غزل شماره ۱۴ از غزلیات صائب تبریزی (میتوان در زلفِ او دیدن دلِ بیتاب را)
غزل شماره ۱۴ از غزلیات صائب تبریزی را برای شما دوستان قرار دادهایم. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوهای نوین بیان کند. او در ساختار غزلها از قافیهها و وزنهای مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است.

غزل شماره ۱۴
میتوان در زلفِ او دیدن دلِ بیتاب را
پردهپوشی چون کند شب گوهرِ شبتاب را
غیرتِ طاقِ دلاویزِ خمِ ابروی او
همچو ناخن میخراشد سینهٔ محراب را
دیدهٔ حسرت عنانِ عمر نتواند گرفت
هیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را
چون عنانداری کنم دل را، که چشمِ شوخِ او
شهپرِ پرواز میگردد دلِ بیتاب را
در لباسِ عاریت چون ابرِ آرامش مجو
برقِ زیرِ پوست باشد جامهٔ سنجاب را
خاکیان را بحرِ رحمت میکند روشنگری
موجهٔ دریاست صیقل، ظلمتِ سیلاب را
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۳ از غزلیات حافظ (میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب)
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، به احساسات عمیق عاشقانه و زیباییهای معشوق میپردازد. در ادامه، متن شعر را به زبان سادهتر توضیح میدهیم:
1. زلف و دل بیتاب: شاعر میگوید که در زلفهای معشوق، دل بیتاب و عاشقانه او را میتوان دید. زلفهای او نمادی از زیبایی و جذابیت است که دل شاعر را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
2. پردهپوشی شب: شب مانند پردهای است که زیباییهای معشوق را پنهان میکند، اما در عین حال، گوهر شبتاب (زیبایی) را نیز نمایان میکند. اینجا شاعر به زیباییهای پنهان و آشکار اشاره دارد.
3. غیرت ابرو: ابروی معشوق بسیار زیبا و دلانگیز است و غیرت آن (زیبایی و جذابیت) مانند ناخنی است که سینهٔ شاعر را میخراشد. این تصویر نشاندهندهی درد عشق و جذابیت معشوق است.
4. عمر و حسرت: شاعر میگوید که چشم حسرت نمیتواند عمر او را کنترل کند. این به معنای این است که عشق و دلتنگی او آنقدر عمیق است که نمیتواند از آن فرار کند.
5. عنانداری دل: شاعر به چالش کنترل دل خود اشاره میکند. چشم معشوق او را به پرواز در میآورد و نمیتواند دل بیتاب خود را کنترل کند.
6. لباس عاریت: شاعر میگوید که در لباس عاریت (موقتی) نباید آرامش را جستجو کرد. زیر این لباس، برق و زیبایی نهفته است که نشاندهندهی جذابیت معشوق است.
7. خاکیان و بحر رحمت: شاعر به روشنگری عشق اشاره میکند که مانند دریای رحمت برای انسانهاست. این روشنگری میتواند تاریکیها و مشکلات زندگی را روشن کند.
8. موجهٔ دریا و ظلمت سیلاب: در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و زیبایی میتواند همچون صیقلدهندهای برای مشکلات و تاریکیها باشد.
نتیجهگیری
این شعر به زیبایی عشق، جذابیت معشوق و چالشهای درونی عاشق میپردازد. صائب با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد و خواننده را به دنیای عاشقانهای دعوت میکند که پر از شور و شوق است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ می رسد هر دم مرا از چرخ آزاری جدا
مطلب مشابه: غزل شماره ۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ میشوند از سردمهری دوستان از هم جدا










