غزل شماره ۴۰ از غزلیات حافظ؛ اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است …

غزل شماره ۴۰ از غزلیات حافظ را در سایت ادبی روزانه بخوانید. اشعار حافظ نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی نیز شناخته شده‌اند. ترجمه‌های متعدد از اشعار او به زبان‌های مختلف نشان‌دهنده تأثیر گسترده او بر ادبیات جهانی است. همچنین غزل شماره ۴۱ از غزلیات حافظ؛ اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۰ از غزلیات حافظ؛ اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است ...

غزل شماره ۴۰

اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است

زان رو که مرا بر در او رویِ نیاز است

خُم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی

وان می که در آن جاست حقیقت نه مَجاز است

از وی همه مستی و غرور است و تَکَبُر

وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم

با دوست بگوییم که او محرمِ راز است

شرحِ شِکَنِ زلفِ خَم اندر خَمِ جانان

کوته نتوان کرد که این قِصه دراز است

بارِ دلِ مجنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی

رخسارهٔ محمود و کفِ پایِ ایاز است

بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم

تا دیدهٔ من بر رُخِ زیبایِ تو باز است

در کعبهٔ کویِ تو هر آن کس که بیاید

از قبلهٔ ابرویِ تو در عینِ نماز است

ای مجلسیان، سوزِ دلِ حافظِ مسکین

از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۹ از غزلیات حافظ؛ باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۸ از غزلیات حافظ؛ بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی حافظ شیرازی است و به موضوعاتی چون عشق، راز، نیاز و زیبایی می‌پردازد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است: شاعر می‌گوید که درِ میکده (محل شراب‌خواری و عشق) به روی او باز است و این نعمت از جانب خداوند است.

2. زان رو که مرا بر در او رویِ نیاز است: او به این دلیل که نیازمند و درخواست‌کننده است، به درِ میکده می‌رود.

3. خُم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی: تمامی خُم‌ها (ظرف‌های شراب) در حال جوشیدن و خروش هستند، زیرا پر از شراب و مستی‌اند.

4. وان می که در آن جاست حقیقت نه مَجاز است: شرابی که در این مکان وجود دارد، حقیقتی واقعی است و نه چیزی خیالی یا مجازی.

5. از وی همه مستی و غرور است و تَکَبُر: این شراب باعث مستی، غرور و تکبر می‌شود.

6. وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است: اما ما (عاشقان) در مقابل آن، بیچاره، ناتوان و نیازمند هستیم.

7. رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم: شاعر اشاره می‌کند که رازی وجود دارد که او آن را به هیچ‌کس جز دوست نمی‌گوید.

8. با دوست بگوییم که او محرمِ راز است: او با دوست (عشق) راز خود را در میان می‌گذارد، زیرا او تنها کسی است که به رازها آگاه است.

9. شرحِ شِکَنِ زلفِ خَم اندر خَمِ جانان: توصیف زلف‌های پیچیده و زیبای محبوبش بسیار طولانی و دشوار است.

10. کوته نتوان کرد که این قِصه دراز است: این داستان (عشق) بسیار طولانی و پیچیده است و نمی‌توان آن را به سادگی بیان کرد.

11. بارِ دلِ مجنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی: او به بار سنگین دل مجنون و زیبایی‌های لیلی اشاره می‌کند که در عشق پیچیده‌اند.

12. رخسارهٔ محمود و کفِ پایِ ایاز است: او زیبایی محبوبش را با چهره محمود (شخصیت زیبا) و پای ایاز (خدمتکار معروف) مقایسه می‌کند.

13. بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم: او چشمانش را بر روی زیبایی محبوبش باز کرده و از همه چیز غافل شده است.

14. تا دیدهٔ من بر رُخِ زیبایِ تو باز است: او فقط به روی زیبایی محبوبش متمرکز شده است.

15. در کعبهٔ کویِ تو هر آن کس که بیاید: هر کسی که به کوی محبوبش (محل عشق) بیاید، مانند کسی است که به کعبه (مقدس‌ترین مکان) رفته باشد.

16. از قبلهٔ ابرویِ تو در عینِ نماز است: ابروی محبوبش قبله‌ای برای اوست، یعنی در هنگام نماز نیز به یاد محبوبش است.

17. ای مجلسیان، سوزِ دلِ حافظِ مسکین: حافظ از جمعیت حاضر در مجلس می‌خواهد که درد دل او را بشنوند.

18. از شمع بپرسید که در سوز و گداز است: او از دیگران می‌خواهد که از شمع بپرسند که چگونه در آتش سوزان عشق می‌سوزد.

به طور کلی، این شعر بیانگر عشق عمیق، رازها و زیبایی‌های عشق است. حافظ با زبانی زیبا و شاعرانه احساسات عاشقانه خود را بیان می‌کند و ما را به دنیای عشق و زیبایی دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۷ از غزلیات حافظ؛ بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۳۶ از غزلیات حافظ؛ تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.