معنی ضرب المثل مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟ به همراه تفسیر، حکایت و نکات جالب

ضرب‌المثل «مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟» یکی از امثال کنایی و طنزآمیز زبان فارسی است که در موقعیت‌های گوناگون به کار می‌رود. این مثل که ریشه در باورهای عامیانه و تاریخ اجتماعی ایران دارد، به ناهماهنگی میان جایگاه و رفتار، تفاوت سطح توقعات و نادیده گرفتنِ موقعیت‌های نامتناسب اشاره می‌کند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ معنی دقیق این ضرب‌المثل، داستان و ریشهٔ تاریخی آن، تفسیر اخلاقی و اجتماعی، و نکات جالب دربارهٔ کاربردهای امروزینش، به بررسی این پرسش خواهیم پرداخت که چرا جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی از این مثل برای تحلیل «نابرابری جایگاهی» و «رفتارهای نامتناسب با شأن» بهره می‌برند. هدف آن است که خواننده با زبانی غیر از زبانِ خشکِ دانشگاهی، با لایه‌های پنهانِ این ضرب‌المثلِ ماندگار آشنا شود.

معنی ضرب المثل مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟ به همراه تفسیر، حکایت و نکات جالب

معنی این ضرب المثل

 ۱. معنای ظاهری و تحت‌اللفظی

– شاه: یعنی پادشاه، فرمانروا، کسی که در اوج قدرت و اختیار است.

– لَل (با فتحه بر لام اول و سکون بر لام دوم): به معنای کودکِ خردسال، نوزاد یا طفل کوچک است. در بعضی گویش‌ها به پستانک یا عروسک هم اشاره دارد، اما اصل معنا همان بچّهٔ کوچک است.

– بازی کردن با لَل: یعنی با کودک بازی کودکانه کردن، وقت تلف کردن با کارهای بیهوده یا سطحی.

پس معنای تحت‌اللفظی جمله این است: 

 «مگر شاه وقت دارد که با بچّه‌ی کوچک بازی کند؟»

 ۲. معنای کنایی و ضرب‌المثلی

این جمله وقتی به کار می‌رود که کسی:

– کاری بی‌اهمیت، سطحی یا کودکانه انجام دهد،

– وقت آدم را با حرف‌های بی‌مایه یا کارهای پیش‌پاافتاده بگیرد،

– توقعی غیرمنطقی داشته باشد که مخاطبِ جدی و پرمشغله را خسته کند.

در واقع، گوینده با این جمله هشدار می‌دهد که:

 «من آدم جدی و پرمشغله‌ای هستم، این حرف‌ها یا کارها برای من کوچک و بی‌ارزش است. وقت مرا با این چیزهای کودکانه تلف نکن.»

معنی ضرب المثل آب به آب میخورد زور برمی‌دارد (انشا، داستان و مفاهیم)

معنی ضرب المثل یکی به نعل میزنه یکی به میخ + انشا و داستان

مثال گفت‌وگویی:

 الف: «بیا برویم بادبادک بازی!» 

 ب: «مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟ من سه جلسه‌ی کاری دارم امروز.»

 ۴. کاربردهای رایج در زندگی روزمره

۱. در محیط کار: وقتی همکاری پیشنهادِ بی‌ربط یا پیش‌پاافتاده می‌دهد. 

۲. در خانواده: وقتی فرزند یا همسر با بهانه‌های کودکانه وقت شما را می‌گیرند. 

۳. در فضای مجازی: وقتی کسی بحث را به حاشیه‌های پیش‌پاافتاده می‌کشاند.

 ۵. نکتهٔ ادبی و تاریخی

در متون کهن فارسی، «لَل» بیشتر به معنای کودکی است که تازه به سخن آمدن آغاز کرده. برخی پژوهشگران معتقدند این ضرب‌المثل ریشه در دورهٔ صفوی یا قاجار دارد، زمانی که شاهان همواره گرفتار امور جنگی، دیوانی و کشوری بودند و کسی جرأت نداشت با کارهای کوچک مزاحمشان شود. هرچند امروزه به عنوان کنایه از هر شخصِ جدی و پرمشغله به کار می‌رود.

 ۶. جمله‌های مشابه در زبان فارسی

– «مگه من بچّه‌ام که…»

– «کار من بازی نیست»

– «این حرف‌ها مال مجلسِ بچّه‌هاست»

– «وقت من این قدر ارزان نیست»

اگر بخواهیم یک جمع‌بندیِ زیبا ارائه کنم:

ضرب‌المثل «مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟»، دیواری است که آدمِ جدی میان خود و کارهای بی‌ارزش می‌کشد. یعنی اگر می‌خواهی حرفِ مهمی بزنی یا کاری با من داشته باشی، وقت مرا با کودکی‌ها تلف نکن. جایگاه من بالاتر از آن است که با کارهای کوچک سرگرم شوم.

حکایت: آن مرد که وقتش را هدر داد

حکایت: آن مرد که وقتش را هدر داد

در یکی از شهرهای قدیم، وزیری دانا و کاردان بود به نام خواجه نظام. روزها در دیوانخانه به حلّ مشکلات مردم مشغول، و شبها در اندیشهٔ مملکت بود. هرکس با او کاری داشت، میدانست که باید مختصر و مفید حرف بزند.

روزی جوانی از راه رسید که تازه از سفر بازگشته بود. به درِ دیوان رفت و به خواجه نظام پیغام داد: «سلامی دارم از فلان شهر و قصّهای شیرین از آن دیار.»

خواجه نظام که وسطِ نامه‌نگاریِ مهمی بود، نخواست بی‌احترامی کند. با خوشرویی گفت: «بفرمایید.»

جوان شروع کرد به گفتن از هوای خوبِ آن شهر، از بازارِ پررونق، از شیرینیِ محلی و از رنگِ آسمانِ آنجا… بیست دقیقه گذشت و هنوز اصلِ سلام و پیام نرسیده بود.

خواجه نظام آهسته برگه‌ای برداشت و چیزی نوشت و به جوان نشان داد. روی برگه فقط این جمله بود:

«مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟»

جوان نگاه کرد، سرخ شد و قلم را گرفت و در یک جمله، پیامِ بازرگانیِ مهمِ خود را گفت. خواجه نظام هم در کمتر از یک دقیقه، نامهٔ پاسخ را نوشت و کارش را کرد.

جوان که بیرون می‌رفت، پیرمردی دمِ در به او گفت: «دیدم چقدر حرف زدی. اما خواجه نظام را بشناس؛ او شاهِ وقتِ خودش است. اگر می‌خواهی گوش شنوا داشته باشی، با او بازیِ کودکانه نکن. وقتِ او از جانِ مردم گران‌بهاتر است.»

معنی ضرب المثل خر از پل گذشتن + انشا و داستان

معنی ضرب المثل از دیوار راست بالا رفتن + انشا و حکایت جالب

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.