شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ چترها را باید بست زیر باران باید رفت …
شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سهراب سپهری تحت تأثیر فرهنگ و فلسفههای شرقی، به ویژه بودیسم و تصوف، قرار دارد. این تأثیرات در اشعار او مشهود است و به عمق مفاهیم او افزوده است. همچنین شعر شماره ۱۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۲
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت
دوست را، زیر باران باید دید
عشق را، زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.
رخت ها را بکنیم:
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را
گرمی لانه لک لک را ادراک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم
در موستان گره ذایقه را باز کنیم
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد
و نگوییم که شب چیز بدی است
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ این وجودی که در نور ادراک …
تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی به تجربههای زندگی و لذت بردن از لحظات ساده و طبیعی اشاره دارد. در اینجا، شاعر از باران به عنوان نمادی برای زندگی و احساسات استفاده کرده است. بیایید آن را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
1. چترها را باید بست: به جای اینکه از باران بترسیم یا خود را پنهان کنیم، باید با آن روبرو شویم و از آن لذت ببریم.
2. زیر باران باید رفت: زندگی را در آغوش بکشیم و به استقبال چالشها برویم.
3. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد: به یادآوری خاطرات و اندیشههایمان در شرایط مختلف، حتی در سختیها.
4. با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت: ارتباط با دیگران و تجربه جمعی از زندگی.
5. دوست را، زیر باران باید دید: اهمیت دوستی و ارتباطات انسانی در زندگی.
6. عشق را، زیر باران باید جست: عشق و احساسات عمیق را در لحظات خاص جستجو کنیم.
7. زیر باران باید با زن خوابید: این جمله میتواند به نزدیکی و صمیمیت در روابط اشاره کند.
8. زیر باران باید بازی کرد: زندگی را نباید جدی گرفت و باید از آن لذت ببریم.
9. زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت: خلاقیت و ابراز وجود در زندگی مهم است.
10. زندگی تر شدن پی در پی: زندگی همواره در حال تغییر و تحول است.
11. زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است: باید در لحظه حال زندگی کنیم و از آن لذت ببریم.
12. رختها را بکنیم: آزاد شدن از قید و بندها و آماده شدن برای تجربههای جدید.
13. آب در یک قدمی است: زندگی همیشه در دسترس ماست.
14. روشنی را بچشیم: تجربه شادی و زیبایی.
15. شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را: توجه به جزئیات و زیباییهای کوچک زندگی.
16. گرمی لانه لک لک را ادراک کنیم: احساس امنیت و آرامش.
17. روی قانون چمن پا نگذاریم: احترام به طبیعت و محیط زیست.
18. در موستان گره ذایقه را باز کنیم: تجربههای جدید و تنوع.
19. و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد: پذیرش زیباییهای زندگی و شگفتیها.
20. و نگوییم که شب چیز بدی است: شب را نه به عنوان زمان تاریکی، بلکه به عنوان فرصتی برای کشف زیباییها ببینیم.
21. و بیاریم سبد، ببریم این همه سرخ، این همه سبز: جمعآوری تجربیات و زیباییهای زندگی.
در کل، این شعر دعوتی به زندگی در لحظه، لذت بردن از طبیعت و ارتباط با دیگران است. شاعر میخواهد ما را تشویق کند که با آغوش باز به استقبال زندگی برویم و از هر لحظهاش بهرهبرداری کنیم.
مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










