غزل شماره ۱۷ از غزلیات شهریار (ای چشم خمارین، تو و افسانه نازت)

غزل شماره ۱۷ از غزلیات شهریار را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. غزلیات شهریار نه تنها به خاطر زیبایی و تکنیک شاعری او مهم هستند، بلکه به عنوان یک میراث فرهنگی و ادبی در حفظ و ترویج زبان و فرهنگ فارسی و ترکی آذری نقش بسزایی دارند. این اشعار همچنان الهام‌بخش نسل‌های جدید هستند و به غنای ادبیات ایران ادامه می‌دهند.

غزل شماره ۱۷ از غزلیات شهریار (ای چشم خمارین، تو و افسانه نازت)

غزل شماره ۱۷

ای چشم خمارین، تو و افسانه نازت

وی زلف کمندین، من و شب‌های درازت

شب‌ها منم و چشمک محزون ثریا

با اشک غم و زمزمه راز و نیازت

خود کیستی ای نغمه نوازندهٔ بی‌سیم

امشب به جگر می‌خورَدَم زخمهٔ سازت

بازآمدی ای شمع که با جمع نسازی

بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت

سر کن به شب و نالهٔ شبگیر من ای دل

تا شبرو عشقیم نشیب است و فرازت

خوانند نمازم من اگر قبله ندانم

ای کعبهٔ دل‌ها که بخوانم به نمازت

گنجینهٔ رازی است به هر مویت و زان موی

هر چنبره ماری است به گنجینه رازت

ای سیب بهشتی به لب و گونهٔ گلگون

داغ است دلِ لاله که دیوی زده گازت

در خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریم

باشد که ببینیم بدین شعبده بازت

صد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار

ای جاده انصاف ندیدیم ترازت

شهری به تو یار است و غریب این همه محروم

ای شاه بنازم دل درویش‌نوازت

مطلب مشابه:غزل شماره ۱۶ از غزلیات شهریار؛ ای جگر گوشه کیست دمسازت

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۵ از غزلیات شهریار؛ ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ شیرازی است و به موضوعات عشق، زیبایی و ارتباط با معشوق می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. ای چشم خمارین، تو و افسانه نازت:

   • ای چشمان خواب‌آلود و زیبا، تو خود داستانی از زیبایی هستی.

2. وی زلف کمندین، من و شب‌های درازت:

   • ای موهای پیچیده و افسونگر، من در شب‌های طولانی و تاریک تو غرق شدم.

3. شب‌ها منم و چشمک محزون ثریا:

   • در شب‌ها من تنها هستم و ستاره ثریا با چشمان غمگینش به من نگاه می‌کند.

4. با اشک غم و زمزمه راز و نیازت:

   • با اشک‌های غم و زمزمه‌های راز و نیاز تو در دل خودم، شب‌ها را می‌گذرانم.

5. خود کیستی ای نغمه نوازندهٔ بی‌سیم:

   • ای کسی که آهنگ می‌زنی و صدایت به همه جا می‌رسد، خودت کیستی؟

6. امشب به جگر می‌خورَدَم زخمهٔ سازت:

   • امشب صدای ساز تو به دل من می‌زند و مرا می‌آزارد.

7. بازآمدی ای شمع که با جمع نسازی:

   • دوباره آمدی ای شمعی که با دیگران نمی‌سوزی.

8. بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت:

   • بنشین و به پروانه (عاشق) خود سوز و حرارت خود را بده.

9. سر کن به شب و نالهٔ شبگیر من ای دل:

   • ای دل، به شب بیا و ناله‌های غمگین من را بشنو.

10. تا شبرو عشقیم نشیب است و فرازت:

    • چون ما عاشق شب هستیم، در این مسیر بالا و پایین‌هایی داریم.

11. خوانند نمازم من اگر قبله ندانم:

    • اگر نمی‌دانم قبله کجاست، نمازم را می‌خوانم.

12. ای کعبهٔ دل‌ها که بخوانم به نمازت:

    • ای معشوق، تو کعبه دل‌ها هستی که به تو دعا می‌کنم.

13. گنجینهٔ رازی است به هر مویت و زان موی:

    • هر موی تو گنجینه‌ای از رازها را در خود دارد.

14. هر چنبره ماری است به گنجینه رازت:

    • هر حلقه‌ای از موهایت مانند ماری است که رازهای تو را در خود دارد.

15. ای سیب بهشتی به لب و گونهٔ گلگون:

    • ای سیب بهشتی که بر لب‌ها و گونه‌های زیبایت نشسته‌ای.

16. داغ است دلِ لاله که دیوی زده گازت:

    • دل لاله (عاشق) از عشق تو داغ شده است، مانند اینکه دیوی او را زده باشد.

17. در خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریم:

    • ما آتش عشق را در دل خود شعله‌ور می‌کنیم و با دیگران نیز در این باره صحبت می‌کنیم.

18. باشد که ببینیم بدین شعبده بازت:

    • شاید بتوانیم زیبایی‌ها و جادوهای تو را ببینیم.

19. صد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار:

    • صدها دشت زیبا وجود دارد، اما هیچ‌کدام به اندازه تو راست نیستند.

20. ای جاده انصاف ندیدیم ترازت:

    • ای معشوق، هیچ راهی به اندازه تو درست و منصف نیست.

21. شهری به تو یار است و غریب این همه محروم:

    • شهری وجود دارد که عاشق توست، اما این همه غریب (عاشقانی که دور هستند) محرومند.

22. ای شاه بنازم دل درویش‌نوازت:

    • ای پادشاه، من به دل مهربان تو افتخار می‌کنم.

این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه، رازها و زیبایی‌های معشوق را بیان می‌کند. حافظ با زبانی شاعرانه، عشق و دلدادگی خود را نسبت به معشوق ابراز می‌کند و در عین حال عمیق‌ترین احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۴ از غزلیات شهریار؛ صدای سوز دل شهریار و ساز حبیب

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۳ از غزلیات شهریار؛ باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.