دلنوشته‌ های زیبا درباره معلم؛ جملات و متن در وصف معلم برای تشکر از او

معلم همچون والدین است. کسی که همه جوره حواسش به بچه‌های کلاسش است، گویی که این بچه‌ها فرزندان خودش هستند. از همین رو معلم مقام والایی دارد و مهم است که از وی قدردانی کنیم. در ادامه ما دلنوشته و متن‌هایی زیبا درباره معلم را آماده کرده‌ایم. با ما باشید.

دلنوشته‌ های زیبا درباره معلم؛ جملات و متن در وصف معلم برای تشکر از او

دلنوشته‌های احساسی درباره معلم

معلم عزیزم دوستت دارم ،تو به من آموختی چگونه قلم در دست گیرم. تو با زحمت های فراوانت به من کمک کردی ، شب و روز زحمت کشیده ای ، می دانم که من نمی توانم جبران کنم زحمت هایت را فقط می گویم از تو متشکرم …

من از شما معلم عزیزم ، مدیر و معاون ودیگر کارکنان مدرسه ، دلسوزتر و مهربانتر ندیدم. ای عزیزان جانم ! آرزو می کنم که همیشه زنده بمانید وبه دانش آموزان دیگر درس بیاموزید .

 معلم عزیزم دوستت دارم چون تو وقت گرانبهایت را برای ما می گذاری تا ما درس بخوانیم و یاد بگیریم تا در آینده افرادی مفید برای جامعه باشیم .

 معلم عزیزم از اولین روز ی که تو را شناختم خوب بودی .با ما شوخی می کردی .تو بهترین نمونه ی معلم کلاس پنجم بودی .دوستت دارم .

دلنوشته‌های احساسی درباره معلم

من معلم ، مدیر ، معاون و همه کارکنان دبستان شاهد را که برای ما زحمت می کشند را دوست دارم . از شما می خواهم که هیچوقت عصبانی نشوید .

سلام معلم عزیز و سخت کوشم ،تو بعضی وقتها سرمان داد می زنی ! اما من تو را درک می کنم وقتی جواب زحمتهایت را نمی دهیم و تو چقدر اذیت می شوی !

دیروز کبوتری را دیدم گفت: بنویس ، گفتم : قلم ندارم . گفت : از پر من بشکن و بنویس ، گفتم : جوهر ندارم . گفت : از خون من بگیر و بنویس . گفتم چه بنویسم ، گفت : بنویس دوستت دارم معلم

معلم عزیزم، مدیر و معاون  عزیزم من همه ی شما را دوست دارم شما برای ما زحمت می کشید . قول می دهم که زحمات شما را جبران کنم .

 ای معلم چراغ نور افروز ، برای تمام زحماتی که برای ما کشیده ای تشکر می کنم از خداوند می خواهم که طول عمر بیشتری به شما بدهد که بتوانید دانش آموزان زیادی را تربیت کنید . می دانم که شما برای ما زحمات زیادی می کشید که بیاموزیم و با سواد شویم که ما در آینده فرد مفیدی برای جامعه ی خود باشیم .

معلم عزیزن یک سال برایم زحمت کشیدی و درس زیستن و دوست داشتن را به من یاد دادی حالا از تو یاد  گرفتم که همیشه دوستت داشته باشم و هرگز فراموشت نکنم .

مطلب مشابه: متن تشکر از معلم با جملات و متن متفاوت قدردانی و سپاسگزاری از معلم و استاد

دلنوشته‌هایی از طرف معلم به دانش آموزان

دلنوشته‌هایی از طرف معلم به دانش آموزان

عزیزان من اگر یک چیز را بخواهم

که از من در زندگی تان به خاطر داشته باشید

و گه گاهی به آن بیاندیشید

این است که زندگی و عمرتان را خرج شناخت کنید

شناختی که از جاده علم و عقل عبور می کند

شناختی که در نهایت شما را به عشق رهنمون خواهد شد

دانش آموز عزیزم

می خواهم با خواندن این متن

به محبت حقیقی و عشق این معلم سخت کوشت پی ببری

می خواهم بدانی

که در فکر و ذهن من برای تو جایی هست

و برای همیشه مال توست

می خواهم بدانی

که آینده و سرنوشت تو برای من مهم بوده و هست

می خواهم بدانی

که نقش آفرینی و تاثیر من در سرنوشت

آگاهانه و دلسوزانه و هدفمند بوده است

می خواهم از صمیم دل بفهمی

که من خوشحالم از اینکه در موفقیت

پیروزی و پیشرفت های تو سهیم هستم

شاید دانش آموزهایم شلوغ باشند

گاهی از شدت بازیگوشی امانم را ببرند

آن چنان که من می خواهم اصلا درس نخوانند

آن چنان اذیتم کنند که تا پایان روز حال خوشی نداشته باشم

شاید حقوقم نسبت به خیلی از مشاغل کمتر باشد

شاید کسانی در جامعه نسبت به من

و شغلم کم مهری کنند و هزار شاید دیگر

اما هرگز لذت معلمیم را با دنیا عوض نمی کنم

لذت استقبال یک دانش آموز برای آموختن از میان چندین نفر

لذت معرفت بچه های پاک و معصوم

لذت سلام های از فاصله چند متری در خیابان

و حال و احوال پرسی دوستانه و خالصانه شان

من لذت معلمی را با دنیا دنیا رفاه عوض نخواهم کرد

دوستتان دارم فرشتگان کوچک من

مطلب مشابه: متن تشکر از خانم معلم (جملات سپاسگذاری از معلم برای دانش آموزان)

کلاس من قطعه ای از بهشت است

چه کسی این را درک می کند جز یک آموزگار

لبخند صبحگاهی و دست سرد اما صمیمی یک کودک

دریافت یک گل مچاله از دست او

سلام سرشار از احساسات

اظهار نظر صادقانه ی یک دانش آموز بیش فعال

شمیم خوش تلاوت کودکانه ی سوره ناس

زیبایی روخوانی یک کودک کلاس اولی

کلنجار مصرانه ی او با کلمات

احساس زیبای پرورش یک عادت صحیح در نسل فردا

این ها همه به آموزگار می فهماند

که کلاسش قطعه ای از بهشت است

دلنوشته‌هایی از طرف معلم به دانش آموزان

کلاس اول، کلاس دوم

یکی یکی بالا می‌ روید و می‌ آموزید

از این مهر یکی یکی مهر‌ها را پشت سر می‌ گذارید

یکی یکی کلمه‌ ها را می‌ بوسید

و یکی یکی در جمله‌ ها نفس می‌ کشید

صدای کلمات در گوش ماست

کلماتی که بهار می‌ شود

از شکوفه‌ های خود همه جا را عطرآگین می‌ سازد

و بدانید که در آموختن هیچ گاه سکوی آخری وجود ندارد

دانش آموز عزیزم این سال تحصیلی هم به پایان رسید

سال های دیگری خواهد آمد و خواهد گذشت

مثل سالهایی که آمد و گذشت

در این میان تو باید رشد کنی

و هر روز چون نهالی که ریشه در دانایی دارد

ببالی و بدل به درختی سربلند و تنومند شوی

درختی که سر به بلندای آسمان و نور خواهد سود

مطلب مشابه: متن ادبی تشکر از استاد + جملات زیبای کوتاه برای تشکر از معلم و استاد

متن یادگاری برای دانش آموز کلاس اول ابتدایی

نوگل خوبم آب اولین کلمه ای است که فرا می گیری

آب یعنی زندگی

آب روشنایی است

آب سرچشمه ی پاکی است

به فال نیک می گیریم نوشتن نخستین کلمه را

امیدوارم آینده ات به روشنی و زلالی و پاکی آب باشد

دلنوشته‌هایی درباره مقام معلم

دلنوشته‌هایی درباره مقام معلم

– ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی سپاست می گویم، تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم . ای نجات بخش آدمیان از ظلمت جهل و نادانی،ای لبخندت امید زندگی و غضبت مانع گمراهی تو را سپاس می گویم . این تویی که با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجود می پرورانی و شهد شیرین دانش را به کام تشنگان می ریزی. پس تو را ای معلم به وسعت نامت سپاس می گویم . همان نامی که چهار حرف بیشتر ندارد ، اما کشیدن هر حرف و صدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد

معلم عزیز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند کنم . دل دریاییت لبریز از آرامش است همچون کوه استوار از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های دشت دانش آموختگی فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما و حرارت کلبه ی سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای تو می روید، طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ زندگی را به شور در می آورد

معلم عزیز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند کنم . روانی به لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف لبریز است . دستهای روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از نیروی ایمان و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ، صفای بستان ، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در تو خلاصه نمود . معنای کلام امید بخش تو همچون نسیم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزی و صبر ایمان را از پیامبران به ارث برده ای و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی هستی . قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه باغ های زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی ماست

معلم عزیز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند کنم . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی و ظلمت اندیشه را نور می بخشی . ‹‹ و ما یستوی الاعمی والبصیر . و لا الظلمات ولا النور ›› و هرگز کافر تاریک جان کور اندیش با مومن اندیشمند خوش بینش یکسان نیست وهیچ ظلمت با نور یکسان نخواهد بود . چگونه سپاس گویم مهربانی و لطف تو را که سرشار از عشق و یقین است . چگونه سپاس گویم تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه تو مرا نه توان سپاس است و نه کلام وصف . تنها پروانه ی جانم بر گرد شمع وجودت ، عاشقانه چنین می سراید : معلم کیمیای جسم و جان است … مــعلم رهنمای گمرهان است…. شـده حک بر فراز قله ی عشق …. معلم وارث پیغــــمبران است

مطلب مشابه: تبریک عاشقانه روز معلم به همسر جان با متن های زیبا

دلنوشته‌هایی درباره مقام معلم

سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار هر روزت مبارک باد و ای پروردگار کوچک قلبم که خداوند بزرگ معلمت نامید ، روزت مبارک

– اوراق زرین تاریخ تربیت سیمای درخشان مربیان نام آوری چون ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد (ص) ، علی (ع) و فاطمه (س) و زینب (س) را بر خود نقش ابدی زده است آنان که با پیکار مقدس خویش حماسه های شکوهمند و جاوید در سازندگی انسان متعهد به وجود آوردند و با تزکیه و تعلم کاخ بلند پایه ی علم و فضیلت را بنا نهاده و پرچم توحید را برافراشتند و امروز شما عزیز گرامی ادامه ی این نهضت عظیم را بر عهده گرفته ای ضمن بزرگداشت خاطره استاد مطهری و گرامیداشت روز معلم برایتان در این راه آرزوی موفقیت می نمایم

چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی و با شور عشقت مرا سیراب کردی جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی چگونه پاس دارم تورا اینک که می دانم خدا هم نیز چون من تورا بسیار دوست می دارد من هم چون خدایم تو را دارم سپاس بی حد.

– ای باغبان دلها دل را به تو سپردم سیراب کن ز علمت کویر تشنه ام را بعدش بکار درخت پر بار مهربانی تا بار ان ببارد بر بوستان دلها جاری شود چو خونی درجات بی توانها . ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختم ……… روزت مبارک

معلم باغبان باغ عشق است معلم قافله سالار عشق است همه کار معلم کار عشق است. معلم بر اوج جانها خط دانش وایمان می نگارد و در ضمیر پاک دانش آموزان نقش فطرت را برجسته تر می سازد و با خامه تعلیم جامعه تربیت بر اندام روحشان می پوشاند  و با کاشتن بذر عفاف و صداقت عفاف و صداقت تعهد در دلها ارزش فوق مادی می افریند.

ای معلم !رنج امروز تو اعتلای فرهنگ ومکتب و میهن فردا ی ماست .تو (امروز ) خود را وقف (فردا) ی ما کرده ای و همچو شمع قطره قطره می سوزی تا دل وجان ما را روشن سازی .

ای معلم!….. تو باغبان دلسوز نهالهای امروز سروها ی سرافراز فردایی . دست کریم و قلب پر مهرت را از سر وجان دانش آموزان این ساقه ها ی نورس وشکوفه های جوان دریغ مدار تا عطر فردایشان یادگار بذر افشانی تو باشد و بویندگان این گلها ی زیبا به باغبان افرین گویند

معلما!…. شمع از تو آموخته است روشنی بخشیدن در تاریکی را باغبان از تو دارد تجربه ی تربیت گلها و آبیاری باغچه ها و گلدان ها را. ای معلم!….. ای فروغ ظلمت ستیز ای مهربان ای غمخوار ای ابر برکت بار!

ما گلبوته های کنار جویباریم تو آب روشن وجاری. کام جانمان تشنه زلال (معرفت ) است. ما لوح سفید دلمان را به (امانت ) به تو سپرده ایم) .در قلبهای ما مشعل هدایت و ایمان بیفروز و مشام ما را با عطر یقین و معنویت  معطر ساز .

دلنوشته‌هایی درباره مقام معلم

باغچه کوچکت همیشه بهاری! کلماتی که بر تخته سیاه می‏نویسی، ابرهای بهاری‏اند که باران را به تشنگی گلبرگ‏ها مهمان می‏کنند. همه اتفاقهای تو به گل سرخ می‏رسند. پنجره‏های کلاست را با پروانه‏ ها فرش کرده‏ای و دیوارهای کلاست را با بوسه شاپرک‏ها، کاغذدیواری. نیمکت‏های کلاس، مثل کلام تو هیچ‏گاه بوی کهنگی نمی‏گیرند. کلاست باغچه‏ای از گل‏های همیشه بهار است که عطر زندگی را از جانت می‏آکنند

– نفس‏هایت رسولان روشنی‏اند. کلمات تو ساده‏ ترین شکل ترجمه خورشید است ؛ وقتی بر روی مستطیل جامانده بر دل دیوار می‏نویسی و نور را نقاشی می‏کنی. گرد گچ‏های سفید که بر شانه‏ هایت می‏نشیند، انگار با لبخندی مهربان، دماوند در مقابلمان ایستاده است؛ با همان سربلندی همیشگی. اگر کسی چروک‏ های پیشانی‏ات را دنبال کند، به رنج باغبانی می‏رسد که سال‏هاست گل‏هایش را از بیم خزان، به بهارهای در راه سپرده است، باغبانی که هر صبح، با لبخندی بی‏پایان، بهار را به باغش دعوت می‏کند. همه جاده ‏هایی که تو نشان می‏دهی، به «خرد و روشنی» می‏رسند. صدای گام‏هایت، زمزمه محبتی است که پیام آور دنیایی از مهربانی است. صدایت، قاصدک‏ ها یی‏اند که خبر از آینده‏ای روشن، از روزهای نیامده برایمان می‏آورند

همیشه خستگی‏هایت را پشت لبخندهای ما گم می‏کنی؛ لبخندهایی که بوی افتخار و غرور و سربلندی می‏دهند، لبخندهایی که بوی امید می‏دهند، لبخندهایی که بوی بالندگی می‏دهند. ما ماهیان قرمز کوچکی هستیم که غیر از آب ندیدیم و از هم می‏پرسیم آب را و تو رودی هستی که به اقیانوس‏های دور، پیوندمان می‏دهی و آب را برایمان بخش می‏کنی. تو ابری؛ جان تشنه کویری ما را از باران دانش سیراب می‏کنی

– تو چشمه‏ای هستی که زلالی را در زیر سایه درخت دانایی، به ما تعارف می‏کنی. تو به ما یاد می‏دهی تا مثل همه پرنده ‏ها پرواز کنیم و یادمان می‏دهی که خویش را به خداوند برسانیم؛ مثل تمام آه‏هایی که از دل‏های سوخته می‏آید. وقتی که مثل همیشه آرام آرام شروع می‏کنی به صحبت کردن، انگار قناری‏ های مست، دارند بهار را آواز می‏کنند! دست‏های گرمت را می‏ فشاریم که گرم‏ترین دست دوستی هاست. آب حیات، همین کلماتی‏اند که تو به ما می‏ آموزی، بی‏ آنکه چشم طمعی داشته باشی؛ تنها لبخند ما کافیست. کلماتی که تو می‏ آموزی، هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد

ما درس چگونه زندگی کردن را از تو آموخته‏ایم و تمام دار و ندارمان، کوله باریست از آموخته‏ های تو که سال‏ها پیش از مسافر شدن، در دست‏هایمان نهادی تا سربلند به مقصد برسیم. همیشه دلگرم مان کردی تا جاده‏های پر پیچ و خم زندگی را با امیدواری طی کنیم. حالا که باغچه زیبایت به بار نشسته، بخند؛ بخند مثل همیشه، تا ما همه خستگی راه را فراموش کنیم. بخند، زیبا بخند! بهار جاودانه گل‏هایی که تو پرورش دادی مبارک باغبان؛ خسته نباشی

اردیبهشت، با نفس‏های پیامبرانه‏ات جوانه می‏زند و تو می ‏آیی تا خورشید آگاهی را در قلب‏های حاصل خیز فرزندان سرزمینت بکاری. دستان سپیدت بر پیکر تخته سیاه، نور می‏پاشد و الفبای روشنی، در اذهان تاریکمان حک می‏شود. وارد که می‏شوی، چشم‏های شوقمان چون پنجره‏هایی آفتابی، به سویت گشوده می‏شوند. می‏ آیی و عطر حضورت فضای کلاس را پر می‏کند. ای راز دار دل‏های کوچک و معصوم و سنگ صبور غم‏های پروانه‏ ها! تو آمده‏ای تا روح حقیقت را پاسداری کنی و از چهره جاهل زمین، گرد و غبار این همه ندانستن را بزدایی. آمده‏ای تا نهال‏های سبز را باد هرزه گرد پاییز، به داس زردش نچیند.

لب که به سخن می‏گشایی، صدها پرنده سپید بال در آسمان معرفت به پرواز می‏ آیند و من لبریز این همه آبی، پریدن را تجربه می‏کنم. نگاهم که می‏کنی، تار و پود جانم لبخند می‏زند. دست‏هایت، ریشه ‏های کنجکاوی‏ام را محکم می‏کند و صدای فرشته سانت، سایه غول‏های نادانی را از کوچه‏ های جانم می‏تاراند. ای آسمانی زمینی رخسار! اینگونه که عاشقانه به رویشمان کمر بسته‏ای، دیر نیست که از هر گوشه این خاک، صنوبرانی سربلند، با انگشتان سبزشان، گیسوان خورشید دانش و فن آوری را شانه بزنند و ستاره ‏های فروزان پژوهش، از چشمان آگاه همین نوباوه‏گان بزرگ اندیشه، روشنی بخش رصد خانه‏ های تاریک جهان گردد. تو را چه نامم ای عصاره مهربانی و ایثار و عشق؟ از شیره جانت می‏نوشانی و رگ‏های کبودمان را از خون کاوش و تفکر می ‏انباری، تا نفس‏های زندگی‏مان، با نبض آینه‏ ها هماهنگ شود. دوستت داریم. می‏ ستاییمت و خاطر خستگی ناپذیرت را به واحه ‏های خرم ایمان و عشق می‏سپاریم

دلنوشته‌هایی درباره مقام معلم

رو به روی تپش‏های پر شتاب تعهّد که نامش معلم است، گل‏های آرامش آمده ‏اند و دسته دسته بوسه آورده‏اند؛ با خوشه های رنگارنگ تقدیر و تبریک‏ های از دل برآمده: ای آموزگار مهربان، معلم خوب من! عطر گل، همه جا پیچیده. هم کلاسی‏های نور، یکی یکی در پیشگاه امروز، بسته ‏های سپاس را هدیه می‏دهند. شاد باش‏ها از سمت ماه می آیند، روی میز معلّم. شور و شوق‏ها، از پشت لحظه ‏ها سَرَک می‏کشند. فضای کلاس از بوی معلّم، سرشار است

معلم، هر روز در ایستگاه صبح می‏ ایستد تا اتوبوس بی‏قراری بیاید و او را به کلاس محبّت ببرد. معلم می‏ آید و نسیم یادگیری در موسم شعور می‏ وزد. الفبای عشق، بر دل کلاس می‏نشیند. می‏ آید و باز قدم می‏زند بین ردیف صندلی‏ های «توانا بود».می‏ آید و بوی خوش دانش، تا بهشت امتداد می‏ یابد. می‏ آید و باز به صورت دقیقه ‏ها، لبخند می‏ پاشد و بر سرِ اندیشه‏ های بزرگ فردا، دست نوازش می‏کشد و همچون باغبانی دلسوز، قد کشیدن دانه دانه نهال‏هایش را انتظار می‏کشد

وقتی قلم می‏ لغزد در ناکجا آباد جغرافیای اندیشه یعنی نسیم روح تو وزیدن گرفته است. در هر کرانه خواندن و نوشتن؛ حضور آبی تو موج بر موج، بالا می‏رود؛ تو که در تکاپوی رشد و تعالی نسل‏ها گم شدی؛ تو که خاطره هایت با نیمکت‏ های ساده و پرهیاهو و با تخته سیاهی که سپیدی روز را می ‏آموخت، گره خورده است. تو با واژه‏های آسمانی ذهنت، بغل بغل محبّت همراهشان می‏کردی و به سینه گشاده شاگردان نوپا هدیه می‏دادی. تو در پژواک پرستوهای عاشق، تکرار می‏شوی و در ترانه باران، تازه‏تر از همیشه می‏درخشی. قاصدک خیال مهربان تو، همیشه رو به آسمان، در اندیشه بارور شدن بذرهایی است که پاشیده‏ای. تو به فرداهای روشن دانش‏ آموزان خویش می‏ اندیشی و ما در تکان‏های قطار زندگی روی ریل روزگار، در هر نوشته‏ای، در هر لغزشی که از قلم سر می‏زند و در رویش هر فصلی، یاد تو را زنده می‏کنیم. ای صبور آسمانی، معلم علم و الهام، ای آموزگار! از تو چه بگوییم که خود به ما آموختی گفتن و نوشتن را؟به رشته‏ های مهر که بر گردنم آویخت ه‏ای سوگند که همواره می‏ ستایمت

تو را به یاد می‏ آورم که در چشم ‏های کودکی‏ ام لبخند می‏زدی، آن گاه، درختان شکوفه می‏ آوردند. حیاط کوچک مدرسه، چقدر برایم بزرگ می‏شد وقتی صدایم می‏کردی و الفبای روشنی رادر گوش جانم می‏ آویختی! گویی در ژرفای صدایت، پرندگان آشیانه داشتند. در زیر بارانِ پرسش‏ های بی‏شمار من، چتر نوازش نگاهت را می‏گشودی و صبورانه مرا می‏ آموختی که ابرها چگونه تشکیل می‏شوند، باران چگونه می‏بارد، فصل‏ها چرا پدید می‏ آیند و راز اختلاف شب‏ها و روزها چیست. من در کلاس شکوه تو، برای دومین بار متولد شده ‏ام؛ از همان روز که درسِ مهربانی‏ات چراغ زندگی‏ام شد تا کوره راه‏های جهل و تاریکی را در پرتو پر فروغش، به سلامت پشت سر گذارم. هر چه بیشتر تو را سرمشق خود قرار دادم، راه برایم روشن‏تر شد و خورشید علم و دانش، زندگی‏ام را حرارت بیشتری بخشید. سال‏ها می‏گذرد؛ اما من هنوز به آبیِ بی‏کران نگاهت می‏اندیشم که مشتاقانه، صدف‏ های گهر بار آگاهی را در دست‏های من لبریز می‏کرد. می‏خواستی بدانم و دانایی را با زمزمه ‏های مهربانی‏ات، در روح و جان من تلقین می‏کردی همواره در دعاهای شبانه‏ام تو را یاد می‏کنم و از خداوند، علوِّ درجاتِ معنوی‏ات را آرزو دارم.

مطلب مشابه: انشا معلم ؛ انشا در مورد معلم ؛ 7 انشای زیبا در مورد معلم و شغل معلمی

مطالب مشابه را ببینید!

جملات رسمی و اداری تبریک روز پدر (پیامک تبریک روز مرد به همکار، معلم، رئیس و دوست) تبریک روز زن و مادر به استاد و معلم (متن و عکس نوشته تبریک روز زن کوتاه به استاد و مربی) تبریک شب یلدا به معلم و استاد؛ جملات رسمی و صمیمانه جدید تقدیم به آموزگار پیام تبریک به مناسبت روز جهانی معلم + عکس نوشته ویژه تشکر از معلم متن خداحافظی معلم از مدرسه و دانش آموزان با جملات زیبا انشا معلم ؛ انشا در مورد معلم ؛ 7 انشای زیبا در مورد معلم و شغل معلمی جملات روز معلم برای دبیر، استاد دانشگاه و معلم با متن های رسمی و ادبی متن تشکر از معلم با جملات و متن متفاوت قدردانی و سپاسگزاری از معلم و استاد متن تشکر از خانم معلم (جملات سپاسگذاری از معلم برای دانش آموزان) متن ادبی تشکر از استاد + جملات زیبای کوتاه برای تشکر از معلم و استاد