متن درباره بهار نارنج 🍊؛ جملات ادبی، دلنوشته و متن زیبا
در این بخش از سایت ادبی روزانه چندین شعر و متن درباره بهار نارنج را برای شما همراهان گرامی آماده کرده ایم. این متن های احساسی و بسیار زیبا حال و هوایی بهار نارنج را با قلمی زیبا توضیف می کنند و قطعا مورد پسند شما قرار خواهد گرفت.

جملات زیبا درباره بهار نارنج
اگر من باغبان بودم در جای جای زمین،
درخت های نارنج می کاشتم تا عطر شکوفه هایش در آسمان بپیچد
و بوی مهربانی را به مشام همگان برساند
و یاد آورد این باشد که همیشه می توان سبز بود.
یادت می آید!
در آن غروب زیبا، زیر درخت نارنج شکوفه هایی را که لا به لای موهایم چیدی؟
عطر لبخندت و عطر شکوفه های نارنج را هنوز بعد از سال ها حس می کنم،
کاش زمان همان جا ایستاده بود… کاش …
سر و کله عشق که پیدا
می شود،
بهمن ترین ماه سال هم
بوی بهار نارنج می گیرد…
#شیما سبحانی
گل کن، گل کن در رویاهایم، مثل به گل نشستن درختان نارنج زیبا و باشکوه،
در این بهار رویا بیا کنار هم بنشینیم تا بی آن که سخن بگوییم
نسیم حرف های ما را با عطر شکوفه های بهار نارنج به گوش هم و به گوش خدا برساند.
بهترینم، همیشه سبز بمان و بخند،
مثل نهال نارنجی که در حیاط خانه کوچک مان به نشانه ی مهر کاشته ایم،
ببین چگونه با وجود سوز سرمای زمستان هنوز سبز و پر از لبخند است،
و این یعنی امید، امیدی که حتی در سردی زمستان نیز هنوز زنده است.
مطلب مشابه: متن قشنگ کوتاه برای پست؛ 60 جمله لاکچری زیبا برای استوری
مطلب مشابه: متن زیبا برای زیر عکس خودم + جملات کوتاه خاص برای استفاده در کپشن
تو را که می بینم عطر بهار نارنج در تمام شهر می پیچید
قدم که بر می داری هر درخت شکوفه می زند
و نسیم بهاری با شوخ طبعی میان گیسوانت می دود
دوستت دارم عشقم
اردیبهشت است، بهشت به مهمانی زمین آمده
و برگ های نو بر روی درختان با موسیقی نسیم می رقصند،
آواز گنجشکان ایوان خانه را پر کرده و درخت های نارنج
دسته دسته گل سپید به تن سبزشان دوخته اند،
به راستی که بهار رویایی ترین فصل خداست.

من عطر تو را گم کرده ام، گیج و سر درگمم، راه می افتم..
نمی دانم مقصدم کجاست، قدم ها از پی هم می آیند،
لحظه ای عطری آشنا مرا به سمت خود می کشاند
و من از باغ های نارنج سر در می آوردم، این همان عطر توست،
عطر شکوفه های نارنج که در تمام این فضا پیچیده است.
آفتاب بر سر شهر تابید و همه چیز زیر نور زیبای آن می درخشد،
پرتقال ها و نارنج ها سر از روی حصار ها و دیوار های باغ بیرون آورده اند
و هیاهوی شهر را می نگرند، نزدیک شان می روم
و مشامم را پر می کنم از عطر نارنج، عطری که بیش تر شبیه رویاست.
صبور باش زیبای من، بهار خواهد آمد
و دسته دسته شکوفه در دامان درختان نارنج خواهد ریخت،
و آن زمان ما مست خواهیم شد از عطر جادویی و سحر آمیز تمام بهار نارنج ها.
شبنم از شکوفه های بهار نارنج آرام آرام پایین می چکد،
غرق در این زیبایی شده ام،
سر انگشتانم را که بر پوست لطیف و نازک شکوفه ها می کشم
انگار زمان به عقب بر می گردد و خاطره ی حیاط خانه ی مادر بزرگ
با درختان انبوه باغش در من زنده می شود، رویا بیدار می شود
و من شروع به دویدن می کنم و موهایم را به دست باد می سپارم.
عکس نوشته بهار نارنج
از عطرِ بهار نارنج های حیاط مان،
نویدی از عشق می رسد!
به گمانم خوشبختی،
اینبار پشت در خانه ماست…
چشمان تو طعم بهار نارنج دارد
اما، وقتی نگاه می کنی،
کوچه پر از شکوفه ی سیب می شود…
بوی بهار نارنج
عجیب مرا یاد تو می اندازد
انگار پاییز، بهار را با خود آورده که
یاد تو را هر لحظه در نگاه من زیبا جلوه می دهد
مطلب مشابه: متن و جملات قشنگ و زیبا برای پست و کپشن + جمله های کوتاه و ادبی
مطلب مشابه: جملات زیبا + متن های زیبا و دلنشین با موضوعات مختلف و جالب با 100 جمله
باید چلچله ها را دید
و با اُمّید
زمین را در نوردید!
یا چون خورشید
به خانه هایِ بارانی رفت
تا طعمِ بهارِ نارنج
یادآوارِ خاطره هایمان شود!
اردیبهشت است،
بهشت به مهمانی زمین آمده و برگ های نو بر روی درختان با موسیقی نسیم می رقصند،
آواز گنجشکان ایوان خانه را پر کرده و
درخت های نارنج دسته دسته گل سپید به تن سبزشان دوخته اند،
به راستی که بهار رویایی ترین فصل خداست.
می چسبد در این بهار
کنارِ این شکوفه ها
کنارِ باران های بی قرار و ناگهانی اش
یک فنجان چای “بهار نارنج”
که کنارش آدمی از جنس عطرِ
اردیبهشت نشسته باشد…
“سحر رستگار”
به فصل بهار نارنج دل من اگر پا گذاشتی
کمی چشمانت را ببند
نفسی عمیق بکش
به صدای بلبل ها گوش فرا ده
شاید از یاد بردی بهار نارنج ها می میرند
پیر شدن کنار تو بوی بهار نارنج می دهد جانم،
عجیب می چسپد وقتی که با دستان گرم و لرزانت
موهای برفی ام را از روی صورتم که حالا دیگر سال هاست گذر عمر رویش خط انداخته کنار می زنی
و نگاهت را با همان چشمان پر از مهر قدیمی به صورتم می دوزی و
می پرسی امروز کدام غزلت را به تن کرده ای که انقدر زیبا شده ای حضرت دلبر؟!
“مهسا گلدی پور”
صبور باش زیبای من،
بهار خواهد آمد و دسته دسته شکوفه در دامان درختان نارنج خواهد ریخت،
و آن زمان ما مست خواهیم شد از عطر جادویی و سحر آمیز تمام بهار نارنج ها
وقتی که تو رفتی
شکوفه ها و برگها هم رفتند
و من تنها توانستم، به نقطه ای خیره شوم
و اندوهم را به شکل کلمات کوچک در آورم
نمی توانم به عشق التماس کنم
یا آرزو کنم
که اندوه تلخ مرا در خود غرق کند
دیگر کدام کوچه کدامین نگاه خط های خستگی ام را میشمارد
خستگی خطوط خاموشی در سالهای فراموشی
دیگر کدامین دفتر کدامین شعر اشتیاق دیدنت را شکوفه می دهد
بر رؤیای منجمد جمعه ها جمعه های منجمد بی روح….
مطلب مشابه: متن شیک با کلاس + جملات لاکچری سنگین خاص و زیبا
مطلب مشابه: متن کوتاه و زیبای استوری + جملات پر معنی و مفهومی برای کپشن
با شکفتن اولین شکوفه در بهار بود
که عشق به خانه من آمد
اینک در بهاری دیگر سرشار از حس زیستنم
کنار تو همسر دوست داشتنی من
گر من ز محبتت بمیرم
دامن به قیامتت بگیرم
از دنیی و آخرت گزیر است
وز صحبت دوست ناگزیرم
ای مرهم ریش دردمندان
درمان دگر نمیپذیرم
آن کس که به جز تو کس ندارد
در هر دو جهان من آن فقیرم
ای محتسب از جوان چه خواهی
من توبه نمیکنم که پیرم
یک روز کمان ابروانش
میبوسم و گو بزن به تیرم
ای باد بهار عنبرین بوی
در پای لطافت تو میرم
چون میگذری به خاک شیراز
گو من به فلان زمین اسیرم
در خواب نمیروم که بی دوست
پهلو نه خوش است بر حریرم
ای مونس روزگار سعدی
رفتی و نرفتی از ضمیرم

متن های زیبا درباره بهار نارنج
نگاهت
تلخ نیست،
اما
مثل شربت های بهارنارنجِ روزهای داغ تابستان،
به چند تکه یخ نیاز دارد،
چند تکه یخ از جنسِ دوست داشتنِ من…!
نسیم از باغهای شمال میآید و عطر بهارنارنج را مثل دعایی سفید با خود میآورد. گلهای کوچک، سپید و لرزان، بر شاخهها نشستهاند و آسمان را به آرامی عاشق میکنند. انگار زمین امشب فقط برای معشوقش نفس میکشد.
بهارنارنج میبارد. نه باران، که هزاران قطره عطر. خیابانها سفید میشوند از بوی تو. هر نفس، خاطرهایست که دوباره زنده میشود؛ همان کوچه، همان نیمکت، همان نگاه تو زیر درختان پرگل.
گلهای بهارنارنج چون دستمالهای سفید عزا، بر شانههای درخت آویختهاند. اما این عزا نیست؛ جشن پنهانیست. زمین دارد عاشق میشود و عطرش را فریاد میزند، بیصدا و بیپایان.
شب، بهارنارنج را در آغوش ماه ریخته است. نور نقرهای بر گلبرگها میلغزد و عطر، مثل آهِ عاشقی، تا دوردستها میرود. امشب هیچکس خواب ندارد؛ همه در خوابِ یکدیگرند.
بهارنارنج یعنی بازگشتِ تو در هیأتِ بو. کافیست چشمانم را ببندم تا دوباره دستهایت را روی صورتم حس کنم. عطر تو، از هزاران گلبرگ کوچک ساخته شده است.
باد، دامن بهارنارنج را بالا میزند و گلها مثل برفِ معطر میریزند. زمین سفید میشود، اما نه از سرما؛ از گرمای یک عشق قدیمی که هر سال در بهار زنده میشود.
هر گلِ بهارنارنج یک نامهی کوتاه عاشقانهست که درخت برای آسمان نوشته. ماه هم پاسخ میدهد؛ با نوری که روی گلبرگها میلغزد و میگوید: من هم منتظر بودم.
بهارنارنج بوی خانهی کودکیام را دارد؛ بوی حیاط، بوی سفرهی مادر، بوی دستهای پدر بعد از کار. یک بو، تمام گذشته را در یک لحظه به حال میآورد.
گلهای کوچک، سفید، شکننده. اما عطرشان چنان قدرتمند است که میتواند شهری را تسخیر کند. بهارنارنج میآید و قلبها را بیاجازه فتح میکند.
مطلب مشابه: جمله سنگین + 100 متن و تکست خفن فاز سنگین کوتاه و بسیار زیبا
مطلب مشابه: جملات کوتاه زیبا و پر معنا + متن های آموزنده کوتاه ناب و سنگین
زیر درخت بهارنارنج ایستادهام و فکر میکنم اگر روح داشته باشم، حتماً بوی همین گلهاست. پاک، ساده، عمیق و کمی غمگین.
بهارنارنج مثل شعریست که نیمهکاره رها شده؛ هر گلبرگ یک مصراع ناتمام. باد ورق میزند و عطر، بیت آخر را در سینهام تمام میکند.
امشب بهارنارنج با ماه قرار دارد. گلها چشمک میزنند و ماه، نورش را فقط برای آنها کمرنگتر میکند. عاشقانهای بیصدا در جریان است.
عطر بهارنارنج مثل بوسهایست که از فاصلهی سالها رسیده. گرم، شیرین، و کمی تلخ؛ چون میدانی دوباره باید بروی.
درختان امشب لباس عروس پوشیدهاند. سفید، معطر، لرزان. باد آواز عروسی میخواند و ستارهها، شمعهای کوچک آسماناند.
بهارنارنج یعنی بخشیدنِ عطر بدون توقعِ پاسخ. گل میافتد، بو میماند، عشق میشود و در هوا معلق میماند تا ابد.
در کوچههای شمال، بهارنارنج بوی نوستالژی میدهد. هر نفس، یک عکس قدیمی را از آلبومِ ذهن بیرون میکشد و دوباره رنگی میکند.

گلبرگهای بهارنارنج روی موهایت افتادهاند. انگار آسمان دارد برایت تاج سفید میبافد؛ تاجی از عطر و خاطره.
بهارنارنج میآید و سکوت را میشکند؛ نه با صدا، که با بو. عطری که در رگهای شهر میدود و قلبها را به تپش میاندازد.
بوی نارنج می دهی
عشق من!
بهار می آیی
یا پاییز می رسی؟
از عطرِ بهار نارنج های حیاط مان،
نویدی از عشق می رسد!
به گمانم خوشبختی،
این بار پشتِ درِ خانه ماست…!
در ایوان می نشینم، باران دیشب همه جا را شسته
و آفتاب خوشه های طلایی اش را بر سر درخت نارنج ریخته است،
شکوفه های سپید نارنج می درخشند و آرام آرام همراه نسیم می رقصند،
بوی خاک باران خورده و عطر شکوفه های نارنج انگار بهشت را روی زمین آورده اند.
مطلب مشابه: جملات قشنگ کوتاه بی نظیر (70 جمله و متن زیبا و ناب برای استوری و کپشن)
مطلب مشابه: متن انگلیسی با مفهوم با ترجمه فارسی + جملات زیبا و با معنی










