شعر شماره ۳۰ از اشعار ترکی شهریار؛ سیزلاییر احوالیما صوبحه قدر تاریم منیم …

شعر شماره ۳۰ از اشعار ترکی شهریار را در روزانه بخوانید. اشعار شهریار از تنوع بالایی در موضوعات و سبک‌ها برخوردار است. از غزل‌های عاشقانه تا قصاید دینی و اجتماعی، تمامی این‌ها نشان‌دهنده توانایی شهریار در به کارگیری انواع قالب‌های شعری است.

شعر شماره ۳۰ از اشعار ترکی شهریار؛ سیزلاییر احوالیما صوبحه قدر تاریم منیم ...

شعر شماره ۳۰

سیزلاییر احوالیما صوبحه قدر تاریم منیم

تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غم‌خواریم منیم

چوخ‌وفالی دوست‌لاریم واردیر، یامان گون گلجه‌یین

تاردان اؤزگه قالماییر یار وفاداریم منیم

یئر توتوب غمخانه‌ده، قیلدیم فراموش عالمی

من تارین غمخواری اولدوم، تار غم‌خواریم منیم

گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی

کیپریگی خنجردی، آه، اول بی‌وفا یاریم منیم

آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی

یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خون‌باریم منیم

ای بو غملی گونلومون تاب و توانی، سویله بیر

عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم

شهریارم گرچی من سؤز مولکونون سلطانی‌یم

گؤز یاشیمدان باشقا یوخدور درِّ شهواریم منیم

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۹ از اشعار ترکی شهریار؛ خان ننه ، هایاندا قالدین بئله باشیوا دولانیم …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۸ از اشعار ترکی شهریار؛ محرم دیر ، خانیم زینب عزاسی بیزی سسلر حسینین کربلاسی …

تفسیر و ترجمه این شعر

تفسیر و ترجمه این شعر

# سیزلاییر احوالیما صوبحه قدر تاریم منیم

تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غم‌خواریم منیم

تار من تا صبح به احوالم می‌نالد. تار من تنها غمخوار من در روزهای سیاه است.

# چوخ‌وفالی دوست‌لاریم واردیر، یامان گون گلجه‌یین

تاردان اؤزگه قالماییر یار وفاداریم منیم

دوستان باوفا بسیار دارم. چون روز بد می‌رسد جز تارم کسی یار وفادار من نمی‌ماند.

# یئر توتوب غمخانه‌ده، قیلدیم فراموش عالمی

من تارین غمخواری اولدوم، تار غم‌خواریم منیم

در غمخانه جا گرفته. عالم را فراموش کردم. من غمخوار تار شدم و تار غمخوار من شد.

# گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی

کیپریگی خنجردی، آه، اول بی‌وفا یاریم منیم

هر لبخند مانند نیشتر به چشمانم نیش می‌زند. مژه‌‌اش خنجر است، آه آن یار بی‌وفای من.

# آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی

یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خون‌باریم منیم

آسمان یار مَهرویم را از کنارم گرفت. اشک مانند ستاره از چشم خونبارم می‌چکد.

# ای بو غملی گونلومون تاب و توانی، سویله بیر

عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم

ای تاب و توان این دل غمگینم یک بار بگو عهد و پیمانت چه شد؟ عهد و پیمانم چه شد؟

# شهریارم گرچی من سؤز مولکونون سلطانی‌یم

گؤز یاشیمدان باشقا یوخدور درِّ شهواریم منیم

شهریار گرچه من سلطان مُلکِ سخنم جز اشکم مروارید غلتانی ندارم.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از اشعار ترکی شهریار؛ نه ظریف بیر گلین عزیزه سنی منه لایق تاری یاراتمیشدی !

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از اشعار ترکی شهریار؛ بیر اوشاقلیقدا خوش اولدوم اودا یئر گؤی قاچاراق …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.