معنی ضرب المثل دره پاک نگذاشته است ( حکایت، انشا و اهمیت این ضرب المثل )
معنی ضرب المثل دره پاک نگذاشته است را برای شما اهالی ادب و هنر آماده کردهایم. ضربالمثلها معمولاً حاوی حکمتهای نسلهای گذشته هستند و میتوانند به عنوان ابزارهایی برای انتقال تجربیات و دانشی که در طول زمان جمعآوری شدهاند، عمل کنند.

دره پاک نگذاشته است
روباهی ازد درد شکم به طبیب شکایت برد. طبیب گفت از خاک آن دره که آلوده نکرده باشی خور.
روباه لحظهای اندیشید و گفت:
اگر دارو منحصر است مرگ من ناگزیر باشد چون هیچ دره پاکی به جا نگذاشتهام.
این ضربالمثل در جایی به کار میرود که شخص هیچ اعتباری نداشته باشد و یا چنان خرابکاری کرده باشد که حتی یک روزنه امید نداشته باشد.
این مثل در بین عامه مردم به شکل زیر نیز بیان میشود:
“تل نریده نگذاشته”
حکایتِ این ضرب المثل
در روزگاران قدیم، مردی تاجر بود به نام ابراهیم، که از بس مال و منال جمع کرده بود، انبارهایش پر از پارچههای ابریشمی، ادویههای گرانبها و سکههای زر بود. هر که را میدید، به او قرض میداد و سود کلان میگرفت، اما دلش دریایی بود از بخل. حتی به همسایهاش یک مشت گندم امانت نمیداد و میگفت: «دنیا گرگ است، باید مواظب باشی!»
روزی کاروانی از راه رسید و خبر آورد که راهزنان به شهرهای اطراف تاختهاند و هر چه یافتهاند بردهاند. ابراهیم با شنیدن این خبر، شب و روز آرام نگرفت. همه مالش را در زیرزمین خانه پنهان کرد، رویش خاک ریخت، درِ انبار را با سنگ و آهن بست و خود بالای سرش خوابید، مبادا کسی بویی ببرد.
چند ماهی گذشت. راهزنان به شهر او نرسیدند، اما قحطی آمد. نان کمیاب شد، مردم گرسنه ماندند. همسایگان ابراهیم یکی یکی درِ خانهاش را زدند و گفتند: «ای ابراهیم، تو که انبار داری، به یاد خدا یک پیمانه جو به ما بده تا بچههایمان از گرسنگی نمیرند.»
ابراهیم از پشت در فریاد زد: «چی دارید که بدهید؟ من به کسی مجانی چیزی نمیدهم! دنیا دره پاک نگذاشته، هر که چیزی دارد، باید نگهش دارد!»
مردم ناامید برگشتند. زمستان سختی آمد و سرما جان بسیاری را گرفت. ابراهیم اما هنوز بالای گنجش نشسته بود و حتی برای خودش هم از آن انبار چیزی بیرون نمیآورد، که مبادا کم شود.
بهار که رسید، بارانی سیلآسا بارید. سقف زیرزمین ابراهیم ریخت و آب همه انبار را برد. پارچهها پوسید، ادویهها گندید و سکههای زر در گل ولای گم شد. ابراهیم به ویرانه نشست و اشک ریخت، اما دیگر نه مال داشت و نه آبرویی. مردم از کنارش میگذشتند و زیر لب میگفتند: «دره پاک نگذاشته بود، حالا خودش هم پاک شد.»
از آن روز به بعد، هر گاه کسی از بخل و حرص سخن میگفت، این حکایت ابراهیم را یاد میآوردند و میگفتند: آری، دنیا دره پاک نگذاشته است؛ آنچه را با سخاوت ندهی، روزی با قهر از دستت خواهد گرفت.
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل دروغ مصلحتآمیز بِه ز راست فتنهانگیز (انشا و کاربرد)
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل حلاج گرگ بودن + داستان جالب این ضرب المثل
انشا با موضوعِ این ضرب المثل
در کوچههای تنگ و پرپیچوخام شهرهای قدیمی، گاهی صدایی از زبان پیرمردان بلند میشود که میگویند: «دره پاک نگذاشته است.» این جمله کوتاه، همچون تیغی برنده، سالها در ذهن مردم مانده و هر بار که کسی از بخل، حرص یا ترس از دست دادن سخن میگوید، آن را تکرار میکنند. اما معنای این ضربالمثل چیست؟ چرا دنیا را به درهای تشبیه کردهاند که هیچ چیز را پاک و دستنخورده باقی نمیگذارد؟
دنیا همچون درهای است عمیق و پرتلاطم که رودخانه زمان در آن جاری است. هر آنچه را که انسان با زحمت جمع کند، با دستوپا بستن نگه دارد و از ترس از دست رفتن، حتی لحظهای لذت نبرد، سرانجام همان رودخانه آن را میبرد. مال، مقام، جوانی، زیبایی، حتی خاطرهها؛ همه در این دره میغلتند و یا تغییر شکل میدهند یا از دست میروند. کسی که دل به این دنیای فانی بسته و فکر میکند میتواند همه چیز را برای همیشه نگه دارد، همچون کسی است که در برابر سیل، دیواری از شن میسازد.
من بارها دیدهام که آدمیان، از ترس آینده، امروز را تباه میکنند. پدری که برای فرزندانش پول میپاشد اما لحظهای با آنها نمینشیند و قصه نمیگوید. زنی که لباسهای نو را در کمد نگه میدارد تا «روزی خاص» بپوشد، اما آن روز هرگز نمیرسد. جوانی که از ترس شکست، هیچ گامی برنمیدارد و فرصتهایش یکییکی در دره زمان فرو میریزند. همه اینها نشان میدهد که دنیا دره پاک نگذاشته است؛ آنچه را سخت بچنگیم، با شدت بیشتری از دستمان بیرون میکشد.
اما آیا این ضربالمثل فقط برای ملامت بخیلان است؟ نه. درس بزرگتری دارد. آن درس این است که باید با دنیا همراه شد، نه مقابلش ایستاد. باید داد و بخشید، باید زیست و لذت برد، باید عشق ورزید و لحظه را غنیمت شمرد. زیرا آنچه را با سخاوت بدهیم، در دلها میماند و حتی اگر از دست برود، خاطرهاش شیرین است. اما آنچه را با ترس نگه داریم، روزی با تلخی از ما گرفته میشود.
در پایان، این ضربالمثل قدیمی به ما میآموزد که زندگی، دریایی است مواج و درهای است ژرف. هر که با جریان آن شنا کند، به آرامش میرسد و هر که بخواهد در برابرش بایستد، سرانجام در همان دره فرو میریزد. پس بیایید تا هستیم، ببخشیم، بزیستیم و بدانیم که دره پاک نگذاشته است، مگر آنکه خود، پاک و بیآلایش باشیم.
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل کار آب و آتش است + انشا این ضرب المثل
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل کار کردن خر و خوردن یابو + انشا
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










