شعر در مورد گل + مجموعه اشعار زیبا و عاشقانه در مورد گل و زیبایی آن

شعر در مورد گل
شعر در مورد گل به زیبایی های بی مانند آن گیاه اشاره دارد و در مواردی هم شعر استعاری در تعریف معشوق می باشد. شاعران اشعاری زیبا و متنوع در وصف گل سروده اند که در این قسمت تعدادی از آنها را قرار داده ایم.
شعر درباره گل ممکن به نوع گل خاصی اشاره کند و یا به خصوصیات ویژه آن نگاهی داشته باشد. در ادامه منتخاب اشعار زیبا در مورد گل را آماده کرده ایم که بسیار جالب و زیبا هستند.

گلچین شعر درباره گل

 

میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

 

به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل

که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

 

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب

خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

 

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل

کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

 

هزار جان مقدس فدای آن جانی

که او به مجلس ما امر اشربوا دارد

 

سؤال کردم گل را که بر کی می‌خندی

جواب داد بر آن زشت کو دو شو دارد

 

هزار بار خزان کرد نوبهار تو را

چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

 

پیاله‌ای به من آورد گل که باده خوری

خورم چرا نخورم بنده هم گلو دارد

 

چه حاجتیست گلو باده خدایی را

که ذره ذره همه نقل و می از او دارد

 

عجب که خار چه بدمست و تیز و روترشست

ز رشک آنک گل و لاله صد عدو دارد

 

به طور موسی بنگر که از شراب گزاف

دهان ندارد و اشکم چهارسو دارد

 

به مستیان درختان نگر به فصل بهار

شکوفه کرده که در شرب می غلو دارد

 

مولوی

شعر در مورد گل

🌹🌹🌹

شعر بلند در مورد گل زیبا

دوست داشتن

فقط گفتن “دوستت دارم” نیست

بگذار دوست داشتنت

مثل نشانی خانه ای باشد

که نه از کوچه اش معلوم است

نه از رنگ درش

و نه از پلاکش

و فقط  آن را

از عطر گل های باغچه اش میشناسی.

🌹🌹🌹

شعر زیبای گل

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

🌹🌹🌹

شعر کوتاه گل

پیرهن گل دار بپوش

اینگونه بهار با آغوش تو هماهنگ می شود

اینگونه بوسه هایم در آغوش‌ ات گل می دهند

اینگونه آغوش تو بهاری می شود …

🌹🌹🌹

اشعار زیبای گل

نیینى باغبان چون گل بکارد

چه مایه غم خورد تا گل بر آرد

 

به روز و شب بود بى صبر و بى خواب

گهى پیراید او را گه دهد آب

 

گهى از بهر او خوابش رمیده

گهى خارش به دست اندر خلیده

 

به امید آن همه تیمار بیند

که تا روزى برو گل بار بیند

 

فخرالدین اسعد گرگانی


🌹🌹🌹

پس ِ پشت ِ‌مردمکان ات

فریاد کدام زندانی ست

که آزادی را

به لبان برآماسیده

گل سرخی پرتاب می کند؟

 


بخوانید: اشعار عاشقانه سهراب سپهری؛ گلچین شعر نو و ناب زیبای عاشقانه سهراب سپهری


شعر در مورد گل

شعر زیبای گل

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

🌹🌹🌹

خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله

ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله

 

در طرف چمن ساقی دوران می عشرت

در ساغر گل کرده و پیمانه لاله

 

بر سرو و سمن لؤلؤ تر ریخته باران

بر لاله و گل در و گهر بیخته ژاله

 

وز شوق رخ و قامت تو پیش گل و سرو

بلبل کند افغان به چمن فاخته ناله

 

ای دلبر گلچهره که مشاطه صنعت

بالای گل از سنبل تر بسته کلاله

 

آهنگ چمن کن که به کف بهر تو دارد

گل ساغر و نرگس قدح و لاله پیاله

 

عید است و به عیدی چه شود گر به من زار

یک بوسه کنی زان لب جان بخش حواله

 

گفتی چه بود کار تو ‌هاتف همه عمر

هر روز دعاگوی توام من همه ساله

 

هاتف اصفهانی

 

شعر در مورد گل

اشعار زیبا و عاشقانه گل

در ژرف تو

آینه ایست

که قفس ها را انعکاس می دهد

و دستان تو محلولی ست

که انجماد روز را

در حوضچه ی شب غرق می کند.

ای صمیمی

دیگر زندگی را نمی توان

در فرو مردن یک برگ

یا شکفتن یک گل

یا پریدن یک پرنده دید

ما در حجم کوچک خود رسوب می کنیم.

🌹🌹🌹

گل نگاه تو در کار دلربایی بود

فضای خانه پر از عطر آشنایی بود

 

به رقص آمده بودم چو ذره‌ای در نور

ز شوق و شور که پرواز در رهایی بود

 

چه جای گل که تو لبخند می‌زدی با مهر

چه جای عمر که خواب خوش طلایی بود

 

هزار بوسه به سوی خدا فرستادم

از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود

 

شب از کرانه دنیای من جدا شده بود

که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود

 

فریدون مشیری

 

🌹🌹🌹

مجموعه اشعار عاشقانه گل

روزی نو

آغازی نو

جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟

تا در سپیده های تو پهلو گیرم

عطر گل شب بو کجایی؟

دلم می خواهد

چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی

آسمان آب شده در تنگ بلورین من

موجی کف بر لبم

که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم

و لب پر زنان به بستر خود می روم

بی آنکه تو را ببینم

روزی تو

آغازی نو

جغرافیای خانه ی من، کجایی؟

🌹🌹🌹

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می‌فروخت

با همان چشمی که می‌زد زخم مرهم می‌فروخت

 

زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر

داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می‌فروخت

 

زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر

مرگ را همچون شراب کهنه کم کم می‌فروخت

 

در تمام سال‌های رفته بر ما روزگار

شادمانی می‌خرید از ما و ماتم می‌فروخت

 

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه‌ها

گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می‌فروخت

 

فاضل نظری

 

شعر در مورد گل

شعر کوتاه گل

تو چراغ آفتابی، گل آفتابگردان

نکند به ما نتابی، گل آفتابگردان

 

گل آفتاب ما را، لب کوه سر بریدند

نکند هنوز خوابی، گل آفتابگردان؟

 

نه گلی فقط که نوری، نه که نور بوی باران

تو صدای پای آبی، گل آفتابگردان

 

نفس بهار دستت، من و روزگار مستت

قدح پر از شرابی، گل آفتابگردان

 

نه گلی نه آفتابی، من و این هوای ابری

نکند به ما نتابی، گل آفتابگردان؟

 

تو بتاب و گل بیفشان، سر آن ندارد امشب

که بر آید آفتابی، گل آفتابگردان

 

سعید بیابانکی

🌹🌹🌹

تک بیت‌های ناب با مضمون گل

 

اگر گل را خبر بودی همیشه سرخ و تر بودی

ازیرا آفتی ناید حیات هوشیاری را

 

🌹🌹🌹

 

هست تهی خارها نیست در او بوی گل

کور بجوید ز خار لطف گل و بوی‌ها

 

مولوی

 

🌹🌹🌹

 

چنین پروراند همی روزگار

فزون آمد از رنگ گل رنج خار

 

فردوسی

 

🌹🌹🌹

 

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

 

🌹🌹🌹

 

چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت

کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی

 

🌹🌹🌹

 

چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ

چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

 

حافظ

 

🌹🌹🌹

 

تا گل روی تو دیدم همه گل‌ها خارند

تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند

 

🌹🌹🌹

 

سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

که خار دشت محبت گل است و ریحان است

 

سعدی

 

🌹🌹🌹

 

ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم

در دست دیگران گلی از دور دیده‌ایم

 

صائب تبریزی

 

🌹🌹🌹

 

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست

دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست

 

🌹🌹🌹

 

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

 

خواجوی کرمانی

 

🌹🌹🌹

 

بی‌رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم

غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا

 

امیر خسرو دهلوی

 

🌹🌹🌹

 

چون به بهار سر کند، لاله ز خاکِ من برون

ای گل تازه یاد کن، از دل داغ دیده ام

 

شعر در مورد گل

 

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم

 

رهی معیری

 

🌹🌹🌹

 

روزی که بجنبد نفس باد بهاری

بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

 

هوشنگ ابتهاج

 

🌹🌹🌹

 

بر شاخه سرخ گل، مکن جای

کان حاصل رنج باغبان است

 

پروین اعتصامى

 

🌹🌹🌹

 

ای کاشکی رقیبان دانند قیمت تو

گل را چه قدر باشد در دست باغبانان

 

سیف فرغانی

 

🌹🌹🌹

 

فریاد ز بی‌مهریت ای گل که در این باغ

چون غنچه پاییز، شکفتن نتوانم

 

محمدرضا شفیعی کدکنی

🌹🌹🌹

بیدار شو!

من تمام شب را

با لالایی عشق تو

بیدار مانده ام

بیدار شو!

مرا احساس کن

ببین

جای بوسه هایم

روی لب هایت شکوفه داده اند

و تو ….

از فردا

انگشت نمای تمام مردم شهر خواهی بود

بیدار شو…

🌹🌹🌹

 دیدار من هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ نازنین تو

امروز پژمرد

همه لطف و زیبایی اش را

که حسرت به روی تو می خورد و

هوش از سر ما به تاراج می برد

گرمای شب برد

صفای تو اما ، گلی پایدار است

بهشتی همیشه بهار است

گل مهر تو در دل و جان

گل بی خزان

گل، تا که من زنده ام ماندگار است

🌹🌹🌹

دیروز

یک سال تمام

در جست‌وجویت بودم

اما تو بر لب‌هایم خفته بودی

بعد، اشتباهاً

لب‌هایم را به بهار دوختم

چشم‌هایم را به باران

قلبم را به گل

و تو

با سپیده‌ی صبح

شبنم شدی و به درونم غلتیدی

تا گلی که در اعماق قلبم بود

پژمرده نشود

ممکن است شما دوست داشته باشید