ام اس تسلیت امام صادق (ع) / پیامک شهادت امام جعفر صادق

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت
آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه
عالم از ماتم تو غرق عزا
تو غیر جود نکردی، ولی جفا کردند
چقدر خون به دلت قوم بیحیا کردند
تو مثل فاطمه در حقشان دعا کردی
شبیه فاطمه حق تو را ادا کردند
کشند آتش و انگار کارشان این است
درست با تو شبیه سقیفه تا کردند
تو را بدون عبا دست بسته میبردند
میان راه ندانم چه با شما کردند
چه بی ملاحظه بودند آن سیه دلها
مگر رعایت قد خم تو را کردند؟
نصیب تو شده جامی ز زهر، آقا جان
چگونه درد غریبی ت را دوا کردند
قرار بود تو هم شاه بی حرم باشی
تو را گریز غزل سمت مجتبی کردند
“میثم میرزایی”
مطلب مشابه: شعر شهادت امام صادق (ع) و مجموعه سوزناک در وصف آن حضرت
شعر سوزناک شهادت امام جعفر صادق
دین از تو پدیدار شده حضرت صادق
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق
دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است
از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور
آن جا بصرم تار شده حضرت صادق
یک لحظه نیاسود مطهر گلِ جسمت
چون دم به دم آزار شده حضرت صادق
آن شب که در راز نشستی بَرِ معبود
دشمن ز تو بیزار شده حضرت صادق
آمد که تو را زخم زند بین امارت
جدّت که تو را یار شده حضرت صادق
خدایا روز ماتم شد دوباره
مدینه غرق درغم شد دوباره
ز داغ صادق آل پیمبر
مکدر قلب عالم شد دوباره
فضا را بار دیگر غم گرفته
ز گریه هر دو دیده نم گرفته
ز داغ صادق آل پیمبر
قلوب شیعیان ماتم گرفته
تو آینه ای فقط برای دق باش
با زهر به کام خسته ای عاشق باش
خون ثلث امام ها گردن توست
انگور تو را خدا کمی صادق باش
عاقبت بادِ صبا با ما موافق میشود
کامِ دنیا بابِ امیالِ شقایق میشود
با عنایاتِ خدا ویرانه یِ کاخِ سعود …
پایه ی گلدسته های صحنِ صادق میشود
هرزمان رنگ جفا را می دید
کوچه و کرب و بلا را می دید
خانه اش چونکه در آتش می سوخت
خیمه ی آل عبا را می دید
چون مرتضی سرای تو آتش کشیده اند
نا محرمان به بیت تو حرمت دریده اند
دست تو را چو حیدر کرار بسته اند
اطفال تو به خانه حرامی بدیده اند
پای برهنه و سر عریان به کوچه ها
تو بودی و خیانت منصور بی حیا
ذکرت میان آن همه غم یا حسین بود
تو سوختی به یاد شهیدان کربلا
بال وپر می زنم و بال و پرم می سوزد
جرعه آبی که تمام جگرم می سوزد
مرحمی که دلم از بار غمت سوخنه است
باز ای سوخه چادر، حرمم سوخته است
شعله ی آه من و گرمی آهت هستم
نفسی مانده بیا چشم به راهت هستم
منم آن دل که ز داغ تو به دریا میزد
روضه خوانی که شرر بر همه دنیا میزد
موسپیدی که دو دستش به طنابی بسته
پیر مردی که نفس در پی آنها می زد
آن طرف گریه ی طفلان منو در این سو
خنده بر خسته گی ام، دشمن زهرا میزد
بی حرمتی به آل عبا چند می کنی
شب مرغ را اسیر کمند می کنی
برمن هر آنچه خواست دلت ناروا بگو
اما بیا به مادرمن ناسزا نگو
در آن ساعت که با پای برهنه
پیاده پشت مرکب می دویدم
بیاد راه شام و عمه خود
ز دیده خون دلها می چکیدم

داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد
جگرى سوخته یاد از جگر سوخته کرد
جگرى سوخته کز داغ بر افروخته بود
باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود
بر جگر آن که ولایت به موالى همه داشت
محنت کشتن اولاد بنى فاطمه داشت
آن امامى که لواى شرف افراخته بود
زهر منصور به جانش شرر انداخته بود
آه از آن روز که بگرفت ز طاغوت زمان
آتش از چار طرف خانه او را به میان
وندر آن خرمن آتش، ولى رب جلیل
راه مى رفته و می گفت منم پور خلیل
شعله را چون به در خانه تماشا مى کرد
یاد آتش زدن خانه ی زهرا مى کرد
آن که هم ظاهر و هم باطن ما مى داند
با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند
چارمین قبله ی عشق است به دامان بقیع
رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع
مطلب مشابه: انشا درباره امام صادق ( 4 انشا درباره امام ششم شیعیان)










