متن فاصله گرفتن از آدما | جملات سنگین دوری کردن از انسان‌ها

فاصله گرفتن از آدم‌ها، گاه نه از رویِ تکبر و بی‌اعتنایی، که از رویِ خستگیِ مفرط از رفتارهای تکراری، نگاه‌های قضاوت‌گر، انرژی‌های منفی و رابطه‌هایی است که بیش از آن که بدهند، می‌گیرند. در این بخش از سایت، مجموعه‌ای از متن فاصله گرفتن از آدما و جملات سنگین دوری کردن از انسان‌ها را گردآوری کرده‌ایم. این عبارات، بازتابی از نگاه کسی است که به‌درستی آموخته: «تنهاییِ آگاهانه، از همراهیِ ناآگاهانه بهتر است.

متن فاصله گرفتن از آدما  | جملات سنگین دوری کردن از انسان‌ها

متن فاصله گرفتن از آدم‌های سمی

بعضی آدم‌ها را باید بدون خداحافظی رها کرد. نه از روی بی‌احترامی، از روی خستگی. آنقدر رفتی و برگشتی که حتی رفتنت هم برایت تکراری شده. این بار برو و دیگر برنگرد. من دیگر در را باز نمی‌گذارم.

فاصله گرفتن از آدم‌ها، همیشه تقصیر آنها نیست. گاهی من هستم که دیگر تحمل ندارم. دیگر حوصله دروغ ندارم، دیگر حوصله تظاهر ندارم، دیگر حوصله بودن در کنار کسانی که دوستم ندارند را ندارم. فاصله می‌گیرم تا خودم را پیدا کنم.

روزی می‌رسی که دیگر برایت مهم نیست چه کسی می‌ماند و چه کسی می‌رود. نه از روی بی‌تفاوتی، از روی تجربه. تجربه به تو یاد داده که هر کس باید برود، می‌رود. تو فقط تماشا می‌کنی. دیگر التماس نمی‌کنی.

فاصله گرفتن تصمیم من نبود، نتیجه رفتار تو بود. تو بودی که با هر حرفت، هر تردیدت، هر دروغت، مرا مجبور کردی عقب‌تر بروم. حالا من از آن طرف خط هستم، تو از این طرف. دیوار را تو کشیدی، من فقط رفتم.

بعضی آدم‌ها شبیه سیگارند؛ اول لذت می‌دهند، بعد معتادت می‌کنند، بعد مرگ تدریجی. من تصمیم گرفتم ترک کنم. سخت است، می‌دانم. اما بهتر از مردن تدریجی است. فاصله می‌گیرم، نفس عمیق می‌کشم، و به زندگی بدون تو عادت می‌کنم.

فاصله گرفتن از تو، یعنی دیگر چک نکردن. چک نکردن آخرین بازدیدت، چک نکردن پیام‌های نخوانده، چک نکردن اینکه آنلاین هستی یا نه. یعنی حذف کردن عادت‌ها. سخت است، اما شدنی است. من شروع کرده‌ام.

سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند

وقتی به نبودنت فکر میکنم و از درون میسوزم

وقتی به یاد روز هایی که بودنت را نفهمیدم می اندیشم

مرا انتظار

مرا صبر

مرا تنهایی

مرا فاصله

و مرا پاییز از پای در آورده است؛

از من هیچ نمانده است

جز لبی که برای بوسیدن رگ گردن تو

هنوز هم نفس نفس می زند..

با بعضی ها نباید زیاد صمیمی شد،

یک فاصله ای باید گذاشت، تا از شعور نداشتشون در امان موند!

رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها

دل از این هاست که تنهاست نه از فاصله ها

گر چه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است

مشکل از طاقت دل هاست نه از فاصله ها

متن فاصله و دوری برای کپشن؛ 50 جمله غمگین احساسی کوتاه فاصله از عشق

متن فاصله گرفتن از آدم‌های سمی

من گره می زنم این فاصله ها را هرشب

تا که کوتاه کنم قصه ی تلخ جدایی ها را…

دل‌ تنگم

به قاعده ی یک سفر

پر از جاده‌

پر از فاصله

به شماره ی اتوبوس‌ های راه شب

کافه‌ های خمار در امتداد شب

دل‌ تنگم

به اندازه تمام روز‌هایی‌ که ما

از بین اینهمه نبودن

باز نبودن را گزینه کرده ایم

دل‌ تنگم

دل‌ تنگ

عکس نوشته درباره آدم های سمی

می‌گویند آدم‌های سمی را باید دور بریزی. من تو را دور نمی‌ریزم، فقط فاصله می‌گیرم. آنقدر که سم تو به من نرسد. آنقدر که نفس کشیدن دوباره آسان شود. آنقدر که خودم را پس بگیرم. تو هم خودت را پس بگیر، از من دور.

روزی که فهمیدم تنها کسی که به من خیانت کرده، خودم هستم که به تو اعتماد کردم، آن روز تصمیم گرفتم فاصله بگیرم. نه از تو، از خودم. از آن نسخه از خودم که ساده‌لوحانه به همه اعتماد می‌کرد. فاصله می‌گیرم تا یاد بگیرم مرز بگذارم.

فاصله گرفتن، یک جور خودکشی تدریجی نیست. یک جور تولد دوباره است. من دارم از تو فاصله می‌گیرم تا خودم را دوباره متولد کنم. بدون تو، بدون خاطراتت، بدون زخم‌هایت. باشد که این تولد، آخرین تولد باشد.

بعضی آدم‌ها ارزش یک خداحافظی را هم ندارند. فقط باید رفت. بی‌صدا، بی‌سر و صدا. یک روز صبح بیدار شوی و تصمیم بگیری دیگر نبینیشان. نه برای انتقام، برای حفظ خودت. من رفتم. شاید هم هیچ وقت نبوده‌ام.

فاصله گرفتن از تو یعنی دیگر نپرسیدن «چرا». یعنی قبول کردن این که بعضی چیزها جواب ندارند. یعنی رها کردن. سخت است، اما رها کردن قشنگ‌ترین کار دنیاست وقتی بدانی دیگر هیچ چیز برای گفتن نمانده. من رها کردم، تو هم رها کن.

من از تو فاصله نمی‌گیرم چون دوستت ندارم. فاصله می‌گیرم چون دوستت دارم و می‌بینم بودن در کنار تو مرا نابود می‌کند. گاهی عشق یعنی رفتن. یعنی نجات دادن خودت برای نجات دادن او از شر خودت. من می‌روم تا تو هم راحت باشی.

فاصله برای من یک انتخاب نبود، یک اجبار بود. تو مرا مجبور کردی که دورتر بایستم. هر بار که دروغ گفتی، هر بار که بی‌احترامی کردی، یک قدم عقب رفتم. حالا آنقدر دورم که صدایت را نمی‌شنوم. خوب شد، دیگر آزارم نمی‌دهد.

بعضی آدم‌ها مثل یک اتاق دربسته‌اند. هر چقدر بکوبی، باز نمی‌شود. من آنقدر کوبیدم که دستم شکست. حالا دیگر نمی‌کوبم. فاصله می‌گیرم و می‌روم. تو همان اتاق دربسته بمان. من دنبال جای بازتری می‌گردم.

فاصله گرفتن از تو یعنی اولش سخت است، بعدش راحت. یعنی روزهای اول بی‌خوابی، روزهای بعد آرامش. یعنی جای زخم، اول قرمز است، بعد سفید. یعنی زمان، بهترین دکتر است. من دارم خوب می‌شوم، بدون تو. غافلگیر کننده نیست؟

هیچ وقت فکر نمی‌کردم یک روز از تو فاصله بگیرم. تو برایم همه چیز بودی. اما همه چیز هم یک روز تمام می‌شود. حالا تو هیچی هستی. نه به خاطر اینکه کوچکی، به خاطر اینکه من بزرگ شدم. و بزرگ شده‌ها دیگر به هیچی نیاز ندارند.

فاصله گرفتن از آدم‌های سمی مانند خارج شدن از یک اتاق دودآلود است. اول سرفه می‌کنی، نفس‌ت بند می‌آید. بعد به آرامی عادت می‌کنی به هوای تازه. من الان دارم نفس عمیق می‌کشم. هوای بدون تو، چه هوای پاکیزه‌ای است.

بعضی فاصله‌ها باید باشد، نه برای تنبیه، برای رشد. من از تو فاصله می‌گیرم تا خودم را پیدا کنم. آن خودی که قبل از تو بودم. گمشده‌ام توی تو. باید برگردم به خودم. فاصله یعنی برگشت. من دارم برمی‌گردم، به خانه اصلی.

عکس نوشته دوری + متن و جملات غمگین در مورد دوری و فاصله

عکس نوشته درباره آدم های سمی

عکس نوشته درباره فاصله گرفتن از آدما

از تو متنفر نیستم. فقط دیگر برایت وقت ندارم. وقت من محدود است و تو ارزش آن را نداری. سال‌ها وقت گذاشتم، جوابی نگرفتم. دیگر نه. فاصله می‌گیرم تا وقتم را به کسانی بدهم که قدرش را می‌دانند. تو یکی از آنها نیستی.

فاصله گرفتن یعنی حذف کردن شماره‌ات، نه از روی عصبانیت، از روی تصمیم. یعنی پاک کردن پیام‌ها، یعنی نخواندن اخبار زندگی‌ات. یعنی تو برای من یک غریبه بشوی. سخت است، اما شدنی است. من دارم انجامش می‌دهم.

بعضی آدم‌ها را باید رها کرد در همان جایی که خودشان رهایت کردند. نه با کینه، نه با داد و بیداد. فقط با سکوت. سکوت، بهترین پاسخ به رفتن‌های بی‌صدا است. من سکوت کردم، تو هم دیگر صدای مرا نخواهی شنید.

فاصله گرفتن از تو یعنی دیگر نگاه نکردن به آینه، به این امید که تو پشت سرم باشی. یعنی قبول کردن این که تنها هستم، اما از تنهایی‌ام لذت می‌برم. تنهایی بهتر از بودن با توست. چون در تنهایی، لااقل به خودم دروغ نمی‌گویم.

روزی می‌فهمی که چرا فاصله گرفتم. نه امروز، نه فردا. سال‌ها بعد. آن روز حتماً پشیمان می‌شوی. اما من دیگر نیستم. فاصله به اندازه‌ای است که پشیمانی تو به گوش من نرسد. راحت باش، دردی نمی‌کشم. دیگر نه.

فاصله گرفتن از آدم‌ها را یاد گرفتم وقتی دیدم نزدیکی به آنها فقط زخم است. هر چه نزدیکتر، زخم عمیق‌تر. حالا فاصله‌ام را حفظ می‌کنم. نه از روی ترس، از روی تجربه. تجربه به من یاد داد که هیچ کس ارزش زخمی شدن را ندارد.

تو فکر می‌کنی فاصله گرفتن من ضعف است؟ نه، قوت است. قوت یعنی توانایی گفتن «بس است». یعنی توانایی بلند شدن و رفتن. یعنی توانایی انتخاب خودم به جای تو. من قوی‌تر از آنی که فکر می‌کنی. فاصله یعنی قدرت.

بعضی آدم‌ها مثل یک کتاب خوانده شده‌اند. دیگر چیزی برای گفتن ندارند. من تو را تا آخر خواندم. دیگر صفحه‌ای نمانده. حالا کتاب را می‌بندم و می‌گذارم در قفسه. نه از روی بی‌احترامی، از روی بی‌نیازی. من به کتاب جدید نیاز دارم، تو تکراری.

فاصله گرفتن از تو یعنی دیدن چهره واقعی خودم بدون تو. چهره‌ای که در آینه تو گم شده بود. من کی هستم بدون تو؟ حالا دارم می‌فهمم. و جالب است: من بدون تو، بهتر از من با تو هستم. پس فاصله گرفتن، خودشناسی بود.

گاهی فاصله گرفتن از آدم‌ها، بزرگترین لطفی است که می‌توانی به خودت بکنی. من به خودم لطف کردم. از تو فاصله گرفتم تا دیگر زخمی نشوم. تا دیگر گریه نکنم. تا دیگر نخوابم و به پیام نرسیده تو فکر نکنم. لطفم را پس نگیر.

من از تو فاصله گرفتم، نه برای اینکه تو را مجازات کنم، برای اینکه خودم را نجات دهم. تو غرق شده‌ای در خودخواهی، نمی‌خواهم با تو غرق شوم. من شناگر خوبی هستم، اما نجات غریق نیستم. خودت را نجات بده، من رفتم.

آخرین جمله، آخرین فاصله: می‌روم. نه به این معنی که دیگر نیستم، به این معنی که دیگر برای تو نیستم. برای خودم هستم. برای کسانی که دوستم دارند، برای کسانی که می‌مانند، برای کسانی که ارزش دارند. تو جزو آنها نبودی. پس خداحافظ، نه برای همیشه، برای هیچ وقت.

امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد

همیشه هستی همین حوالی دلم

نه آن قدر دوری که دل بکنم

نه آن قدر نزدیکی که دل ببندم

جایی میان فاصله ها ایستاده ای

کورترین نقطه ی جهان من شاید تو باشی…

فاصله گاهی اوقات باعث میشه بدونی

کی ارزش نگه داشتن داره و کی ارزش بیخیال شدن

جملات درباره عشق از راه دور؛ متن دوست داشتن در فاصله های دور

عکس نوشته درباره فاصله گرفتن از آدما

بی قراری از من

بی وفایی از تو

چقدر فاصله است بین این کلمات

وچه فاصله ها نامردند!..

به یاد آور

زمانی تردید و فاصله بود میان من و تو

و خدا پوشانید آنرا با ابرهای خاکستری

و زمین آبستن عشق من و تو شد

کنون سیر در اسمان چه لذت بخش است…

از من

تا حال خوب

یک “تو” فاصله است…

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.