غزل شماره ۳ از غزلیات شهریار / به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا
غزل شماره ۳ از غزلیات شهریار را در این بخش از سایت روزانه قرار دادهایم. این غزل بسیار زیبا را به همراه معنی ساده و تفسیر قابل فهم برای شما آماده شده است. پس اگر طرفدار اشعار استاد شهریار هستید، در ادامه با ما باشید.

غزل شماره ۳
به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا
که این دو فتنه به هم میزنند دنیا را
چه شعبده است که در چشمکان آبی تو
نهفتهاند شب ماهتاب دریا را
تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح
به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را
کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن
که چشم مانده به ره آهوان صحرا را
به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند
چه جای عشوه غزالان بادپیما را
ندانم از چه به سر شور عشقبازی نیست
پریوشان عفیف فرشتهسیما را
فریب عشق به دعوی اشک و آه مخور
که درد و داغ بود عاشقان شیدا را
قبیلهها همه عاشق شوند با تو ولی
قبیلهایست که مجنون شوند لیلا را
میان ما و تو پیری حجاب و فاصله نیست
چه یوسفی که فرامُش کند زلیخا را
اگرچه مریم قدس است، رسم وامق نیست
که چشم باز کند جز جمال عذرا را
هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
شبیهسازتر از اشک من ثریا را
حریم روضهٔ رضوان حرام من بادا
گر اختیار کنم جز طواف طوبا را
اشاره غزل خواجه با غزاله تست
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
جز این قدر که فراموش میکند ما را
مطلب مشابه: غزل شماره ۲ از غزلیات شهریار؛ علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
مطلب مشابه: غزل شماره 1 از غزلیات شهریار با معنی ساده و مفهوم این غزل
معنی ساده و قابل فهم این غزل

این شعر از شهریار یکی از غزلهای معروف اوست که در آن به موضوع عشق، زیبایی و احساسات عاشقانه پرداخته شده است. حالا بیایید این شعر را به زبان ساده و با توضیحات مناسب بررسی کنیم:
بیت اول:
“به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا
که این دو فتنه به هم میزنند دنیا را”
توضیح:
در این بیت، شاعر به محبوبش میگوید که با چشمک زدن و بازیگوشیاش دنیا را به هم نزن. این اشاره به زیبایی و جذابیت او دارد که میتواند همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد.
بیت دوم:
“چه شعبده است که در چشمکان آبی تو
نهفتهاند شب ماهتاب دریا را”
توضیح:
شاعر از زیبایی چشمهای محبوبش سخن میگوید و آنها را شبیه به جادو میداند که در آنها زیبایی شب و نور ماه در دریا نهفته است.
بیت سوم:
“تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح
به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را”
توضیح:
شاعر میگوید که محبوبش در خواب است و ساقیان (شرابفروشان) به یاد چشمان او شراب مینوشند. اینجا اشاره به تأثیر عمیق محبوب بر دیگران دارد.
بیت چهارم:
“کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن
که چشم مانده به ره آهوان صحرا را”
توضیح:
شاعر از محبوب میخواهد که زلفهایش را روی دوش بیندازد و به صحرا برود، زیرا چشمان او مانند چشمان آهوان زیباست و همه را مجذوب خود میکند.
بیت پنجم:
“به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند
چه جای عشوه غزالان بادپیما را”
توضیح:
در این بیت، شاعر اشاره به زیباییهای شهر خود دارد و میگوید که در این شهر غزالان (زیبارویان) زیادی هستند که شراب مینوشند. در واقع، او زیبایی محبوبش را با دیگران مقایسه میکند.
بیت ششم:
“ندانم از چه به سر شور عشقبازی نیست
پریوشان عفیف فرشتهسیما را”
توضیح:
شاعر نمیداند چرا در دلش شور و شوق عشق وجود ندارد، در حالی که پریچهرههای عفیف و زیبا (مانند فرشتگان) در اطراف او هستند.
بیت هفتم:
“فریب عشق به دعوی اشک و آه مخور
که درد و داغ بود عاشقان شیدا را”
توضیح:
شاعر هشدار میدهد که فریب عشق را نخورید، زیرا عشق واقعی با درد و رنج همراه است.
بیت هشتم:
“قبیلهها همه عاشق شوند با تو ولی
قبیلهایست که مجنون شوند لیلا را”
توضیح:
شاعر میگوید که همه قبیلهها ممکن است عاشق تو شوند، اما تنها قبیلهای که واقعاً عاشق خواهد شد، همان قبیلهای است که مجنون (عاشق دیوانه) لیلا میشود.
بیت نهم:
“میان ما و تو پیری حجاب و فاصله نیست
چه یوسفی که فرامُش کند زلیخا را”
توضیح:
شاعر میگوید که میان او و محبوب هیچ فاصلهای وجود ندارد، مانند یوسف و زلیخا که عشق آنها هیچ مانعی ندارد.
بیت دهم:
“اگرچه مریم قدس است، رسم وامق نیست
که چشم باز کند جز جمال عذرا را”
توضیح:
در اینجا شاعر اشاره به مریم مقدس دارد و میگوید که او هم نمیتواند جز زیبایی عذرا (محبوب) را ببیند.
بیت یازدهم:
“هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
شبیهسازتر از اشک من ثریا را”
توضیح:
شاعر میگوید حتی با وجود همه زیباییها، هیچ چیز نمیتواند به اندازه اشکهای او شبیه زیبایی ثریا باشد.
بیت دوازدهم:
“حریم روضهٔ رضوان حرام من بادا
گر اختیار کنم جز طواف طوبا را”
توضیح:
شاعر میگوید اگر غیر از طواف طوبا (درختی در بهشت) چیزی انتخاب کند، برای او حرام است. این نشاندهنده عشق عمیق او به محبوبش است.
بیت سیزدهم:
“اشاره غزل خواجه با غزاله تست
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را”
توضیح:
در اینجا شاعر از صبا (باد ملایم) میخواهد تا پیام او را به محبوب برساند.
بیت چهاردهم:
“به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
جز این قدر که فراموش میکند ما را”
توضیح:
شاعر میگوید که هیچ عیبی در محبوب وجود ندارد، جز اینکه گاهی او را فراموش میکند.
نتیجهگیری
این شعر زیبا نشاندهنده عشق عمیق شاعر به محبوبش و تأثیر زیبایی او بر زندگی و احساسات دیگران است. حافظ با استفاده از تشبیهات زیبا و تصویرسازیهای هنرمندانه، احساسات عاشقانه خود را بیان کرده است.
مطلب مشابه: بهترین شعرهای ترکی استاد شهریار؛ اشعار بلند عاشقانه قشنگ شهریار
مطلب مشابه: شعر جدایی شهریار و گزیده اشعار جدا شدن از عشق و تنهایی










