شعر غمگین تنهایی / 60 اشعار کوتاه و بلند درباره دل شکسته و تنها شدن
در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم چندین شعر غمگین تنهایی را برای شما دوستان قرار دهیم. این اشعار احساسی و غمگین تداعی کننده تنهایی و غم آن هستند. امیدواریم این اشعار زیبا و غمگین مورد توجه شما دوستان قرار بگیرد.

اشعار غمگین تنهایی
من به تنهایی قدم می زنم
و زیر پایم
خیابان های نیمه شب
جا خالی می کنند.
چشم که می بندم
میان هوس های من
این خانه های رویایی خاموش می شوند
و پیاز آسمانی ماه
بر بلندا ی سراشیبی ها
آویخته است.
من
خانه ها را منقبض می کنم
و درختان را می کاهم
دور که می شوم
قلاده نگاهم می افتد
به گردن آدم های عروسکی
که بی خبر از کم شدن
می خندند، می بوسند، مست می شوند
و با یک چشمک من خواهند مرد،
حتی حدس هم نمی زنند.
ادامه شعر در لینک زیر
#سلویا_پلات
مطلب مشابه: شعر تنهایی مرد احساسی + اشعاری غمگین از تنهایی یک مرد

همچون رودخانه ها به جستجوی دریا
حتی ژرف تر از آنها
جان من به جستجوی توست
در آن دورها
آنجا که رودها
بر بستر تنهایی خویش میگریند
من نیز ناله میکنم
همچون گلسرخی زیبا
که هستی خود را
بر قدرت شیرین خورشید می گشاید
من نیز تمام قلبم را
برای تو باز میکنم
ادامه شعر را لز لینک زیر بخوانید
#کریستینا_روزتی
دستانت را به من بده، بخاطر دلواپسی
دستانت را به من بده که بس رویا دیدهام
بس رویا دیدهام در تنهایی خویش
دستانت را به من بده برای رهاییام
تنهایی عمیقی در جهان است
که در حرکت کُندِ عقربههای ساعت,
میتوان حس کرد.
مردمانِ خسته,
مثله شدگانی از عشق یا بیعشقی,
نامهربان با هم,
غنی نامهربان با غنی,
و فقیر با فقیر.
ترسیدهایم.
نظام آموزشی آموختهمان,
که همه برندهایم,
از شکستها,
و خودکشیها نگفت
ادامه شعر در لینک زیر
مطلب مشابه: شعر تنهایی و دلتنگی؛ شعر غمگین کوتاه و بلند در وصف لحظات تنها شدن

اشعار دلشکسته تنها
از تو سخن از به آرامی
از تو سخن از به تو گفتن
از تو سخن از به آزادی
وقتی سخن از تو میگویم
از عاشق از عارفانه میگویم
از دوستت دارم
از خواهم داشت
از فکر عبور در به تنهایی
من با گذر از دل تو می کردم
من با سفر سیاه چشم تو زیباست
خواهم زیست
من با به تمنای تو خواهم ماند
من با سخن از تو
خواهم خواند
ادامه شعر در لینک زیر
#یدالله_رویایی
شهری فریاد می زند:
آری
کبوتری تنها
به کنار برج کهنه می رسد
می گوید:
نه.
بهار، از تنهایی، زبانی دیگر دارد
گل ساعت
مرگ روزها و اطلسی ها را
می گوید
این آواز را چگونه ب شهر رسانیم؟
ادامه شعر در لینک زیر
#احمدرضا_احمدی
دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم
هر زمان از آتش دل دیده را پر خون کنم
ای دو زلف کافرت خود سر فرو نارد به ما
ای نگار ماه رخ گر صد هزار افزون کنم
در شب هجران ز روی چون زر و سیماب اشک
گر تو می خواهی جهانی را از آن قارون کنم
من جهان بین را ز بهر دیدنت خواهم ولی
گر تو فرمایی ز راه حسرتش بیرون کنم
چون کنم از بی وفا دلبر شکایت با کسی
گر کنم هم شکوه ای از طالع وارون کنم
گر ببارم اشک خونین از جفایش دور نیست
لیک از آن ترسم که ناگه عالمی جیحون کنم
«جهان ملک خاتون»
تنهایی
دوست داشتنی نیست اما خواستنیتر از
تمام دوستت دارمهای مسموم است
مگر تا کجا میتوانی به دلت بگویی
ببخشید که باورم شد…
مطلب مشابه: شعر تنهایی از شاعران معروف؛ اشعار عمیق و با معنی درباره تنها شدن

شعر حس تنهایی
وقتی تنهاییم …
دنبال دوست می گردیم …
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش میگردیم !
وقتی که از دستش دادیم،
در تنهایی دنبال خاطراتش می کردیم …!
مراقب قلب ها باشیم …
هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند!
تنها ماندن را خوب یاد بگیر
این روزها عجیب به کارت می آید
عادت کن : کسی نگرانت نشه”
عادت کن : کسی سراغتو نگیره”
عادت کن : کسی نازتو نکشه”
عادت کن : تنها باشی تا بعد کسی “منت محبتشو” سرت نزاره
عادت کن : به خیلیا “سر نزنی” وپی خیلیارو نگیری”
عادت کن : “دلتنگ بشی” و “دلتنگت نشن”
عادت کن : بی دلیل “بخندی” وبا دلیل “گریه کنی”
عادت کن : “بفهمی” و “فهمیده نشی”
“تنهایی” قشنگ ترین و “بی منت ترین” حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به “هچکس نداری”
“مرتضیخدام”
انسان متمدّن آن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند؛
مردم هیچ چیز به ما نمیدهند که ما خودمان از بدست آوردنش عاجز باشیم…!
فروغ فرخزاد
به اون مدلی از تنهایی رسیدم که مولانا در موردش میگفت «رو سر بنه به بالین٫ تنها مرا رها کن» اونقدری از آدما خسته و آزرده خاطر شدم که نمیخوام کسی نزدیکم بشه.
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنهای بر در این خانه تنها زد و رفت!
_هوشنگ ابتهاج
همه چیز را از دست داده بود
حتی تنهایی را…
مطلب مشابه: شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه و بلند عاشقانه و احساسی جدایی و تنهایی

سعدی میگه:
ترسم از تنهایی
احوالم به رسوایی کشد!
ترسِ تنهاییست؛
ورنه بیمِ رسواییم نیست….!
تنهایی انسان ندارد گرچه پایانی
ای عشق! پنهان میشود تنهاییام با تو
دلتنگم و دلواپسم؛ یعنی چه خواهد کرد
بیتابیام با خویش و بیپرواییام با تو
– فاضل
سلام بر کسانی که شبهای فراوان تکیهگاه افراد بسیاری بودند ؛ اما در شبهای تنهایی خود هیچ تکیهگاهی جز تنهایی نداشتند=)))) .
شاعر میگه که:
تَمَرگیده بودم به تنهاییِ خویش
مرا تو به اِغوای بیراهه بردی
به دریاچه یِ خَمرِ خالص کشاندی
و در مستیِ چشم من غوطه خوردی
به بوسهای که ستاندی ز یار شاد نباش
که روی دیگر این بوسههاست تنهایی
شاعر میگه که :
نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن که خیالی شدم از تنهایی
#فخرالدین_عراقی
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
#حافظ
هر کسی را همدمِ غمها و تنهایی مدان!
سایه هم راه تو می آید ولی همراه تو نیست
نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن که خیالی شدم از تنهایی
#عراقی
چه کسی میفهمد در دلم رازی هست؟
میسپارم آن را، به خیال شب و تنهایی خود…
#سهراب_سپهری
سراغ از ما نمیگیری در این تنهایی مطلق
خوشم با خاطراتت، هر کجا هستی عزیز من
#میترا_فرجی.
مطلب مشابه: اشعار شب؛ مجموعه 50 شعر عاشقانه، دلتنگی و تنهایی شبانه

شعر نو تنهایی و غمگینی
تنهاییِ قلبِ مرا آغوشِ تو پُر میکند
نیستی و این عاشق تو را اینجا تصور میکند…
#فاطمه_سپید
میکشیدم کاش تنها درد تنهایی ولی
شعر گفتن درد ها را صد برابر میکند
#حسین_مرادی
تنهایی، تو را میشکند
در شاخههای من بپیچ
باد را
غافلگیر کنیم!
#رضا_کاظمی
انسان زاده شدن تجسّد وظیفه بود:
توان دوست داشتن و دوست داشته شدن
توان شنفتن
توان دیدن و گفتن
توان اندُهگین و شادمان شدن
توان خندیدن به وسعت دل، توان گریستن از سُویدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شُکوهناک فروتنی
توان جلیل به دوش بردن بار امانت
و توان غمناک تحمل تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان
انسان
دشواری وظیفه است… .
#احمد_شاملو
پیش از آنکه
به تنهایی خود پناه برم
از دیگران شکوه آغاز می کنم
فریاد می کشم که ترکم گفتند
#مارگوت_بیکل
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی…
تا قلب خامُشم نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت و تنهایی…
#فروغ_فرخزاد
بگو از کجا میآیی؟
چرا به هیچکس شبیه نیستی؟
چرا به همه شبیهی؟ تو را همهجا میبینم
در قطرههای باران، بین غنچههای گل سرخ
سیبی که از شاخه میافتد، انگار در منی
حتّی برایت گریه کردهام، چون که تنهایی
کودکی و مثل ستارهی زهره
جرقّههای یخزده داری
#غزاله_علیزاده
#خانه_ادریسیها
مطلب مشابه: اشعار تنهایی + مجموعه شعر کوتاه غمگین و سوزناک تنهایی و زندگی

…تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمیکند…مثل یک ظرف خالی هستم و توی مردابها دنبال جواهر میگردم…
#فروغ_فرخزاد
#اولین_تپشهای_عاشقانه_قلبم
دیریست مثل ستارهها
چمدانم را از شوقِ ماهیانو
تنهاییِ خودم پرکردهام
ولی مهلت نمیدهند
که مثل کبوتری
در شرمِ صبح پر بگشایم،
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم …
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
تنهاییِ من
تنهاییِ غنچهایست
که زمستان باز شد…
#معین_دهاز
پیلهات را بگشا،
چه کسی میداند
که تو در پیله تنهایی خود، تنهایی؟
چه کسی میداند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیلهات را بگشا،
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی!
#سهراب_سپهری
میدانم
در نهایت من و تنهایی
باهم خواهیم ماند
او سیگارش خاموش خواهد شد
و من نیز
برای همیشه
خواهم خوابید…
#شیرکو_بیکس

مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار
مگذار خواب وجودم را پرپر کند
مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
و به دامن بیتار و پود رویاها بیاویزم !…
#سهراب_سپهری
هنگامی که از من میپرسند «خوبی؟»
برای اینکه مانع سوالهای بعدی شوم
با سرعت پاسخ میدهم :
«خیلیخوب».
اندوهم را برای خودم نگاه میدارم
احساسِ رسیدن به تنهاییِ مطلق…
#امانوئل_اشمیت
بیتو
قلب من چون سنگی است
به سکوت و سردی و
تاریکی آبها
که او را نه از روز خبری است
و نه از زمزمهی بادها…
بیتو قلب من
چون فانوسی است خاموش
که بر چهار دیواری تنهایی
آویزان کردهاند
و او را از دوستی نگاهی
یا گرمی آرزویی،
خبری نیست
#بیژن_جلالی
مطلب مشابه: شعر زیبا در مورد تنهایی + مجموعه ترانه های زیبا با موضوع تنهایی
این سرزمین
لبریز انسانهای به انزوا رسیدهای
هست که به تنهایی
نمی توانند دردها
و رنج های خودشان را
درمان کنند.
من تنها هستم کار زیادی هم
از دستم ساخته نیست
ولی باید بروم و با کلامی
یا تکان دادن دستی هم که شده
قدری از دردهاشان بکاهم
دردها بیشمارند
درک رنجهای همدیگر
دنیا را قشنگ می کند.
#بختیار_علی
از تنهایی مگریز
به تنهایی مگریز
گهگاه آن را بجوی و تحمل کن
و به آرامشِ خاطر مجالی ده !
#مارگوت_بیکل
برگردانِ: #احمد_شاملو

و امشب که بادها ماسیدهاند
و خندهی مجنونوارِ سکوتی
در قلبِ شبِ لنگانگذرِ کوچههای بلندِ
حصارِ تنهاییِ من پُرکینه میتپد
کوبندهی نابهنگامِ درهای گرانِ قلبِ من کیست ؟
#احمد_شاملو
وقتی هنوز تو را
نشناخته بودم،
کمتر احساس
تنهایی می کردم.
#ژان_پل_سارتر
ای دور از دست !
پرِ تنهایی خسته است،
گه گاه ، شوری بوزان…!
#سهراب_سپهری
تنهای ما در یکدیگر پناهی میجویند
از تنهایی خویش بیرون میآیند
و در تنهاییِ دیگری غرقه میشوند.
#بیژن_جلالی
آدم اینجا تنهاست،
و در این تنهایی سایه نارونی
تا ابدیت جاری ست..
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من…
#سهراب_سپهری
مثل آینه بیتصویر
خالی خانه تنهایی
سایهی خاموش
در شب آینه میگرید
آه هرگز صد عکس
پر نخواهد کرد
جای یک زمزمه ساکت پا را بر فرش
این که همراه تو میگرید، آینهست
تو همین چهره تنهایی
#هوشنگ_ابتهاج
دوشادوشِ زندگی
در همه نبردها جنگیده بودی
نفرینِ خدایان در تو کارگر نبود
و اکنون ناتوان و سرد
مرا در برابرِ تنهایی
به زانو در میآوری.
#احمد_شاملو

در نگاهت
من خلوت تنهایی و ترانه ی تاکستانی هستم
که درفصل سخاوت زمین
به بار می نشیند.
#شیرکو_بیکس
پناه غربت غمناک دستهایی باش
که دردناکترین، ساقههای تنهایی است
#حسین_منزوی
ظهر بەخیر قطرەی باران غربت
برای تنهایی من ارمغانت چیست؟
– اندوهی خیس…
#شیرکو_بیکس
دوستش میدارم
چرا که میشناسمش، به دوستی و یگانگی.
شهر، همه بیگانگی و عداوت است،
هنگامی که دستانِ مهربانش را به دست میگیرم، تنهاییِ غمانگیزش را درمییابم.
اندوهش؛ غروبی دلگیر است
در غُربت و تنهایی.
همچنان که شادیاش،
طلوعِ همهی آفتابهاست…
#احمد_شاملو

مدت زیادی گریه کردم ، نمیدانم چرا… فقط یادم هست که گریه کردم و اگر گریه نمیکردم خفه میشدم! تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمیکند. مثل یک ظرف خالی هستم و توی مردابها دنبال جواهر میگردم.
#فروغ_فرخزاد
تو اگر میدانستی
که چه زخمی دارد!
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن،
از منِ خسته نمیپرسیدی
آه ای مَرد چرا تنهایی..؟
#ایرج_جنتی_عطایی
تنهایی و غمِ غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آشنا گریبانَش را گرفته بود. چقدر انسان تنهاست. مثل پرِ کاه در هوای طوفانی.
#عباس_معروفی
مطلب مشابه: عاشقانه ترین شعر فارسی از شاعران نامی ( 50 شعرکوتاه رمانتیک )










