حاضر جوابی با ادب ( جملات سنگین ادبانه در جواب گستاخی )
حاضر جوابیِ همراه با ادب، هنری است که در آن انسان بیآنکه از مدارِ اخلاق خارج شود، بیادبی را پاسخ میدهد و گستاخی را در لفافهای از کلماتِ مؤدبانه، بیاثر میکند. در این بخش از سایت، مجموعهای از حاضر جوابی با ادب و جملات سنگین ادبانه در جواب گستاخی را گردآوری کردهایم. این عبارات، بازتابی از سیرهٔ بزرگان و بزرگانِ سخن است که هرگز اجازه ندادند رفتار ناپسند دیگران، آنان را به سطحی فروتر از خویشتن خویش بکشاند.

جواب دندانشکن ادبی
ماشینتون خیلی قدیمی شده چرا عوضش نمی کنید؟
مگه هر چیزی که قدیمی شد رو باید عوض کرد؟
پس فامیلامون چی؟
چرا دماغت رو عمل نمیکنی؟!
چون دوستش دارم نمیخوام اذیتش کنم.
اینهمه حقوق میگیری، پول هاتو چیکار می کنی؟!
بالاخره خوشگلا خرجشون بالاست دیگه.
کی رفته بودی سفر؟
به یه همسفر.
یکم اگه قدت بلندتر بود خیلی خوش هیکل بودی!!
عزیزم اگه به قد بود که عکس زرافه می رفت رو همه ی بیلبورداااا
چقدر موهات سفید شده؟
آره می بینی خیلی جذاب ترم کرده!!!
لباستو چند خریدی؟
ارزون.
این همه کتاب می خونی که چی بشه؟
تا یاد بگیرم تمرکزم روی زندگی خودم باشه.
رتبه کنکورت چند شد؟
به نسبت تلاشم خوب شد!!
خوشگل ندیدی؟
چرا هر روز جلو آینه میبینم.
جرعت نداری باهام بحث کنی!!!
من به حقوق حیوانات احترام میزارم.
بچه ات چرا حرف نمیزنه؟
آداب حرف زدن مهمتره
که دیگران خیلی ام نیاموختن انگار
حاضر جوابی در چت با دختر عاشقانه | متن خندهدار حاضر جوابِ عاشقانه

چقدر موهات کمه؟؟؟
آره خب بهای خالی نبودن توی سر
خالی شدن روی سره
چرا ازدواج نمی کنی؟
هر وقت موقعش شد از شما حتما نظر می خوایم نگران نباشید.
ازت بدم میاد!!
عزیزم منم اگه وقت داشتم بهت فکر می کردم
ارت بدم میومد
چقدر چاق شدی؟
خدا را شکر بهم حسابی خوش میگذره
حرص چیزی رو نمی خورم.
چقدر قدت درازه؟
یا چقدر قدت کوتاهه؟
چیکار کنم خدا از هر چیزی
سنگ تمومش رو برام گذاشته.
عکس نوشته حاضر جوابی
غذات اصلا خوشمزه نبود؟
اگه خوشمزه بود که نمیدادم تو بخوری.
پارسال دوست امسال آشنا؟!
ایشالا سال بعد دشمن.
چقدر خسیسی؟!
کسی که بلد نیست خرج کنه
به درست خرج کردن میگه خسیسی!
چقدر چشمات ریزه؟!
خداروشکر چشمام ریزه
عیب های شما کمتر به چشم میاد
چقدر بی عُرضه ای تو!!!
یه کم از با عرضه بودن هات بگو یاد بگیریم.
در جواب شوخی کردم بابا؛
آخرین کسی که شوخی کرد بدجوری پشیمون شد.
«نظرتان کاملاً محترم است، اما برای من اهمیتی ندارد. من تصمیم خودم را گرفتهام و نیازی به تأیید شما ندارم. هر کسی حق دارد فکر خودش را داشته باشد، درست مثل من.»
«متشکرم که نظرتان را گفتید. اما نه با شما موافقم و نه قرار است نظرم را عوض کنم. بیایید به جای بحث کردن، به کارهای خودمان برسیم.»
«حرفتون قشنگ بود، ولی جای عمل نداره. من اهل حرف نیستم، اهل عمل هستم. هر وقت دیدم نتیجه حرفتان را، نظرتان را میپرسم. فعلاً نه.»
«خیلی لطف دارید که نگران من هستید. اما من آدم بزرگم و بلدم چه چیزی برایم خوب است. شما نگران خودتان باشید، خواهش میکنم.»
«بله درست میگویید، حق با شماست. اما نه در این مورد. متأسفم که باید بگویم کاملاً اشتباه میکنید. حالا ببخشید، کار دارم.»
«نظر شما برای من ارزشمند است، همانطور که نظر من برای خودم ارزشمندتر است. بگذارید هر کسی راه خودش را برود، شاید روزی به نتیجه مشترک برسیم، شاید هم نه.»
«از اینکه وقت گذاشتید و نظر دادید متشکرم. اما من قبلاً به اندازه کافی فکر کردم و به جمعبندی رسیدهام. نیازی به مشاوره ندارم، مرا ببخشید.»
«حرف شما شنیده شد. الان نوبت حرف من است: نه. جوابتان روشن است، دیگر نیازی به توضیح نیست. اگر نمیفهمید، تقصیر من نیست.»
«بابت نگرانیتان سپاسگزارم. اما من اشتباهات خودم را دوست دارم، چون از آنها یاد میگیرم. اجازه بدهید خودم یاد بگیرم، نه با نصیحت شما.»
«نظرتان محترم، اما مهم نیست. من به دنبال تأیید شما نیستم. فقط به دنبال راه خودم هستم. اگر موافق نیستید، مسئله من نیست. روز خوش.»
«میبخشید، اما من از شما نظر نخواستم. اگر خواسته بودم، الان جوابتان را محترمانه میشنیدید. حالا هم که نخواستم، نیازی به شنیدن نیست. ببخشید.»
«خیلی جالب بود. واقعاً لذت بردم. اما نه، قانع نشدم. دفعه بعد را هم امتحان کنید، شاید جواب داد. فعلاً که نه. متشکرم.»
«شما را قسم میدهم که اینقدر به فکر من نباشید. من از این همه توجه خسته میشوم. خواهش میکنم انرژی خودتان را بگذارید برای خودتان. من هم برای خودم کافی هستم.»
«حرفتون درست، اما نه برای من. هر کسی دنیای خودش را دارد. در دنیای من، چیزهایی که میگویید کاربردی ندارد. در دنیای خودتان خوش باشید.»
«متاسفم که نظر من با شما فرق دارد. اما این مشکل من نیست، مشکل شماست که نمیتوانید تفاوت را تحمل کنید. من نظرم را عوض نمیکنم، شما هم عذاب نکشید.»
«بله قربان، هر چه بفرمایید. فقط اجازه بدید یادداشت کنم که بعداً فراموش نکنم. نه، یادم رفت کاغذ ندارم. دفعه بعد، حتماً دفعه بعد. فعلاً خداحافظ.»
جملات حاضر جوابی جدید؛ متن های کوتاه ضایع کننده کوتاه و محترمانه

متن جواب به بی ادبی
«نظر شما برای من مثل برچسب قیمت روی یک کالای بیارزش است. هست، اما تأثیری در ارزش واقعی آن ندارد. من هم برای نظرم ارزش قائلم، نه برای نظر شما. متشکرم.»
«از دلسوزیتان ممنونم. اما من به اندازه کافی بزرگ شدهام که خودم تصمیم بگیرم. شما هم برای خودتان بزرگ هستید، پس تصمیم بگیرید به جای من تصمیم نگیرید. موفق باشید.»
«حرف شما در جای خودش محترم است. اما نه اینجا، نه الان. اگر جای دیگری بود شاید. فعلاً که بینهایت بیربط بود. عذر میخواهم، باید بروم.»
«خیلی ممنون. حالا اگر اجازه دهید، من همان کاری را میکنم که خودم میخواهم. شما هم هر کاری دلتان میخواهد بکنید. به شرطی که به من مربوط نباشد. توافق؟»
«ببینید، من از شما انتظار ندارم نظرتان را عوض کنید. انتظار دارم فقط سکوت کنید. من هم سکوت میکنم. ببینید چقدر راحت شدیم. ممنون از همکاری.»
«نظرتان را شنیدم، ثبت شد، بایگانی شد. حالا برویم سراغ چیزهایی که مهم است. مثل اینکه من هر طور خودم میخواهم زندگی میکنم، نه هر طور شما میخواهید. شگفتانگیز نیست؟»
«حرفتون را قبول دارم، ولی عملش را نه. شما بلدید حرف بزنید، من بلدم تشخیص بدهم چه حرفی به دردم میخورد و چه حرفی نه. حالا این یکی به دردم نخورد. متشکرم.»
«اجازه بدهید به جای «نظر شما» بگوییم «چیزی که هیچکس به آن نیاز نداشت». خیلی مودبانهتر نیست؟ من که فکر میکنم هست. حالا ببخشید، باید بروم نظر واقعاً مهمی بدهم.»
«از وقتی که گذاشتید متشکرم. اما من آدم پرمشغلهای هستم. وقت من برای حرفهایی که به کارم میآید هم کم است، چه برسد به حرفهایی که به هیچ دردی نمیخورد. ببخشید.»
«نظرتان مثل یک خودکار بیجوهر است. هست، اما هیچ اثری از خودش به جا نمیگذارد. من هم ترجیح میدهم با خودکار جوهردار بنویسم. شاید شما هم یک روز جوهر پیدا کنید. روزگار خوش.»
«میگویند مشورت با عاقل لازم است. شما که به نظر نمیرسید عاقل باشید، پس معاف. از اینکه وقت من را گرفتید متشکرم. دفعه بعد اگر عاقل شدید، دوباره بیایید.»
«آفرین، نظر جالبی بود. برای خودتان نگهش دارید، شاید یک روز به کارتان آمد. من که به آن نیازی ندارم. نه حالا، نه هیچ وقت. خدانگهدار.»
«واقعاً خوشحالم که نظرتان را گفتید. حالا من هم خوشحال میشوم که نظرتان را نادیده بگیرم. هر کس به حق خودش. شما حق گفتن داشتید، من حق نادیده گرفتن. عادلانه نیست؟»
«نظرتان محترم، اما نه از طرف من. من به چیزهای دیگری احترام میگذارم. مثل منطق، مثل عقل سلیم. نظرتان متأسفانه هیچکدام را نداشت. با عرض پوزش، روز خوبی داشته باشید.»
«نظرتان را شنیدم. جالب بود. حالا بریم سراغ نظر من: نه. ساده گفتم تا نفهمیدید؟ باز هم میگویم: نـه. امیدوارم این بار رسیده باشد. متشکرم.»
«واقعاً ممنون که به فکر من هستید. اما من خودم به اندازه کافی به فکر خودم هستم. شما به فکر خودتان باشید، شاید بیشتر به درد بخورید. خواهش میکنم.»
«حرفتون قشنگ بود، اما نه برای من. کفش راحتی شما برای پای من تنگ است. من کفش خودم را دارم. شما بپوشید مال خودتان را، من میپوشم مال خودم را.»
«بله بله، کاملاً درست میگویید. در دنیای شما. اما من در دنیای دیگری زندگی میکنم. در دنیای من، چیزهایی که میگویید فقط یک شوخی بیمزه است. خداحافظ.»
«به من چه؟ یعنی واقعاً به من چه؟ نظر شما چه تأثیری در زندگی من دارد؟ دقیقاً هیچی. پس بگذارید من زندگی خودم را بکنم، شما هم نظرتان را برای خودتان نگه دارید. ممنون.»
متن دندان شکن در جواب بی ادبی؛ جملات سنگین شاخ شکن برای افراد گستاخ

«میدانید چه؟ شما درست میگویید. اما من ترجیح میدهم غلط باشم به روش خودم، تا درست باشم به روش شما. حالا ببخشید میروم غلط بودن خودم را جشن بگیرم.»
«نظرتان مثل یک کفش سایز بزرگ است. برای کسی شاید خوب باشد، اما من سایز پایم مشخص است. نیازی به کفش اضافه ندارم. شما برای کس دیگری نگهش دارید.»
«خیلی جالب بود. جالب به اندازه یک تلویزیون خاموش. یعنی اصلاً. من هم میتوانم برای شما حرف بزنم، اما ترجیح میدهم سکوت کنم. شاید شما هم همین کار را بکنید.»
«متاسفم، من منوی امروز را سفارش ندادم. شما قاطی کردید. من نظر نخواستم، پس لطفاً نظر هم ندهید. رستوران دیگری مشتری خودش را پیدا کنید. من مشتری شما نیستم.»
«آهان، یعنی شما فکر میکنید نظرتان مهم است؟ چه جالب. من تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم. نه، دروغ گفتم، فکر کرده بودم، فقط ارزشش را نداشت. ببخشید.»
«نظر شما برای من حکم یک پیامک تبلیغاتی را دارد. میخوانم، شاید هم نخوانم. اما قطعاً عمل نمیکنم. اسپم هستید دیگر. اسپم را که کسی جدی نمیگیرد. راست میگویم؟»










