انشا طنز در مورد طعم خورشت قورمه سبزی (۶ انشای پایه هشتم)

انشا طنز در مورد طعم خورشت قورمه سبزی

انشا طنز در مورد طعم خورشت قورمه سبزی را در سایت ادبی و هنری روزانه آماده کرده‌ایم. نوشتن انشا نیازمند تفکر عمیق و تحلیل موضوعات مختلف است. این فرآیند به فرد کمک می‌کند تا توانایی‌های تفکر انتقادی خود را پرورش دهد و بتواند به صورت منطقی و مستدل به مسائل نگاه کند.

فهرست موضوعات این مطلب

انشا توصیفی درباره طعم خورشت قرمه سبزی

بند مقدمه (زمینه‌سازی)

شاید به جرات بتوان گفت که یکی از لذت بخش‌ترین رایحه‌های خوراکی، عطر و بوی قرمه سبزی است که گاه و بیگاه در فضای خانه می‌پیچد. نیازی نیست که درست مقابل قابلمه پخت قرمه سبزی ایستاده باشید! وقتی یکی از همسایه‌ها قرمه سبزی پخته باشد، عطر آن در راه پله‌ها می‌پیچد و می‌توانید طعم قرمه سبزی را در دهان خود احساس کنید!

بندهای بدنه (متن نوشته)

درست نمی‌دانم راز عطر و طعم قرمه سبزی چیست که باعث می‌شود این طور رنگ و بوی آن تا هفت خانه آن طرف‌تر برود؟ شاید سبزی‌های معطری که در پخت این خورشت ایرانی مورد استفاده قرار می‌گیرد، باعث ایجاد چنین طعمی باشند. اگر دقت کرده باشید قرمه سبزی با دست پخت‌های مختلف، طعم‌های گوناگونی دارد و شاید هرگز نتوانیم دو قرمه سبزی شبیه به هم را در سراسر ایران پیدا کنیم.

سبزی تره، جعفری، گشنیز، شنبلیله و … در قرمه سبزی، معجونی خوش آب و رنگ ایجاد می‌کنند. وقتی این سبزی‌ها را خرد کرده و با هم سرخ می‌کنیم، طعم آن‌ها به شکلی با هم ترکیب می‌شود که نمی‌توان مزه هیچ یک را به تنهایی تشخیص داد. نوع لوبیای مورد استفاده شما نیز در طعم قرمه سبزی تاثیر خاصی خواهد داشت. برخی از لوبیا قرمز استفاده کرده و برخی دیگر لوبیا چیتی را ترجیح می‌دهند. مادربزرگ من معتقد است که قرمه سبزی باید با لوبیا چیتی پخته شود، اما پدرم فقط لوبیا قرمز را در این خورشت به رسمیت می‌شناسد!

مادر من از گوشت گوساله در پخت قرمه سبزی استفاده می‌کند، ولی مادربزرگم گوشت گوسفند را مناسب می‌داند. راستش را بخواهید من فکر می‌کنم عطر و بو و طعم خورشت قرمه سبزی با گوشت گوسفند به مراتب بیشتر است، اما مادرم معتقد است که به این شکل خورشت بوی ناخوشایندی می‌گیرد. اختلاف نظرها در شکل طبخ قرمه سبزی در خانواده ما همیشه بالا می‌گیرد و در نهایت بعضی اوقات آشپز دو تا شده و قرمه سبزی ما یا شور می‌شود یا بی‌نمک!

بند نتیجه‌گیری (جمع‌بندی)

این روزها غذاهای زیادی به منوی تغذیه خانواده‌ها افزوده شده و تنوع غذایی از شکل سنتی خود فاصله گرفته است. با این همه، غذاهایی همچون خورشت قرمه سبزی و طعم بی‌نظیر آن، هرگز از سفره‌های ما حذف نخواهد شد.

مطلب مشابه: انشا درباره فیل و فنجان؛ ۶ انشا کامل با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

مطلب مشابه: انشا در مورد باز فیلش یاد هندستون کرد؛ ۷ انشا کوتاه و بلند

انشا طنز درباره طعم خورشت قرمه سبزی

انشا طنز درباره طعم خورشت قرمه سبزی

بند مقدمه (زمینه‌سازی)

حالا که معلم به ما گفته انشایی درباره طعم خورشت قرمه سبزی بنویسیم، یاد خاطره‌ای خنده دار و شاید کمی تراژدی در ذهنم زنده شده است. درست یک سال پیش روزی همگی خانه مادربزرگم دعوت بودیم. بزرگان فامیل نیز دعوت شده بودند؛ عمه بزرگ مادرم، آقا بزرگ و دیگران. مادربزرگم چند مدل غذا درست کرده بود و در میان آن‌ها عطر و طعم خورشت قرمه سبزی بیش از سایرین مشام را قلقلک می‌داد.

بندهای بدنه (متن نوشته)

زمان گستردن سفره از راه رسید و من که می‌خواستم ضمن کمک کردن، خودی در میان جمع نشان دهم، به آشپزخانه رفتم تا در چیدن سفره به مادربزرگ و مادرم کمک کنم. خورشت‌ها یکی پس از دیگری در بشقاب‌ها ریخته می‌شد. مادرم دستمالی به دست داشت و دور بشقاب‌ها را پاک می‌کرد تا کاملا تمیز و مرتب به چشم آیند.

اول از همه دیس‌های برنج را داخل سفره گذاشتیم. من دقت داشتم که خیلی آرام قدم بردارم که حتی دانه‌ای برنج از دیس بیرون نریزد. سفره بزرگی پهن شده بود و گذاشتن دیس برنج در بخش میانی آن، کار راحتی به نظر نمی‌رسید، اما آن را به خوبی انجام دادم. دور بعدی، نوبت به بشقاب‌های خورشت رسید. من خورشت قرمه سبزی را برداشتم. عطر و بوی آن مشامم را پر کرده و سبزی تیره رنگ آن که روغن رویش وسوسه‌انگیز به چشم می‌آمد، اشتهایم را حسابی باز کرده بود.

همان طور آرام آرام پیش رفتم. اما درست نزدیک به سفره، نوک انگشتان پایم به فرش گیر کرد و هر چه تلاش کردم نتوانستم خودم را حفظ کنم. ناگهان زمین خوردم و بشقاب از دستم به میان سفره پرتاب شد! نمی‌توانستم چشم‌هایم را باز کنم. می‌توانستم حدس بزنم چه وضعی به وجود آمده است. تمام سفره پر از خورشت قرمه سبزی شده و همه چیز بهم ریخته بود. حتی کمی قرمه سبزی روی صورت خودم پاشیده بود و در عین ناراحتی، طعم خوشمزه آن را هم احساس می‌کردم!

بند نتیجه گیری (جمع بندی)

آبرویی برایم نماند. در عین حال که می‌خواستم کمکی کرده باشم، همه چیز خراب شد. مادرم سریع جلو آمد و سفره را تمیز کرد. او لباس‌های مرا تعویض کرد و به من گفت که هیچ ایرادی ندارد. اما من در تمام مدت آن میهمانی دیگر حال خوشی نداشتم و در گوشه‌ای نشستم تا آن روز به پایان برسد.

مطلب مشابه: انشا نوع بازی های کودکان در روزگار گذشته و امروز (۵ انشا جدید)

مطلب مشابه: انشا درباره ناخن؛ ۸ انشا کامل و جدید با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشا طعم خورشت قورمه سبزی صفحه 62 نگارش هشتم

مقدمه : بدون شک یکی از بهترین و خوش عطرترین غذاهای ایرانی، خورشت قورمه سبزی است. اصلا مگر می شود بوی قورمه سبزی را بشنوی و دهانت آب نیفتد؟! مخصوصا اگر خورشت قورمه سبزی را مادر مهربانت پخته باشد و حسابی روغن انداخته باشد.

بدنه : رنگ سبز خورشت قورمه سبزی بسیار دلربا و خوش رنگ است. لحظه قل قل کردن خورشت در قابلمه که دیگر صحنه ی بامزه ای را می سازد. انگار خود خورشت هم از خوشحالی بالا و پایین می پرد تا راهی شکم گرسنه من شود!

یک روز ، بعد از گذراندن ساعت های خسته کننده که در مدرسه گذراندم با گرسنگی شدید به سمت خانه رفتم با فکر به اینکه امکان داره غذای امروزمان چه چیزی باشد در خانه رو باز کردم که بوی مطبوع خورشت قورمه سبزی مواجه شدم که با بوی دلنشین آن احساس کردم که دل ضعفه گرفتم و به سمت آشپزخانه رفتم تا هر چه زودتر طعم این خورشت دلپذیر را زیر دندان هایم حس کنم.

بعد از شستن دست و صورت و تعویض لباس های مدرسه و پوشیدن لباس های خانه شروع به خوردن غذا کردیم. خورشت قورمه سبزی مادرم بهترین طعم را دارد که من از میان بقیه خورشت قورمه سبزی هایی که خوردم البته علاوه بر مادرم مادر بزرگم هم خیلی خوشمزه این غذا را می پزد.

نتیجه گیری : مادرم از مادر بزرگم این غذای خوشمزه را یاد گرفته است و من هر چه قدر این غذا را بخورم سیر نمی شوم زیرا که عاشق طعم لذیذ و دلپذیر و خوشمزه خورشت قورمه سبزی هستم و از آن دل زده نمی شوم.

طعم خورشت قورمه سبزی به شما چه حس و حالی می دهد

مقدمه انشا طعم خورشت قورمه سبزی : بدون شک غذای مورد علاقه اکثر ما ایرانی ها قورمه سبزی است زیرا با استشمام بوی عطر آن غرق می شویم در دنیای خاطرات شیرین.

بدنه انشا: بوی عطر قورمه سبزی ما را به غروب جمعه زمانی که همه ی بچه های فامیل دور هم جمع شده ایم و بازی می کنیم می کشاند. به لحظه ایی که مادربزرگ ملاقه به دست ما را به صرف شام دعوت می کند و با شادی و سر و صدا به آغوش او می رویم تا تشکری کوچک گفته باشیم و دل مهربانش را شاد کنیم. طعم خورشت قورمه سبزی برای من حداقل یکی از بهترین طعم های زندگی است که به زیر دندان می کشم و ذره ذره ی آن را جذب جان و تنم می کنم. مگر می شود ایرانی باشیم و عاشق غذای مخصوص مرز و بوم خود نباشیم! غذای محبوبی که اگر نظرسنجی برگزار شود گزینه ی اول هر ایرانی می شود و رتبه ی اول را به خود اختصاص می دهد. البته بسیاری از غذاهای پرچرب اما لذیذ جایگزین غذاهای مفید و قوی شده اند مانند پیتزا و لازانیا. اما همه ی غذاها یک طرف و طعم لذیذ خورشت قورمه سبزی یک طرف دیگر که با خوردن آن گویی در بهشت گام بر می دارم و سفر می کنم به لحظات خوب زندگی. می دانم که در آینده این روزهایم تبدیل می شود به یکی از بهترین خاطرات نوجوانی ام که در کنار عزیزانم طعم دلنشین قورمه سبزی را لمس می کردم و مادر بزرگ و مادرم لبخند زنان از شوق و ذوق غذای مورد علاقه ام به من لبخند می زنند و اما من عجولانه غذایم را می خورم تا نکند غذایم سرد شود یا کسی از من آن را بگیرد. من هرگز طعم لذیذ غذای مورد علاقه ام را با غذاهای دیگر عوض نمی کنم با اینکه می دانم هر غذایی به نوبه ی خود خوشمزگی و لذت خاص خود را دارد اما طعم خورشت قورمه سبزی ایرانی چیز دیگری است.

نتیجه این انشای زیبا در مورد خورشت سبزی : خیلی از اتفاق ها با آدم ها با طعم غذاها برایمان می تواند در گوشت و استخوانمان ثبت شود و با فکر به آن و یادآوری آن حال خوب و حس دلنشینی ما را سرشار کند مثل طعم خوب خورشت قورمه سبزی.

مطلب مشابه: انشا مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه (۷ انشا جدید)

مطلب مشابه: انشا در مورد پرچم ایران؛ ۸ انشا کوتاه و بلند درباره پرچم کشور

انشا پیشنهادی طعم خورشت قورمه سبزی

انشا پیشنهادی طعم خورشت قورمه سبزی

وقتی حرف از طعم خورشت قورمه سبزی می شود یاد عطر مدهوش کننده آن زمانی که مادر پشت اجاق با عشق و علاقه می ایستد تا برایمان غذای مورد علاقمان را بپزد، می افتیم. وقتی که طعم خشمزه اش زیر دندان می آید

گویی که هیچ خوشی و لذتی بالاتر از آن لحظه در دنیا وجود ندارد. طعم خورشت قورمه سبزی آن موقع کامل می شود که همراه باشد با برنج اصیل ایرانی که دانه های سفیدش همچون برف می درخشد و ترکیب آن دو در کنار هم آن را تبدیل به یک قاب خشمزه می سازد.

این غذا را تنها معدود آدم هایی دوست ندارند و عده ی زیادی برای آن سر و دست می شکنند و جزء اولین غذای مورد علاقه ی اکثر ما ایرانی ها است به نظر من زمانی که این طعم بیش از پیش خوش آیند خواهد بود

که سفره ی سرتاسری و رنگینی در خانه ی مادربزرگ پهن شود و همه ی فامیل با شوخی و خنده به دور آن بنشینند و قورمه سبزی مادربزرگ روی آن سفره خودنمایی کند.

در حالی که مادربزرگ از شوق و ذوق تعریف و تمجید اهل فامیل برای طعم و عطر خورشت قورمه سبزی از ته دل می خندد.

هر غذایی عطر و طعم به خصوص خود را دارد. اما آن غذایی که چاشنی اش عشق و محبت و اصالتی به سنگینی یک کوه باشند هرگز نه طعم فراموش شدنی خواهد بود و نه لحظه ایی تکراری و روتین

انشا طنز طعم خورشت قورمه سبزی صفحه 62 نگارش هشتم

بحث غذا که می شود دست و پایم می لرزد دفتر و کتاب را گم می کنم البته این بار خودم را هم گم کردم.

آخر بی انصاف ها طعم خورشت قورمه سبزی که نوشتن نمی خواهد آن را فقط باید با پیاز و دوغ در جایی خلوت به خندق بلا فرستاد.

بدنه: من که میدانم این مولف کتاب از قصد این موضوع را گفته تا دل ما را آب کند البته هم آب کرد.

وقتی از مدرسه به خانه می رویم به خصوص اگر خانه هم در کوچه باشد بوی خوش قورمه سبزی در کوچه پیچیده و انگار می گوید مرا بخور!

آب از لب و دهان آدم سرازیر می‌شود تا به خانه برسیم وقتی به خانه رسیدیم لباس ها را در جایی پرت می کنیم و سفره را می اندازیم.

آن روز عجیب دختر/ پسر خوبی می شویم البته بحث غذا که بشود کافر هم مسلمان می شود به خصوص اگر بفهمد غذا قرمه سبزی است.

به قابلمه خورشت که نگاه می کنم سبزی و لوبیا و گوشت ها در یک وجب روغن غلت می خورند و حسابی برای شکم ما دلبری می کنند.

مادر تا بیاید خورشت را در بشقاب بریزد شروع به خوردن میکنیم صدای له شدن گوشت و لوبیا حس خوبی را به ما می‌دهد و ما را برای لقمه بعدی ترغیب می کند.

خلاصه که من آنقدر غذا خوردم که نمی توانم تکان بخورم.

نمی دانم اگر دانشمند میشدم حتما یک دستگاهی اختراع میکردم که بعد از خوردن قورمه سبزی تبدیل به متکا و پتو شود و دیگر لازم نباشد که بلند شویم و با این شکم سنگین انقدر راه برویم.

البته من که فعلا نویسنده شده‌ام و چیزی را اختراع نکردم!

دیگر نمی دانم خودتان برایش فکری بکنید تا من به خوردن ته دیگ با خورشتم برسم .

نتیجه گیری : خواستم یک معذرت خواهی هم به نوشتن اضافه کنم که دل بعضی ها را آب انداخت خوشمزه است دیگر مگر می شود انکار کرد.

مطلب مشابه: انشا خاطره نویسی طنز؛ ۷ انشا خنده دار بامزه برای مقاطع مختلف

مطلب مشابه: انشا درباره دیدن مورچه ای که باری را میکشد؛ ۱۰ انشا کامل

مطلب مشابه: انشا طنز و خنده دار + مجموعه انشا و داستان های طنز و بامزه

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.