غزل شماره ۴۱ از غزلیات حافظ؛ اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است …

غزل شماره ۴۱ از غزلیات حافظ را در روزانه بخوانید. غزلیات حافظ دارای معانی عمیق و چندلایه هستند که می‌توانند به تفکر و تأمل در مورد زندگی، عشق، عرفان و فلسفه وجودی انسان بپردازند. این عمق معنا باعث می‌شود که هر بار خواندن این اشعار، تجربه‌ای جدید و متفاوت به همراه داشته باشد. همچنین غزل شماره ۴۲ از غزلیات حافظ؛ حالِ دل با تو گفتنم، هوس است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۱ از غزلیات حافظ؛ اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است ...

غزل شماره ۴۱

اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است

به بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز است

صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چَنگ افتد

به عقل نوش که ایام فتنه‌ انگیز است

در آستینِ مُرَقَع پیاله پنهان کن

که همچو چشمِ صُراحی، زمانه خونریز است

به آبِ دیده بشوییم خِرقه‌ها از می

که موسمِ وَرَع و روزگار پرهیز است

مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سِپِهر

که صاف این سر خُم جمله دُردی آمیز است

سپهر بر شده پرویزنی‌ست خون افشان

که ریزه‌اش سر کَسری و تاجِ پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعرِ خوش حافظ

بیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۰ از غزلیات حافظ؛ اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۹ از غزلیات حافظ؛ باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی به موضوعاتی چون عشق، شراب، زندگی و زمان می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است: هرچند شراب شادی‌آور و نسیم گل‌بو است.

2. به بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز است: اما وقتی صدای چنگ (ساز) می‌زند، شراب نخور، زیرا محتسب (ناظر) سختگیر است و ممکن است تو را به خاطر نوشیدن شراب سرزنش کند.

3. صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چَنگ افتد: اگر یک شیشه شراب و دوستی به دستت بیفتد (به تو برسد).

4. به عقل نوش که ایام فتنه‌ انگیز است: با عقل و احتیاط بنوش، زیرا این روزها پر از فتنه و مشکلات است.

5. در آستینِ مُرَقَع پیاله پنهان کن: پیاله شراب را در آستین خود پنهان کن.

6. که همچو چشمِ صُراحی، زمانه خونریز است: زیرا زمانه مانند چشم شیشه‌ای (شراب) خطرناک و خونریز است.

7. به آبِ دیده بشوییم خِرقه‌ها از می: با اشک‌هایمان، لباس‌های خود را از شراب بشوییم.

8. که موسمِ وَرَع و روزگارِ پرهیز است: زیرا این زمان، زمان پرهیز و دوری از گناه است.

9. مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سِپِهر: از لذت‌های خوش در این دوران ناپایدار (سخت) جستجو نکن.

10. که صاف این سر خُم جمله دُردی آمیز است: زیرا این سر خُم (شراب) پر از درد و غم است.

11. سپهر بر شده پرویزنی‌ست خون افشان: آسمان (سرنوشت) به مانند پرویز (شاه ایرانی) خون‌افشان شده است.

12. که ریزه‌اش سر کَسری و تاجِ پرویز است: که هر ذره‌اش سرنوشت کسری (شاه بزرگ ایران) و تاج پرویز را به یاد می‌آورد.

13. عراق و فارس گرفتی به شعرِ خوش حافظ: تو با شعر زیبای حافظ، عراق و فارس را گرفته‌ای.

14. بیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است: بیایید که اکنون نوبت بغداد و زمان تبریز است (اشاره به زیبایی‌های این شهرها).

به طور کلی، این شعر بیانگر نگرانی شاعر از مشکلات زمانه، لذت‌های موقتی زندگی و اهمیت احتیاط در مواجهه با چالش‌هاست. حافظ با زبانی شاعرانه و زیبا، ما را به تفکر درباره زندگی، عشق و زمان دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۸ از غزلیات حافظ؛ بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۷ از غزلیات حافظ؛ بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.