غزل شماره ۸۴ از دیوان شمس مولانا؛ چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها …
غزل شماره ۸۴ از دیوان شمس مولانا به همراه تفسیر برای شما علاقه مندان به شعر آماده شده است. غزلیات مولانا پر از معانی عمیق و فلسفی هستند. او در این اشعار به بررسی موضوعاتی چون عشق، عرفان، حقیقت و وجود میپردازد و خواننده را به تفکر و تأمل دعوت میکند. همچنین غزل شماره ۸۵ از دیوان شمس مولانا؛ از بَهرِ خدا بِنْگَر، در رویِ چو زَر جانا … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۴ مولانا
چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
زیرا که منم بیمن با شاهِ جهان تنها
ای مشعله آورده دل را به سحر برده
جان را برسان در دل دل را مَسِتان تنها
از خشم و حسد جان را بیگانه مکن با دل
آن را مگذار اینجا وین را بمخوان تنها
شاهانه پیامی کن یک دعوتِ عامی کن
تا کی بود ای سلطان این با تو و آن تنها ؟
چون دوش اگر امشب نایی و ببندی لب
صد شور کنیم ای جان نکنیم فغان تنها
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۳ از دیوان شمس مولانا؛ ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا …
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۲ از دیوان شمس مولانا؛ معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا …
تقسیر این شعر

این شعر زیبا از مولانا، شاعر بزرگ ایرانی، به بیان عشق و احساسات عمیق انسانی میپردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
من مانند گلی هستم که از سر تا پا میخندد، نه فقط از طریق دهان.
توضیح: شاعر میگوید که شادی او عمیق و واقعی است و فقط به کلمات محدود نمیشود.
2. زیرا که منم بیمن با شاهِ جهان تنها
من خودم را گم کردهام و در کنار شاه جهان (معشوق) تنها هستم.
توضیح: شاعر احساس تنهایی میکند، حتی در حضور محبوبش.
3. ای مشعله آورده دل را به سحر برده
ای شعلهای که دل مرا به سحر و جادو کشاندهای.
توضیح: شاعر به محبوبش خطاب میکند و او را منبع عشق و جادو میداند.
4. جان را برسان در دل دل را مَسِتان تنها
جانم را به دل برسان و دل را تنها نگذار.
توضیح: شاعر میخواهد که عشقش همیشه در دلش باقی بماند و تنها نماند.
5. از خشم و حسد جان را بیگانه مکن با دل
از خشم و حسد، جان را از دل دور نکن.
توضیح: شاعر به خود و دیگران توصیه میکند که حسادت و خشم نباید مانع عشق شود.
6. آن را مگذار اینجا وین را بمخوان تنها
این احساسات منفی را اینجا نگذار و به آنها توجه نکن.
توضیح: شاعر میخواهد که از منفیها دوری کند و فقط به عشق توجه کند.
7. شاهانه پیامی کن یک دعوتِ عامی کن
ای محبوب، یک پیام شاهانه بفرست و همه را دعوت کن.
توضیح: شاعر از محبوبش میخواهد که محبتش را به دیگران نیز نشان دهد.
8. تا کی بود ای سلطان این با تو و آن تنها؟
تا کی باید این تنهایی ادامه یابد؟
توضیح: شاعر از محبوبش میپرسد که چرا باید همیشه در تنهایی باشد.
9. چون دوش اگر امشب نایی و ببندی لب
اگر امشب صدایی داری و لبهایت را ببندی.
توضیح: شاعر به شب گذشته اشاره میکند که اگر محبوب سکوت کند، چه خواهد شد.
10. صد شور کنیم ای جان نکنیم فغان تنها
ما صدای شوری خواهیم داشت، اما فریاد نمیزنیم.
توضیح: شاعر میگوید که اگر محبوب سکوت کند، آنها هنوز هم شور و شوقی خواهند داشت، اما بدون فریاد زدن.
در کل، این شعر درباره عشق عمیق، تنهایی، و زیباییهای عشق صحبت میکند و نشاندهنده احساسات پیچیده انسانی است. مولانا با زبانی زیبا و عاطفی، عمق عشق و چالشهای آن را به تصویر میکشد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۱ از دیوان شمس مولانا؛ ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از دیوان شمس مولانا؛ امروز گزافی ده آن باده نابی را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










