شعر احساسی + زیباترین اشعار عاشقانه ❤️ از شاعران معاصر ایران
در این بخش منتخب اشعار عاشقانه ❤️ شاعران معاصر ایرانی را گردآوری گرده ایم. این شعر های احساسی از بهترین غزل سرایان معاصر هستند و حال و هوای عاشقانه دارند.
شعر عاشقانه احساسی
تو را دوست دارم
و این دوست داشتن
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کنداحمد شاملو
***
با خدا بايد بنشينيم دو تايي
دور ميزي ترجيحا گرد
متقاعدش کنم که تنهايي چقدر درد بزرگي ست
تا لبخند بزرگي شايد
بر صورتِ گرد ِ زمين نقاشي کند
من نمک پرورده ي زخم هاي از آشنا خورده
آنقدر با خرابي اين گريه ساخته ام
که هر کنج اين خانه
از دست ديده ام ، درياست
سيد علي صالحي
***
دل همين است ديگر …
مي نشيند براي خودش رويا ميبافد .
آرزوهاي بي جا مي کند …
مثل آرزوي بوييدن عطر گس زنانه ات
مثل آرزوي بوسه هاي حريصانه و تکثير شيرين يک گناه در آغوشت
مثل عاشقانه تسليم شدن مقابل هوس هايت !
مثل …
ميداني ! ؟
باز هم آسمان و ريسمان بافته ام !
تمامي ماجرا همين است :
من جز تو هيچ آرزويي ندارم !
***
مطلب پیشنهادی: اشعار احمد شاملو؛ گزیده ای از بهترین شعرهای زیبا و عاشقانه احمد شاملو
اشعار احساسی
تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی
به افسون کدامین شعر در دام من افتادیگر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی
***
دوبیتی کوتاه و عاشقانه شهریار
دل های ما که به هم نزدیک باشن
دیگر چه فرقی می کند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور میترسم
***
شعر عاشقانه شاملو
کار دیگری نداریم
من و خورشید
برای دوست داشتنت بیدار میشویم
هر صبحشعر نو احمد شاملو
***
دلنوشته کوتاه احساسی
گنجشکاني که رد تو را ديروز
درخت به درخت
و خيابان به خيابان
دنبال کردهاند
خدا ميداند چه ديدهاند
که جيکشان ديگر در نميآيدعباس صفاري
مجموعه اشعار عاشقانه
از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت
محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است
اعضای وجودم همه فریاد کشیدند
احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است
***
مطلب پیشنهادی: جملات دلبری عاشقانه + متن های احساسی رمانتیک برای همسرم
باران که مي بارد
تمام کوچه هاي شهر
پر از فرياد من است
که مي گويم
من تنها نيستم
تنها ، منتظرم
تنها .کيکاووس ياکيده
برگزیده اشعار ملک الشعرای بهار
دلم تنگ میشود
گاهی برای
یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه» داغ
سه «روز تعطیلی» در زمستان
چهار «خنده» بلند
و
پنج «انگشت» دوست داشتنیمصطفی مستور
***
شعر معاصر احساسی
غلط گفتند
دل به دل راه دارد
من هر شب بی قرارت و
تو آسوده در خواب …زهرا شکورى
***
مطلب پیشنهادی: جملات ناب عاشقانه برای همسر، عشق و مخاطب خاص + عکس احساسی Love
صبر کن عشق تو تفسير شود، بعد برو
يا دل از ماندن تو سير شود، بعد برو
خواب ديدي که دلم دست بدامان تو شد
تو بمان خواب تو تعبير شود، بعد برو
لحظه اي باد تو را خواند که با او بروي
تو بمان تا به يقين دير شود، بعد برو
صبر کن عشق زمينگير شود، بعد برو
يا دل از ديده ي تو سير شود، بعد برو
تو اگر کوچ کني بغض خدا مي شکند
تو بمان گريه به زنجير شود، بعد برو
شعر کوتاه معاصر
همین که تو
هر صبح در خیالِ منی
حالِ هر روزِ من
خوب استلیلا مقربی
***
شعر برای یار
تو در کنار خودت نیستی نمیدانی
که در کنار تو بودن چه عالمی داردفرامرز عرب عامری
***
حوصله خواندن ندارم !
حوصله نوشتن هم ندارم !
اين همه دلتنگي ديگر نه با خواندن کم مي شود نه با نوشتن . . .
دلم تو را مي خواهد !
شعر تک بیتی احساسی
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا تو همفاضل نظری
***
مطلب پیشنهادی: متن غمگین عاشقانه + جملات احساسی زیبای عاشقانه غمگین و پر غصه
مجموعه اشعار نو
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند رافریدون مشیری
***
بدون تو
سوگي دارد فضاي اتاقم
و از با تو بودن خيال ميبافم
اشک تمديد ميشود در نگاهم بدون تو
شعر عاشقی
عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیراییقیصر امین پور
***
مطلب پیشنهادی: دلنوشته های زیبای پر احساس + جملات دلی عاشقانه و احساسی برای عشق
شعر احساسی زیبا
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
***
وقتي چشمانم را روي هم مي گذارم
خواب مرا نمي برد
تو را مي آورد!
از ميان فرسنگ ها
منتخب اشعار عاشقانه
در هر ایستگاهی که پیاده شوی
کنار توام
این قطار
مثل همیشه در کف دستم راه می رودمنتخب اشعار شمس لنگرودی
***
شعر زیبای عاشقانه معاصر
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
***
مطلب پیشنهادی: اس ام اس احساسی و عاشقانه عاشق و معشوق؛ پیامک و جملات عشق و عاشقی
غزل عاشقانه
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست که این رسم دلبری ستغزلیات عاشقانه فاضل نظری
***
مجموعه اشعار عاشقانه معاصر
سایهاش بودم ولی از سایهام ترسید و رفت
بیوفا کفش فرارش را شبی پوشید و رفتخندههایش جانِ من بود و جهانم را گرفت
پیش چشمش جان سپردم زیرِ لب خندید و رفتمثلِ یک پروانهی زیبا پی گل بود و من
شمع بودم آمد و دور سرم چرخید و رفتاز همان اول به دنبال کسی آمد به شهر
از من ده کورهای نام و نشان پرسید و رفتمثل ابری در دل عصرِ بهاری سایه کرد
بر کویرِ خشک قلبم اندکی بارید و رفتتا به او گفتم طبیبی و مریضم کرده عشق
گفت بهتر میشوی و نسخه را پیچید و رفتبا من یک لاقبا آیندهای روشن نداشت
رِند بود و دل نداد این نکته را فهمید و رفتاو اگر آهسته هم می رفت بغضم میشکست
پس چرا پشت سرش در را به هم کوبید و رفت؟“مجید احمدی”
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرمیک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرمیا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرماین کوزه ترک خورد! چه جای نگرانیست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرمخاموش مکن آتش افروختهام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم“فاضل نظری”
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاستدر من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاستگل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آن یک چراغانی که در چشم تو برپاستبیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداستما هر دوان خاموش خاموشیم اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاستدیروزمان را با غروری پوچ گشتیم
امروز هم زانسان ولی آینده ماراستدور از نوازش های دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاستبگذار دستت راز دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماستحسین منزوی
اصلاً قبول حرف شما، من روانیام
من رعد و برق و زلزلهام، ناگهانیاماین بیتهای تلخِ نفسگیرِ شعلهخیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانیامرودم، اگر چه بیتو به دریا نمیرسم
کوهم، اگر چه مردنی و استخوانیاممن کز شکوه روسریات کم نمیکنم
من، این من غبار، چرا میتکانیام؟بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکسته نامهربانیامکوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابروکمانیامشاعر شنیدنی است ولی دست روزگار
نگذاشت این که بشنویام یا بخوانیاماین بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوستدار بستنی زعفرانیام“حامد عسگری”
مطلب پیشنهادی: متن و دلنوشته احساسی و عاشقانه زنانه + عکس نوشته های عاشقانه دخترانه
۱۰ شعر احساسی از شاعران خارجی (بزرگداشت شاعران فرانسه)
اشعار عاشقانه، فارغ از مرزهای جغرافیایی، دریچهای به ژرفترین احساسات انسان میگشایند. وقتی شاعری از عشق میگوید، به زبانی سخن میگوید که همه قلبها آن را میفهمند. ادبیات فرانسه همواره یکی از غنیترین و تأثیرگذارترین ادبیاتها در حوزه شعر عاشقانه بوده است. در این بخش از روزانه، مجموعهای از زیباترین اشعار عاشقانه شاعران فرانسوی و چند شاعر تأثیرگذار دیگر جهان را برایتان گردآوری کردهایم.
راینر ماریا ریلکه (Rainer Maria Rilke) – عشق
کشور: آلمان
درباره شاعر: راینر ماریا ریلکه (۱۹۲۶-۱۸۷۵) یکی از تأثیرگذارترین شاعران زبان آلمانی و از بزرگان شعر مدرن جهان است. اشعار او اغلب به مضامین تنهایی، عشق، مرگ و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. سبک منحصربهفرد او تلفیقی از رمانتیسم و مدرنیسم است و او را به عنوان شاعر «دروننگری و تأمل» میشناسند.
«عشق یعنی: دو تن (درون)، از نردبانی که بر زمین است،
از زندگی و مرگ بالا روند،
تا یکدیگر را در راهی که هرگز به پایان نمیرسد، لمس کنند.»
۲. آنا آخماتووا (Anna Akhmatova) – عشق
کشور: روسیه
درباره شاعر: آنا آخماتووا (۱۹۶۶-۱۸۸۹) یکی از بزرگترین شاعران زن روسیه در قرن بیستم است. او به دلیل نگاه عمیق و ظریفش به احساسات انسانی، به ویژه عشق و رنج، شهرت دارد. آخماتووا در دوران پرآشوب انقلاب روسیه و جنگهای جهانی زندگی کرد و این وقایع تأثیر زیادی بر اشعارش گذاشت.
«عشق ما را از میان زندگی ندا میدهد
وادارمان میکند چشم بربندیم به
زمان بیاعتنایی که در آغاز بود.
عشق ما را به سوی شعلهها میبرد
و خاموش نمیشود…»
۳. پابلو نرودا (Pablo Neruda) – شعر ۲۰
کشور: شیلی
درباره شاعر: پابلو نرودا (۱۹۷۳-۱۹۰۴) شاعر بزرگ شیلیایی، برنده جایزه نوبل ادبیات و یکی از تأثیرگذارترین شاعران قرن بیستم است. مجموعه «بیست شعر عاشقانه و یک آواز ناامیدانه» او در سن ۲۰ سالگی منتشر شد و او را به شهرتی جهانی رساند. نرودا در اشعار خود عشق زمینی را با عشق به طبیعت و عدالت اجتماعی درمیآمیزد.
«میتوانم غمگینترین بیتها را بنویسم.
بنویسم، برای مثال: «شب ستارهباران است
و ستارهها در دوردست میلرزند، آبی و یخزده.»
باد شب میچرخد و در آسمان میخواند.
میتوانم غمگینترین بیتها را بنویسم.
من او را دوست داشتم، و او گاهی نیز مرا دوست میداشت…»
۴. فدریکو گارسیا لورکا (Federico García Lorca) – غزل عشق تاریک
کشور: اسپانیا
درباره شاعر: فدریکو گارسیا لورکا (۱۹۳۶-۱۸۹۸) شاعر و نمایشنامهنویس برجسته اسپانیایی، یکی از چهرههای اصلی نسل ۲۷ ادبیات اسپانیا است. اشعار او تلفیقی از فولکلور اندلس، موسیقی کولیها و نمادگرایی است. لورکا را اغلب با عناوینی چون «شاعر عشق و مرگ» و «صدای اندلس» میشناسند.
«نمیخواهم بگویم عشقم به کجا رسید،
زیرا تو را در عمق بیکران آبها گم کردهام.
ای کاش میتوانستم یک شعر به تو بدهم،
شعری که در آن عشق، رقص مرگ است.
ای عشق، ای عشق که در تاریکی میخوابی…»
۵. آلفونس دو لامارتین (Alphonse de Lamartine) – دریاچه
کشور: فرانسه
درباره شاعر: آلفونس دو لامارتین (۱۸۶۹-۱۷۹۰) شاعر، سیاستمدار و از پیشگامان مکتب رمانتیسم در فرانسه است. او با مجموعه «تأملات شاعرانه» تحولی بزرگ در شعر فرانسه ایجاد کرد. شعر «دریاچه» که یکی از معروفترین اشعار اوست، بازتاب عشق نافرجامش به زنی به نام ژولی شارل است.
«ای زمان، آهستهتر بگذر! ای شب، زودتر بگذر!
تا من از این لحظههای عاشقانه لذت ببرم.
ما روزهای زیبایی را با هم زندگی کردیم.
بازگرد، زمان، بازگرد، ما میخواهیم دوباره آن روزها را زندگی کنیم!»
۶. مارینا تسوتایوا (Marina Tsvetaeva) – نامه
کشور: روسیه
درباره شاعر: مارینا تسوتایوا (۱۹۴۱-۱۸۹۲) شاعر بزرگ روسی است که به عنوان یکی از نوآورترین و عمیقترین شاعران قرن بیستم شناخته میشود. اشعار او سرشار از عواطف تند، عشق سوزان، اندوه و تنهایی است. سبک منحصربهفرد تسوتایوا با ریتمهای تند و ناهماهنگ و زبان قدرتمندش، او را از دیگر شاعران زمان خود متمایز میکند.
«میخواهم به تو بگویم که عشق ورزیدن،
تنها بودن در کنار تو در میان جمعیتی بزرگ است.
میخواهم به تو بگویم که عشق من،
آتشی است که در تو شعله میکشد، هر کجا که باشی.
دوستت دارم، حتی در سکوت، حتی در ناامیدی…»
۷. شارل بودلر (Charles Baudelaire) – زنده به گور
کشور: فرانسه
درباره شاعر: شارل بودلر (۱۸۶۷-۱۸۲۱) شاعر، منتقد هنری و مترجم فرانسوی، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات جهان و پیشگام جنبش سمبولیسم و شعر مدرن است. مجموعه شعر «گلهای بدی» (Les Fleurs du mal) او یکی از مهمترین آثار ادبی قرن نوزدهم محسوب میشود. بودلر با نگاهی تلخ و در عین حال زیبا به مفاهیمی چون عشق، مرگ و زشتی پرداخته است.
«ای عشق، ای باده سنگین که مرا مست میکنی،
ای شمشیری که به قلبم فرو میروی.
من در آغوش تو زندهام،
و در نبود تو، زنده به گور…»
۸. پل الوار (Paul Éluard) – عشق
کشور: فرانسه
درباره شاعر: پل الوار (۱۹۵۲-۱۸۹۵) شاعر فرانسوی و از بنیانگذاران جنبش فراواقعگرایی (سوررئالیسم) است. اشعار او سرشار از تصاویر رویایی، عشق لطیف و صلحطلبی است. الوار در طول زندگی خود به حزب کمونیست فرانسه پیوست و اشعارش بازتاب دهنده آرمانهای انسانی و صلحجویانه او بود. مجموعه «پایتخت درد» از شاهکارهای اوست.
«زمین آبی است مثل یک پرتقال،
هیچ واژهای نمیتواند عشق مرا به تو پایان دهد.
من و تو در این عشق، تنها هستیم،
در این عشق که هیچکس دیگری آن را درک نمیکند…»
۹. آرتور رمبو (Arthur Rimbaud) – احساس
کشور: فرانسه
درباره شاعر: آرتور رمبو (۱۸۹۱-۱۸۵۴) شاعر نابغه فرانسوی است که تمام آثار مهم خود را بین سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگی نوشت و سپس در ۲۰ سالگی به طور کامل از شعر خداحافظی کرد. او از پیشگامان شعر مدرن و سمبولیسم است و تأثیر عمیقی بر ادبیات قرن بیستم گذاشت. زندگی پر ماجرا و رابطه عاشقانه او با شاعر دیگر، پل ورلن، به افسانهای در ادبیات فرانسه تبدیل شده است.
«در یک شب تابستان، عمیقترین لحظات عشق را دیدم.
در آغوش تو، جهان را فراموش کردم.
ای عشق، ای دیوانگی، ای بیپایان خیال،
تو مرا تا به اعماق هستی کشاندی…»
۱۰. لویی آراگون (Louis Aragon) – غم
کشور: فرانسه
درباره شاعر: لویی آراگون (۱۹۸۲-۱۸۹۷) شاعر، رماننویس و روزنامهنگار فرانسوی و از چهرههای برجسته جنبش سوررئالیسم بود. او بعدها به حزب کمونیست فرانسه پیوست و اشعارش رنگ و بوی سیاسی و انقلابی به خود گرفت. با این حال، عشق به همسرش «الزا تریوله» (شاعر روسی) الهامبخش بسیاری از زیباترین اشعار عاشقانه اوست. مجموعه «الزا» از معروفترین آثار اوست.
«غم، غم توست، غم من است.
ای عشق، که مرا در طوفانها رها کردی،
اما من هنوز تو را دوست دارم،
حتی در عمیقترین تاریکیها…»



















