متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

جملات زیبای فاز سنگین دلتنگی برای دوست و متن های دوری از رفیق را با چند عکس نوشته برای دوستان در این بخش روزانه گردآوری کرده ایم.

متن و جملات فاز سنگین دلتنگی دوست

به نامِ لبهایت..

ترانه ای می‌نویسم!
سرخ،
صورتی، بنفش،
وسطر به سطر بوسه،
تا مرهم شود؛
زمهریرِ زخمهای دلتنگی را…

***

من و نداشتن تو و دلتنگی و دوری و…
من برای غمگین بودن هزار دلیل دارم که هر هزار تا دلیل به تو برمیگرده.
آره عزیزم حالا تو بازم بهانه تراشی کن برای نیامدن سر قرار های مان و جواب ندادن تلفن های مکررم!
عذابم میدهی و من همچنان عاشقانه میخواهمت
حماقت یعنی همین!

***

دلتنگی اتفاق عجیبی ست
گویی خواهی مُرد
اما
نمی میری..
به غم کسی اسیرم

که ز من خبر ندارد…
یه دختر باید اونقدر قوی باشه که از پسِ دوست نداشته شدن بربیاد…!
🙂
اونجا که شاعر میگه:
“تو را راندم
ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد”
انقدر غم زیاده که آدم دلش می‌خواد با همون آسمان بمیره

***

متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

ماندن “مرد” می خواهد، پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن “مرد” می خواهد، مردانگی به منطقی بودن نیست،عشق و عاشقی کردن”مرد”می خواهد،احساس امنیت”مرد”می خواهد،شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد”مرد”می خواهد،،مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست،،مردانگی اصلا به مرد بودن نیست!ماندن”مرد”می خواهد،ساختن”مرد”می خواهد،بودن”مرد”می خواهد..‌‌

***

تاکی میخواهی خودت را کناربکشی….
تو کع میدانی دلتنگت شدع است…
تو کع میدانی کع چقدر دوست دارداینبار
تو پا پیش بگذاری برای دیدنش….
تو کع تمامش را میدانی….
ولی باز ساکت میمانی تامبادا دوربردارد
این راهم بدان جانم….
یک قدم بعد دلتنگی،دلسنگی ست

***

متن دوری از رفیق

سهم “من” از “تو” عشق نیست ،

ذوق نیست ،اشتیاق نیست

همان دلتنگی بی پایانی ست که

روزها دیوانه ام می کند..

***

متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

پنجشنبه…
باید عاشقانه هایت را ذخیره کنی
برای عبور از دلتنگی جمعه
کوله پشتی ات را پر کن
که، عصر دلگیر در راه است….

***

حالا که میروی همراه جاده ها برگردو پس بده تنهایی مرا
بی خاطرات تو بی آرزوی تو دل را کجا برم شب گریه را کجا
دیگر تنها گریه حالم را میداند از عشق دلتنگی هایش میماند
جا ماندی آه ای دل ای موج بی ساحل

***

می‌ دانستم
یک روز خسته می‌ شوی
می‌ روی
من می‌ مانم و یک عمر
دلتنگی …

***

زن ها میتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند
آواز بخوانند
غذای دلخواهت را تدارک ببینند
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها میتوانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند
ببخشند و بخندند
تو از طرز آرایش موهایش یا رنگ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش ،
هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است
زن بودن کار ساده ای نیست!

***

متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

دلتنگی شـعر نمیـخواهد
موسیقـی میـخواهد،
موسیقـی صداے تـو !
ڪہ آرام در گوشـم
مـی پیچـد ،
وقتـی عاشقانـہ مـی گویـی؛
دوستت دارم

***

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.
گفتم : آره، این طرفا دریا سرِ سازگاری نداره با کسی.
گفت : دریا خیلیا رو کُشته
اما اونایی که من میگم
همشون از دلتنگی خفه شدن.

***

متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

تلخ ترین دلتنگی، دلتنگی واسه خودته
واسه کسی که قبل از اون بودی!

***

با چشم هایت حرف دارم…!
می خواهم ناگفته های بسیاری را
برایت بگویم

از بهار،
از بغض های نبودنت،
از نامه های چشمانم
که همیشه بی جواب ماند

باور نمی کنی؟!
تمام این روزها
با لبخندت آفتابی بود…
اما
دلتنگی آغوشت… رهایم نمی کند،

به راستی…

عشق بزرگترین آرامش جهان است!

***

فاصله ها هیچوقت
دوست داشتن را کمرنگ نمی‌کنند
بلکه دلتنگی را بیشتر می‌کنند.
علی محمد فغانی

***

جملات دلتنگ شدن برای رفیق عزیز

شب چه صبور است
چه دلِ بزرگی دارد
که پایِ دلتنگی عاشقان
تا صبح بیدار است …!

***

دلتنگی یعنی :
او باشد ، اما برای تو نباشد…

***

کاش قرصی هم برای دلتنگی های جمعه میساختن پزشک ها
با دلتنگیت چه کنم ؟!!!

***

متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

تو از آن من نیستی
اما تو را دوست دارم
هنوز تو را دوست دارم
و دلتنگی ات مرا میکُشد…!

– محمود درویش –

***

مطمئنم گفته بودی
با توام ، تا روز مرگ
من فقط شڪ میکنم گاهی
مبادا مرده ام …..

***

تو در مورد دلتنگی واقعی
چیزی نمیدونی
چون این تنها زمانی اتفاق
می افته که…
کسی رو بیشتر از خودت
دوست داشته باشی …

***

خوشا به حال این شهر
که با اولین بارش باران
تک تک شاعران به صف میشوند،
برای شعری در وصف اشک هایش سرودن…
کاش شاعری هم پیدا شود
تا برای باران این دل بیقرارم
در کوچه پس کوچه های دلتنگی
شعری بسراید
مهران_قدیری .

***

از دلتنگی کردن برای کسی که جاتو با یکی دیگه پر کرده
دست بردار

***

متن های فاز سنگین های دلتنگی و دوری دوست و رفیق

این روزها
دلتنگی را
با تمام وجودم
در آغوش کشیده ام
…این روزها
چشمهایم را
در حوض نقاشی اشک
جور دیگری شسته ام
…این روزها
شعرهایم را
به وزن و بی قافیه
تکراری و پر درد
اصلا بهتر است که بگویم
جور دیگری گفته ام
…این روزها
من
تقاص دوست داشتنت را
بدجوری داده ام
…این روزها
ساعت زندگیم را
روی زمان صفر کوک کرده ام…

***

متن و عکس نوشته فاز سنگین دوری از دوستان

نمیدانی اما من دلم برای تک تک لحظاتی که با تو گذشت تنگ شده.

و دلم برای تمام فرکانس‌های صدایت، حتی گرمای نفس هایت پر میکشد هنوز!

اما امروز تمام قد جلوی دلتنگی‌هایم برای در آغوش کشیدنت، ایستاده‌ام
غرورم را سفت چسبیده‌ام
و میدانم تنهایی‌ام را به‌این ‌سادگی‌ها نخواهم فروخت!
چون شنیده ام که می‌گویند
دلتنگی هیچوقت دلیل قانع کننده ای
برای تکرار یک اشتباه نیست … میس_زد
دختر پاییز

***

شب قضیه اش فرق می کند،
شب ها زیر سقف خانه های شهر
نه اثری از تظاهر می ماند و نه ردی از خنده های دروغین،
شب ها
آدم ها می مانند و تلخی حقیقت،
آدم ها می مانند و تنهایی و اشک و تاریکی و سکوت،
و یک دلتنگی بی انتها…
برای همه ی آنهایی که باید باشند،
اما نیستند!

***

گاهی دلت می‌‌خواهد
دنج ‌ترین گوشه دنیا بنشینی و
با خیال راحت
دلتنگی ‌‌هایت‌ را پهن کنی‌ و
دوستت دارم‌ ها را فریاد بزنی‌
برای کسی‌ که قرار نیست
هیچ وقت بفهمد دوستش داری…

***

شرح دلتنگی من بی تو
فقط یک جمله ست

تا جنون فاصله ای نیست
از اینجا که منم …

***

ماه دوست داشتنی من!
از هیجان نمی دانم چگونه آمدنت را بنویسم
باورم نمی شود صدای پای آمدنت می آید
بعد از این همه دلتنگی،

در میان این همه غبار،

آمدنت دلم را خوش پوش کرده است
واژه ها هم در این لحظات در پوست خود نمی گنجند و

پناه آورده اند به آرامش

و مرا دوباره به ضیافت آغوش تو نوید می دهند

***

دلم تا برایت تنگ می‌شود،
می‌نشینم اسمت را می‌نویسم
می‌نویسم…می‌نویسم
بعد می‌گویم:
این همه او…
«پس دلتنگی چرا؟!»

***

دیگر خسته شدم از کنارهم
چیدن واژه ها
بیان دلتنگی روزهایم از زبان شعرها
نه شنبه میخواهم
نه یکشنبه یا آخرهفته های عاشقانه
هیچ کدام را نمیخواهم
فقط تو …!
لطفا بیا…

***

من و تو میتوانستیم یک قصه باشیم
در کتابی قدیمی…
مثلا من، خانه ی متروکی
در جاده ای دور افتاده
با پنجره های بسته
چراغ های خاموش
و پر از دلتنگی …
که هر غروب آواز کلاغ ها کلافه ام می کند
و تازیانه ی بادها بر پیکرم فرود می آید …
غمگین، تنها، خسته…

این مطالب را هم ببینید