غزل شماره ۳۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ گرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی ترا
غزل شماره ۳۳ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهمترین و برجستهترین آثار شعر فارسی به شمار میرود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژهای هستند. همچنین غزل شماره ۳۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ حسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟ را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۳
گرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی ترا
همچنان جوید ز هر جایی تماشایی ترا
از لطافت فکر در کُنهِ تو نتواند رسید
چون تواند درک کردن نورِ بینایی ترا؟
آنچنان کز دیدنِ جان است قاصر دیدهها
پردهٔ چشمِ جهانبین است پیدایی ترا
چون الف کز اتّصالِ حرف باشد مستقیم
بر نیارد کثرتِ مردم ز یکتایی ترا
میبرم غیرت به هر کس میشود جویای تو
گرچه نتوان یافت میدانم ز جویایی ترا
از حواسِ خمس مستغنی است ذاتِ کاملت
لازمِ ذات است گویایی و بینایی ترا
از دو فرمانده نگردد نظمِ عالم منتظم
شاهدِ وحدت بود بس عالمآرایی ترا
شش جهت را میکنی از روی خود آیینه زار
نیست از دیدارِ خود از بس شکیبایی ترا
هر دو عالم را کنی از جلوهگر زیر و زبر
کیست تا مانع تواند شد ز خودرأیی ترا؟
غیرِ عیبِ خویش دیدن، گر ز اهلِ بینشی
نیست صائب حاصلِ دیگر ز بینایی ترا
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ صوفیان بردند از ره چشمِ جادوی ترا
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست ممکن رامکردن چشمِ جادوی ترا
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ فارسی، صائب به توصیف معشوق و ویژگیهای او میپردازد. در ادامه، به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، نکات اصلی شعر را بررسی میکنیم:
1. محجوب بودن معشوق: شاعر میگوید که معشوق به خاطر حجاب و دوری از نظر دیگران، در جایی قرار دارد که دیگران نمیتوانند او را ببینند. با این حال، او همچنان از هر جایی که ممکن باشد، به دنبال معشوق است.
2. درک لطافت: شاعر بیان میکند که فهمیدن عمق وجود و لطافت معشوق کار آسانی نیست. مانند اینکه نمیتوان نور بینایی را فقط با فکر درک کرد.
3. محدودیت دید: شاعر اشاره میکند که چشمان ما نمیتوانند جان و حقیقت معشوق را ببینند. پردهای که بر روی چشمهاست، مانع از درک واقعی او میشود.
4. یگانگی معشوق: شاعر به این نکته اشاره میکند که مانند حرف «الف» که نمایانگر یکتایی است، معشوق نیز یکتا و بیهمتاست و کثرت افراد نمیتواند از یکتایی او بکاهد.
5. غیرت و جستجو: شاعر میگوید که برای هر کسی که به دنبال معشوق باشد، غیرت او را به همراه دارد، حتی اگر نتواند او را پیدا کند.
6. کمال معشوق: شاعر بیان میکند که ذات معشوق به گونهای است که نیازی به حواس پنجگانه ندارد و خود به خود گویایی و بینایی دارد.
7. نظم عالم: شاعر میگوید که اگر دو فرمانده وجود داشته باشد، نظم عالم به هم میریزد. معشوق به عنوان شاهد وحدت، زیبایی و نظم را در عالم ایجاد میکند.
8. آینهداری: شاعر اشاره میکند که معشوق از خود، آینهای برای شش جهت (جهتهای مختلف) میسازد. این نشاندهندهی عظمت و شکیبایی اوست.
9. تأثیر بر دو عالم: شاعر بیان میکند که معشوق میتواند دو عالم را زیر و زبر کند و هیچکس نمیتواند مانع خودرأیی او شود.
10. بینش و دید: شاعر تأکید میکند که اگر کسی به جز عیب خود چیزی ببیند، دیگر نمیتواند به حقیقت وجود معشوق پی ببرد و این بینش تنها از دیدار او حاصل میشود.
به طور کلی، این شعر بیانگر عشق عمیق، زیبایی و کمال معشوق است. حافظ با استفاده از تصاویری زیبا و احساسی، احساسات خود را نسبت به معشوق ابراز کرده و نشان میدهد که چگونه درک واقعی معشوق کار دشواری است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ جنّتِ دربسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ خوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترا










