جملات شکست عاشقانه + متن های فاز سنگین و غمگین شکست عشقی
متن فاز سنگین شکست و جملات شکست عشقی و عاشقی
متن شکست عشقی و جدایی با جملات فاز سنگین ویژه استوری و کپشن را در این بخش قرار داده ایم. این جمله های سوزناک غمگین درم ورد شکست عاشقانه و دوری هستند و امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرند.
دلمان که میگیرد ، تاوان لحظاتی است که دل بسته بودیم . . .
***
شب هر چقدر هم
که سیاه باشد
تنهایی ام را نمی پوشاند.
دلتنگی
از گوشه هایش بیرون می زند.
***
صندوق صدقات نیست دل من
که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی
و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . . .
***
چشات دیگه از من خسته و سیره
اما هنوز چشمای من اسیره
فقط بدون که این دل شکسته
منتظره بگی واست بمیره….
***
جملات غمگین شکست عشقی
دریغ نکن !
صبح بخیرهایت را ،
از کسی که شب را ، با خیال #تُ گذرانده
و صبح ، زندگی را ، با یاد #تُ آغاز می کند!!
***

تمام تنم میلرزد…
از زخمهایی که خورده ام..!!
من از دست رفته ام…شکسـ ــ ـ ـته ام
می فهمی؟؟
به انتهای بودنم رسیده ام
اما…!
اشــــــک نمیریزم
پنهان شده ام پشت
لبخـــندی که درد میــــکند
***
بــاران ..
فـــقط ..
همین جایی از قصّه ،
که من ایستاده ام می بـــارد !
دو قدم این طرف تر ..
دو قدم آن طــرف تر ..
همیشه آفــتـاب است !
***
متن ادبی شکست عاشقانه
لج میکنم . . .
بد اخلاق میشم !
نه چیزی میبینم ،
نه چیزی میشنوم ،
نه چیزی میگم !
دست خودم که نیست
تو که نباشی ، زندگی باید به کامِ من تلخ بشه . . . !
***
این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن
هزاران کارگر در من مشغول کارند
روحیه ام در دست تعویض است!
***
صندوق صدقات نیست دل من
که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی
و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . . .
***
تقــویمِ امـسال هـــم..
بـا تقـــویــمِ پــارسال..
هیـــچ فــرقـی نمیـــکند..
وقتـی..
زنـــدگی..
تــا اطّـلاعِ ثــانــوی ..
تعــطــــــیل اسـت !
***
جملات خاص دل شکسته
من همینم …کسی نمیتونه منو بشکَنه چون دیگه چیزی برای شکستن وجود نداره!
***
مشــــتے تــــو
دارے از بـازے دادنـش
لــــذتـــ میبــــرے
ولـْْــــــے اوڹ داره بــا
فــــــــڪْْـــــــرت
زنْْــــــدگــــــے
میکنـــــْْــــــہ..
***
هَـمِہ گُـفَـتَـنـــــ :
دَمِـش گَـرمـ حَـرفا دِلَــمـُو مـیگِہ(ok)
وَلــے هـیچـکَــس نَـگُـفت کـِہ
چـے کـِشیـدِه کـِہ ایـنارُو مـیگِه
***
عاشق شدن راحته، عاشق موندن سخته
تموم کردن رابطه سخت تره،
فراموش کردنش سخت ترینه
***
متن کوتاه شکست عشقی
چیکار کنم؟
یقشو بگیرم بچسبونم به دیوار بگم دسم داشته باش
***

وقتی تو نیستی
همه نیستن
نه که نیستن… هستن اما مثل تو نیستن
***
چرا بازی دادی قلب منو
دارم دیونه میشم تو نرو
گفتی من همیشه کنارتم
ولی رفتی واس همیشه تو
***
هیچکس دوستمان ندارد
فقط به ما عادت کرده اند
چند روز نباشیم این عادت را هم ترک می کنند
میروند و به کس دیگری عادت میکنند، به همین راحتی
***
جملات شکست عاشقانه
حالت بده؟
یه چیز انورتر
پس چرا اینقدر میخندی
به تهش برسی همش میخندی…
***
آدم همیشه به چیزی که دوست داره نمیرسه
***
سعی کن اینقدر کامل باشی
که بزرگترین تنبیه ت برای دیگران گرفتنه خودت از آنها باشع
***
من تمام رمضان را روزه میگیرم
تا برسم به تو ماه روزگارم…
***
متن شکست عشقی و جدایی
وقتی مشکل داری به ظاهر همدردند،
در واقع بی خیال تو هستند
***
فاصله گرفتن آدم هایی که یک روزی برای همدیگه خیلی عزیز بودن…
زیاد خودتونو اذیت نکنید
***
زندگی قمار است،
ماجراست، انسان یا مےبرد
یا مےبازد
***
اینکه هرروز صبح از تختخواب بیرون بیای تا با همون چیزای همیشگی روبرو بشی، هربار و هربار واقعا شجاعت بزرگی میطلبه…
جملات و متن های سنگین شکست عاشقانه
دیگر نمیخواهم بدانم با چه کسی خوشحالی. نمیخواهم ببینم همان آهنگی را که مال ما بود، با دیگری گوش میدهی. نمیخواهم صدایت را بشنوم، چون هنوز برایم مثل تیری در قلب است. تو رفتی و تمام نقشههای رنگی فرداهایم را با خودت بردی. حالا حتی آسمون آبی هم برام رنگ غم دارد.
عشق تو مثل یک کتاب قطور بود؛ صفحه به صفحه خواندمش، دوستش داشتم، بوی کاغذش را به خاطر سپردم. اما تو یک روز بدون هیچ مقدمه کتاب را بستی و گذاشتی روی قفسه. هنوز هم گاهی دلم میخواهد دوباره بازش کنم، اما میدانم خاطراتش فقط زخمهای کهنه را تازه میکند. خواندن یک کتاب تمامشده، دیگر هیچ لذتی ندارد.
سخت ترین قسمت جدایی این نیست که دیگر دوستم نداری. سختترینش این است که میبینم چطور بدون من به زندگی ادامه میدهی، انگار نه انگار که روزی دنیای من بودی. من هنوز در خاطرات گیر کردهام و تو جلو رفتهای. فرق تو با من این است: تو رفتی، من هنوز در خروجی همان روز ایستادهام و باد سرد انتظار را میخورم.
گاهی دلم برایت تنگ میشود، اما نه برای تو که الان هستی. برای آن نسخهای از تو که دیگر وجود ندارد؛ آن که صبحها پیام «صبح بخیر» میفرستاد، آن که بیجهت میخنداندت، آن که دنیای بدون تو را غیرممکن میدانست. تو عوض شدی، یا شاید من هرگز تو را آنطور که بودی، ندیدم. فقط عشق، چشمهایم را پر از پردههای صورتی کرده بود.
بزرگترین دردی که بعد از تو کشیدم، نه ندیدن تو بود، نه نشنیدن صدایت. بزرگترین درد این بود که یکباره خودم را گم کردم. نمیدانستم بدون تو چه کارهام، چه میخواهم، کجا میروم. تو هویت من شده بودی و وقتی رفتی، من یک پوسته بیمحتوا شدم. حالا دارم از صفر خودم را میسازم، بدون اینکه حتی یک آجر از تو در آن باشد.
دیگر گریه نمیکنم، نه برای اینکه خوب شدهام، برای اینکه اشکهایم تمام شده. چشمهایم خشک شدهاند مثل کویری که سالهاست باران ندیده. اما قلبم هر شب در سکوت ناله میکند و هیچ صدایی بیرون نمیآید. این بدترین جور شکستن است: وقتی حتی توان فریاد زدن را هم نداری. فقط سکوتی که سنگینتر از هر فریادی است.
تمام خیابانهایی که با هم قدم زدیم، حالا برام قبرستان خاطراتاند. تمام آهنگ هایی که گوش میدادیم، تبدیل شدهاند به زنگ خطر. تو همه چیز را برایم مسموم کردی با رفتنت. حتی بوی باران، حتی صدای موج، حتی نسیم خنک صبحگاهی. چطور میشود از کسی متنفر بود و همزمان بینهایت دلتنگش بود؟ جواب را از من نپرس، من هم نمیدانم.
امشب دیگر تصمیم گرفتم. نامت را از دفترچه خاطراتم خط میزنم. نه برای اینکه فراموشت کنم، برای اینکه یاد بگیرم بدون تو نفس بکشم. تو رفتی و دنیای من را با خودت نبردی، فقط خرابش کردی. حالا نوبت من است که تکه تکه آجرهایش را سر هم کنم. شاید خانهٔ جدیدم کوچکتر باشد، شاید سردتر، اما مال خودم است، بدون تو.
آیا میدانی چه حسی دارد که کسی را در آغوش بگیری و بدانی که دیگر هرگز او را نخواهی بوسید؟ آیا میدانی چه حسی دارد که به چشمهایش نگاه کنی و ببینی آن نوری که روزی مال تو بود، حالا به جای دیگری میتابد؟ من این حس را هر روز بعد از تو دارم. نه از سر ضعف، از سر عادت. عادت به بودن با تو، که حالا تبدیل شده به عادت به نبودنت.
گاهی فکر میکنم اگر هیچوقت عاشق نشده بودم، بهتر بود. اما بعد یادم میآید که تو به من یاد دادی چه حسی دارد وقتی کسی تمام فکرت باشد. تو به من یاد دادی عشق یعنی درد، اما ارزشش را دارد. حالا که رفتهای، تنها چیزی که از تو دارم همین زخمهای قشنگ است. میدانم روزی خوب میشوم، اما هیچوقت همان آدم ساده و بیغمی که بودم، نخواهم شد.










