قالب شعر قطعات چیست؟ تاریخچه، شاعران این سبک و نمونه اشعار

یکی از معروفترین و محبوبترین قالبهای شعر فارسی قطعه یا قطعات است که شاعران بزرگی در این قالب شعر سرودهاند. ما نیز در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم این قالب شعر را به زبانی ساده و کامل به شما دوستان توضیح دهیم. در ادامه با ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
قالب شعر قطعات به زبان ساده
قطعه به مجموعهای از ابیات گفته میشود که همگی بر یک وزن و قافیه قرار دارند و از ابتدا تا انتها به یکدیگر مرتبط هستند. این ابیات معمولاً حول یک داستان دلنشین، موضوعی اخلاقی، یا مسائلی چون تبریک، تسلیت، مدح و هجو شکل میگیرند. برخلاف قصیده، در قطعه، بیت آغازین (مَطلَع) به صورت مصراعهای مقفی نیست.
در ساختار قطعه، قافیهها به گونهای تنظیم میشوند که مصراعهای زوج با یکدیگر هم قافیه هستند. جالب است که قطعه به دلیل داشتن یک قافیه کمتر نسبت به غزل، تأثیر خود را در تاریخ ادبیات تا حدی از دست داده است؛ این موضوع نشاندهنده اهمیت بالای موسیقی و آهنگ در جذب مخاطب در هنر شعر است.
تعداد ابیات در یک قطعه معمولاً بین 2 تا 15 بیت متغیر است، اما گاهی اوقات تعداد آن به ۵۰ بیت یا حتی بیشتر نیز میرسد.
معروفترین شاعران این قالب

در میان شُعَرای پارسیگوی از رودکی تاکنون، همواره، قطعهسرایی رواج داشتهاست. لیکن، انوری، ابن یمین و پروین اعتصامی بیش از دیگران به این قالب شعری پرداختهاند. قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامهنگاری بکار میبرند.
قدیمیترین قطعهها مربوط به ابن یمین است و از بین شاعران معاصر، پروین اعتصامی نیز بیشتر اشعارش را در قالب قطعه سروده است. پروین اعتصامی مناظرههای زیادی در قالب قطعه دارد از قبیل مناظره نخ و سوزن و سیر و پیاز میتوان اشاره نمود. علت نامگذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعهای از یک قصیده است.
تاریخچه این شعر
این یمن را قدیمیترین شاعر این قالب میدانند. اِبن یَمین با نام کامل فخرالدین محمود بن یمینالدین طغرایی مستوفی بیهقی فَریُومَدی، شاعر و قطعهسرای ایرانی بود که بخش اعظم زندگانی وی در روستای فرومد (واقع در استان سمنان و از حوالی شاهرود که سابقاً از توابع خراسان بود) سپری شد. وی را به جهت شغل استیفاء — مأمور محاسبه مالیات و اخذ آن — و طغرانویسی — نوشتن و مهر نمودن نامههای سلطان در دربار —، مستوفی و طغرایی میخواندند.
موضوع قطعه چیست؟
شاعران در قالب قطعه معمولاً به بیان موضوعات تعلیمی و اخلاقی میپردازند و در این قالب به مناظره، نامهنگاری و شکایت و خواسته و از این دست موضوعات میپردازند. از دیگر موضوعات قالب قطعه در شعر فارسی میتوان به این موارد اشاره کرد: تهیدید و تقاضا، موضوعات شخصی، موضوعات ادبی، مفاهیم عرفانی، مقام مادر، ستایش زن، فقر، مفاهیم اجتماعی، مفاهیم سیاسی-انتقادی، مفاهیم اخلاقی و پند و اندرز، لغز، اخوانیات، اشتیاق.
تفاوت قطعه و قصیده
تفاوت قطعه با قصیده این است که بیت اول یا همان مطلع قصیده مصرّع است، یعنی هر دو مصراع آن همقافیهاند، اما در قطعه چنین نیست و قافیه از مصراع دوم آغاز شده است. جلالالدین همایی در کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی بیان کردهاند که کلمه قطعه بهمعنی پارهای از هر چیزی است و به چون این شعر به پاره یا بخشی از قصیده شباهت دارد، به آن «قطعه» گفتهاند.
مطلب مشابه: سبک عراقی در شعر چیست؟ تاریخچه و پیداش این سبک و نمونه اشعار
نمونه قطعات از سعدی
مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب
اگر چه صبرِ من از روی دوست ممکن نیست
همی کنم به ضرورت، چو صبرِ ماهی از آب
گر مرا بیتو در بهشت برند
دیده از دیدنش بخواهم دوخت
کاین چنینم خدای وعده نکرد
که مرا در بهشت باید سوخت
گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟
وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟
گفتا به جرم آنکه به هفتاد سالگی
سودای سور میپزی و جای ماتم است
آشفتن چشمهای مستت
دود دل یار مهربانست
وین طرفه که درد چشم او را
خونابه ز چشم ما روانست
دو فتنه به یک قرینه برخاست
پیداست که آخرالزمانست

خوب را گو پلاس در بر کن
که همان لعبت نگارینست
زشت را گو هزار حله بپوش
که همان مردهشوی پارینست
نمونه قطعات پروین اعتصامی
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر
که هر که در صفِ باغ است صاحب هنریست
بنفشه مژدهٔ نوروز میدهد ما را
شکوفه را ز خزان و، ز مهرگان خبریست
بجز رُخ تو که زیب و فرش ز خونِ دل است
بهر رخی که درین منظر است زیب و فَریست
جواب داد که من نیز صاحبِ هنرم
درین صحیفه ز من نیز نقشی و اثریست
میان آتشم و هیچگه نمیسوزم
هَماره بر سرم از جور آسمان شرریست
علامت خطر است این قَبای خون آلود
هر آنکه در ره هستی است در ره خطریست
بریخت خونِ من و نوبتِ تو نیز رسد
بِدستِ رهزن گیتی هَماره نیشتریست
خوش است اگر گلِ امروز خوش بود فردا
ولی میانِ ز شب تا سحر گهان اگریست
از آن، زمانه به ما ایستادگی آموخت
که تا ز پای نیفتیم، تا که پا و سریست
یکی نظر به گل افکند و دیگری بگیاه
ز خوب و زشت چه منظور؟ هر که را نظریست
نه هر نسیم که اینجاست بر تو میگذرد
صبا صباست، به هر سبزه و گلش گذریست
میان لاله و نرگس چه فرق، هر دو خوشند
که گل بِطرف چمن هر چه هست عشوهگریست
تو غرق سیم و زر و من ز خون دل رنگین
بفقر خلق چه خندی، تو را که سیم و زریست
ز آب چشمه و باران نمیشود خاموش
که آتشی که در اینجاست آتش جگریست
هنر نمای نبودم بدین هنرمندی
سخن حدیث دگر، کار قصهٔ دگریست
گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت
بدان دلیل که مهمانِ شامی و سحریست
تو روی سَخت قضا و قدر ندیدستی
هنوز آنچه تو را مینماید آستریست
از آن، دراز نکردم سخن درین معنی
که کار زندگی لاله کار مختصریست
خوش آنکه نام نکوئی بیادگار گذاشت
که عمر بی ثمر نیک، عمر بی ثمریست
کسیکه در طلب نام نیک رنج کشید
اگرچه نام و نشانیش نیست، ناموریست
مطلب مشابه: سبک خراسانی در شعر چیست؟ تاریخچه، شاعران معروف این سبک و نمونه اشعار

قطعات ابن یمن
ای نسیم صبحدم بگذر بخاک درگهی
کز غبارش چشم جان گشتست نورانی مرا
درگه آنکس که تصدیقش کند قاضی عقل
گر کند دعوی که میزیبد جهانبانی مرا
آصف ثانی علاء ملک و دین کز احتشام
یاد داد ایامش ایام سلیمانی مرا
آفتاب ملک و ملت آسمان داد و دین
آنکه آید ذات پاکش ظل یزدانی مرا
چون زمین بوسیده باشی قصه ابن یمین
عرضه کن تا از تو باشد منت جانی مرا
کو بهجرت استجازت کردم از درگاه تو
تا بلطف از تنگنای عیش برهانی مرا
اینسخن دیدم که نامد رأی انور را پسند
وز جبینش گشت پیدا خشم پنهانی مرا
یعلم الله کین از آن کردم که گفتم من کیم
تا بپیش خویش خوانی یا ز پس رانی مرا
ورنه آندم یابم آزادی ز بند روزگار
کز عداد بندگان خویش گردانی مرا
حاش لله کز گدائی درت تا زنده ام
دور گردم ور بود امید سلطانی مرا
هم درینمعنی ز درج غیر دری یافتم
بر فشانم چون بدست آمد بآسانی مرا
خاک درگاه تو نفروشم بملک هر دو کون
آنچنان نادان نیم آخر تو میدانی مرا
جاودان اقبال بادت تا بفضل کردگار
از سپهر ظلم پرور داد بستانی مرا
آن شهنشاهی که از تأثیر جود عام او
هر چه باشد آرزوی دل بچنگ آید مرا
کسوت امید را در دستگاه او زدم
بر خم نیل فلک تا خود چه رنگ آید مرا
دی یکی میگفت تو زیعیت هست اندر حساب
گفتمش در سر ازین کبر پلنگ آید مرا
تا مرا هست آگهی از همت عالی شاه
از زر توزیع اگر گنجی است ننگ آید مرا
مطلب مشابه: شعر سپید چیست؟ ویژگی های این اشعار، تفاوت با شعر نو و نمونه شعر

از برای دو چیز جوید و بس
مرد عاقل جهان پر فن را
یا از آن سر بلند گردد دوست
یا کند پایمال دشمن را
و آنکه میجوید و نمیداند
که غرض چیست کار جستن را
چیده باشد بمسکنت خوشه
داده باشد بباد خرمن را
غیر جان کندن او خیالش چیست
حاصل آن شناس مردن را
ابن یمین اگر همه عالم بکام تست
باید کزان فرح نفزاید دل ترا
ور ملک کاینات ز دستت برون شود
هان تا غمش ز جان رباید دل ترا
چون هست و نیست نماند بیک قرار
آن به کزان بیاد نیاید دل ترا
قانع شو و متابعت عقل پیر کن
کز بند غم جز او نگشاید دل ترا
جز صیقل قناعت و استادی خرد
از زنگ حرص کس نزداید دل ترا
قطعات رودکی
گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور
بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا
اثر میر نخواهم که بماند به جهان
میر خواهم که بماند به جهان در اثرا
هرکه را رفت همیباید رفته شُمَری
هرکه را مرد همیباید مرده شُمَرا

به حق نالم ز هجر دوست زارا
سحرگاهان چو بر گلبن هَزارا
قضا گر داد من نستاند از تو
ز سوز دل بسوزانم قضا را
چو عارض برفروزی میبسوزد
چو من پروانه بر گردت هِزارا
نگُنجم در لَحَد گر زان که لَختی
نشینی بر مزارم سوگوارا
جهان این است و چونین بود تا بود
و همچونین بُوَد اینند بارا
به یک گردش به شاهنشاهی آرد
دهد دیهیم و تاج و گوشوارا
توشان زیر زمین فرسوده کردی
زمین داده مر ایشان را زغارا
از آن جانِ تو لختی خون فِسُرده سپرده زیر پایْاندر سپارا
مطلب مشابه: شعر پستمدرن چیست؟ تعریف به صورت ساده و انواع این شعر
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










