بریدههایی از کتاب تربیت بدون فریاد اثر هال ادوارد رانکل (درباره تربیت فرزند)
بریدههایی از کتاب تربیت بدون فریاد را در روزانه قرار دادهایم. کتاب تربیت بدون فریاد نوشتهی هال ادوارد رانکل کتابی تربیتی با رعایت اصل حفظ خونسردی سعی در آرام کردن دنیا و تربیت بدون فریاد دارد. نویسنده اعتقاد دارد با پیاده کردن اصول اول یعنی حفظ خونسردی روابط میان والدین و فرزندان به شدت تغییر کرده و سرشار از شادی، همکاری، توازن و احترام متقابل خواهد شد.

معرفی این کتاب
کتاب «تربیت بدون فریاد» نوشته هال ادوارد رانکل (Hal Edward Runkel) با عنوان اصلی ScreamFree Parenting، یکی از منابع معتبر و محبوب در زمینه تربیت فرزند است که به والدین کمک میکند تا با رویکردی آرام و متمرکز، روابط سالمتری با فرزندان خود برقرار کنند. این کتاب بر این اصل تأکید دارد که برای تربیت موفق فرزندان، والدین ابتدا باید بر خودشان مسلط شوند و به جای فریاد زدن یا واکنشهای احساسی، با آرامش و آگاهی رفتار کنند.
محتوای اصلی کتاب:
هال رانکل، که خود رواندرمانگر و متخصص روابط خانوادگی است، در این کتاب ایدهای کلیدی را مطرح میکند: «تربیت فرزند در درجه اول به معنای مدیریت خود والدین است.» او معتقد است که فریاد زدن، تهدید کردن یا کنترل بیش از حد فرزندان نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه باعث ایجاد فاصله عاطفی و تشدید مشکلات رفتاری میشود. به جای این روشها، رانکل راهکارهایی عملی برای ایجاد ارتباطی مثبت و مؤثر با فرزندان ارائه میدهد.
برخی از موضوعات مهم کتاب:
مدیریت احساسات والدین: رانکل تأکید میکند که والدین باید ابتدا احساسات خود (مانند خشم، ناامیدی یا اضطراب) را کنترل کنند تا بتوانند الگوی خوبی برای فرزندانشان باشند.
تمرکز بر خود به جای کنترل فرزند: به جای تلاش برای «تغییر» رفتار فرزند، والدین باید روی رفتار و پاسخهای خودشان تمرکز کنند.
ایجاد فضای احترام متقابل: این کتاب به والدین میآموزد چگونه محیطی ایجاد کنند که در آن فرزندان احساس ارزشمندی و شنیده شدن کنند.
راهکارهای عملی برای موقعیتهای چالشبرانگیز: کتاب شامل مثالها و تکنیکهایی است که به والدین کمک میکند در موقعیتهای دشوار (مانند نافرمانی یا دعوا) بدون فریاد و با آرامش عمل کنند.
سبک نگارش:
کتاب با زبانی ساده، روان و قابلفهم نوشته شده و پر از داستانها و مثالهای واقعی است که خواندن آن را برای والدین جذاب میکند. رانکل با طنز و صداقت، تجربیات شخصی و حرفهای خود را به اشتراک میگذارد تا مفاهیم را ملموستر کند.
مخاطبان کتاب:
این کتاب برای والدینی که به دنبال بهبود روابط خود با فرزندانشان (در هر سنی) هستند، بسیار مناسب است. همچنین برای افرادی که میخواهند از روشهای سنتی تنبیه و فریاد فاصله بگیرند و رویکردی مدرن و مبتنی بر روانشناسی را امتحان کنند، توصیه میشود.
تأثیر و استقبال:
«تربیت بدون فریاد» در سطح جهانی مورد استقبال قرار گرفته و به چندین زبان ترجمه شده است. این کتاب به والدین کمک میکند تا نه تنها در تربیت فرزندان، بلکه در روابط شخصی و عاطفی خود نیز بهبود یابند.
اطلاعات تکمیلی:
نسخه فارسی: این کتاب توسط مترجمان مختلفی به فارسی ترجمه شده و در ایران نیز منتشر شده است. (ممکن است با عناوین مشابهی مانند «فرزندپروری بدون فریاد» نیز یافت شود.)
موضوعات مرتبط: اگر به این کتاب علاقهمندید، ممکن است به آثار دیگری در حوزه تربیت فرزند مانند کتابهای جین نلسن (تربیت مثبت) یا ادل فابر نیز علاقهمند شوید.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب دلهرههای کودکی؛ بهترین کتاب روانشناسی برای درک کودکان
جملاتی از کتاب تربیت بدون فریاد
اگر همیشه حق با شما باشد، یک جای کار اشکال دارد.
اینجا نکتهای اساسی وجود دارد: آنچه درباره فرزندانتان میگویید مهمتر از آن چیزی است که به آنها میگویید.
ما به جای فرزندانمان مسئول نیستیم، ما نسبت به آنها مسئول هستیم.

مدافع رشد و تکامل فرزندتان باشید فرزندان شما طرحهایی در دست اقدام هستند. سرنوشت آنها نامعین است و شخصیتشان هنوز شکل نگرفته است. حتی قیافه آنها نیز به مرور زمان تغییر خواهد کرد. شما باید مدافع و حامی رشد و تکامل مستمر فرزند خود باشید. برای این کار نباید اجازه دهید اعضای فامیل به فرزندتان لقب خاصی بدهند و او را در گروه خاصی جای دهند.
در اینجا، شما در کانون توجه قرار میگیرید؛ زیرا در نهایت تنها کسی را که میتوانید کنترل کنید خودتان هستید. اگر اطمینان حاصل کنید که حتی در صورت بدرفتاری فرزندتان، رفتار شما صحیح خواهد بود، در آن صورت احتمال آنکه در هر موقعیتی تأثیری مثبت اعمال کنید بیشتر خواهد شد. حال هر موقعیتی که باشد و معنی تربیت بدون فریاد همین است.
چگونه خود را نسبت به بیماری سرخک مصون میسازیم؟ با تزریق دُز کوچکی از میکروب آن. همین مطلب در مورد پیامد و نتیجه کارها صدق میکند. هرچه کودکان ما بیشتر با عواقب اندک قانونشکنیهای کوچک خود روبهرو شوند، کمتر دچار خطاهای بزرگ و عواقب شدید آنها میشوند. نظر ما این است که هرچه فرزندان ما زودتر با قانون «هرچه بکاریم همان را درو خواهیم کرد.» آشنا شوند، کمتر مجبور میشوند، به موازات رشدشان، تاوانهای سنگینتری برای خطاهای بزرگتر خود پس دهند.
«چرا فرزندانمان باید از ما اطاعت کنند؟ اصلاً انگیزه آنها چیست؟ آیا انگیزه آنها این است که ما را راضی و خوشحال نگه دارند؟ تا کی میتوانند این انگیزه را حفظ کنند؟ مسلما این انگیزه خیلی دوام نمیآورد.
نظریه تلقیح را از یاد نبرید. هرچه کودک زودتر با درسهای زندگی مواجه شود بعدها نیاز کمتری به درسهای سخت زندگی واقعی خواهد داشت.
کودکان میخواهند والدینشان کمتر نگران شوند و خیلی بیشتر متعادل و خویشتندار باشند. آنها دوست دارند شما خونسرد بمانید، حتی زمانی که خود از کوره درمیروند. همانطور که خواهیم دید، والدین واقعا باید اینگونه باشند. والدین، هر کجای دنیا که باشند، با سختترین چالش زندگی خود روبهرو هستند: تلاش برای ایجاد یک محیط خانوادگی محبتآمیز و مملو از همکاری و احترام متقابل. آنها سعی دارند این هدف را در فرهنگی به ثمر بنشانند که بیمسئولیتی و لذتطلبی را رواج میدهد.
حفظ خونسردی به ما کمک میکند تا برای فرزندان خود قلمرو شخصی ایجاد کنیم یعنی به آنها آزادی دهیم تا به صورت بزرگسالانی خودگردان رشد کنند و این حریم را محترم بشماریم. با تعیین حد و مرز برای آزادی خود، به آنها آزادی میدهیم و به آن احترام میگذاریم.
صرفا به این دلیل که فرزندتان یک زمان یک الگوی رفتاری خاصی را نشان داده است، شما را مجاز نمیسازد به او لقبی بدهید که تمام عمر با او باشد.
چه هدیه گرانبهایی به فرزندانمان خواهیم داد اگر با خودداری از تحمیل یک قالبِ شخصیتیِ معین مانع رشدشان نشویم. چه هدیه گرانبهایی خواهد بود اگر از مقایسه آنها با خواهرها و برادرهایشان جدا احتراز کنیم و اجازه ندهیم اعضای فامیل در مورد آنها از القاب و طبقهبندیهای مختلف استفاده کنند. در واقع به این ترتیب ما فرصت کشف و یافتن را به آنها ارزانی خواهیم کرد.
اگر میخواهیم تغییری رخ دهد، باید اجازه دهیم پیامد کارها فریاد بکشند. میتوانیم کنار بکشیم و اجازه دهیم نتایج و پیامدها کار خود را بکنند. چگونه؟ خوب حتما میتوانید پاسخ را حدس بزنید: یاد بگیرید که خونسرد باشید.
والد خوب بودن به این معنی نیست که آنقدر مقابل فرزندمان کوتاه بیاییم که آنها هر کاری دوست دارند، بکنند. آنچه فرزندان ما نیاز دارند والدینی است که خونسردی خود را حفظ کنند، به ویژه زمانی که اوضاع حسابی به هم میریزد. کودکان میخواهند والدینشان کمتر نگران شوند و خیلی بیشتر متعادل و خویشتندار باشند.
هدف غایی تربیت این است که فرزند خود را در مسیر بزرگسالی بیندازیم طوری که به صورت فردی خودگردان، مصمم و مسئول بار آید.
مطلب مشابه: بخشهایی از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید اثر جفری یانگ و جنت اس

حقیقت این است که ما خیلی درباره آنها حرف میزنیم، خیلی مقایسه و خیلی طبقهبندی میکنیم و خیلی پیشبینی میکنیم. اما وقت آن رسیده است که دست از این کار برداریم.
برای آنکه به جای مدل «مسئول بودن به جای فرزند» مدل «مسئول بودن نسبت به او» را برگزینیم، لازم است ابتدا سؤالهای بیشتری از خود بپرسیم: چه چیز به فرزندان ما انگیزه میدهد؟ آنها واقعا چه میخواهند؟ به جای قبول مبارزه و شاخبهشاخ شدن با آنها، با طرح چه سؤالهایی میتوانیم به آنها کمک کنیم تا خواستههای خود را کشف و بررسی کنند؟
اگر بر خود تمرکز کنید رابطه سالمتر و شادتری با کل اعضای خانواده خواهید داشت.
من نمیگویم که اجازه دهید آنها بیقید و بند باشند و بدون هیچ محدودیتی خودخواهانه رفتار کنند. منظور من درست برعکس این است. بخشی از مسئولیت ما این است که با نشان دادن جایگاه فرزندانمان حریمی برای آنها ایجاد کنیم. یعنی فضایی در اختیارشان قرار دهیم و اجازه دهیم از آنِ خودشان باشد. اما یک معنی دیگر آن این است که به آنها نشان دهیم چه بخشی به آنها تعلق ندارد. بیتردید آنها دوست ندارند شما حدود را تعیین کنید، اما مبارزه برای حریم خصوصی بخشی طبیعی از رشد سالم است. تکلیف آنها این است که برای وسعت بخشیدن به حریم خود مبارزه کنند. تکلیف بسیار دشوار آنها این است که در عین حال که از ما میخواهند برای آنها حدود و ساختار تعیین کنیم، برای وسعت قلمرو خود هم تلاش کنند و تکلیف بسیار دشوار والدین این است که در عین تعیین حدود برای فرزندانشان، آزادی آنها را در محدوده خودشان محترم بشمارند. بیتردید این کار سخت است
هیچچیز بهتر از تفریحی نیست که کل خانواده در آن شرکت داشته باشند. ـ جری سینفلد
کودکان به درستی نمیدانند که در کدام نقطه حریم آنها تمام و حریم شما آغاز میشود. بنابراین انتظار داشته باشید که آنها بخواهند حریم خود را وسعت دهند و قلمرو خود را بزرگتر کنند.
از این رو با این معما روبهرو هستیم. والدین کودکان را شکل میدهند. کودکان خود را شکل میدهند. البته هر دو عبارت صحیح است.
بزرگترین مشکل ما تلویزیون و تأثیرات منفی آن نیست؛ حتی مواد مخدر و مشروبات الکلی هم نیست. بزرگترین مشکل ما واکنشهای هیجانی ماست. به همین دلیل مهمترین کاری که میتوانیم برای فرزندانمان بکنیم این است که بر خودمان تمرکز کنیم، نه بر آنها. به جای آنکه سعی کنیم با اضطراب کودک خود را کنترل کنیم، بهتر است ببینیم چه چیزی را میتوانیم کنترل کنیم: فرونشاندن واکنشهای نسنجیده و احساسی خود.
قدرت ایجاد حریم برای فرزندانتان این است که از آنچه فرزندانتان در آن انجام میدهند در شگفت خواهید شد! هرچه نگرانی شما از انتخابهای آنها کمتر شود، گزینشهای آنها بیشتر شما را متعجب خواهد کرد.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب قوانین طبیعت انسان اثر رابرت گرین (برای مدیریت زندگی)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب ذهن استراتژیست (ویژه مدیران و مشاوران)










